دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٨٩ - ابوالدنیا
ابوالدنیا
نویسنده (ها) :
احمد پاکتچی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوالُّدنیا، مردی اهل مغرب که از سدۀ ٤ ق / ١٠ م داستانهایی دربارۀ طول عمر او بر سر زبانها بوده است. برخی چون ابوبکر مفید جرجرایی نام و نسب او را «ابوعمرو عثمان بن خطاب بن عبداللّه بن عوام بلوی» ضبط کردهاند (نک : حاکم، ١٠؛ خطیب، ١١ / ٢٩٧؛ جوینی، ١ / ١٩٨)، اما در روایت ابن اخی طاهر علوی و ابوسعید ابن عبدالوهاب رازی از او به صورت «علی بن عثمان بن خطاب بن مرة بن مؤید» یاد شده است (ابن بابویه، ٢ / ٥٣٨- ٥٤٤؛ قس: خطیب ١١ / ٢٩٩؛ ابن رشید، ٣ / ٦٧-٧٠).
براساس برخی روایات و داستانهای مربوط به ابوالدنیا، او در حدود ٦٠٠ م در یمن متولد شد. در جوانی به آب حیات دست یافت و با نوشیدن از آن عمری دراز پیدا کرد. چندی پس از درگذشت پیامبر (ص) به مدینه آمد و به جرگۀ دوستداران حضرت علی (ع) پیوست، در جنگهای او شرکت جست و در جنگ صفین اسب آن حضرت زخمی بر سر یا چهرهاش وارد ساخت که بدان سبب او را «اَشَجّ» (آنکه بر سر اثر زخم دارد) میخواندند. ابوالدنیا به روایت ابوسعید رازی بیدرنگ پس از کشته شدن آن حضرت راهی دیار خود شد و پس از چندی به مغرب رفت، ولی در روایت ابن اخی طاهر به خدمت امام حسن و سپس امام حسین (ع) درآمد و از قلعۀ کربلا جان به سلامت برد و سپس راه مغرب در پیش گرفت (ابن بابویه، ٢ / ٥٣٨-٥٤٣؛ روایت ابوسعید، نیز نک : ٢ / ٥٤٣-٥٤٧؛ روایت ابن اخی طاهر). از طرف دیگر بر پایۀ روایت ابوبکر مفید، ابوالدنیا در اوایل خلافت ابوبکر (ح ١١ ق / ٦٣٢ م) به دنیا آمد و در زمان خلافت علی (ع) رهسپار کوفه شد و به خدمت او درآمد (خطیب، ١١ / ٢٩٨؛ مجلسی، ٥١ / ٢٦٠، به نقل از امالی طوسی). ارقام داده شده در کتاب همدانی (ظاهراً الاکلیل) نیز این تاریخ را تأیید میکند (نک : ابن حجر، ٤ / ١٣٩). محل اقامت ابوالدنیا در مغرب در بیشتر روایات «مرنده» (گاه به شکل رنده، مریده، مزیده) آمده و گفته شده که جایی در نزدیکی قیروان بوده است (نک : کراجکی، ٢٦٥؛ خطیب، همانجا؛ ابن عساکر، ١١ / ٩٠؛ ابن رشید، ٣ / ٧٠؛ ابن حجر، ٤ / ١٣٧، ١٣٩). البته بعضی نیز مسکن او را طنجه گفتهاند (ابن بابویه، ٢ / ٥٤٤؛ روایت ابن اخی طاهر؛ ابن رشید، ٣ / ٦٨؛ روایت ابوالقاسم رویانی؛ ابن حجر، ٤ / ١٣٥؛ روایت ابوبکر مفید)، اما در روایت ابوسعید رازی این مکان تاهرت (ضبط نسخه باهرت) آمده است (ابن بابویه، ٢ / ٥٣٨).
به گفتۀ خود وی، علی (ع) به مناسبت عمر طویلی که برای او میدید، به او کنیۀ «ابوالدنیا» داد (جوینی، ١ / ١٩٨؛ ابن حجر، ٤ / ١٣٧، ١٣٩). به هر حال پیش از مطرح شدن داستان ابوالدنیا این کنیه در مورد شخص دیگری هم به کار رفته است (نک : ﻫ د، ابن ابی الدنیا).
اگرچه در متون مربوط به داستان ابوالدنیا، به حضور او در جنگهای حضرت علی (ع) اشاره شده و حتی گفته شده که به هنگام حصر عثمان او حامل نامۀ عثمان به علی (ع) بوده است (ابن بابویه، ٢ / ٥٤٦؛ ابن عساکر، ١١ / ٩٠)، ولی در آثار تاریخی و نیز در میان اصحاب آن حضرت نامی از او دیده نمیشود و در واقع شخصیت او در آغاز سدۀ ٤ ق شکل میگیرد.
اولین گزارش دربارۀ دیدن شده ابوالدنیا به اواخر ٣٠٩ ق / ٩٢٢ م بازمیگردد که به روایت ابوسعید رازی دو تن از معاصران وی ابوالدنیا را در موسم حج در مکه دیده و داستان زندگیش را از زبان خود او شنیدهاند (ابن بابویه، ٢ / ٥٣٨). به گزارش ابوالقاسم ابن طحّان (د ٤١٦ ق) مورخ مصری، در ٣١٠ ق او به مصر آمده (ابن حجر، ٤ / ١٣٨- ١٣٩) و در موسم حج همان سال همدانی با وی در مکه دیدار کرده است (همو، ٤ / ١٣٩، به نقل از کتاب همدانی). ظاهراً در همین زمان بوده که ابن اخی طاهر با او ملاقات کرده و قصۀ او را شنیده است (نک : کراجکی، ٢٦٢-٢٦٣؛ ابن حجر، ٤ / ١٣٥؛ قس: ابن بابویه، ٢ / ٥٤٣، که تاریخ این دیدار را ٣١٣ ق ضبط کرده است). در روایت ابن اخی طاهر (همانجاها) از حضور برخی شخصیتهای شناخته شده، چون نصر حاجب، ابوالهیجاء عبداللّه بن حمدان و ابوبکر محمدبن علی ماذرایی و قرار گرفتن آنان در جریان ادعای ابوالدنیا سخن به میان آمده که از نظر تاریخی قابل پذیرش است (قس: ابن اثیر، حوادث پیش و پس از ٣١٠ ق؛ مقریزی، ١٩٣-١٩٤).
گویا پس از به جای آوردن حج، ابوالدنیا به قیروان بازگشته و ابن ابیالعرب تمیم بن محمد در ٣١١ ق در آنجا از او دیدار کرده و حدیث شنیده است (ابن خیر، ١٦٩-١٧٠؛ ابن رشید، ٣ / ٦٩؛ ابن حجر، ٤ / ١٣٥-١٣٦). وی به گفتۀ خطیب بغدادی و دیگران در همین سالها سفری نیز به بغداد داشته و در آنجا حدیث گفته است (١١ / ٢٩٧، ٢٩٩) و سرانجام روایت طوسی از ابوبکر مفید حکایت از آن دارد که وی در ٣١٦ ق در مصر با ابوالدنیا ملاقات کرده و به همراه او به مکه آمده است (مجلسی، ٥١ / ٢٦٠). در همین سال خبر درگذشت ابوالدنیا به شاگردش ابن ابی العرب رسید (ابن حجر، ٤ / ١٣٧)، ولی ابوبکر مفید که تا اواخر سال مزبور را با او همراه بوده، وفات او را در ٣٢٧ ق پنداشته است (نک : خطیب، ١١ / ٢٩٩؛ ابن شهر آشوب، ٢ / ٢٦٤، به نقل از امالی طوسی؛ قس: مجلسی، ٥١ / ٢٦١). خبر رسیده به ابوبکر مفید چه صادق باشد چه نباشد، در فاصلۀ ٣١٦-٣٥٠ ق گزارشی از زندگی ابوالدنیا در دست نیست، اما شماری از روایات، از حیات او پس از ٣٥٠ ق خبر میدهند. روایت نخست از قاضی ابوالحسین دینوری است که به خاطرات کودکی وی مربوط میشود و بسیار آشفته است؛ در این روایت دینوری به آمد و شد ابوالدنیا بین مکه و مغرب در ٣٥٠-٣٥٢ ق اشاره کرده است (ابن عساکر، ١١ / ٩٠-٩١). روایت دوم را که مربوط به ابن قوطیه (د ٣٦٧ ق) مورخ اندلسی است، باید کمی جدیتر نگریست. وی یادآور شده که ابوالدنیا در حکومت حکم بن عبدالرحمن المستنصر باللّه (٣٥٠-٣٦٥ ق) وارد قرطبه شده و مستنصر او را به دیدار خود فرا خوانده است. او افزوده است که اطلاعات زیادی از ابوالدنیا دربارۀ جنگهای علی (ع) و وقایع آن زمان به دست آورده و در دفتری ثبت کرده بوده است (ابنخبر، ١٧٠-١٧١؛ ابن رشید، ٣ / ٦٩- ٧٠؛ ابن حجر، ٤ / ١٣٦). همچنین روایتی از ابوالقاسم هجیم بن محمد رویانی وجود دارد که مدعی شده در سدۀ ٥ ق / ١١ م از ابوالدنیا حدیث شنیده و از وفات او در ٤٧٦ ق اطلاع داده است (ابن رشید، ٣ / ٦٨؛ ابن حجر، ٦ / ١٩١-١٩٢). به هر روی در صورت پذیرش صحت هر یک از این روایات یکی بودن این ابوالدنیا با ابوالدنیای سالهای ٣٠٩-٣١٦ جای تأمل دارد (نک : ابن رشید، ٣ / ٧٠).
گفتنی است که در برخی روایات شیعی این تلقی وجود داشته که ابوالدنیا تا هنگام ظهور مهدی (ع) زنده خواهم بود و به یاران او خواهد پیوست (نک : ابن بابویه، ٢ / ٥٤٥؛ کراجکی، ٢٦٢). سید نعمتاللّه جزایری از ملاقات محمد حرفوشی در سدۀ ١١ ق / ١٧ م با ابوالدنیا در نقطهای از شام یاد کرده و از دانش آموختن او نزد دوازده امام (ع) سخن گفته است ( الانوار النعمانیة، ٢ / ٧، جواهر الغوالی، ٥).
در مقایسه بین متون گوناگون داستان ابوالدنیا، آنچه بهطور مشترک دیده میشود، وجود مردی اشج است با عمری دراز که صحبت حضرت علی (ع) را درک کرده است. شایسته است گفته شود که در روایتی، از یک معمر اشج از اصحاب علی (ع) با نام ابوعبداللّه زید بن تمیم کلابی یاد شده که محمد بن عمر طرازی در اواخر سدۀ ٥ ق / ١١ م او را ملاقات کرده و مشترکات او با ابوالدنیا و احتمال تأثیرگرفتن آن از داستان ابوالدنیا قابل توجه است(نک : ابن حجر، ٢ / ٥٠٢-٥٠٣).
شارل پلا١ با استناد به اینکه جاحظ در التربیع و التدویر (ص ٨٠) شخصی را به نام اشج بن عمرو (قرائت پیشنهادی پلا: اشج المعمر) در ردیف سفیانی و اسفر قحطانی ذکر کرده است و نیز به موجب یک پیشگویی منقول از دانیال که از ظهور اشج خبر داده است (نک : ابن قتیبه، ٣٦٢)، احتمال داده که گروهی از آغاز سدۀ ٣ ق / ٩ م به ظهور مردی اشج امید داشتهاند (EI٢). نقطۀ مشترک دیگر در روایات ابوالدنیا مغربی بودن اوست که اگر روایت ابن اخی طاهر در این مورد قابل استناد باشد، در آن تصریح شده که در روایات سدۀ ٣ ق از ظهور یک «معمر مغربی» خبر داده است (ابن بابویه، ٢ / ٥٤٤).
در جزئیات داستان، آنجا که دربارۀ علت طول عمر ابوالدنیا گفتوگو میشود، مایۀ اصلی داستان برگرفته از قصۀ خضر و دست یافتن او به آب حیات بوده است، بهطوری که در مقایسه بین روایت ابوسعید رازی با داستان خضر نکاتی چون یافتن راز آب حیات در کتب پیشینیان، رفتن به سرزمین ظلمات برای یافتن آن، پیدا شدن تصادفی آب حیات و دست یافتن شخص غیرطالب به آن (ابوالدنیا و خضر) و محروم ماندن شخص طالب (پدر ابوالدنیا و ذوالقرنین) همسانی دیده میشود (همو، ٢ / ٥٣٩- ٥٤٠؛ قس: ثعلبی، ٣٦٧- ٣٦٨). از موارد تفاوت بین دو داستان نیز میتوان به استفاده از شتر به جای مادیان به عنوان مرکب و استفاده از آتش به جای «مهرۀ سرخ رنگ» به عنوان علامت برای گردهم آمدن افراد اشاره کرد (ابن بابویه، ٢ / ٥٣٩؛ قس: ثعلبی، ٣٦٨). به علاوه در روایت ابوسعید و ابن اخی طاهر، ابوالدنیا تنها از آب حیات نوشید (ابن بابویه، ٢ / ٥٤٠، ٥٤٥)، در صورتی که در روایت ابوبکر مفید همچون داستان خضر در آن شست و شو نیز کرد (خطیب، ١١ / ٢٩٨؛ مجلسی، ٥١ / ٢٦٠؛ قس: ثعلبی، همانجا) و این در حالی است که روایت وی کمتر داستانپردازی کرده و حتی از سرزمین ظلمات سخنی ندارد (خطیب، مجلسی، همانجاها). رابطۀ بین داستان ابوالدنیا با خضر تا بدانجا رسیده که به روایت همدانی شخصِ خضر بود که ابوالدنیا را به سوی آب راهنمایی کرد (ابن حجر، ٤ / ١٣٩) و به روایت ابن اخی طاهر الیاس نیز در کنار خضر بود (ابن بابویه، ٢ / ٥٤٥؛ قس: ابن حجر، ٤ / ١٣٧).
اگر از داستانهایی که ابوالدنیا دربارۀ گذشتۀ خود پرداخته و با تفاوتهایی در روایات مختلف نقل شده، بگذریم، در میان راویان، ابن اخی طاهر حتی در وصف هیأت ظاهری وی دچار گزافهگویی شده و نه تنها دربارۀ تغییر رنگ ریش ابوالدنیا به هنگام سیری و گرسنگی داستانپردازی کرده، بلکه ادعای او مبنی بر اینکه وی سیمای یک جوان ٣٠ تا ٤٠ ساله را داشتند، نیز برخلاف وصفی است که دیگران کردهاند (نک : ابن بابویه، ٢ / ٥٤٤؛ قس: ابن حجر، ٤ / ١٣٩).
١. Ch. Pellat
ابوالدنیا در سدۀ ٤ ق / ١٠ م احادیثی را بدون واسطه از علی (ع) روایت میکرد که بر پایۀ روایت ابوسعید رازی، این احادیث در نسخهای مکتوب بود (ابن بابویه، ٢ / ٥٤١). اگرچه بسیاری از محدثان در اعتبار احادیث ابوالدنیا تردید میکردند، ظاهرِ پرجاذبۀ آنها برخی را بر آن داشته است تا به روایت آنها بپردازند که از میان آنان ابوبکر محمد بن احمد مفید جرجرایی و حسن بن محمد ابی اخی طاهر علوی را باید نام برد (نک : خطیب، ١١ / ٢٩٧؛ ذهبی، ٣ / ٣٣). در سدههای بعد سخن از تداول نسخههایی است که روایات ابوالدنیا در آنها گرد آمده بود و گاه از آنها با عنوان «صحیفۀ ابوالدنیا» یا «اشجیات» یاد میشد (نک : حسکانی، ٢ / ٢٧٢؛ منتجبالدین، ٣٠؛ ابن خیر، ١٦٩؛ ابن اثیر، ٨ / ٣٥٨؛ ابن
عدیم، ١٠ / ٤٤٤٤؛ ابنرشید؛ ٣ / ٦٦-٦٧؛ ابن حجر، ٦ / ١٩٢) و جمعی از نقادان حدیث چون ابوطاهر سلفی، ابوالحجاج مزی، ابن تیمیه و ذهبی نسخۀ مزبور را موضوع دانستهاند (ابن رشید، ٣ / ٧١؛ ابن کثی، ١١ / ١٩٠). اگرچه در مین این روایات احادیث غریب نیز به چشم میخورد، ولی بیشتر آنها احادیثی است که از طرق دیگر نیز روایت شده است (برای متون احادیث، نک : ابنبابویه، ٢ / ٥٤١- ٥٤٢، ٥٤٧؛ کراجکی، ٢٦٥-٢٦٦؛ خطیب، ٣ / ٤٩، ١١ / ٢٩٩؛ ابن مغازلی، ١٩٢، ٣١٨- ٣١٩؛ کتانی، ٢ / ٩٤٥؛ نیز برخی از منابعی که در پیش ذکر شد).
مآخذ
ابن اثیر، الکامل، ابن بابویه، محمد بن علی، کمالالدین و تمام النعمة، به کوشش علیاکبر غفاری، تهران، ١٣٩٥ ق؛
ابنحجر عسقلانی، احمد بن علی، لسان المیزان، حیدرآباد دکن، ١٣٢٩-١٣٣١ ق؛
ابن خیر اشبیلی، محمد، فهرسة، به کوشش فرانسیسکو کودرا، بغداد، ١٩٦٣ م؛
ابنرشید، محمدبن عمر، ملء العیبة، به کوشش محمد حبیب ابن خوجه، تونس، ١٩٨١ م؛
ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابیطالب، قم، چاپخانۀ علمیه؛
ابن عدیم، عمر بن احمد، بغیة الطلب، به کوشش سهیل زکار، دمشق ١٤٠٩ ق / ١٩٨٩ م؛
ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، عمان، دارالبشیر؛
ابن قتیبه، عبداللّه بن مسلم، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ١٣٨٨ ق / ١٩٦٩ م؛
ابن کثیر، البدایة؛
ابن مغازلی، علی بن محمد، مناقب علی بن ابیطالب (ع)، به کوشش محمدباقر بهبودی، تهران، ١٣٩٤ ق؛
ثعلبی، احمد بن محمد، قصص الانبیاء، بیروت، ١٤٠١ ق / ١٩٨١ م؛
جاحظ، عمرو بن بحر، التربیع و التدویر، به کوشش شارل پلا، دمشق، ١٩٥٥ م؛
جزایری، نعمتاللّه، الانوار النعمانیة، تبریز، ١٣٧٩ ق؛
همو، جواهر الغوالی، نسخۀ عکسی موجود در کتابخانۀ مرکز؛
جوینی، ابراهیم بن محمد، فرائد السمطین، به کوشش محمدباقر محمودی، بیروت، ١٣٩٨ ق / ١٩٧٨ م؛
حاکم نیشابوری، محمد بن عبداللّه، معرفة علوم الحدیث، حیدرآباد دکن، ١٣٨٥ ق / ١٩٦٦ م؛
حسکانی، عبیداللّه بن عبداللّه، شواهد التنزیل، به کوشش محمدباقر محمودی، بیروت، ١٣٩٣ ق / ١٩٧٤ م؛
خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ ق؛
ذهبی، محمد بن احمد، میزان الاعتدال، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٣٨٢ ق / ١٩٦٣ م؛
کتانی، عبدالحی بن عبدالکبیر، فهرس الفهارس، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٤٠٢ ق / ١٩٨٢ م؛
کراجکی، محمد بن علی، کنزالفوائد، تبریز، ١٣٢٢ ق؛
مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
مقریزی، احمد بن علی، المقفی الکبیر، به کوشش محمد یعلاوی، بیروت، ١٤٠٧ ق / ١٩٨٧ م؛
منتجبالدین، علی بن عبیداللّه، فهرست، به کوشش عبدالعزیز طباطبایی، قم، ١٤٠٤ ق؛
نیز:
EI٢.
احمد پاکتچی