دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٥٢ - ابن قاص
ابن قاص
نویسنده (ها) :
محمد جواد ساروی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ قاص، ابوالعباس احمد بن ابی احمد طبری (د ٣٣٥ق / ٩٤٦م)، فقيه شافعی، قاضی و واعظ اهل طبرستان. شهرت وی با اختلاف ذكر شده است: بيشتر مآخذ، «ابن القاص» (ابن خلكان، ١ / ٦٨؛ سبكی، ٣ / ٥٩؛ نووی، ١ / ٢٥٢؛ صفدی، ٦ / ٢٢٧؛ ذهبی، ١٥ / ٣٧١)، برخی نيز «القاص» (ابن اثير، ٣ / ٧- ٨) آوردهاند. شهرت ابن قاص به جهت اشتغال پدرش به وعظ و داستانسرايی است (ابن خلكان، همانجا؛ نووی، ١(٢) / ٢٥٣). اين شهرت در برخی از منابع (مثلاً ابن تغری بردی، ٣ / ٢٩٤) به صورت «ابن القاضی» آمده است كه تحريف به نظر میرسد.
ابن قاص برای تحصيل به بغداد رفت. فقه را از ابوالعباس ابن سريج، فقيه بزرگ شافعی، فراگرفت (ابواسحاق شيرازی، ١٢٠) و از كسانی چون ابوخليفه جمحی و محمد بن عثمان بن ابی شيبه اخذ حديث كرد (ذهبی، سبكی، همانجاها). پس از آن به طبرستان بازگشت و به تدريس و وعظ پرداخت و در آنجا پيشوای شافعيان گرديد و عدّۀ كثيری از او فقه شافعی آموختند كه از جملۀ آنان ابوعلی طبری معروف به زجاجی قابل ذكر است (ابواسحاق شيرازی، همانجا؛ سمعانی، ١٠ / ٣٠٣؛ ذهبی، ١٥ / ٣٧٢).
ابن قاص در جنگ مسلمانان با روميان مشاركت فعالی داشت (سمعانی، همانجا)، سپس به طرسوس (در جنوب تركيۀ كنونی) رفت و در آنجا رحل اقامت افكند و به وعظ پرداخت و در همانجا درگذشت. گفته شده است كه مدتی مقام قضاء آنجا را نيز برعهده گرفت (ابواسحاق شيرازی، سمعانی، ابن خلكان، همانجاها). وی در فقه صاحب نظر بود و آراء او در كتب مهم فقه شافعی مورد توجه قرار گرفته است (نك : نووی، ابن خلكان، همانجاها). برخی از آراءِ غريب او را عبادی (ص ٧٤) و سبكی (٣ / ٦٠-٦٣) ذكر كردهاند، وی به عدم وقوع مجاز در قرآن اعتقاد دارد و در اين باب با ظاهريان هم رأی است (نك : عبادی، همانجا).
از آثار او كه بيشتر رسالههايی مختصر، ولی پرمحتواست، تنها رسالۀ دلائل القبلة در ١٩١٣م توسط لويس شيخو در مجلۀ المشرق (شم ١٧) چاپ شده است. از آثار خطی او نسخهای از ادب القاضی در كتابخانۀ فيض الله افندی موجود است (GAS, I / ٤٩٧). اين كتاب را بايد يكی از اولين آثار شافعيان در آيين قضا و صفات قاضی دانست (نك : حاجی خليفه، ١ / ٤٧). اثر ديگر وی التلخيص فی الفروع، متن مختصری است در فقه كه از مشهورترين كتابهای اوست و عدۀ زيادی از دانشمندان شافعی آن را شرح كردهاند كه ابوعبدالله ختن، قفّال و ابوعلی سنجی از آن جملهاند (ابواسحاق شيرازی، ١٢٠؛ نووی، همانجا). نسخهای از آن در كتابخانۀ اياصوفيه هست (نك : GAL, I / ١٩١). اثر ديگری نيز با عنوان فوائد حديث ابی عمير (برای مآخذ متن حديث، نك : مزی، ١ / ٤٣٦) در دارالكتب قاهره (سيد، ١ / ٩٠) موجود است. از آثار يافت نشدۀ وی اين كتابها را میتوان نام برد: المفتاح در فقه شافعی كه بارها شرح شده است (نك : ابن قاضی شهبه، ١ / ٢٦١، ٢٨٠؛ حاجی خليفه، ٢ / ١٧٦٩)، ادب الجدل، شرح مختصر المزنی و المواقيت (نك : عبادی، ٧٤؛ سمعانی، ١٠ / ٣٠٣؛ نووی، همانجا؛ حاجی خليفه، ٢ / ١٢١٩، ١٦٣١).
مآخذ
ابن تغری بردی، النجوم؛
ابن خلكان، وفيات؛
ابن قاضی شهبه، ابوبكربن احمد، طبقات الشافعية، حيدرآباد دكن، ١٣٩٨ق / ١٩٧٨م؛
ابواسحاق شيرازی، ابراهيم بن علی، طبقات الفقهاء، به كوشش خليل الميس، بيروت، دارالقلم؛
حاجی خليفه، كشف؛
ذهبی، محمدبن احمد، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و ديگران، بيروت، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
سبكی، عبدالوهاب بن علی، طبقات الشافعية الكبری، به كوشش محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، ١٣٨٣ق / ١٩٦٤م؛
سمعانی، عبدالكريم، الانساب، حيدرآباد دكن، ١٣٩٩ق / ١٩٧٩م؛
سيد، فؤاد، فهرس المخطوطات المصورة، قاهره، ١٩٥٤م؛
عبادی، محمدبن احمد، طبقات الفقهاء الشافعية، به كوشش گوستاويتستام، ليدن، ١٩٦٤م؛
مزی، يوسف بن عبدالرحمن، تحفة الاشراف، بمبئی، ١٣٨٤ق / ١٩٦٥م؛
نووی، يحيی بن شرف، تهذيب الأسماء و اللغات، قاهره، ادارة الطباعة المنيرية؛
نیز:
GAL;
GAS.
محمدجواد ساروی