دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧ - ابن اجا ابوعبدالله
ابن اجا ابوعبدالله
نویسنده (ها) :
علی رفیعی
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٧ تیر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ اَجا، یا آجا، ابوعبدالله محمد بن محمود بن خلیل الشّمس قونَوی الأصلِ حلبی حنفی، قاضی عسكر (٨٢٠-٨٨١ق / ١٤١٧-١٤٧٦م)، پدر ابن اجا محبّالدین محمود (ه م). به گفتۀ سخاوی (١٠ / ٤٣)، اَجا لقب پدر ابوعبداللّه بوده است كه ابنحنبلی (٢(١) / ٣٢٧) و برخی از متأخّرین آن را آجا ثبت كردهاند و گویا به هر دو وجه صحیح است (زركلی، ٧ / ٨٨).
وی در حلب زاده شد و در آنجا قرآن و كتابهایی مانند القُدوری و منار الانوار فی اصول الفقه ابی البركات نَسَفی را حفظ كرد و در نحو، كتاب ضوء الدرر فی شرح الفیة ابن معط را فراگرفت و فقه را گویا نزد بدربن سلامة آموخت و از برهان حلبی حدیث شنید و در شهر آمِد با ابن حجر عسقلانی ملاقات كرد و بار دیگر هنگامیكه با دایی خود شهابالدین احمد بن ابیبكر مرعشی در ٨٤٣ق / ١٤٣٩م به قاهره رفته بود، از ابنحجر و ابن دیری استماع حدیث كرد (سخاوی، همانجا؛ جواد، ٢ / ١١٤).
او بارها به قاهره رفت و با خطیب مكه ابوالفضل معاشرت كرد و مصاحب امیر ازبك ظاهری شد و مدتی مقتدای وی بود و سپس ترقی یافت و با دوادار كبیر امیر یشْبَك مِن مهدی معاشرت و مصاحبت نمود و آنگاه از سوی امیر یشبك و سلطان وقت مصر به عنوان مأمور به روم و تبریز و جز آنها مسافرت كرد. ابن اَجا دوبار حج گزارد و بیتالمقدس و الخلیل را بارها زیارت نمود (سخاوی، همانجا). وی در قاهره به جای النجم القرمی یا قرافی به عنوان قاضی عسكر منصوب شد (همانجا؛ راغب، ٥ / ٢٩١). در شوال ٨٧٥ق / مارس ١٤٧٠م، هنگامیكه امیر یشبك از سوی قایتبای ظاهری (د ٩٠١ق / ١٤٩٥م) از ملوك چركسی مصر، برای سركوبی شورش شاه سوار فرزند امیر سلیمان امیر دلغادر و نایب سلطان مصر كه علیه حكومت مصر شوریده بود، عازم قلعۀ عین تاب و دلغادریه شد. ابن اجا نیز در این سفر همراه وی بود و چگونگی حركت امیر یشبك از مصر و عبور از شهرها و كشورهای فلسطین و سوریه و ورود به ناحیۀ قلعۀ عین تاب و محاصره و فتح آن قلعه را در سفرنامۀ خود دقیقاً بیان كرده است (صص ٦٥-٩٥). ابن اَجا به نمایندگی از امیر یشبك برای شنیدن سخنان شاه سوار كه درخواست اعزام یك نماینده جهت صلح كرده بود، با هدایایی به نزد شاه سوار شتافت. و نیز به نمایندگی از جانب امیر یشبك برای ملاقات با امیر حسن بك (اوزون حسن) امیر عراقین به تبریز رفت و پس از رساندن پیام و گرفتن جواب به نزد او بازگشت و در قلعۀ سیس به وی ملحق شد (همو، ١٠٦، ١٣٧) و بار دیگر پس از شكست شاه سوار از امیر یشبك و محاصرۀ وی در قلعۀ زمنطوا به نمایندگی از سوی امیر یشبك به نزد شاه سوار رفت تا در مذاكرات تسلیم وی شركت كند. آنگاه به قاهره بازگشت و هنگام اعدام شاه سوار در این شهر بوده است و چگونگی تسلیم و اعدام وی را به تفصیل شرح داده است (همو، ١٤٧-١٦٠).
ابن اجا در اواخر عمر گویا از كارهای سیاسی كنارهگیری كرده و به گفتۀ سخاوی به شفاعت كردن [نزد سلطان از مردم] پرداخت و این كار او مورد ستایش مردم از جمله خود سخاوی واقع شد. وی مردی عاقل، عارف، زیرك، متواضع و طالبِ دوستی با مردم بود (سخاوی،١٠ / ٤٣). ابن اجا در كنار كارهای اجتماعی به تدریس و حدیث كردن كتاب الشفاء (الشّفا فی تعریف حقوق المصطفی، لأبی الفضل عیاض بن موسی یحصبی) پرداخت و كتاب فتوح الشام واقدی را در ٠٠٠‘١٢ بیت به زبان تركی به نظم آورد (همانجا). ابن حنبلی به نقل از ابوذر مُحدّث او را مردی فاضل دانسته است كه به حدیث توجه داشته است (٢(١) / ٣٢٨). وی در اواخر عمر به حلب بازگشت و در همانجا درگذشت (سخاوی، همانجا) و گفتهاند ٠٠٠‘٤٠ دینار و نیز اوقافی بسیار به جا گذاشت (ابنحنبلی، ٢(١) / ٣٢٩). به گفتۀ شیخ ابوذر محدّث، او را پس از مرگ نزدیك تربت دائیش شهابالدین احمد بن ابی بكر در مغارهای گذاردند تا سپس به مقبرهای كه خود به ساختن آن وصیت كرده بود منتقل كنند (همو، ٢(١) / ٣٢٨).
آثـار
تنها اثری كه از وی به جا مانده است، سفرنامهای است كه به نامهای مختلفی از آن یاد كردهاند: سخاوی (همانجا) آن را سفرة سوار نامیده است. استنساخ كنندۀ نسخۀ عكسی، آن را رحلة سیاسیة نام نهاده است و احمد تیمور اهداكنندۀ كتاب به مجمع اللغة العربیۀ دمشق آن را رحلة الامیر یشبك نامگذاری كرده است. محمد احمد دهمان كه آن را به چاپ رسانده و تحقیقات ارزندهای از نصوص تاریخی بر آن افزوده است، نیز همین نام را انتخاب كرده است (دهمان، ٩-١٠)، ولی عبدالقادر احمد طُلیمات آن را تاریخ الامیر یشبك الظاهری نامیده است (دلیل الكتاب المصری، ٨٣).
كتاب مشتمل بر دو بخش نامساوی است: بخش اول آن ماجرای حركت و سفر نظامی امیر یشبك و حملۀ سپاهیان دولت ممالیك مصر در آسیای صغیر و ماورای آن است. در این بخش مؤلف بیشتر كوشش كرده است حالت حركت نظامی سپاهیان و مسائل سیاسی این سفر و توصیف آلات و ادوات نظامی را بازگوید و به شرح مسائل جغرافیایی و اجتماعی نپرداخته است. در بخش دوم كه سفرنامۀ او به تبریز است، از مسائل اجتماعی و سیاسی و جغرافیایی گفتوگو كرده و وضع جغرافیایی مناطق و اماكنی را كه در مسیر او تا تبریز بوده، بیان داشته است، مخصوصاً شهر تبریز و موقعیت جغرافیایی و زیباییهای شهر و اماكن تاریخی آن را باز نموده و شكوه دربار اوزون حسن و چگونگی مباحثات علمی و اجتماعی در محفل او را به خوبی توصیف كرده است و نیز صفحاتی را به ستایش امیر یشبك اختصاص داده است، و اینكه سخاوی گفته است: در كتاب، ابناجا، «منكری» بزرگ است، گویا ناظر به همین ستایشهای غلّوآمیز است (ابناجا، ٦٥-١٦٠؛ سخاوی، همانجا؛ جواد، ٢ / ١١٤-١١٦). محمد كردعلی گزیدهای از این كتاب را در مجلة مجمع العلمی العربی دمشق (مجلد ٥، جزء ٧، حزیران و تموز ١٩٢٥م، صص ٣١٦- ٣١٨) آورده است. این كتاب نخستین بار به كوشش عبدالقادر احمد طُلیمات در قاهره در ١٩٧٣م منتشر شد (منجد، ٤ / ١١) و سپس به كوشش محمد احمد دهمان، به ضمیمۀ كتاب العراك بین الممالیك و العثمانیین الاتراك به چاپ رسید. اثر دیگر او طبقات الحنفیة است در ٣ جلد (ابن حنبلی، ٢(١) / ٣٢٨) و نیز چنانكه اشاره شد، كتاب فتوح الشام یا فتوح الامصار واقدی را منظوم ساخته است. این دو كتاب ظاهراً موجود نیست.
مآخذ
ابن اجا، محمدبن محمود، «رحلة الامیر یشبك من مهدی الدوادار»، ضمیمۀ العراك بین الممالیك و العثمانیین الأتراك، به كوشش محمد احمد دهمان، دمشق ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
ابن حنبلی، محمدبن ابراهیم، درّ الحبب فی تاریخ اعیان حلب، به كوشش محمود حمد الفاخوری و یحیی زكریا عبّاره، دمشق، ١٩٧٣م؛
جواد، مصطفی، «تواریخ مصریة اغفال و تعریف بمؤلفیها»، مجلة المجمع العلمی العراق، بغداد، ١٣٧١ق / ١٩٥١م؛
حاجی خلیفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤٣م؛
دلیل الكتاب المصری، قاهره، ١٩٧٥م؛
دهمان، محمد احمد، العراك بین الممالیك و العثمانیین الاتراك، دمشق، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
راغب، محمد، اعلام النبلاء، حلب، ١٣٤٤ق / ١٩٢٥م؛
زركلی، خیرالدین، الأعلام، بیروت، ١٩٨٦م؛
سخاوی، محمدبن عبدالرحمن، الضوء اللامع، قاهره، ١٣٥٥ق / ١٩٣٦م؛
منجد، صلاحالدین، معجم المخطوطات المطبوعة (١٩٧١-١٩٧٥م)، بیروت، ١٣٩٨ق / ١٩٧٨م.
علی رفیعی