دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨١٦ - آل اعین
آل اعین
نویسنده (ها) :
بخش معارف
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢٥ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
آلِ اَعْیَن، از خاندانهای رواییِ بنام شیعی از اواخر سدۀ ١ تا ٤ق / ٧ تا ١٠م. این خاندان که منسوب به «اعین بن سُنْسُن» است، از نظر زمانی طولانیترین دوران خدمات علمی را در میان دیگر خاندانهای شیعی ویژۀ خود ساخته است. افراد آل اعین، کوفی و غالباً در شهر کوفه ساکن بودهاند، هرچند بعدها شماری از آنان به نقاط دیگر کوچیدهاند. اینان را در کوفه محلهای خاص، و نیز در آنجا مسجدی بوده که امام جعفر صادق(ع) نیز در آن نماز خوانده است. این محله تا ٣٣٤ق / ٩٤٦م وجود داشته و در این سال بر اثر هجوم قرمطیان بر شیعیان امامی ویران گشته است. خاندان اعین نیز در این تازش آسیب فراوان دیدهاند (ابوغالب زراری، مقدمۀ مصحح، ص «د»).
افراد این خاندان از روزگار علی بن حسین(ع) (٣٨-٩٤ق / ٦٥٨-٧١٢م) به دوستی با خاندان پیامبر شناخته شدهاند و برخی از اینان که محضر آن امام را درک کردهاند، به تبحر در کلام، فقه، حدیث و دیگر شاخههای علمی آن روزگار نامآور گشتهاند. پس از آن نوادگان و اخلاف اعین مصاحبت دیگر امامان را برگزیده و گروهی از آنان به مقامات بلند علمی و دینی نایل آمدهاند. ابوغالب زراری، که خود از این خاندان است، آل اعین را حدود ٦٠ نفر دانسته و چنین شناسانده است: ما از خاندانی هستیم که خداوند بر آن منت نهاد و به دین خود مشرف ساخت و از آغاز تا زمانی که شیعه در بلاها و گرفتاریها افتاد، ما را به مصاحبت اولیای خویش مختص فرمود (صص ١٢، ١٨).
چهرههای مشهور این خاندان عبارتند از:
١. اَعیَن بن سُنْسُن شیبانی: اعین یعنی گشادهچشم. پدر وی سنسن یا سنبس، راهبی مسیحی در یکی از بلاد روم بود. خود او را که به بردگی گرفتار شده بود، مردی از بنیشیبان کوفه در شهر حلب خریداری کرد و به کوفه آورد. او سپس مسلمان شد و خواجۀ وی به تربیت اخلاقی و آموزش علمیاش همت گماشت. او پس از چندی حافظ قرآن شد و در ادبیات مهارتی یافت و از نظر پرهیزگاری و پاکی اخلاقی نیز مقام بلندی کسب کرد. خواجه او را آزاد کرد، ولی از وی خواست عضویت بنیشیبان را بپذیرد، اما او نپذیرفت، با اینهمه، او و خاندانش به «کوفی شیبانی» شهرت یافتند. برخی گفتهاند که اعین ایرانی بوده و با علی بن ابیطالب(ع) دیدار کرده و بر دست او مسلمان گشته و پس از آن از یاران وی شده است (امین، ٢ / ١٠١)، ولی رجالشناسان عموماً چنین نظری را تأیید نمیکنند. آنچه قطعی مینماید این است که اعین و خاندان او، تا آنجا که افراد آن شناخته شدهاند، جز تنی چند، شیعه بودهاند و بسیاری به دوستی و طرفداری از علی(ع) و دیگر امامان شهرهاند.
٢. زُرارَة بن اعین شَیبانی: (د ١٥٠ق / ٧٦٧م)، محدث، فقیه، متکلم، ادیب و نویسندۀ امامی. او از مشهورترین راویان شیعی و از برجستهترین شاگردان امام صادق(ع) است، با اینهمه، احوال زندگی او چندان روشن نیست. او در علم کلام، جدل و استدلال بسیار توانا بود و غالباً در مقام بحث بر مخالفان خود چیره میشد؛ از اینرو بسیار مورد توجه امام صادق(ع) و شیعیان بود. او از شاگردان امام محمدباقر(ع) (٥٧-١١٤ق / ٦٧٦-٧٣٢م) بوده و از او روایات بسیاری نقل کرده است. برخی از رجالشناسان زراره را غیرموثق دانستهاند و برخی روایات نیز در نکوهش وی وارد شده است که به قولی شمار آنها به ٢٠ میرسد (بهبهانی، ١٤٢)؛ اما باتوجه به جایگاه روشن و مهم زراره نزد امام پنجم و ششم و روایات بسیاری که از سوی آن دو امام و امامان بعدی در مدح و تأیید او وارد شده است و حتیٰ او را راستگوترین فرد زمانش دانستهاند (طوسی، ١٤١)، تردیدی در ایمان، دانش، اخلاص، امانت و فقاهت وی باقی نمیماند. نقش زراره در گسترش و احیای معارف اهل بیت تا آنجاست که امام صادق(ع) گفت: خدای زراره را بیامرزد، که اگر وی و همگنان او نبودند، سخنان پدرم از میان رفته بود (ابوغالب زراری، مقدمۀ مصحح، ص «د»). در حدیث دیگر، امام صادق(ع) آشکارا او را از بهشتیان دانسته است (موسوی اصفهانی، ١ / ٣٠٥). باز از آن امام روایت شده است که گفت: ٤ تن نزد من محبوبترند: بُرَید بن معاویۀ بَجَلی، محمد بن مسلم، ابوبصیر و زراره (طوسی، ١٤٢). رجالشناسان عموماً روایات ذمّ زراره را ضعیف و یا ناشی از شرایط خاص سیاسی و تقیه دانستهاند (همانجا). مسألۀ دیگری که نزد محققان شیعی مورد گفتوگوست، انکار یا تردید او در امر امامت موسی بن جعفر(ع) (١٢٨-١٨٣ق / ٧٤٥-٧٩٩م) است (امین، ٧ / ٥٣). هرچند این نسبت کاملاً محرز نیست، اما اگر چنین تردیدی نیز در زراره پیدا شده باشد، باتوجه به تأییدات امامان و شیعیان بعدی از زراره، جای شک باقی نمیماند که سرانجام او به امامت امام موسیٰ(ع) گردن نهاده است.
گفتهاند که زراره دارای تألیفاتی نیز بوده است، اما جز یک کتاب با عنوان الاستطاعة والجبر والعهود (طوسی، ١٤٣) از او یاد نشده است. ابن بابویه قمی (٣٢٩ق / ٩٤١م) گوید که آن کتاب را دیده است (نامۀ دانشوران، ٩ / ٨٣).
برخی ادعا کردهاند که زراره ٩٠ سال زیسته است (همان، ٩ / ٨٩). این احتمال دور نمینماید، چه برخی او را از اصحاب امام علی بن حسین(ع) نیز دانستهاند (ابوغالب زراری، ٣). زراره را ٧ فرزند با نامهای: رومی، یحییٰ، عبدالله، حسن، حسین، محمد و عُبید بوده که از راویان شیعی و غالباً از شاگردان امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) بودهاند و از آنان روایت کردهاند. در این میان عبید از اعتبار و شهرت بیشتری برخوردار است؛ چنانکه او را «موثَّق» شمردهاند. او در کوفه میزیست و از چنان اعتباری برخوردار بود که شیعیان کوفه او را به هنگام نیاز برای ملاقات با امام صادق(ع) و پرسش از آن حضرت به مدینه میفرستادند (همو، ٥).
٣. حُمْران (ابوحمزه) بن اعین، فقیه، محدث، نحوی، ادیب و لغتدان. او از شاگردان امام باقر(ع) و امام صادق(ع) بوده و از آن دو روایات بسیاری نقل کرده است و کسان بسیاری از او روایت کردهاند. هرچند برخی از رجالشناسان اهل سنت، به دلیل شیعی بودن حمران، وثاقت او را تأیید نکردهاند، اما رجالشناسان شیعی عموماً او را موثق و مورد اعتماد دانستهاند و حتیٰ برخی او را از زراره نیز موثقتر دانستهاند (امین، ٦ / ٢٣٤). حمران علم نحو را از ابوالاسود دُؤَلی آموخته است. هرچند تاریخ مرگ او دانسته نیست، اما قطعی است که او پیش از امام صادق(ع) درگذشته است (ابوغالب زراری، ٤). حمران دارای فرزندانی چند بوده است با نامهای: عقبه، حمزه و محمد. اینان از اصحاب امام باقر(ع) و امام صادق(ع) و از راویان موثق بودهاند و از آن دو روایات بسیار نقل کردهاند.
٤. بُکَیر (اَبوجَهْم) بن اعین، فقیه و محدث. او از راویان موثَّق و از یاران امام پنجم و امام ششم بهشمار آمده و روایات بسیاری از آن دو نقل کرده است، اما بهرغم شهرت بسیارش، چیزی بیش از این از احوال او دانسته نیست. بکیر پیش از وفات امام صادق(ع) درگذشته است. وی ٦ پسر داشته که عبارتند از عمر، جهم، زید، عبدالله، عبدالحمید و عبدالاعلیٰ. افراد یادشده از عالمان و محدثان، و از اصحاب امام صادق(ع) بهشمار آمدهاند. عبدالله، با اینکه از فقیهان صاحبنظر دانسته شده، فطحیمذهب به شمار آمده است (همو، ٤، ٦).
٥. احمد بن محمد، معروف به ابوغالب زراری (٢٨٥- ٣٦٨ق / ٨٩٨-٩٧٨م)، فقیه، محدث، متکلم، ادیب و شاعر. او از عالمان و محدثان بنام آل اعین و آخرین فرد مشهورِ این خاندان است. وی در کوفه زاده شد. پنج ساله بود که پدرش درگذشت. پس از آن جدش محمد بن سلیمان تربیت او را به عهده گرفت. او پس از فراگیری علوم ابتدایی، دانشهای مختلف را در سطوح عالی نزد عالمان بنام روزگارش آموخت و از تربیت اخلاقی و معنوی آنان بهره برد. در ١١سالگی حدیث را فرا گرفت. در ٣٠٠ق / ٩١٢م جدش درگذشت و پس از آن، او که کمتر از ٢٠ سال داشت، ازدواج کرد. پس از مدتی دارای فرزندی شد که درگذشت. سپس میان وی و همسرش ناسازگاری پدید آمد و آهنگ بغداد کرد و از طریق حسین بن روح، نایب خاص امام غایب(ع) (ز ٢٥٥ق / ٨٦٨ م)، از او یاری خواست و او پیام داد که به زودی اختلاف میان وی و همسرش زدوده خواهد شد، و چنین شد. در روزگار او قرمطیان به کوفه هجوم بردند و محلۀ آل اعین را ویران کردند. در ٣٥٠ق / ٩٦١م به زیارت کعبه توفیق یافت؛ مدتی در آنجا زیست و به عبادت گذراند. او در ٣٥٦ق / ٩٦٧م رسالة فی آل اعین را نوشت و در آن احوال خاندانش را، از آغاز تا انجام، به ایجاز و با ذکر مشایخ روایی و طرق روایات خود گرد آورد و آن را به نوهاش محمدبن عبدالله اهدا کرد، بدین امید که او خاندان فرو پاشیدهاش را به یاد آورد و استمرار حدیث را در سلسلۀ راویان آل اعین ممکن سازد. در ٣٦٧ق / ٩٧٧م از مکه بازگشت و یک سال پس از آن درگذشت و در کوفه به خاک سپرده شد. ابوغالب از نسل بکیر بن اعین بوده، از اینرو نیاکان او به بکیری شهرت داشتهاند، اما از روزگار امام علی بن محمد(ع) (٢١٢-٢٥٤ق / ٨٢٩- ٨٦٨ م) به «زراری» شهرت یافتهاند. این شهرت، چنانکه خود او گفته، از زمان جدش سلیمان بن حسن پدید آمده است. دلیل این تغییر عنوان را دو چیز دانستهاند: یکی اینکه مادر حسن بن جهم بن بکیر، نیای بزرگ ابوغالب، دختر عبید بن زراره بوده است؛ دیگر اینکه امام عسکری(ع)، احتمالاً به دلیل شرایط و ملاحظات سیاسی، سلیمان فرزند حسن را زراری نامیده است (زراری، ١١؛ ابطحی، ٣ / ٣٣٥).
ابوغالب که خود از راویان موثق و کثیرالروایه شمرده شده است، از کسان بسیاری حدیث نقل کرده است. او بنامترینِ این مشایخ را در رسالۀ خود ذکر کرده است. نام این افراد بدین شرح است: احمد بن ادریس اشعری (د ٣٠٦ق / ٩١٨م)، احمد بن محمد بن سعید بن عقبه (د ٣٣٣ق / ٩٤٤م)، احمد بن محمد عاصمی بغدادی، احمد بن محمد رباح واقفی، جعفر بن محمد بن مالک فزاری بزاز، جعفر بن محمد بن لاحق شیبانی، حمید بن زیاد نینوایی (د ٣١٠ق / ٩٢٢م)، عبدالله بن جعفر حِمُیَری، ابوطالب عبیدالله بن ابیزید انباری، علی بن حسین سعدآبادی، ابوالحسن علی بن سلیمان (عموی پدرش)، علی بن سلیمان بن مبارک قمی، علی بن محمد بن عیسی بن زیاد تُستری، عمر بن فضل وراق طبری، محمد بن احمد بن داوود (د ٣٧٨ق / ٩٨٨م)، ابوعبدالله محمد ابن ابراهیم بن جعفر کاتب نعمانی، محمد بن حسن بن علی بن مهریار اهوازی، محمد بن سلیمان بن حسن (د ٣٠٠ق / ٩١٢م) (جد ابوغالب)، محمد بن محمد معادی، محمد بن یعقوب کلینی (د ٣٢٩ق / ٩٤٠م) و ابن مُغَیْره (ابوغالب زراری، ٣٨-١٠٧). اما کسانی که از ابوغالب روایت کردهاند اینانند: شیخ مفید (د ٤١٣ق / ١٠٢٢م)، ابوعبدالله حسین بن عبیدالله غضایری (د ٤١١ق / ١٠٢٠م)، ابوالعباس احمد بن علی بن نوح سیرافی، ابن عبدون (د ٤٢٣ق / ١٠٣١م)، ابوطالب بن غرور، ابوعبدالله احمد بن محمد بن عیاش جوهر (د ٤٠١ق / ١٠١٠م) و ابوالفرج محمد بن مظفر (همو، مقدمۀ مصحح، صص، «د»، «ل»). افراد یادشده، از مشایخ حدیث شیخ طوسی (٣٨٥-٤٦٠ق / ٩٩٥-١٠٦٧م) و احمدبن علی بن احمد نجاشی (٤٥٠- ٥٢٨ ق / ١٠٥٨-١١٢٣م) هستند. ابوغالب دارای تألیفاتی نیز بوده است که چنین از آنها یاد شده است: کتاب تاریخ که به گفتۀ شیخ طوسی و نجاشی ناتمام است؛ کتاب افضال، کتاب مناسک حج (بزرگ و کوچک)؛ کتاب دعاهای سفر؛ گزیدهای از کتاب بصائر الدرجات تألیف سعد بن عبیدالله یا اخبار علی بن سلیمان قمی؛ اخبار در روزه؛ اخبار در ظهور؛ خطبهای از پیامبر در روز غدیر؛ خطبههای امیرالمؤمنین(ع)؛ مجموعهای از اخبار پراکنده؛ مجموعهای از دعاها و رسالةٌ فی آل اعین از این آثار، جز رسالۀ آل اعین که به کوشش محمدعلی موحد موسوی اصفهانی در ١٣٩٩ق / ١٩٧٨م در اصفهان چاپ شده است، چیزی در دست نیست.
مآخذ
ابطحی، محمدعلی، تهذیب المقال، نجف، مطبعة الآداب، ١٣٩٠ق؛
ابن ندیم، محمد بن اسحاق، الفهرست، بیروت، دارالمعرفة، ١٣٩٨ق، ص ٣٠٩؛
ابوغالب زراری، احمد، رسالة فی آل اعین، به کوشش محمدعلی موسوی ابطحی، اصفهان، ١٣٩٩ق، جمـ ؛
اردبیلی، محمد بن علی، جامع الرواة، بیروت، دارالاضواء، ١٤٠٣ق، ج ١، جمـ ؛
افندی اصفهانی، عبدالله، ریاض العلماء، به کوشش احمد حسینی و محمود مرعشی، قم، مطبعة الخیام، ١٤٠١ق، ص ٦٢؛
امین، محسن، اعیان الشیعة، بیرون، دارالتعارف، ١٤٠٣ق، ٦ / ٢٣٥، ٧ / ٤٦، ٣٩٠، ٩٥٥؛
بحرالعلوم، محمدمهدی، رجال، تهران، مکتبة الصادق، ١٣٦٣ش، ١ / ٢٢٢-٢٥٧؛
بهبهانی، محمدباقر، تعلیقات علی منهج المقال، ١٣٠٦ق، صص ٧١-٧٢، ٩٧، ٩٩، ١١٢، ١٢٤، ١٢٥، ١٤٣- ١٤٨، ١٨٧، ١٨٩، ٢٠٠، ٢٠٣، ٢١٥، ٢١٦، ٢٦٦؛
حلی، حسن بن علی، کتاب الرجال، به کوشش جلالالدین محدث، دانشگاه تهران، ١٣٤٢ش، جمـ ؛
خویی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، بیروت، ١٤٠٣ق، ٣ / ٢٥٣، ٣٥٩-٣٦٢، ٦ / ٢٥٥-٢٦٢، ٩ / ١٤٧-١٤٩، ٢٥٤-٢٥٥، ٢٦٠-٢٦١، ٣١٠-٣١٢، ١٠ / ١١٣-١١٤، ١١ / ١٤-١٧، ١٣ / ١٨١، ١٤ / ١٥٥-١٥٦، ١٥ / ١١٣؛
طوسی، محمد بن حسن، الفهرست، به کوشش محمود رامیار، دانشگاه مشهد، ١٣٥١ش؛
قمی، عباس، فوائد الرضویة، تهران، ١٣٢٧ش، صص ٣١-٣٢؛
موسوی اصفهانی، آقا حسین، ثقات الرواة، نجف، مطبعة الآداب، ١٣٨٧ق، صص ٣٠٤-٣٣٢؛
نامۀ دانشوران، قم، دارالفکر.
بخش معارف