دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٠٢ - بحارالانوار
بحارالانوار
نویسنده (ها) :
مهدی مطیع
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بِحارُالْاَنْوار، مشهورترین، مهمترین و مفصلترین اثر علکی محمدباقرمجلسی (١٠٣٧-١١١٠یا ١١١١ق/ ١٦٢٨-١٦٩٨ یا ١٦٩٩م) که مجموعهای گسترده از احادیث امامیه است و گاه «دائرةالمعارف بزرگ احادیث شیعه» لقب گرفته است.
نام کامل این اثر بحارالانوارالجامعةلدرراخبارائمةالاطهار(ع) است. عزم مؤلف بر نگارش این کتاب از ١٠٧٠ق/ ١٦٦م، پس از نگارش کتاب فهرس مصنفات الاصحاب جزم شده است و اولین تاریخ ثبت شده در خود کتاب ١٠٧٢ق است (ﻧﻜ : ١٠٣/ ٢٥٥) و سوادنامۀ آن در ١١٠٤یا ١١٠٦ق به پایان رسیده است، هرچند پاکنویس کتاب تا پس از فوت مؤلف و توسط شاگردان او همچنان ادامه داشته است (امین، ٩/ ١٨٣؛ مشار، ٢/ ٢٥-٢٦؛ المعجم...، ١/ ١٠٢).
همزمان با کار ٣٦ سالۀ او، کتابهای مهم دیگر حدیثی شیعه نیز نگاشته شده است: نست الوافی از مولێ محسن فیض کاشانی (د ١٠٩١ق/ ١٦٨٠م) و دیگر وسائل الشیعة از محمدبن حسن حرعاملی (د ١١٠٤ق/ ١٦٩٣م). شروع کار تألیف بحارالانوار در زمان شاهاسماعیل اول صفوی (ﺳﻠ ١٠٧٧-١١٠٥ق) بود و اتمام کار به دورۀ سلطنت شاه سلطان حسین اول (ﺳﻠ ١١٠٥-١١٣٥) برمیگردد. این در حالی است که مجلسی در ١٠٨٩ق/ ١٦٧٨م از طرف شاه سلیمان به شیخالاسلامی منصوب شد (برای آشنایی با شرح وظایف و اختیارات منصب شیخالاسلامی، ﻧﻜ : مارچنکوفسکی، ٣٢٨-٣٢٩) و پس از مرگ وی، شاه سلطان حسین نیز وی را در این سمت ابقا کرد (بحرانی، ٥٥).
پس از ورود محقق کرکی در ٩١٦ق/ ١٥١٠م به ایران و ایجاد بستر تشکیل حکومتی شیعی، زمینهای نیز بریا رویکرد اخباری ایجاد شد که زیر بنای آن توسط ابن ابی جمهور احسایی (زنده در ٩٠٤ق) در رسالهای با عنوان العمل باخبار اصحابنا به وجود آمده بود و توسط میرزا احمدبن علی استرابادی (د ١٢٠٨ق) و محمدامین استرابادی (د ١٠٣٦ق) ادامه یافت (ﻧﻜ : ﻫ د، ٧/ ١٦٠). این فضا تا نگارش الفوائد الحارئریة توسط محمدباقر بهبهانی در ١٢٠٨ق در رد الفوائدالمدنیۀ محمدامین استرابادی، همچنان جو چیره بر تفکر شیعی دوران خویش بوده است و این حکایت از آن دارد که شرایط حاکم بر حوزههای دینی آن زمان نگارش احادیث را میپسندیده، و فیض کاشانی و حرعاملی در همین فضا اقدام به تدوین مجموعههای حدیثی شیعه نمودهاند. مجلسی نیز که خود گرایش هرچند معتدل اخباری داشت (مهاجر، ١٥١، ﺑﺒ ؛ ملکی، ٢٦١ﺑﺒ )، به نگارش بحارالانوار پرداخت. چنانکه وی در جواب سؤالی که از او دربارۀ حکما، فلاسفه، مجتهدین و اخباریون و فقها و صوفیه شده است، استفادۀ عقل را برای فهم احادیث، آن هم به شیوۀ حکما جایز نمیداند و خود را اخباری دور از افراط و تفریط در تقلید محضبه عنوان درایت، یا اجتهاد آزاد براساس گرایشهای عقلی معرفی میکند (ﻧﻜ : زینالعابدینشیروانی، ٦١٨-٦٢١).
مؤلف در مقدمۀ کتاب، عنوان میکند که پس از آشنایی و تفحص در علوم دیگر به این نتیجه رسیده که راهی برای علم جز در کتاب الهی و اخبار ائمۀ طاهرین(ع) وجود ندارد و راههای دیگر را هرچند بیبهره نمیداند، اما دورافتاده از مسیر معرفی میکند (١/ ٢، ٣). مؤلف در جای دیگر این اثر، گرایش اخباری خود را نشان میدهد و حتێ با مسائل و شبهات عقلی مطرحشده، به شیوۀ روایی برخورد میکند (٢/ ٣١٤، ٣/ ٢٣٤، ١١/ ٢٥٩، ٦٧/ ٢٥٤) و جایی به صراحت نظر اخباریان را بهترین نظر در بحث بیان کرده است و ترک مسألهای غامض را به دلیل عجز عقول بر احاطه به عمق آن، اولێ میداند (٥/ ٢٦٠؛ برای نمونههای دیگر، ﻧﻜ : المعجم، ١/ ٨٤-٨٦).
اما آنچه مجلسی به عنوان انگیزۀ شخصی بیان میکند، حفظ آثار گذشتگان و جلوگیری از نابودی آنهاست، متونی که به واسطۀ غرضورزی فاسدان، بیتوجهی جاهلان، استیلای سلاطین گمراه، و مخالف با اهل بیت (ع)، رواج علوم باطل و نیز کماعتنایی به احادیث،در حال از بین رفته بوده، و جامعۀ آن روز برای هدایت و استفاده به آنها نیازی مبرم داشته است (١/ ٣-٤).
روش کار مجلسی هرچند به نظر میرسد نوعی برداشت از کارهای گذشته نیز باشد، اما ابتکارات شخصی نیز دارد. او ابتدا عناوین مجلدات کتاب خود را انتخاب میکرد و سپس راهی برای هر عنوان بابهایی میگشود. در ذیل هر باب پیش از هر چیز آیات قرآنی متناسب آن را فهرست میکرد که این کار او بسیار بهکار الوافی فیض کاشانی نزدیک است. آنگاه برای هرآیه، تفسیری مناسب با استفاده از نظرات مفسران و توضیحات خودمینگاشت؛ این کار را از جلد٥ به صورت جدی آغاز کرده، و در جزء ٧ و٩ به مناسبت بحث توحید و صفات الهی به اوج خود رسانده است (٧/ ٦٧-٩٨، ٨/ ٢-١٧٣).
در مرحلۀ بعدی، روایات متناسب با هر باب را در ذیل عنوان گنجانده، و سندهای آن را نیز با رعایت اختصار نقل کرده است. هدف او از این اختصار جلوگیری از پرکردن و افزودن حجم ابواب یا مزین کردن کتاب است، اما آنها را به کلی حذف نکرده است تا تحلیل سند ناممکن شود (١/ ٤٨). آنگاه توضیحات و شرح خود را بر روایات نگاشته، و در این قسمت از نظرات دیگر صاحبنظران نیز یاری گرفته، و به نقل و گاه نقد اقوال آنان پرداخته است. وی در انتخاب روایات، اساس کار را بر تناسب کل یا جزء روایت با عنوان باب قرار داده است و البته آنجا که روایت را تقطیع کرده، و عدۀ آوردن متن کامل آن را در جای دیگر داده است (مثلاً ٦/ ٥٤، ١١٨، ١٥٢). این توضیحات او در ١٠ جلد آخر کتاب دیده نمیشود؛ زیرا ١٠ جلد آخر توسط شاگردش میرزا عبدالله افندی، یا به قولی توسط میرمحمدصالح حسینی پاکنویس شد و از سوادنامه به بیاض آمد، برای اینکه عمر مجلسی به انجام این کار کفاف نداده بود؛ هرچند برخی نیز این نظر تاریخی را نپذیرفتهاند (همو، ١/ ٤، ٥؛ بحرانی، ٥٧؛ تنکابنی، ٢٠٨، ٢٠٩؛ المعجم، ١/ ٧٥، ٧٦).
وی برای اجرای چنین کار عظیمی از همکاران و شاگردان بسیاری کمک گرفته که در برخی منابع شمار آنها را بالغ بر هزار نفر دانستهاند (قمی، الکنێ...، ٣/ ١٤٧) و کسانی چون میرزا عبدالله افندی، میرمحمدصالح حسینی، ملاذوالفقار، ملامحمدرضا، عبداله بن نورالدین بحرینی، نعمتالله جزایری و آمنهخاتون خواهرش را جزو همکاران وی شمردهاند (المعجم، ١/ ٩٨، ٩٩).
کار گروهی او که از ابتکارات تألیف به حساب میآید، شباهتی نیز به کار نگارش دائرةالمعارف فلسفی توسط گروه اخوان الصفا دارد (سبحانی، ٣٦٠)؛ با این تفاوت که وی تسلط کامل و یک تنه بر همۀ مراحل کار داشت و شاگردانش فقط به جمعآوری و نگارش آیات و احادیث، ذیل عنوانهای طراحی شده توسط خود او میپرداختند و کلیۀ گزینشها از متن، سند...، و همچنین تنظیم توسط خود وی صورت میگرفته است (المعجم، ١/ ٧، ٨).
ابتکارات تألیف بحارالانوار به همین اندازه محدود نمیشود؛ نوعی تفسیر موضوعی برای قرآن با بیش ز ٩٠٠ موضوع اصلی و ٤٠٠موضوع فرعی و سبک تبویب آن که گونهای از فهرست موضوعی برای احادیث شیعی استف نیز قابل توجه است (سبحانی، ٣٥٥-٣٦١؛ المعجم، ١/ ٨؛ نیز ﻧﻜ : پاکتچی، ٣٩-٤٨).
فهرستبندی و تبویب مجلسی از نقاط قوت و قابل تأمل در تألیف بحارالانوار است؛ وی در «فصل رابع» مقدمۀ کتابش (١/ ٧٩-٨٠)، فهرست مجلدات ٢٥ گانۀ خود را عنوان میکند. این فهرست از لحاظ ردهبندی و محتوای عناوین معرف مناسبی برای کار اوست. خود مؤلف عناوین «العدل و المعاد»، «ضبط تواریخ انبیاء و ائمه(ع)» و «السماء و العالم» را که مشتمل بر احوال عناصر و موالیدو ... است، از ابتکارات منحصربه فرد کتاب خود که پیشینیان به آن نپرداختهاند، میداند (١/ ٥).
عنوانهای کتاب ٢٥گانه اینهاست: کتاب العقل و الجها؛ کتاب التوحید و الصفات و الاسماء الحسنێ؛ کتاب العدل و المشیة و الارادة و القضاء و القدر؛ متاب الاحتجاجات و المناظرات؛ کتاب فی احوال الانبیاء و قصصهم؛ کتاب فی احوال نبینا الاکرم(ص) و احوال جملة من آبائه؛ کتاب فی مشترکات احوال الائمة(ع)؛ کتاب فیالفتن بعدالنبی (ص)؛ کتاب فی احوال امیرالمؤمنین(ع) من ولادته الێ شهادته؛ کتاب فی احوال سیدةالنساء(ع) و الامامین الهمامین الحسن المجتبێ(ع) و ابی عبدالله الحسین(ع)؛ و الامامین الهمامین الحسن المجتبێ(ع) و ایب عبدالله الحسین(ع)؛ کتاب فی احوال الائمة الاربعة بعدالحسین(ع)؛ کتاب فی احوال الائمةالاربعة قبل الحجةالمنتظر(ع)؛ کتاب فی احوال الحجةالمنتظر(ع)؛ کتاب فی السماء و العالم؛ کتاب فی الایمان و الکفر، که در طرح اولیۀ مجلسی، این کتاب شامل ١٠ بخش در آداب نیز بوده است، اما در هنگام تألیف این دو مبحث، جدا و به کتاب مستقل تبدیل شده است که برخی آن را جلد ١٦ و برخی کتاب مستقلی با عنوان «کتاب العشرة» دانستهاند، بیآنکه در شمارش کتاب خللی وارد آید (ﻧﻜ : نوری، ٣٩-٤٠؛ آقابزرگ، ٣/ ٢٢)؛ کتاب الزی و التجمل فی الآداب و السنن؛ کتاب الروضة؛ کتاب فی الطهارة و الصلاة؛ کتاب فی فضائل القرآن و الذکر؛ کتاب فی الزکاة و الصدقة و الخمس و الصوم؛ کتاب فی الحج و العمرة، شامل جهاد، امربه معروف و نهی از منکر؛ کتاب فی المزار؛ کتاب فی العقود و الایقاعات؛ کتاب فی الاحکام الشرعیة؛ کتاب فی الاجازات.
علاوهبر حجم قابل ملاحظۀ روایات، انتخاب موضوعات متنوع نیز، اهمیت و ارزش بحارالانوار را بالا برده است، چنانکه دیده میشود؛ مبحث اعتقادات، احکام، جهان غیب، اخلاق و آداب و حتێ طبیعیات و علوم طبیعی، تاریخ و فرهنگ شیعه و ادبیات عامیاتۀ آنو... از چشم او دورنمانده است. مؤلف همچنین در مباحق فقهی، به مسائلی که مردم بدان احتیاج مستمر داشتهاند و مورد پرسش بوده، حجم بیشتری اختصاص داده است (ﻧﻜ : ٨٠/ ٣٢٧، ٨٢/ ٢٣١، ٨٨/ ٢٥٨) که همۀ اینها شناخت کافی او را از مقتضیات عمومی جامعه را میرساند.
تنوع موضوعی از سویی و هدف اصلی مؤلف برای حفظ میراث شیعه از سویی دیگر، او را واداشته تا از منابع بسیار و متنوعی استفاده کند که به یقین از حیث آمار کمنظیرترین مجموعۀ حدیثی تألیف شده است. بجز این آمار، تنوع فراوانی هم در موضوعات منابع دیده میشود. هرچند منابع او بیش از همه جنبۀ حدیثی و فقهی دارند، اما موضوعات تفسیری، تاریخی، کلامی و ادبی، لغت، سیاست من، اخلاق و حتێ علوم طبیعی، پزشکی، نجوم و ریاضی، جغرافیاو... نیز در منابع او یافت میشود. کوشش فراوان او برای جمعآوری منابع زبانزد شده است. بنا به روایتی برای به دست آوردن کتاب المدینةالعلم ابنبابویه که تصور میشد در یمن وجود دارد، گروهی را با هدایای فراوان به سراغ حاکم آنجا میفرستد تا کتاب را به دست آورد (نوری، ٣٣).
مؤلف خود در آغاز کتاب (١/ ٦-٢٤) ابتدا منابع شیعی خود، بیش از ٣٧٨ اثر از ٢٥ نویسنده را معرفی میکند و سپس به سراغ منابع اهل سنت میرود که برای حجتآوردن یا ردکردن یا نقدکردن یا تتمیم فایده و تأییدروایات شیعی مورد استفاده قرار داده، و شمار آنها به ٨٥ منبع بالغ شده است (١/ ٢٤-٢٥)؛ و سپس برای تصحیح الفاظ یا تعیین معانی به سراغ کتب یا شروح اخبار عامه میرود و ٢٠ کتاب لغوی و ١٣ کتاب شرح را برمیشمارد، هرچند این تنها منابع وی نیست و او به صراحت منابعی را نیز در حین کار معرفی میکند (١/ ٢٤)، به گونهای که مجموعۀ کتب مورد استفادۀ او به حدود ٦٣٠ میرسد.
در فصل دوم مقدمهاش (١/ ٣٦-٤٨) به بیان وثوق و اختلاف نسخ منابع میپردازد و به صراحت بیان میکند که آنچه را به نظر خودش وثاقت داشته، و از لحاظ متن و سند بیاشکال بوده، در کتابش آورده است. شاگردان او نیز این نظر را تأیید میکنند. چنین نظری با دیدگاه رایج که هدف مجلسی را صرفاً گردآوردن مجموعهای حدیثی بدون اعتبار صحت اسناد و متن میداند (مثلاً ﻧﻜ : دوانی، ٦١)، در تضاد است. گفتنی است که مؤلف در مواردی نیز برخی احادیث را به عنوان حدیث ضعیف یا غیرقابل اعتماد معرفی میکند (١/ ١٠، ١٢/ ٣٥٦، ١٤/ ٤٤٧، ١٥/ ٣٥٧، ٤١٤، ١٨/ ٧٧، ﺟﻤ).
جالب توجه اینجاست که دربارۀ روایات غریب که پذیرش صحت متن آنها در مرحلۀ اول دشوار بهنظر میرسد، به توجیه و تأویل پرداخته است، درحالی که اگر صدور آن را نمیپذیرفت، طبعاً نقلشان نمیکرد (المعجم، ١/ ٨١). البته هیچ یک از این موشکافیها، نقش کار او در جلوگیری از تحریف و برساختن احادث جدید را در حوزۀ روایی شیعه انکار نمیکند (رحمان ستایش، ٢٥٤-٢٥٥). نقدهای فراوانی ـ علاوه بر تأییدات بیشماری که بر کار اوست ـ پیرامون کتاب او را فراگرفته است و این نظرات یا به ضعف احادیث، یا به کمفایده و پراشتباهبودن توضیحات او برمیگردد (آشتیانی، ٩٢٨؛ امین، ٩/ ١٨٣).
برای بررسی جایگاه بحارالانوار در دورانهای پس از مجلسی، توجه به نکاتی لازم است:
اول، استفادۀ محدود مؤلف از کتب اربعۀ شیعه است که او هدف خود را در اینباره حفظ و خارج نشدن آنها از حوزههای علمی جهان تشیع اعلام میکند (١/ ٤٨) و همین، اهمیت کتاب او را از لحاظ فقهی کم کرده، و بهرغم اینکه در دیگر زمینهها سیطرۀ کامل و بسیار واضحی در حوزۀ فرهنگ تشیع پس از خود پیدا کرده، در مباحث فقهی، مرجع متداول محسوب نشده است.
دوم، استفاده از نهجالبلاغه نیز اندک است، هرچند صاحب ریاض العلما، قائل به عدم استفادۀ مؤلف از نهجالبلاغه میشود (افندی، ٥/ ٣٩). خود مجلسی نهجالبلاغه را به عنوان منبع معرفی میکند و از آن بهره میجوید. با اینهمه، این سخن نیز صحیح است که بسیای از احادیث نهجالبلاغه از طریق منابع دیگری در کتاب او آمده است.
سوم، نوع تحلیلها و توضیحاتی که دربارۀ احادیث میدهد، در فضایی اخباری صورت میگیرد و حتێ آنجا که با مسائل عقلی برخورد میکند، با استفاده از ابزار کلام، یعنی استناد به نقل و ظواهر، آن را نقد میکند، نه با استفاده از ابزار عقلی؛ هرچند این خود نوعی درایت به حساب میآید، اما مخالفت با عقلگرایی و فلسفه در جای جای آثار او دیده میشود. وی در کتاب خود (٨/ ٣-٦) وعدۀ نوشتن کتابی مستقل بر ضد فیلسوفان با عنوان فی نقد کلمات الفلاسفه لاصول الشرایع را داده است. او برآن بود که مسائل عقلی را در کتاب نیاورد (٢٧/ ٣٤٧، ٣٥/ ١٣٣، ٥١/ ٣١٣، ٦٨/ ٣٠٩)، اما به مناسبتهایی معترض مسائل عقلی نیز شده است (ﻧﻜ : ١١/ ٢٠٣، نیز ٣٥/ ١٠٨، ٥٧/ ٢٣٣، ٥٨/ ٣١١). تقید او به ظواهر دینی و احادیث منقول، نهتنها در کتابش، که در سیاست مدنی او نیز بازتاب داشته، و برای همین، مخالفت با فلاسفه، طرد صوفیه و تضییق بر اقلیتهای دینی در کارنامۀ فعالیتهای اجتماعی مؤلف ثبت شده است (بحرالعلوم، ٤٠). درعینحال، در حیطۀ دیدگاه خود با جرأت و شهامت خاصی علاوه بر اشاره بر آراء و اقوال فقها و سایر دانشمندان و اشاره به علوم اوایل و...، شدیداً آنها را نقد میکند، هرچند نقد او از نوع شرح لغت و وصف حالت است، نه از نوع تدبرات عقلی مصطلح، همراه با حفظ احتیاط و راعایت علما، و بیشتر درصدد تصحیح و توجیه برآمده است و تعارضها را از این میداند که عقل ما بدان نمیرسد (المعجم، ١/ ٧٥-٧٧).
از گرایشهای دیگر مؤلف در این کتاب، پاسداری از حریم معتقدات شیعه و تثبیت جایگاه بزرگان مذهب، است؛ نمونۀ این نوع تلاش بیش از همه در شرح زندگانی حضرت فاطمۀ زهرا(ع) یا در شرح خطبۀ شقشقیه پیداست (چ کمپانی، ٨/ ١٠٥-١٣٦، ١٦١). مسألۀ تقیه نیز از مواردی است که توجه او را به صورت خاص به خود جلب کرده است (٨/ ١٣٨، ٧٢/ ١٣٠، ٧٥/ ٣٩٣-٤٤١).
جایگاه خاص بحارالانوار در فرهنگ تشیع، بالاخص حوزۀ ایرانی آن باعث شده که کارهای راوانی چه به فارسی و چه به عربی دربارۀ آن صورت گیرد. در یک دستهبندی کلی میتوان این فعالیتهای را معرفی کرد:
تعلیقات و تصحیحات: تعلیق خود او بر بخشهایی از کتاب (مانند ١/ ٩٨، ٨/ ٩٢، ١٠٠، ١٠٧، ٢٠٩) و در عصر حاضر تعلیقات و توضیحات از سوی علامه طباطبایی (در بحث اطلاقات عقل، ١/ ١٠٠ و تجرد عقول،١/ ١٠٤) و دیگران چون ربانی شیرازی، مصباح یزدی، بهبودی، غفاری صفت، مسترحمی،موسوی میانجی، خرسان، عابدی و زنجانی که در این میان بهبودی جمع بیشتری از تصحیحات را به خود اختصاص میدهد.
ترجمهها
١. ترجمۀ ج١، شاهزاده سلطان محمد بلند اختر هندی (آقابزرگ، ٤/ ٨٢)؛ ٢. ترجمۀ ج٢ با عنوان جامع المعارف (همو، ٣/ ١٨)؛ ٣. ترجمۀ فارسی ج٦ (همو، ٤/ ١٠٧)؛ ٤-٥. ترجمۀ ج٨ (کتاب الفتن) از محمد نصیربن موسى عبدالله، برادرزادۀ مجلسی (نوری، ٥٧)، و ترجمۀ دیگری از همان کتاب با عنوان مجاری الانهار از محمدمهدی ابنمحمد شیخ استرابادی (آقابزرگ، ٣/ ٢٠، ٦/ ٦٢)؛ ٦. ترجمۀ ج ٩. از آقا رضی بن محمدنصیر بن مولى عبدالله (همو، ٤/ ٨١، ٣/ ٢٠؛ نوری، ٦٠)؛ ٧-٩. ترجمۀ ج ١٠، از میر محمدعباس تستری لکهنوی و محمد علی مازندرانی (آقا بزرگ، ٣/ ٢٠، ٤/ ١١٥؛ نوری، ٥٨)، و ترجمۀ حسن هشترودی (همو، ٦٠)؛ ٩-١١. ترجمۀ ج ١٣، از علیاکبر ارومی و حسن بن محمد ولی ارومی (آقابزرگ، ٣/ ٢١، ٤/ ٩٢)، و ترجمۀ دیگری از علیاکبر ارومی (نوری، ٥٨) و نیز ترجمۀ دیگری از علی دوانی با عنوان مهدی موعود که در تهران (١٣٤٥ش) به چاپ رسیده است؛ ١٢. ترجمۀ ج١٤، با عنوان السماء و العالم، از آقانجفی اصفهانی (آقابزرگ، ٣/ ٢١-٢٢، ٤/ ١٠٧)؛ ١٣. ترجمۀ ج١٧، با عنوان حقایق الاسرار (همو، ٣/ ٢٤).
خلاصهها و گزیدهها
١. درر البحار المقلب بنور الانوار، منتخب بحارالانوار، از نورالدین محمد بن مرتضى اخباری که در ١٠٨٠ق مشغول نوشتن آن بود (نوری، ٥٨-٥٩)؛ ٢. مخصر ج٧، توسط آقا رضی بن محمد نصیربن مولى عبدالله (همو، ٦٠؛ آقابزرگ، ٣/ ١٩)؛ ٣. جنة المأوى، از میرزا حسین نوری، در استدراک ج ١٣، مشتمل بر داستانهایی در باب رؤیت حضرت حجت(ع)؛ ٤. جوامع الحقوق، منتخب کتاب العشرة (آقابزرگ، ٣/ ٢٢، ٥/ ٢٤٩)؛ ٥. مختصر ج ٢٢ (کتاب المزار) جمعی از فضای استراباد (نوری، همانجا؛ آقابزرگ، ٣/ ٢٥)؛ ٦. بحارالانوار فی التفسیر المأثور للقرآن از کاظم مرادخانی، که تنظیم مجدد مباحث تفسیری این کتاب است، براساس آیات قرآنی (چ تهران، ١٤١١ق).
مقایسهها و راهنماها
١. الشافی فی الجمیع بین البحار و الوافی، از محمدرضا ابن عبدالمطلب تبریزی، در ٧ جلد با حذف مکررات هردو کتاب که کاری مقایسهای میان وافی فیض کاشانی و بحار الانوار است (همو، ٣/ ٢٧؛ قمی، فوائد...، ٥٣٢)؛ ٢. سفینة البحار و مدینة الحکم و الآثار، اثرشیخ عباس قمی (چ تهران، فراهانی)؛ ٣. مستدرک سفینة البحار، از علی نمازی شاهرودی (چ تهران، ١٤٠٩ق)؛ ٤. التطبیق بین السفینة و البحار، اثر جوادی مصطوفی (چ مشهد، آستان قدس)؛ ٥. دلیل الآیات المفسرة و اسماء السور فی احادیث بحارالانوار (چ قم، ١٤١٢ق)؛ ٦. المعجم الفهرس لالفاظ احادیث بحار الانوار (چ قم، ١٤١٣ق) ٧. المعجم الفهرس لالفاظ ابواب البحار، از کاظم مرادخانی (چ تهران، ١٣٦٥ق)؛ ٨. المعجم الفهرس لالفاظ احادیث بحار الانوار، از علیرضا برازش (چ تهران،١٣٧٣ش)؛ ٩. معرفی و روش استفاده از بحارالانوار، از حسن صفری نادری (چ تهران، ١٣٦٧ش)؛ ١٠. مستدرک البحار، نگاشتۀ خود علامه مجلسی که فهرست کاملتری بر ابواب و کتب بحار است (نوری، همانجا).
چاپها
از بحار الانوار ٣ چاپ اصلی سنگی صورت گرفته است: اولین آنها در هند ( ١٢٤٨ق) که شامل یک جلد از این کتاب بوده است. دیگری در تبریز، در فاصلۀ سالهای ١٢٧٥ تا ١٣٣٢ق که یک دورۀ کامل را در بر گرفته است و سرانجام چاپ مشهور به کمپانی در تهران به کوشش محمدحسین کمپانی، امین دارالضرب تهران، در فاصلۀ سالهای ١٣٠٣ق تا ١٣١٥ق (مشار، ٢/ ٢٦-٣١). دو دورۀ جلد ١١٠ جلدی نیز از آن به چاپ رسیده است، یکی در ایران (تهران، ١٣٧٦ق) و دیگری به صورت افست در بیروت (مؤسسة الوفاء و دارالحیاء التراث العربی). چاپ اخیر بارها در قالب نرمافزارهای گوناگون نشر الکترونیکی شده است (سرخهای ، ٣٧٣ ﺑﺒ ).
مآخذ
آشتیانی، جلالالدین، شرح مقدمۀ قیصری بر فصوص الحکم، تهران، ١٣٧٠ش؛
آقا بزرگ، الذریعة؛
افندی، عبدالله، ریاض العلماء، قم، ١٤٠١ق؛
امن، محسن، اعیان الشیعة، بیروت، دارالتعارف؛
بحرانی، یوسف، لؤلؤة البحرین، قم، مؤسسۀ آلالبیت؛
بحرالعلوم، محمد، «تدوین الحدیث عند الامامیة: المجلسی فی بحاره»، یادنامۀ مجلسی، تهران، ١٣٧٩ش؛
ج ٣؛
پاکتچی، احمد، «ویژگیهای ردهبندی موضوعی بحار الانوار و فرآیند شکل گیری آن»، همان، ج ١؛
تنکابنی، محمد، قصص العلماء، تهران، کتابخانۀ اسلامیه؛
دوانی، علی، مهدی موعود، تهران، ١٣٤٥ش؛
رحمان ستایش، محمد کاظم، «جوامع حدیثی شیعه و بحار»، یادنامۀ مجلسی (ﻧﻜ : ﻫﻤ ، پاکتچی)؛
زینالعابدین شیروانی، ریاض السیاحة، تهران، ١٣٣٩ق؛
سبحانی، جعفر، «ابتکارات علامه مجلسی»، (ﻧﻜ : ﻫﻤ، پاکتچی)؛
سرخهای، احسان، «بررسی نرمافزارهای مرتبط با بحار الانوار»، همان، قمی، عباس، الکنى و الالقاب، تهران، ١٣٩٧ق؛
همو، فوائد الرضویة، تهران، ١٣٢٧ش؛
مارچنکوفسکی، محمداسماعیل، «علامۀ مجلسی و منصب شیخالاسلامی»، یادنامۀ مجلسی (ﻧﻜ : ﻫﻤ ، بحر العلوم)؛
مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، ١٤٠٣ق؛
همو، همان، ج ٨، چ کمپانی، تهران ١٣٠٣-١٣١٥ق؛
مشار، خانبابا، فهرست کتابهای چاپی فارسی، تهران، ١٣٥٠ش؛
المعجم المفهرس لالفلظ احادیث بحار الانوار، قم، ١٤١٣ق؛
ملکی، میانجی، علی، «علامۀ مجلسی،اخباری یا اصولی»، یادنامۀ مجلسی، تهران، ١٣٧٩ش، ج ٢، مهاجر، جعفر، «لماذا الّف المجلسی بحار الانوار»، یادنامۀ مجلسی، (ﻧﻜ : ﻫﻤ ، بحرالعلوم)؛
نوری، حسین، «الفیض القدسی فی ترجمة العلامة المجلسی»، همراه، ج ١٠٢ بحارالانوار (ﻧﻜ : ﻫﻤ ، مجلسی).
مهدیمطیع