دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣١٣ - ابن ناظر
ابن ناظر
نویسنده (ها) :
محمدهادی مؤذن جامی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِناظِر، یا ابن ابی الاحوص، ابوعلی حسین بن عبدالعزیز بن محمد فهری قرشی (د ٦٩٩ ق / ١٣٠٠ م) مقری، محدث، فقیه، ادیب و قاضی اندلسی. اصل او از بلنسیه بود (نباهی، ١٢٧). در جیّان به دنیا آمد (سیوطی، ١ / ٥٣٥)، در غرناطه رشد یافت (ابنخطیب، ١ / ٤٧١) و از ابومحمد عبداللّه بن حسین کواب قرائات سبع و جز آن را فرا گرفت (همو، ١ / ٤٧٢؛ نباهی، همانجا). سپس به اشبیلیه رفت و در آنجا از ابوعلی شلوبین ادبیات آموخت. در این هنگام که ابوالقاسم ابنبقی (د ٦٢٥ ق) به اشبیلیه آمده بود، ابنناظر به ملاقات او شتافته، از او حدیث شنید (مقری، ٢ / ٥٧٥). او در آنجا از محدثان دیگری نیز اخذ حدیث نمود که ازجمله آنها ابوالحسن ابنجابر دباج است (نباهی، همانجا). سپس به بلنسیه رفت و از ابوالحسن ابنخیره، و ابوربیع ابنسالم کلاعی حدیث شنید. بعد به جزیرۀ شقر رفت و نزد ابوبکر محمد ابن محمد بن وضاح التیسیر ابوعمرودانی و شاطبیه را خواند (ابنخطیب، ١ / ٤٧٣؛ نباهی، همانجا؛ ابنجزری، ١ / ٢٤٢). سپس به مرسیه رفت و در آنجا از جماعتی از جمله ابوالعباس ابنعیّاش (نباهی، همانجا) و در اُریوله از ابوالحسن عبدالرحمن بن بقی حدیث شنید. بعد به مالقه رفت و از دیگران چون ابومحمد عطیه و ابوالقاسم ابن طیلسان (ابنخطیب، نباهی، همانجاها) اخذ حدیث نمود. از استادان دیگر او میتوان از ابوعامر یزیدبن وهب فهری و موسی بن عبدالرحمن بن یحیی بن عربی (ابنجزری، همانجا) نام برد. وی مدتی در غرناطه به اقراء قرآن و تدریس ادب اشتغال داشت (ابنخطیب، ١ / ٤٧٢)، آنگاه به مالقه رفت و مدت کمی در آنجا به اقراء پرداخت و حدود ٢٥ سال خطیب مالقه بود (ابنخطیب، همانجا)، اما به سبب بروز فتنه و ناسازگاری در مالقه و دسیسهچینیِ فزاری از آنجا به غرناطه گریخت (نباهی، همانجا) و قضاءالمریه و سپس قضاء بسطه را بر عهده گرفت و پس از رفع فتنۀ مالقه و خروج بنواشقیلوله از آنجا در ٦٨٧ ق / ١٢٨٨ م (ابنخطیب، نباهی، همانجاها؛ سلاوی، ٣ / ٦٨) متولی قضای مالقه شد. ابنناظر را فردی آگاه به علوم مختلف، اهل ضبط در روایت و از آخرین مقریان اندلس معرفی نمودهاند (ابنخطیب، همانجا). مشهورترین شاگرد او ابوحیان اندلسی صاحب تفسیر البحر المحیط است که تفسیر ابنعطیه را از طریق ابنناظر از ابنعطیه روایت می کند (ابوحیان، ١ / ١٠-١١). ابوحیان در مالقه به حضور ابن ناظر رسیده و از وی روایت کرده است (مقری، ٢ / ٥٤٠). از دیگر شاگردان او احمد بن محمد عامری، احمد بن حسن زیات (ابنخطیب، ١ / ١٦٢، ١٦٥، ٢٨٧، ٢٨٩)، محمد بن احمد غسانی، محمد بن احمد غسانی، محمد بن محمد بلوی، محمد بن احمد هاشمی طنجالی، عبدالواحد بن ابی السداد باهلی (همو، ٣ / ٦٤، ٢١٨- ٢١٩، ٢٤٥-٢٤٦، ٥٥٣)، احمد بن ابراهیم ابنزبیر ثقفی و آخرین راوی از ابنناظر عبداللّه بن محمد بن ایوب تجیبی (نباهی، همانجا) را میتوان نام برد (نیز نک : ابنجزری، ١ / ٢٤٢-٢٤٣؛ ابن خطیب، ٣ / ٦٠-٦١، ٢٠٢-٢٠٣). ابنناظر سرانجام در غرناطه درگذشت (ابنخطیب، ١ / ٤٧٣).
از آثار او نسخۀ خطی شناخته شدهای در دست نیست. ابوحیان التبیان فی احکام القرآن، المشرع السلسل فی الحدیث المسلسل، المعرب المفهم فی شرح مسلم و الوسامة فی احکام القسامة را از او روایت کرده است (مقری، ٢ / ٥٣٦). ابنخطیب الاربعون، برنامج والترشید فی صناعة التجوید را به او نسبت میدهد (همانجا). سیوطی شرح الجمل زجاجی و شرح المستصفی اثر غزالی را بر اینها افزوده (همانجا) و ٦ بیت از اشعار وی را نقل کرده است (١ / ٥٣٦؛ نیز نک : ابنخطیب، همانجا، که شعرهای او را شایستۀ مقام علمیِ او نمیداند).
مآخذ
ابنجرزی، محمد بن محمد، غایة النهایه، به کوشش گ. برگشتر سر، قاهره، ١٣٥١ ق / ١٩٣٢ م؛
ابنخطیب، لسانالدین، الاحاطة، به کوشش محمد عبداللّه عنان، قاهره، ١٩٧٥ م؛
ابوحیان، محمد بن یوسف، البحر المحیط، بیروت، ١٩٨٣ م؛
سلاوی ناصری، احمد بن خالد، الاستقصاء، به کوشش جعفر و محمد ناصری، دارالبیضاء، ١٩٥٤ م؛
سیوطی، بغیة الوعاة، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٩٦٤ م؛
مقری، احمد بن محمد، نفح الطیب، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٦٨ م؛
نباهی، ابوالحسن بن عبداللّه، تاریخ قضاة الاندلس، قاهره، ١٩٤٨ م.
محمدهادی مؤذن جامی