دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٧١ - ابو حذیفه، اسحاق بن بشر
ابو حذیفه، اسحاق بن بشر
نویسنده (ها) :
احمد پاکتچی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
ابوحذیفه، اسحاق بن بشر بن محمد بن عبدالله بن سالم بخاری (د ١٢ رجب ٢٠٦ ق / ١١ دسامبر ٨٢١ م)، راوی تاریخ و قصص. وی مولای بنیهاشم بود (خطیب، ٦ / ٣٢٦) و به همین جهت هاشمی و قرشی نیز خوانده شده است. نسبت كاهلی كه ابنحبان (١ / ١٣٥) و نجاشی (ص ٧٢) به او دادهاند، ناشی از خلط وی با ابویعقوب اسحاق بن بشر بن مقاتل كاهلی است (برای شرح حال ابویعقوب، نك : خطیب، ٦ / ٣٢٨- ٣٢٩). به گفتۀ خطیب (٦ / ٣٢٧) به نقل از قتیبة بن سعید، ابوحذیفه ٢ سال پس از درگذشت عبدالله بن طاووس (د ١٣٢ ق، نک: ابن حجر، تهذیب، ٥ / ٢٦٧) متولد شده است كه در این صورت میتوان گفت ولادت او در ١٣٤ ق بوده است.
ابوحذیفه در بلخ تولد یافت، در بخارا زیست و همانجا درگذشت (ابن حبـان، همانجا؛ خطیب، ٦ / ٣٢٦، ٣٢٨). در میان مشـایخی كـه ابوحذیفه بدون واسطه از آنان روایت كرده است، به امام جعفر صادق (ع) (نجاشی، همانجا؛ طوسی، ١٤٩) و نیز كسانی چون محمد بن اسحاق، مالك بن انس، اوزاعی، ابنجریج، سفیان ثوری و مأمون خلیفه عباسی میتوان اشاره كرد (برای فهرستی از مشایخ او، نك : خطیب، ٦ / ٣٢٦؛ ابنعساكر، ٢ / ٢٢). اگرچه بنا به ظاهر این اسانید، ابوحذیفه میبایست مدتی بیرون از خراسان، بهویژه در مكه و مدینه حدیث فراگرفته باشد، ولی صداقت و وثاقت وی همواره مورد تردید قرار داشته و او نه تنها به روایت از مشایخی كه هرگز آنها را ندیده بود، متهم شده (خطیب، ٦ / ٣٢٧)، بلكه جمعی چون ابنمدینی، ابن ابیشیبه و دارقطنی او را كذاب خواندهاند (نك : همانجا؛ دارقطنی، ١٤٢؛ ذهبی، میزان، ١ / ١٨٤؛ ابن حجر، لسان، ١ / ٣٥٤، ٣٥٥). ابن عدی (١ / ٣٣١) روایات او را از حیث سند و متن مورد تضعیف قرار داده است. در حالی كه قاطبۀ رجالشناسان اهل سنت او را در زمرۀ ضعیفان شمردهاند، تنها دارابجردی وی را ثقه دانسته است (ابنعساكر، ٢ / ٢٣؛ قس: ذهبی، همان، ١ / ١٨٥). از رجالشناسان شیعه، نجاشی (همانجا) او را توثیق كرده است و مفید، كلامی نزدیك بدان دارد (ص ٦٨). دوران خلافت هارون (١٧٠-١٩٣ ق) ابوحذیفه توسط خلیفه به بغداد فراخوانده شد و مدتی در یكی از مساجد آنجا به بازگفتن روایاتش پرداخت (ابنحبان، خطیب، همانجاها). با وجود این، تنها محدث بغدادی شناخته شده كه از او روایت كرده، اسماعیل بن عیسی عطـار است كه آثار او را در عراق منتشر ساخت (نك : خطیب، همانجا؛ ثعلبی، ٦٤، ٩٩، جم ؛ رودانی، ٤٠٣؛ قس: ابنحبان، همانجا، كه گفته «روی عنه البغدادیون»). در منابع به حدیث گفتن وی در مكه نیز اشاره رفته است (خطیب، همانجا)، اما ظاهراً روایاتش چندان مورد استقبال عراقیان و حجازیان قرار نگرفته است. روایتكنندگان از ابوحذیفه غالباً اهل خراسان بودند (همانجا) كه از آن میان محمد بن قدامۀ بخاری، موسی بن افلح بخاری، محمد بن یزید نیشابوری و عبدالله بن احمد مروزی را میتوان یاد كرد (ابنعساكر، ٢ / ٢٣؛ ابنعدی، همانجا؛ ذهبی، سیر، ٩ / ٤٧٨، میزان، ١ / ١٨٦). در میان راویان ابوحذیفه نام دو محدث ظاهراً خوزستانی: احمد بن سعید باسیانی و علی بن حرب جندیشاپوری نیز دیده میشود (ابنحبان، ١ / ١٣٦؛ ذهبی، سیر، همانجا)كه بهویژه احمد بن سعید در انتقال روایات وی به راویان طبقۀ بعد بغداد مؤثر بوده است (نك : نجاشی، همانجا؛ ابن ابیالحدید، ١٣ / ٢٤٣؛ تستری، ١ / ٧٣٩؛ برای دیگر راویان از وی، نك : ابنحبان، ابنعدی، همانجاها).
آثـار
١. المبتدأ، مهمترین اثر ابوحذیفه و از نخستین تألیفات اسلامی دربـارۀ آغاز خلقت و قصص پیامبران است (نك : ابن ندیم، ١٠٦؛ خطیب، ٦ / ٣٢٦، ٣٢٧). این كتاب مورد استفادۀ طبری، ثعلبی، طبرانی، ابن عساكر، ابن كثیر و دیگران قرار گرفته است (ثعلبی، ٦٤، ٩٩، جم ؛ ذهبی، سیر، ٩ / ٤٧٨؛ ابنكثیر، ١ / ٥، ١٢، ٣٧، جم ؛ ابن حجر، الاصابة، ٥ / ٢٤٧). به گفتۀ سزگین (GAS, I / ٢٩٤) بخش مربوط به آدم و حوا از این كتاب در نشریۀ «مطالعاتی دربارۀ پاپیروسهای ادبیات عرب» به كوشش نبیهه عبود در شیكاگو (١٩٧٥ م) چاپ شده است (صص ٥٦-٣٨) و بخشهای دیگری از آن نیز به صورت خطی در كتابخانۀ ظاهریۀ دمشق نگهداری میشود (ظاهریه، تاریخ، ١ / ٣١٤؛ همان، حدیث، ٢٢٦). جالب توجه است كه حدیث «الهام بن الهیم بن لاقیس بن ابلیس» كه محدثان آن را از روایت اسحاق بن بِشْر كاهِلی میشناختهاند (عقیلی، ١ / ٩٨؛ خطیب، ٦ / ٣٢٩؛ ذهبی، میزان، ١ / ١٨٦؛ ابن حجر، الاصابة، ٦ / ٢٧٦) در نسخۀ خطی المبتدأ دیده میشود (نك : ظاهریه، تاریخ، همانجا؛ قس: ابن حبان، ١ / ١٣٦).
٢. روایتی طویل از امام صادق (ع) دربارۀ معراج پیامبر (ص) كه در ١٣٠٣ ق به همراه الروضة من الكافی و تحف العقول به چاپ رسیده است. احتمال داده شده كه این اثر همان كتابی باشد كه مورد نظر نجاشی (همانجا) و طوسی (همانجا، با عبارت «اسندعنه») بوده است (در این مورد، نك : تستری، ١ / ٧٣٨- ٧٣٩).
٣. الفتوح، كه خطیب (٦ / ٣٢٦) و ابنندیم (همانجا، در چ فلوگل نیامده است)، از آن یاد كردهاند و مورد استفادۀ ابنعساكر، یاقوت و ابنحجر قرار گرفته است (یاقوت، ١ / ١٣٦، ٤٨٤، ٢ / ٣٥٥؛ ابنحجر، الاصابة، ٥ / ٥٩، ٧٤، ٩٦، ٢٧٥،٦ / ١٦٠).
٤. مقتل عثمان، كه مفید از آن یاد كرده و قطعاتی از آن را در الجمل مورد استفاده قرار داده است (صص ٦٨-٧٦، ٩٩). همچنین ابوجعفر اسكافی از اثری نامشخص از ابوحذیفه حدیثی دربارۀ اسلام آوردن حضرت علی (ع) نقل كرده است (ابن ابیالحدید، همانجا) و ابنندیم از آثار دیگر وی با عناوین الردّة، الجمل، صفین، الولایة و حفر زمزم نام برده است (همانجا؛ نیز نك : GAS، همانجا).
مآخذ
ابن ابیالحدید، عبدالحمید بن هبة الله، شرح نهجالبلاغة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٧٨ ق / ١٩٥٩ م؛
ابنحبان، محمد، المجروحین، به كوشش محمود ابراهیم زاید، بیروت، ١٣٩٦ ق؛
ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة، قاهره، ١٣٢٣ ق؛
همو، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دكن، ١٣٢٦ ق؛
همو، لسان المیزان، حیدرآباد دكن، ١٣٢٩ ق؛
ابن عدی، عبدالله، الكامل، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
ابن عساكر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، عمان، دارالبشیر؛
ابن كثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، به كوشش احمد ابوملحم و دیگران، بیروت، ١٤٠٩ ق / ١٩٨٩ م؛
ابن ندیم، الفهرست؛
تستری، محمدتقی، قاموس الرجال، قم، ١٤١٠ ق؛
ثعلبی، احمد بن محمد، عرائس المجالس، بیروت، ١٤٠١ ق / ١٩٨١ م؛
خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ ق؛
دارقطنی، علی بن عمر، الضعفاء و المتروكون، به كوشش موفق بن عبدالله، ریاض، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ م؛
ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و كامل خرّاط، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
همو، میزان الاعتدال، به كوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٣٨٢ ق / ١٩٦٣ م؛
رودانی، محمد بن سلیمان، صلة الخلف، به كوشش محمد حجی، بیروت، ١٤٠٨ ق / ١٩٨٨ م؛
طوسی، محمد ابن حسن، الرجال، به كوشش محمد صادق بحر العلوم، نجف، ١٣٨١ ق / ١٩٦١ م؛
ظاهریه، خطی (تاریخ)، عش؛
همان (حدیث)؛
عقیلی، محمد بن عمرو، الضعفاء الكبیر، به كوشش عبدالمعطی امین قلعجی، بیروت، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ م؛
مفید، محمد بن محمد، الجمل، نجف، ١٣٦٨ ق؛
نجاشی، احمد بن علی، الرجال، به كوشش موسی شبیری زنجانی، قم، ١٤٠٧ ق؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
GAS
احمد پاكتچی