دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠١٨ - ابن صصری
ابن صصری
نویسنده (ها) :
علیرضا علاءالدینی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ صَصْریٰ، نام افراد خاندانی دمشقی از محدثان، فقیهان، قاضیان و مدرسان شافعی در سدههای ٥- ٨ ق / ١١-١٤ م. این نام در منابع به صورت صَرْصَری، صَصُرّی، صَصَری نیز ضبط شده است (ابن جوزی، عبدالرحمن، ٨ / ٢٧٩؛ ابن عساکر، ١٢ / ٢٤؛ نعیمی، ٢ / ٢٥٤، ابن تغری بردی، النجوم، ٦ / ٣١٦؛ زبیدی، ذیل «شذا»)
این خاندان در اصل از بینالنهرین برخاستهاند و از مردم «بلد» یا «بلط» (ناحیهای در بالای دجله در نزدیکی موصل) بودند (سمعانی، ٢ / ٣٠٦-٣٠٧؛ یاقوت ١ / ٧١٥؛ ابن تغری بردی، النجوم، ٥ / ١٠٠). صرصر (صصری) نام یکی از انشعابات رود فرات است که ناحیۀ صرصر را در دو فرسخی بغداد آبیاری میکرده است (سمعانی، ٨ / ٢٩٧؛ ابوالفداء، تقویم، ٥٢-٥٣). جدة اعلای این خاندان احمد دو فرزند به نامهای حسن و حسین داشت که اولاد حسن شهرت و اهمیت بیشتری یافتهاند.
بارزترین فرد از اولاد حسین، ابوالحسن علی بن حسین تغلبی (د محرم ٤٦٧ ق / سپتامبر ١٠٧٤) است که تنها آگاهی ما از وی این است که میدانیم او از تَمّام بن محمد رازی و عبدالرحمن بن عثمان استماع حدیث کرده است (ابن عساکر، ١٢ / ٢٤). نوۀ دختر ابوالحسن علی، ابومحمد هبة الله بن احمد بن محمد انصاری معروف به ابن اکفانی، از او حدیث شنیده است (ابن جوزی، یوسف، ٨(١) / ١٣٢).
فرزندان حسن از ابوالبرکات محفوظ بن حسن بن محمد بن حسن (د ٣ ذیحجۀ ٥٤٥ ق / ٢٣ مارس ١١٥١ م) به بعد اهمیت مییابند. از آنجا که محفوظ به گفتۀ ابن قلانسی (ص ٣١٢) به هنگام مرگ ٨٠ سال داشته است، تولد او میبایست در حدود ٤٦٥ ق / ١٠٧٣ م روی داده باشد (نک : ابن عساکر، ١٦ / ٢٨٥). او در رمضان ٤٨٦ جزئی در حدیث را نزد نصر بن احمد همدانی فراگرفت (همانجا؛ ذهبی، سیر، ٢١ / ٢٦٧). از زندگی وی اطلاع بیشتری در دست نیست، ولی جمعی از فرزندان و نوادگان او از سرشناسان زمان خود بودند. بجز کسانی که ذکر آنان به تفصیل خواهد آمد، ابومحمد حسن بن علی بن محفوظ (د ٦١٧ ق / ١٢٢٠ م؛ نک : ذهبی، تاریخ، طبقۀ ٦٢، ٢٩٩) و احمد بن محمد بن حسن بن علی بن محفوظ (٦٢٥- شوال ٧١٣ ق / ١٢٢٨-١٣١٤ م) که نزد علی بن محمد بن عبدالصمد سخاوی و عبدالعزیز بن دجاجیه و مخلص بن هلال و جمع دیگری حدیث شنید و سمت نظارت داشت (ابن حجر. ١ / ٣١٠)، قابل ذکرند.
ابوالبرکات محفوظ بر اثر بیماری درگذشت و در باب توما در قاسیون دمشق به خاک سپرده شد ( ابن عساکر، ابن قلانسی، همانجاها). مهمترین افراد شاخۀ محفوظ از خاندان ابن صصری از این قرارند:
١. ابوالغنائم هبةالله بن محفوظ
(٥١١-٣ جمادی الآخر ٥٦٣ ق / ١١١٧-١٥ مارس ١١٦٨ م)، محدث و قاضی شافعی. وی در بغداد از ابوالفتح عبیدالله بن عبدالله بن شاتیل و در دمشق از ابومحمد عبدالرزاق بن نصر نجار و ابوالفرج یحیی بن محمود ثقفی حدیث آموخت (منذری، ٣ / ٥٣٣). وی از دیگر شیوخ شام مانند ابن طاووس و هم ردیفان او حدیث آموخت و روایت کرد و فقه را نزد ابوالحسن سلمی فراگرفت (ابن جوزی، یوسف، ٨(١) / ٢٧٤؛ ابن شاکر، عیون التواریخ، نسخۀ چاپی، ١٧ / ٢٤١). پسران ابوالغنائم از راویان وی بودند. او در دمشق درگذشت و در باب توما کنار دیگر افراد خاندانش به خاک سپرده شد.
٢. ابوالمواهب حسن بن هبة الله بن محفوظ
(٥٣٧-٥٨٦ ق / ١١٤٢-١١٩٠ م)، محدث شافعی. او که نخست نصرالله نامیده میشد (ذهبی، المختصر، ١٦٩؛ همو، سیر، ٢١ / ٢٦٤)، یکی از معروفترین افراد خاندان ابن صصری است. وی در دمشق نزد ابوالفتح نصرالله بن محمد لادقی و ابن قلانسی حدیث شنید و از حافظ ابوالقاسم ابن عساکر نیز حدیث روایت کرد (منذری، ١ / ١٤٧؛ ذهبی، سیر، ٢١ / ٢٦٥).
حسن بن هبة الله در پی فراگیری حدیث سفرهای متعددی به شام، عراق و ایران کرد و در این سفرها نزد استادان مشهور آن روز به آموختن حدیث و علوم اسلامی پرداخت. وی در حماة از محمد بن ظفر، در حلب از ابوطالب بن عجمی و ابن یاسر جیّانی، در موصل از حسن بن علی کعبی و ابوعلی حسن بن علی بن نصر موصلی (ذهبی، همانجا؛ صفدی، ١٢ / ٢٩٤؛ منذری، ١ / ١٤٨) حدیث شنید. ابوالمواهب دوبار به بغداد رفت که سفر اول او در ٥٦٨ ق بود (ذهبی، تذکرة الحفاظ، ٤ / ١٣٥٩). وی در این سفرها از ابن شاتیل و هبة الله دقاق و ابن بطی حدیث فراگرفت و در ادامۀ سفر خود به ایران آمد. در همدان از حافظ ابوالعلاء همدانی و اسعد بن عبدالکریم بن احمد همدانی، در تبریز از محمد بن اسعد حَفَدۀ عطاری و در اصفهان از ابوالحسن علی ابن محمد بن احمد بن مردویه، ابورشید دانیال، محمد بن احمد بن ماشاذه و دیگران حدیث آموخت (ذهبی، المختصر، سیر، تذکره، همانجاها؛ منذری، ١ / ١٤٧- ١٤٨). گفته شده که حسن بن هبة الله به بیت المقدس نیز سفر کرد و در حضور صلاحالدین ایوبی حدیث شنید (زبیدی، همانجا؛ موسوعة الفلسطینیة، ٢ / ٢٣٩). ابوالمواهب حاصل سالها سفر و پژوهش را در ٥ اثر ذیل به ودیعه نهاده بود: معجم الشیوخ در ١٦ جزء (سخاوی، ٢٣٧)؛ رباعیات التابعین (بغدادی، ١ / ٥٤٧)؛ عوالی ابن عیینه؛ فضائل الصحابة؛ فضائل بیت المقدس یا فضائل القدس، که تمامی این آثار در زمان حیات وی در آتشسوزی محلۀ کلاسۀ دمشق از بین رفت (ذهبی، سیر، همانجا؛ صفدی، ١٢ / ٢٩٣-٢٩٤؛ بغدادی، ٢ / ١٣٠، ١٩٦). وی در دمشق وفات یافت و در رکنیه در دامنۀ قاسیون به خاک سپرده شد (صفدی، همانجا؛ نعیمی، ٢ / ٢٥٤).
٣. ابوالقاسم حسین بن هبة الله بن محفوظ
(پیش از ٥٤٠-٢٣ محرم ٦٢٦ ق / ١١٤٥-٢٢ دسامبر ١٢٢٨ م)، محدث و قاضی شافعی. او آموختن حدیث را نزد پدر و پدربزرگ مادریش ابوالمکارم عبدالواحد بن هلال آغاز کرد (ذهبی، سیر، ٢٢ / ٢٨٢) و در پی آن نزد دانشمندان دمشق به یادگیری علوم اسلامی پرداخت و حدیث را از عَبْدان بن زرین و ابی القاسم ابن البُن و دیگران فراگرفت (همانجا؛ منذری، ٣ / ٢٤٠). سپس به مکه و حلب رفت و در مکه از ابوحنفیه محمد ابن عبدالله خطیب اصفهانی و درحلب از ابوطالب بن عجمی حدیث آموخت (ذهبی، همان، ٢٢ / ٢٨٣؛ همو، تاریخ، طبقۀ ٦٣، ٢٢٩). وی از علی بن صباغ و ابوعبدلله سلّال و ابومحمد سبط خیاط و هم طرازان آنان اجازه دریافت داشت (ذهبی، تاریخ، همانجا؛ همو، العبر، ٣ / ١٩٧) و فقه را نزد ابن ابی عصرون آموخت (صفدی، ١٣ / ٨٠). مشایخ بزرگی چون منذری، جمالالدین ابن صابونی، قوصی و دیگران از او حدیث روایت کردند (ذهبی، تاریخ، همانجا). حسین بن هبةالله علاوه بر تصدی قضای شام، حدیث نیز میآموخت. برزالی مشیخهای در ١٧ جزء برای وی به رشتۀ تحریر در آورد و ابنحاجب دربارۀ او گفته که در کارش روش خاصی داشته است. حسین بن هبة الله اموال و املاک زیادی داشت که چند بار نیز دچار نقصان شد. وی در دمشق وفات یافت و در مقبرهای در دامنۀ کوه قاسیون به خاک سپرده شد (ذهبی، سیر، ٢٢ / ٢٨٣-٢٨٤؛ صفدی، همانجا)
٤. ابوالغنائم امینالدین سالم بن حسن بن هبة الله بن محفوظ
(٥٧٧-٣ جمادی الآخر ٦٣٧ ق / ١١٨١-٣١ دسامبر ١٢٣٩ م)، محدث، فقیه شافعی و ادیب. وی در دمشق زاده شد، هنوز بیش از ٥ سال نداشت که همراه پدر به سفرهای مختلف رفت و از استادانی همچون نصرالله قزّاز، ابوالعلاء محمد بن جعفر بن عقیل و عبدالرحیم بن اسماعیل حدیث شنید (منذری، ٣ / ٥٣٣؛ ذهبی، تاریخ، طبقۀ ٦٤، ٣٠٦). در دمشق از فضل بن بانیاسی و اسامة بن منقذ و عبدالرزاق بن نجار و خضر بن طاووس و در بغداد از ابن شاتیل حدیث آموخت (همانجاها؛ ذهبی، سیر، ٢٣ / ٦١). ابوالغنائم در حدیث به چنان درجهای رسید که افرادی مانند برزالی، قوصی، ابوالفضل ابن عساکر و عدهای دیگر از او حدیث روایت کردند. وی حافظ قرآن بود و از ادب و فقه نیز بهره داشت (ذهبی، همانجاها؛ صفدی، ١٥ / ٨٠).
ابوالغنائم ٢٠ سال بیشتر نداشت که به شهادت در محاکم قضایی پذیرفته شد. وی مدتی نیز رسیدگی به امور بیمارستانها و ورّاث را برعهده داشت و در این امر حسن شهرت یافت (همانجاها). پسران ابوالغنائم نیز همانند پدر نامآور بودند: پسر بزرگتر، شرفالدین عبدالرحمن بن سالم (ح ٥٩١-١١ شعبان ٦٦٤ ق / ١١٩٥-١٩ مۀ ١٢٦٦ م) از عمر بن طبرزد و ابوالیمن کندی و دیگران استماع کرد و مدتی عهدهدار نظارت بر دیوان بود (یونینی، ٢ / ٣٥٥؛ ابن شاکر، عیون التواریخ، نسخۀ چاپی، ٢٠ / ٣٤٠-٣٤١). پسر دیگر، بهاءالدین حسن (٥٩٤-٤ صفر ٦٦٤ ق / ١١٩٨-١٦ نوامبر ١٢٦٥ م) نیز مانند برادر بزرگ خود ازعمر بن طبرزد و ابوالیمن کندی و دیگران استماع کرد (یونینی، ٢ / ٣٥٤-٣٥٥). محمد (٥٩٨-٢٠ ذیقعدۀ ٦٧٠ ق / ١٢٠٢-٢٠ ژوئیۀ ١٢٧٢ م) پسر دیگر به مقام صدر کبیر دست یافت و مانند برادران خود به فراگیری حدیث علاقه داشت و نزد پدر و نیز تاجالدین کندی، هبة الله بن طاووس، ابن ابی لقمه و ابوالمجد قزوینی حدیث فراگرفت و به مصر سفر کرد و از اصحاب سلفی حدیث شنید و فرزندش، قاضی القضاة نجمالدین و ابن عطار و دمیاطی از او روایت کردند (همو، ٢ / ٤٨٦-٤٨٧؛ صفدی، ٣ / ٨٤؛ ابن تغری بردی، النجوم، ٧ / ٢٣٧).
٥. ابواسحاق جمالالدین ابراهیم بن شرفالدین عبدالرحمن ابن سالم
(د شوال ٦٩٣ ق / ١٢٩٤ م)، ناظردواوین در دورۀ حکومت منصوریه و معاصر امیر شمسالدین سنقر. زندگی او توأم با حوادث گوناگون بود، زیرا وی در روزگار امیر شمسالدین سنقر در ٦٧٩ ق تولیت و نظارت دواوین را به عهده گرفت و این سمت را در طول صدارت وزیر مجدالدین ابن کسیرات در اختیار داشت (صقاعی، ٣٥).
جمالالدین پس از سقوط ابن کسیرات در ٦٨٧ ق به همراه عدهای از سران دمشق گرفتار آمد و در این میان ناصرالدین ابن مقدسی برا او مدعی شد (ابن فرات، ٨ / ٦٢؛ مقریزی، ١(٣) / ٧٣٩). این گرفتاری چندان طول نکشید، زیرا در محرم همین سال جمالالدین با پرداخت ٣٠٠ هزار درهم جریمه آزاد شد و پس از رهایی در ربیع الآخر به سمت خود بازگشت و تا آخر عمر در همین سمت باقی ماند (ابن فرات، همانجا؛ مقریزی، ١(٣) / ٧٣٩-٧٤١).
٦. ابوالغنائم سالم بن محمد بن سالم
(٦٤٤-٢٨ ذیحجۀ ٦٩٨ ق / ١٢٤٦-٢٦ سپتامبر ١٢٩٩ م)، محدث، قاضی، ناظر دیوان اشراف، دیوان کبیر و خزانه.
دوران زندگی وی همانند سایر افراد این خاندان در فراگیری علوم اسلام و تصدی مناصب دولتی سپری شد. وی از برادر خود قاضیالقضاة نجمالدین و مکی بن علّان، خطیب مردا و رشیدالدین عطار، رضیالدین ابن برهان و جماعتی دیگر حدیث شنید (صفدی، ١٥ / ٩٠). وی علاوه بر منصب قضا، نظارت بر دیوان اشراف و خزانۀ دمشق را نیز بر عهده داشت (صقاعی، ٨٣؛ ابن شاکر، عیون التواریخ، نسخۀ عکسی، ٣٢٠). در ٦٩٣ ق بعد از وفات پسر عمویش جمالالدین ابراهیم به نظارت دواوین شام نیز منصوب شد (ابن فرات، ٨ / ١٨٥) و تا ٦٩٦ ق بر این سمت باقی ماند. در این سال به قاهره احضار شد و به زندان افتاد و بعد از پرداخت ٦٠ درهم رهایی یافت و دوباره بر منصب قضا نشست (برینر، «بنوصصرا»،١٨٩). سالم بعد از مدتی سمتهای خود را ترک گفت و به حج رفت و در مکه اقامت گزید. سپس به دمشق بازگشت و به امور خود پرداخت، اما سالی سپری نشد که درگذشت (ابن کثیر، ١٤ / ٦؛ ابن شاکر، همانجا).
٧. محمد بن ابراهیم بن عبدالرحمن بن سالم
(٦٧٢-١٧ ذیحجۀ ٧١٧ ق / ١٢٧٣-٢١ فوریۀ ١٣١٨ م)، وی در طول عمر کوتاه خود مناصب مهمی مانند نظارت بر دیوان اشراف و اوقاف و نظارت بر جامع اموی را بر عهده گرفت و برای مدتی ناظر حماة شد (صقاعی، ١٨١-١٨٢؛ ابن شاکر، عیون التواریخ، نسخۀ عکسی، ٢٤١). در ٧١٣ ق نظارت دیوان دمشق را بر عهده گرفت و پس از آن به حجاز رفت و در آنجا بیمار شد و درگذشت و در مقبره حجون (باب مُعلی) در مکه به خاک سپرده شد (همانجاها؛ ابن کثیر ١٤ / ٦٩؛ ابن دقماق، ١٣ / ٣٧١).
٨. نجم الدین ابوالعباس احمد بن محمد
(٦٥٥-١٦ ربیع الاول ٧٢٣ ق / ١٢٥٧-٢٥ مارس ١٣٢٣ م)، قاضیالقضاة دمشق، قاضی عسکر، فقیه، محدث و ادیب. وی در دمشق زاده شد و درکودکی از پدر و جد مادریش مسلم بن علان حدیث شنید (ابن شاکر، فوات، ١ / ١٢٥). در ٦٥٩ ق در درس رشیدالدین عطار حاضر شد و حدیث فراگرفت (ابن تغری بردی، المنهل الصافی، ٢ / ٩٧). وی نزد دیگر استادان بزرگ آن روز دمشق نیز به فراگیری حدیث و نحو و فقه پرداخت. نحو را نزد شرف الدین فزاری (ابن قاضی شهبه، ٢ / ٣٢٦) و فقه را از تاجالدین فزاری آموخت (ابن شاکر، همانجا). همچنین در مصر نزد شمسالدین اصفهانی به فراگیری فقه پرداخت (صفدی، ٨ / ١٧؛ ابن حجر، ١ / ٣١٢) و از نجیبالدین عبداللطیف و ابن عبدالدائم و ابن ابی میسر حدیث آموخت (سبکی، ٥ / ١٧٥؛ ابن شاکر، همانجا). نجمالدین ابوالعباس از ١٨٠ نفر اجازه دریافت داشت و در روایت به درجهای رسید که افراد برجستۀ آن روز مانند سبکی، برزالی، ذهبی، علائی از او روایت کردند و علائی مشیخهای برای او تخریج کرد (ابن قاضی شهبه، ٢ / ٣٢٦-٣٢٧). نجمالدین از جوانی به امور دیوانی و قضا آشنا شد و از ٦٧٩ ق مدتی در دیوان درج (انشاء) دمشق به کار پرداخت (صقاعی، ١٩٠؛ صفدی، ١٨ / ١٦). از ٦٨٢ ق در مدارس بزرگ آن روز شروع به تدریس کرد. ابتدا در مدرسۀ عادلیۀ صغیره و از ٦٩٠ ق در مدرسۀ امینیه و از ٦٩٤ ق در مدرسۀ غزالیه (ابن شاکر، عیونالتواریخ، نسخۀ عکسی، ٣١٣؛ همو، فوات، ١ / ١٢٦؛ ابن کثیر، ١٤ / ١٠٦) و از ٧١٥ ق در مدرسۀ اتابکیه به تدریس پرداخت (ذهبی، العبر، ٤ / ٤٠). وی علاوه بر تدریس سمتهای دیگر نیز داشت. در رمضان ٦٩٤ ق در ایام دولت عادل کتبغا به سمت قاضی عسکر دمشق برگزیده شد و از ٧٠٢ ق به قاضیالقضاتی شام منصوب شد (ابن شاکر، همانجاها؛ ابن کثیر، همانجا؛ مقریزی، ١(٣) / ٨٠٩؛ ابن فرات، ٨ / ١٩٧). در ٧١٢ ق نظارت اوقاف شام (ابن شاکر، عیون التواریخ، نسخۀ عکسی، ١٥٧، ذیل وقایع سال ٧١٢) و از ٧١٦ ق سمت مشیخةالشیوخ دمشق را بعد از شهابالدین محمد بن عبدالرحمن کاشغری به عهده گرفت (مقریزی، ٢(١) / ١٦١). در ٧٢٠ ق بعد از وفات ابن جماعه منصب قضای دمشق یافت واین سمت را تا آخر عمر خود داشت (ابن حجر، همانجا). نجمالدین حافظهای قوی داشت و خطوط هفتگانه را خوش مینوشت (ابن قاضی شهبه، ٢ / ٣٢٨) و در نوشتن سریع بود (نک : ابن حجر، همانجا) گفته شده نجم الدین در سالهای تصدی قضا با بصیرت داوری میکرد و در صدور احکام دقیق بود و از کسی رشوه دریافت نمیکرد (ابن تغری بردی، المنهل الصافی، ٢ / ٩٨). او در ٧٠٥ ق برای محاکمۀ ابن تیمیه از دمشق به مصر آورده شد و یکی از چند قاضی محکمه بود. بعد از زندان رفتن ابن تیمیه وی دوباره به دمشق بازگشت (دواداری، ٩ / ١٣٧؛ ابن حبیب، ١ / ٢٦٩). قاضی القضات در ٦٨ سالگی بر اثر بیماری وفات یافت و پیکر وی در نزدیکی رکنیه به خاک سپرده شد و بر مرگ وی شهابالدین محمود مرثیهای سرود (ابن شاکر، فوات، ١ / ١٢٦).
٩. محمد بن محمد بن محمد بن احمد
(دح ٨٠٠ ق / ١٣٩٨ م). او احتمالاً از نوادگان قاضیالقضاة نجمالدین بود. از زندگی وی اطلاعی در دست نیست، تنها تألیفی که از وی با عنوان الدرة المضیئة فی الدولة الظاهریة باقی مانده اثر پرفایدهای در تاریخ دمشق در دورۀ سلطنت ظاهر برقوق است و حوادث سالهای ٧٩١-٧٩٨ ق را شامل میشود. الدرة المضیئة علاوه بر ذکر جزئیات حوادث، حکایات و اشعاری را نیز در بردارد که خود نشانۀ سبک ادبی قرن ٨ ق / ١٤ م است. با توجه به مندرجات کتاب و سالشمار حوادث میتوان تخمین زد که مؤلف آن تا حوالی ٨٠٠ ق زنده بوده است (قس: برینر، «تاریخ سالشمار دمشق» مقدمه، ١٢-١٦). این اثر به همراه ترجمۀ انگلیسی توسط برینر در ١٩٦٣ م در دو مجلد در کالیفرنیا به چاپ رسیده است. محمد بن محمد در الدرة المضیئة از اثر دیگر خود با عنوان دُرَرالافکار فی غرائب الاخبار نام برده که احتمالاً در دو جلد بوده است (صص ٦١، ٧٣، ٩٣، ١٧٩).
در منابع از سه تن از زنان خاندان ابن صصری به نامهای ست العز، اسماء و ملکه نیز نام برده شده که هریک در علوم اسلامی به نحوی نامی یافتهاند: ستالعز دختر هبةالله بن محفوظ معروف به اممنعم (د رمضان ٦٣٢ ق / ١٢٣٥ م) بود که از عبدالجلیل بن ابیسعد هروی و محمد بن اسعد حفدۀ عطاری اجازه دریافت داشت و جمعی از او حدیث شنیدند (نک : ذهبی، تاریخ، طبقۀ ٦٤، ٨٥)؛ اسماء دختر محمد بن سالم بن حسن بن هبةالله (٦٣٨-١١ ذیحجۀ ٧٣٣ ق / ١٢٤٠-٢٣ اوت ١٣٣٣ م) و همسر ابراهیم بن عبدالرحمن بن سالم بن حسن است که از جد مادریش مکی بن علّان، بخشی از بغیةالمستفید و چند اثر حدیثی دیگر را فراگرفت (ابوالفداء، المختصر، ٤ / ١١٠؛ ابن حجر، ١ / ٤٢٩) و افرادی چون احمد بن عبدالله بعلبکی (سبکی، ٩ / ١٨) و شیخ برهانالدین و ابوبکر بن عز فرضی از او روایت کردهاند (نک : ابن حجر، همانجا؛ ابن شاکر، عیون التواریخ، نسخۀ عکسی، ذیل حوادث سال ٧٣٣ ق؛ ذهبی، العبر، ٤ / ٩٧). ابوالفداء در رثای او ابیاتی سروده است (همانجا)؛ ملکه معروف به امّ طالوت دختر ابراهیم بن عبدالرحمن و دختر اسماء (د ١٨ رجب ٧٤٩ ق / ١٣ اکتبر ١٣٤٨ م) نیز مانند مادر خود در حدیث نامی داشت و از جد مادریش محمد بن سالم حدیث شنید. برزالی و عزالدین ابن جماعه نزد وی استماع حدیث کردند و جزئی در حدیث را از او روایت کردند و ابوجعفر نام او را در مشیخۀ عزالدین آورده است (ابن حجر، ٦ / ١٢٢-١٢٣؛ ابن رافع، ٢ / ٨٩؛ کحاله، ٥ / ١٠٢).
مآخذ
ابن تغری بردی، المنهل الصافی، به کوشش محمد امین، قاهره، ١٩٨٤ م؛
همو، النجوم؛
ابن جوزی، عبدالرحمن، المنتظم، حیدرآباد دکن، ١٣٥٩ ق؛
ابن جوزی، یوسف بن قزاوغلی، مرآةالزمان، حیدرآباد دکن، ١٩٥١ م؛
ابن حبیب، حسن بن عمر، تذکرةالنبیه، به کوشش محمد امین، قاهره، ١٩٧٦ م؛
ابن حجر، احمدبن علی، الدرر الکامنة، حیدرآباد دکن، ١٣٩٢-١٣٩٦ ق؛
ابن دقماق، ابراهیم بن محمد، ترجمان الزمان، نسخۀ عکسی موجود در کتابخانۀ مرکز؛
ابن رافع، محمد، الوفیات، به کوشش صالح مهدی عباس و بشار عواد معروف، بیروت، ١٤٠٢ ق / ١٩٨٢ م؛
ابن شاکر کتبی، محمد، عیون التواریخ، نسخۀ عکسی موجود در کتابخانۀ مرکز؛
همو، همان، به کوشش فیصل سامر و نبیله عبدالمنعم داوود، بغداد، ١٤٠٠ ق / ١٩٨٠ م؛
همو، فوات الوفیات، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٧٣ م؛
ابن صصری، محمدبن محمد، الدرة المضیئة، به کوشش ویلیام برینر، کالیفرنیا، ١٩٦٣ م؛
ابنعساکر، علی بن حسن، تاریخ دمشق، نسخۀ عکسی موجود در کتابخانۀ مرکز؛
ابن فرات، محمدبن عبدالرحیم، التاریخ، به کوشش قسطنطین زریق، بیروت، ١٩٣٢-١٩٤٢ م؛
ابن قاضی شهبه، احمدبن محمد، طبقات الشافعیة، به کوشش حافظ عبدالعلیم خان، حیدرآباد دکن، ١٣٩٩ ق / ١٩٧٩ م؛
ابن قلانسی، حمزةبن اسد، ذیل تاریخ دمشق، به کوشش آمدروز، بیروت، ١٩٠٨ م؛
ابن کثیر، البدایة؛
ابوالفداء، تقویم البلدان، به کوشش م. دوسلان، ١٨٤٠ م؛
همو، المختصر فی اخبار البشر، بیروت، دارالمعرفة؛
بغدادی، ایضاح؛
دواداری، ابوبکر بن عبدالله، کنزالدرر، به کوشش هانس روبرت رویمر، قاهره، ١٣٧٩ ق / ١٩٦٠ م؛
ذهبی، محمدبن احمد، تاریخ الاسلام، به کوشش بشار عواد معروف و دیگران، بیروت، ١٤٠٨ ق / ١٩٨٨ م؛
همو، تذکرةالحفاظ، حیدرآباد دکن، ١٣٣٣-١٣٣٤ ق؛
همو، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
همو، العبر، به کوشش محمد سعید زغلول، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
همو، المختصر المحتاج الیه، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
زبیدی، تاجالعروس؛
سبکی، عبدالوهاب بن علی، طبقات الشافعیة الکبری، به کوشش محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، ١٩٧٤ م؛
سخاوی، محمد بن عبدالرحمن، الاعلان بالتوبیخ، به کوشش فرانتس روزنتال، بغداد، ١٣٨٢ ق / ١٩٦٣ م؛
سمعانی، عبدالکریم بن محمد، الانساب، به کوشش عبدالرحمن بن یحیی معلمی، حیدرآباد دکن، ١٣٨٣ ق / ١٩٦٣ م؛
صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، به کوشش هلموت ریتر، بیروت، ١٣٨١ ق / ١٤٠٨ م؛
صقاعی، فضلالله بن ابیالفخر، تالی کتاب وفیات الاعیان، به کوشش ژاکلین سوبله، بیروت، ١٩٧٤ م؛
کحاله، عمررضا، اعلامالنساء، بیروت، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ م؛
مقریزی، احمد بن علی، السلوک، به کوشش محمد مصطفی زیاده، قاهره، ١٩٧٠ م؛
منذری، عبدالعظیم بن عبدالقوی، التکملة لوفیات النقلة، به کوشش بشار عواد معروف، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٤ م؛
الموسوعة الفلسطینیة؛
نعیمی، عبدالقادر بن محمد، الدارس، به کوشش جعفر حسنی، دمشق، ١٣٦٧ ق / ١٩٤٨ م؛
یاقوت، بلدان؛
یونینی، موسی بن محمد، ذیل مرآة الزمان، حیدرآباد دکن، ١٣٧٥ ق / ١٩٥٥ م؛
نیز:
Brinner, William, “The Banu Sasrā”, Arabica, Leiden, ١٩٦٠, vol. VII;
id, Preface to A Chronicle of Damascus by Ibn Sasrā, California, ١٩٦٣.
علیرضا علاءالدینی