دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٠٧ - ابویعلی موصلی
ابویعلی موصلی
نویسنده (ها) :
مریم صادقی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٣٠ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبویعْلى موصِلی، احمد بن علی بن مثنی تمیمی (٣ شوال ٢١٠-٣٠٧ ق / ١٧ ژانویۀ ٨٢٦- ٩١٩ م)، محدث برجستۀ حنفی مذهب موصل و صاحب مُسند. ابویعلى در خانوادهای سرشناس و اهل علم در موصل زاده شد. بنای او ابوعلی مثنی بن یحیی، معروف به بازیدای (منسوب به قریهای در كرانۀ غربی دجله) از محدثان نامدار عراق بود و پدرش نیز در حدیث دست داشت (ازدی، ٤٢٩؛ یاقوت، ١ / ٤٦٦؛ ابن حجر، ٧ / ٦١٠).
وی از اوان كودكی به فراگیری قرآن و حدیث و مقدمات پرداخت و در ١٥ سالگی با پشتیبانی و تشویق پدر و دایی خود، سفر به مناطق مختلف را جهت استماع و گردآوری حدیث آغاز كرد (ذهبی، سیر، ١٤ / ١٧٤، تذكرة، ٢ / ٧٠٨؛ شوتسینگر، ٢٨٢-٢٨٣). در بغداد، فقه حنفی را نزد اصحاب ابویوسف فرا گرفت (ذهبی، سیر، ١٤ / ١٧٩) و محضر محمد بن صباح دولابی، محدث كهن سال بغداد (د ٢٢٧ ق) و نیز احمد ابن حاتم طویل، از اصحاب مالك بن انس را درك كرد (ابویعلی، المعجم، ٧٦؛ ذهبی، تذكرة، همانجا، سیر، ١٤ / ١٨٠) و از اسماعیل بن ابراهیم هُذَلی، علی بن جعد جوهری، ابوخیثمه زهیر بن حرب، یحیی بن معین و شریح بن یونس حدیث شنید. همچنین در بصره از ابوموسی محمد بن مثنی، محمد بن بشار، معروف به بندار، عباس بن عبدالعظیم، ابراهیم بن محمد بن عرعرة، هدبة بن خالد، خلیفة بن خیاط، عبدالاعلی ابن حماد نرسی، حوثرة بن اَشرَس؛ در كوفه از ابوبكر عبدالله بن محمد ابن ابی شیبه و عثمان بن محمد بن ابی شیبه و ابوكریب محمد بن علاء بن كریب همدانی، محمد بن عبدالله بن نُمیر، سفیان بن وكیع بن جراح، هنّاد ابن سری، عبدالله بن عمر مُشكدانه و دیگران؛ در واسط از وهب بن بقیه و دیگر محدثان هم طبقۀ او (ابن نقطه، ١ / ١٦٤؛ نیز نک : ابویعلی، همان، ٩٠) و در عبادان (آبادان) از محمد بن ابراهیم شامی (نک : همان، ٩٩) استماع حدیث كرد (نیز نک : شوتسینگر، ٢٨٤-٢٨٥). ذهبی فهرستی شامل اسامی ١١١ تن از مشایخ مشهور وی را با استفاده از المعجم خود او به دست داده است (سیر، ١٤ / ١٧٤-١٧٧).
ابویعلی با احمد بن حنبل مجالست داشته است و بیشتر منابع، وی را نیز در شمار مشایخ ابویعلی آوردهاند (ابن نقطه، ١ / ١٦٤، ١٦٧؛ ابنجوزی، مناقب، ٩٢؛ ابنشاكر، ١٠ / ٩٦؛ ابنكثیر، ١١ / ١٣٠)، اما وی در المعجم نامی از او نبرده است. همچنین به گفتۀ خود ابویعلی، در تمام سماعهایی كه در بصره داشته، با ابوزرعۀ رازی (د ٢٦٤ ق) كه سخت مورد تجلیل او بوده، همراه (نک : ابنجوزی، المنتظم، ٥(٢) / ٤٧) و در علوّ اسناد و اتصال به اسانید محدثان بزرگ بصره با او مشترك بوده (نک : ذهبی، همان، ١٤ / ١٧٩) و به گواهی پارهای منابع، از آن محدث مشهور هم طبقۀ خویش، استماع حدیث داشته است (نک : مزی، ١٢ / ٣٩).
ابویعلی، به سبب كثرت استماع و كتاب حدیث و در پرتور درك محضر محدثان سالخورده در واپسین سالهای عمر آنان و نیز ثقه بودن، دینداری، تقوا، خلوص نیت و حسن خلق (نک : ابن حیان، الثقات، ٨ / ٥٥؛ ابننقطه، ١ / ١٦٥؛ ذهبی، همان، ١٤ / ١٧٧- ١٧٩). خیلی زود توانست در موصل جای پدر بزرگ خود را بگیرد و طالبان حدیث را از شهرهای مختلف خراسان و عراق و دیگر مناطق، به سوی خود جلب كند. چنانكه ابوعلی قالی تنها برای استماع حدیث از او مدتی در موصل اقامت گزید (ابن خلكان، ١ / ٢٢٧)، چند تن از مشاهیر محدثان بلاد اسلامی آن روزگار چون نسایی، ابن حبان، ابوالفتح ازدی، طبرانی، ابن عدی، ابوعمرو بن حمران حیری و ابوالشیخ كه حتی برخی از آنان خود صاحب سنن، صحیح و معجم بودهاند، از دست پروردگان او به شمار میآیند (ابن حبان، كتاب المجروحین، ١ / ١٤، ٣٧، جم ؛ ابن عدی، ٣ / ١٣٠١، ١٣٠٢؛ ابننقطه، ١ / ١٦٤؛ ذهبی، همان، ١٤ / ١٧٧- ١٧٨، ١٨٠).
ابویعلی سالیان دراز همزمان با حساسترین دوران خلافت عباسی در متن جامعه، برخوردار از شهرت و نفوذ اجتماعی زیسته، اما با توجه به منابع موجود ظاهراً به دنبال هیچ گونه عنوان و منصبی برای خود نبوده است و چه بسا اگر هم به وی پیشنهاد شده، نپذیرفته و همه جا با عناوینی چون «محدث موصل» و «محدث جزیره» زبانزد خاص و عام بوده است. به گزارش ازدی، در روز وفات وی، مردم موصل بازارها را تعطیل كردند و جمع كثیری در مراسم تشییع جنازۀ وی حضور یافتند (نک : همو، تذكرة، ٢ / ٧٠٧- ٧٠٨؛ صفدی، ٧ / ٢٤١).
آثـار
١. مسند، مهمترین اثر ابویعلی، مشتمل بر ٥٥٥‘٧ حدیث است و در پرتو نام نیك و شهرت وی به دقت حفظ و اتقان در نقل حدیث، همواره در كنار مجامیع بزرگ و معتبر چون كتب ستّه و مسند احمد بن حنبل از حسن قبول علما و محدثان برخوردار بوده (ابننقطه، ١ / ١٦٦-١٦٧؛ ابن صلاح، ٣٨؛ ذهبی، همان، ٢ / ٧٠٨، سیر، ١٤ / ١٧٨-١٨٠؛ ابن خلدون، ١(٣) / ٥٦١؛ كتابی، عبدالحی، ١ / ٩٦، ٤٢٥) و در زمرۀ متون درسی حدیث به شمار میآمده است (نک : ابن خلكان، ٧ / ٨٥؛ ابن مستوفی، ١ / ١٩١؛ ذهبی، همان، ١٤ / ١٨٠؛ صائغ، ٢ / ٦٥). حدود ٥٠٠ سال پس از وفات ابویعلی، نورالدین علی بن ابی بكر هیثمی احادیثی را كه ابویعلی افزون بر كتب سته آورده، با اسانید آنها استخراج كرده و سپس با حذف اسـانید در مجمع الزوائد خـود جـای داده اسـت (١ / ٧؛ نیـز نک : GAS, I / ١٧٠-١٧١). مسند ابویعلی از دو طریق روایت شده است: نخست روایت ابن مُقری كه در اصفهان به «مسند كبیر» شهرت داشته و دوم روایت ابوعمرو بن حمدان كه به «مسند صغیر» مشهور و نسبت به روایت نخستین بسیار مختصرتر بوده است (ابن اثیر، ٩ / ٩١؛ ذهبی، همان، ١٤ / ١٨٠؛ كتانی، محمد، ٧١). متن كامل و تحقیق شدهای از مسند كبیر او در ١٤٠٤ ق به چاپ رسیده است. محقق كتاب، افزون بر تحقیق متن، به بحث مستوفی در صحت اساتید و جرح و تعدیل رجال احادیث نیز پرداخته است. همچنین در آغاز سلسلۀ سند هر حدیث، شمارۀ ردیف آن در هر مسند، همراه با شمارۀ مسلسل حدیث (از آغاز «مسند عمربن الخطاب» به بعد، نک : ١ / ١٢٩) قید شده است.
٢. المعجم. ابویعلی در این كتاب ٢٨٥ تن از شیوخ خود را به ترتیب الفبا نام میبرد و از هر یك از آنان یك و گاه دو یا چند روایت میآورد و به ندرت به سال یا محل استماع حدیث اشاره میكند (ص ٥٩، ٦٩، ٧٦، ٩٩)، یا به جرح و تعدیل شیوخ خویش میپردازد (ص ٩٦، ١٠٦، ١٥٧، ٢٥٤). متن كامل المعجم نیز اخیراً تحقیق شده و به چاپ رسیده است. پیش از آن، شوتسینگر دربارۀ این اثر مشهور ابویعلی از نظر نسخههای خطی، شیوۀ نگارش، جایگاه علمی ومیزان رواج آن به تحقیق پرداخته بود (نک : ص ٢٨٨-٢٩٦).
٣. حدیث محمد بن بشار عن شیوخه، كه فهرست مشایخ استادش محمد بن بشار بوده و یك نسخۀ خطی از آن برجای مانده است (ظاهریه، ٢١٩).
٤. المفارید، كه ظاهراً همان اجزای موضوعی حدیث بوده كه ابویعلی در زمینههای زهد و عرفان و مانند آن تصنیف كرده است و برخی از شرح حالنویسان از آنها یاد كردهاند (نک : ابن نقطه، ١ / ١٦٤؛ ذهبی، همان، ١٤ / ١٧٨، العبر، ١ / ٤٥٢؛ صفدی، ٧ / ٢٤١). از این اثر دو نسخۀ خطی در كتابخانۀ ظاهریه موجود است (ظاهریه، همانجا؛ GAS, I / ١٧١).
مآخذ
ابن اثیر، الكامل؛
ابن جوزی، عبدالرحمان، مناقب الامام احمد بن حنبل، قاهره، ١٣٤٩ ق؛
همو، المنتظم، حیدرآباد دكن، ١٣٥٧ ق؛
ابنحبان، الثقات، حیدرآباد دكن، ١٤٠٢ ق / ١٩٨٢ م؛
همو، كتاب المجروحین، به كوشش محمود ابراهیم زاید، بیروت، ١٣٩٦ ق؛
ابن حجر عسقلانی، احمد، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دكن، ١٣٢٦ ق؛
ابن خلدون، العبر؛
ابن خلكان، وفیات؛
ابن شاكر كتبی، محمد، عیون التواریخ، نسخۀ خطی كتابخانۀ احمد ثالث استانبول، شم ٢٩٢٢؛
ابن صلاح، عثمان، علوم الحدیث، به كوشش نورالدین عتر، دمشق، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ م؛
ابن عدی، عبدالله، الكامل فی ضعفاء الرجال، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
ابن كثیر، البدایة؛
ابن مستوفی اربلی مبارك، تاریخ اربل، به كوشش سامی خماس صقار، بغداد، ١٩٨٠ م؛
ابن نقطه، محمد، التقیید، به كوشش شرفالدین احمد، حیدرآباد دكن، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
ابویعلی موصلی، احمد، مسند، به كوشش حسین سلیم اسد، دمشق / بیروت، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ م؛
همو، المعجم، به كوشش حسین سلیم اسد، بیروت، ١٤١٠ ق / ١٩٨٩ م؛
ازدی، یزید، تاریخ الموصل، به کوشش علی حبیبه، قاهره، ١٣٨٧ ق / ١٩٦٧ م؛
ذهبی، محمد، تذكرة الحفاظ، بیروت، ١٣٧٧ ق / ١٩٥٨ م؛
همو، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و اكرم بوشی، بیروت، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ م؛
همو، العبر، به كوشش محمد سعید بن بسیونی زغلول، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
صائغ، سلیمان، تاریخ الموصل، بیروت، ١٩٢٨ م؛
صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٣٨٩ ق / ١٩٦٩ م؛
ظاهریه، خطی (حدیث)؛
كتانی، عبدالحی، فهرس الفهارس و الاثبات، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٤٠٢ ق / ١٩٨٢ م؛
كتانی، محمد، الرسالة المستطرفة، به كوشش محمد منتصر زمزمی، استانبول، ١٩٨٦ م؛
مزّی، یوسف، تهذیب الكمال، نسخۀ خطی كتابخانۀ احمد ثالث استانبول، شم ٢٨٤٨؛
هیثمی، علی، مجمع الزوائد، بیروت، ١٤٠٢ ق / ١٩٨٢ م؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
GAS;
Schützinger, H., «Abū Yaʿla al-Mauṣilī, Leben und Lehrer- verzeichnis», ZDMG, ١٩٨١, vol.CXXXI.
مریم صادقی