دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٣٣ - ابن همام اسکافی
ابن همام اسکافی
نویسنده (ها) :
حسن انصاری
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ هَمّامِ اِسْکافی، ابوعلی محمد بن ابی بکر همام بن سهیل بن بیزان، ملقب به کاتب (٢٥٨- ١٩ جمادیالآخر ٣٣٦ ق / ٨٧٢-٥ ژانویۀ ٩٤٨ م)، از محدثان ایرانی تبار امامی مذهب. سبب انتساب وی به اسکاف (از نواحی نهروان بین بغداد و واسط) روشن نیست، ولی احتمال میرود نیاکانش که زرتشتی بودهاند (نجاشی، ٣٧٩)، در آنجا سکنى داشتهاند. همچنین به سبب انتساب وی به جدش بیزان، سمعانی (٢ / ٣٩٥) اورابیزانی خوانده است.
به گزارش نجاشی (ص ٣٧٩-٣٨٠)، نخستین کسی که از خاندان ابنهمام به اسلام گرویده، مابنداذ (ماه بنداد) برادر سهیل و عموی همام بوده است. ازاینرو سابقۀ گروِش این خاندان به اسلام چندان دور نبوده است و میبایست آنان را از زرتشتیهای دورۀ اسلامی در منطقۀ عراق بهشمار آورد که پس از قبول اسلام به مذهب شیعه گرویدهاند. نجاشی در دنبالۀ گزارش خود، داستانی را در مورد چگونگی شیعه شدن مابنداذ و سهیل نقل میکند. به هر روی گرچه از ارتباط این دو با ائمۀ امامیه اطلاعی نداریم، اما میدانیم که همام بن سهیل در حدیث دستی داشته (نک : نعمانی، ٦٧) و یک بار با امام حسن عسکری (ع) مکاتبه کرده است (نجاشی، ٣٨٠).
زادگاه ابنهمام دانسته نیست، اما میدانیم که در بغداد سکنى داشته است (خطیب، ٣ / ٣٦٥). از مشایخ وی باید از پدر و نیز داییاش احمد بن مابنداذ، احمد بن ادریس قمی، ابوجعفر ابن رستم نحوی، جعفر بن محمد بن مالک فزاری، حسن بن محمد بن جمهور عمی، حمید بن زیاد کوفی، عبدالله بن جعفر حمیری و محمد بن موسی بن حماد بربری نام برد (نعمانی، ٢٤، ٦٧، ١٤٠، ١٥٠؛ مفید، الامالی، ٥٩؛ خطیب، همانجا؛ ابنطاووس، علی، اقبال، ٣٢٢). در میان این مشایخ، بجز بغدادیان، از ساکنان بصره و کوفه نیز دیده میشوند که نشان از سفر احتمالی ابنهمام به این دو شهر دارد. در سندی نیز از حضور وی در رحبه سخن رفته که به قرینۀ روایت ابنهمام از یک شخص کوفی در آنجا، برمیآید که مقصود از رحبه جایی جز رحبۀ کوفه نیست و نمیتوان آن را دلیلی بر سفر ابنهمام به رحبۀ شام دانست (نک : خزاز، ٣١).
در برخی اسانید، به روایت ابنهمام از ابراهیم بن هاشم قمی و محمد بن عیسی بن عبید یقطینی اشاره رفته است که باید در صحت ضبط این روایات تردید کرد (نک : طوسی، الفهرست؛ ١٤٠- ١٤١؛ دلائل الامامة، ٢٩٠). دربارۀ روایت ابنهمام از ابنعقده و محمد بن جریر طبری (احتمالاً طبری مورخ) که در «نوادر الاثر» ابنرازی (ص ٤٢، ٤٣) آمده است، باید با تردید نگریست، چرا که اسناد این روایات خالی از خدشه نیست و ابنرازی نمیتوانسته، چنانکه در این دو روایت آمده است، بیواسطه از ابنهمام نقل حدیث کرده باشد. در میان مشایخ ابنهمام، کسانی با گرایشها و مذاهب گوناگون همچون اهل سنت، واقفه و نیز غُلاتی چون اسحاق بن محمد احمر نخعی (نک : کشی، ٢٥٨، که از این شخص با عنوان اسحاق بن احمد نخعی نام برده است)، وجود داشتهاند.
ابنهمام در عصر خود به عنوان یکی از بزرگترین محدثان بغداد شناخته میشده است، چنانکه نجاشی و طوسی او را با عناوین «شیخ اصحابنا و متقدمهم» و «جلیل القدر» ستوده و پمن بیان عظمت منزلت وی، امانت در نقل حدیث وسعۀ روایت او را مورد تأکید قرار دادهاند (نجاشی، ١٢٢، ٣٧٩؛ طوسی، رجال، ٤٩٤، الفهرست، ١٤١، نیز نک : ابنادریس، ١ / ٦٥٦). از آنجا که ابنهمام نزد مشایخ اهل سنت نیز به استماع حدیث پرداخته بود، در میان روایات باقی مانده از او احادیثی با طرق روایی غیر شیعی هم دیده میشود (ابنرازی، همانجا؛ خزاز، ٦٩؛ نیز نک : خطیب، همانجا).
ابنهمام به عنوان یک عالم برجستۀ امامی در بخش عمدهای از دورۀ غیبت صغری و در زمانی مقارن با ایام نواب اربعۀ امام زمان (ع)، توانست در موقعیتهای حساس بن تبیین مبانی اعتقادی و سیاسی امامیه بپردازد. با بررسی آثاری چون کمالالدین ابنبابویه، الغیبۀ طوسی و دلائل الامامة منسوب به ابنرستم طبری، میتوان نقش ابنهمام را در تبیین مسائل مربوط به امام زمان (ع) و غیبت آن حضرت و اخبار مربوط به نواب اربعه تا حدی تصویر کرد. رابطۀ نزدیک ابنهمام با محمد بن عثمان عمری و نقل برخی مسائل به طریق خود از عمری نیز قابل ذکر است (نک : ابنبابویه، ٢ / ٤٨٣؛ طوسی، الغیبة، ٢٩٧). همچنین به هنگام مرگ محمد بن عثمان عمری، ابنهمام و ابوسهل نوبختی و جمعی دیگر که در دو روایت با عنوان «وجوه و اکابر شیعه» معرفی شدهاند، به عنوان شاهد بر نیابت حسین بن روح نوبختی، نزد عمری حضور داشتهاند (همان، ٣٧١-٣٧٢) و ابنمطلب باتوجه به اینکه ابنهمام در آن زمان در قیاس با ابوسهل، سن زیادی نداشته است، مهمتر جلوه میکند. در دوران حسین بن روح نوبختی نیز ابنهمام، معاشر وی شمرده میشده است. به عنوان نمونه ابنهمام از طرف نوبختی مأمور میشود تا توقیعی را که وی در ذیحجۀ ٣١٢ از زندان در باب لعن ابن ابی العزاقر شلمغانی به او داده بود، برای دیگران بازگو نماید (نک : همان، ٣٠٧- ٣٠٨، ٤٠٨-٤١٢). ابنهمام با شلمغانی آشنایی نزدیک داشته و یکبار هم شلمغانی برخی سخنان غلوآمیز خود را به او گفته بوده است (نک : همان، ٤٠٨) و در میان آثار ابن ابی العزاقر نیز کتابی با عنوان رسالة الی ابنهمام نام برده شده که قابل تأمل است (نک : نجاشی، ٣٧٨).
در میان شاگردان ابنهمام باید از ابوالحسن ابنجندی، ابوغالب زراری، جعفر بن محمد ابنقولویه، محمد بن احمد صفوانی، محمد بن ابراهیم نعمانی، محمد بن احمد ابنداوود قمی، محمد بن عباس ابنحجام، ابوالمفضل محمد بن عبداللـه شیبانی، ابوالجیش مظفر بن محمد بلخی، هارون بن موسی تلعُکبری و معافی بن زکریا ابن طرارا نام برد (نعمانی، ٢٤؛ ابنقولویه، ١٣٧، ١٨٥؛ ابوغالب، ١٧٦؛ غضائری، ١٩٠؛ مفید، الامالی، ٣١٠؛ نجاشی، ٣٨٠؛ طوسی، الغیبة، الفهرست، همانجاها؛ خطیب، همانجا؛ ابنطاووس، علی، الیقین، ٨٩). در نسخۀ موجودِ تفسیر علی بن ابراهیم قمی (٢ / ١٠٢، جم ) روایاتی هست که دلالت بر استفادۀ مؤلف از ابنهمام دارد، اما باتوجه به طبقۀ رجالی علی بن ابراهیم و ابنهمام، احتمال میرود که این روایات از اضافات جامع این تفسیر بوده باشد. همچنین روایتِ با واسطۀ کشی از ابنهمام که در اختیار معرفة الرجال (همانجا) دیده میشود، نیز شایان تأمل است.
در منابع متقدم تنها نجاشی (همانجا) به یک اثر ابنهمام با عنوان الانوار فی تاریخ الائمة (ع) اشاره کرده است. از کتاب الانوار که بنا بر برخی منقولات موجود، اثر مهمی در زمینۀ تاریخ ائمه (ع) بوده است، امروزه نشانی در دست نیست، اما منقولاتی از آن در عیون المعجزات منسوب به حسین بن عبدالوهاب ــ از مؤلفان سدۀ ٥ ق ــ دیده میشود (نک : ص ١٢، ١٦، ١٩، ٥٩، ١١٧). همچنین این کتاب در سدۀ ٦ ق مورد استفادۀ ابن شهر آشوب (٢ / ١٧٤، ٣ / ٢٧٥، ٤ / ٤٢، جم ) و ابنادریس (همانجا) و در سدۀ ٧ ق مورد استفادۀ عبدالکریم ابنطاووس (ص ١٠٩) قرار گرفته است. منتخبی از آن نیز نزد مجلسی (١ / ١٧) موجود بوده است. ظاهراً منقولاتی که در زمینۀ تاریخ ائمه (ع) از ابنهمام در آثاری همچون الغیبۀ طوسی (ص ٢٦٣، جم ) و دلائل الامامۀ منسوب به ابن رستم طبری (ص ٩، جم ) نقل شده، برگرفته از همین کتاب است (نیز نک : تاریخ اهل البیت، ١٢٤-١٢٥).
حر عاملی در وسائل الشیعة (٢٠ / ٤٨) کتابی با عنوان المزار به ابنهمام نسبت داده که مستند آن دانسته نیست؛ تنها میدانیم که روایاتی در خصوص زیارات و ادعیه به نقل از ابنهمام در کامل الزیارات ابنقولویه (ص ١٣٧، جم )، المزار ابنداوود قمی (نک : ابنطاووس، عبدالکریم، ٨٦)، المزار شیخ مفید (ص ٤٨- ٤٩، جم ) و برخی آثار دیگر نقل شده است.
دربارۀ کتاب التمحیص که به ابنهمام منسوب شده (نک : مجلسی، ١ / ١٧، ٣٤) و در قم (١٤٠٤ ق) به چاپ رسیده است، نمیتوان به قطع سخن گفت، زیرا افزون بر اینکه در آثار متقدمان اشارهای به عنوان چنین اثری از ابنهمام نشده است، در خود کتاب نیز قرینۀ استواری بر این انتساب وجود ندارد. نام ابنهمام که در آغاز سند نخستین کتاب آمده است (نک : ص ٣٠)، نمیتواند دلیل کافی بر انتساب تألیف کتاب به ابنهمام بوده باشد.
ابنهمام محدثی برجسته و حلقهای اساسی در زنجیرههای روایی امامیه محسوب میشود، چنانکه برخی از اصول حدیث امامیه همچون اصلهای زید زراد و عاصم بن حمید (نک : الاصول السته عشر، ٢، ١٥، جم ) و نیز کتاب الرسالة الذهبیة (ص ٣-٤) و کتاب سلیم بن قیس هلالی (ص ٦٤) از طریق او به آیندگان رسیده است. ظاهراً ابنهمام کتابی در فهرست آثار امامیه داشته که مورد استفادۀ وسیع نجاشی در الرجال (ص ٢٥٣، ٢٩٣، جم ) و طوسی در الفهرست (ص ٧٨، جم ) قرار گرفته است. همچنین ابنندیم (ص ٢٧٦، ٢٧٨- ٢٧٩) و غضائری (ص ١٩٠-١٩٢) از برخی گفتههای رجالی وی بهره بردهاند.
ابنهمام به گفتۀ خطیب بغدادی (همانجا) و طوسی (رجال، ٤٩٤) در ٣٣٢ ق و به گفتۀ نجاشی (ص ٣٨٠) در ٣٣٦ ق درگذشته است، اما به جهت دقتی که در گفتار نجاشی دیده میشود، تاریخ اخیر مرجح مینماید. خطیب بغدادی (همانجا) همچنین یادآور شده است که ابنهمام در بغداد درگذشت و در مقابر قریش به خاک سپرده شد.
مآخذ
ابن ادریس، محمد، السرائر، قم، ١٤١٠ ق؛
ابن بابویه، محمد بن علی، کمالالدین، به کوشش علیاکبر غفاری، تهران، ١٣٩٠ ق؛
ابنرازی، جعفر بن احمد، «نوادر الاثر»، همراه جامع الاحادیث، تهران، ١٣٦٩ ق؛
ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابیطالب (ع)، قم، چاپخانۀ علمیه؛
ابن طاووس، عبدالکریم بن احمد، فرحة الغری، نجف،١٣٦٣ ق؛
ابن طاووس، علی بن موسی، اقبال الاعمال، تهران، ١٣٩٠ ق؛
همو، الیقین، نجف، ١٣٦٩ ق / ١٩٥٠ م؛
ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، نجف، ١٣٥٦ ق؛
ابن ندیم، الفهرست؛
ابوغالب زراری، احمد بن محمد، رسالة فی ذکر آل اعین، به کوشش محمدرضا حسینی، قم، ١٤١١ ق؛
الاصول الستة عشر، به کوشش حسن مصطفوی، تهران، ١٣٧١ ق؛
تاریخ اهل البیت (ع)، به کوشش محمدرضا حسینی، قم، ١٤١٠ ق؛
التمحیص، منسوب به ابنهمام اسکافی، قم، ١٤٠٤ ق؛
حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، به کوشش محمد رازی، تهران، ١٣٨٩ ق؛
خزاز، علی بن محمد، کفایة الاثر، قم، ١٤٠١ ق؛
خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ ق؛
دلائل الامامة، منسوب به ابنرستم طبری، نجف، ١٣٨٣ ق / ١٩٦٣ م؛
الرسالة الذهبیة، به کوشش محمد مهدی نجف، قم، ١٤٠٢ ق / ١٩٨٢ م؛
سمعانی، عبدالکریم بن محمد، الانساب، حیدرآباد دکن، ١٣٨٣ ق / ١٩٦٣ م؛
طوسی، محمد بن حسن، رجال، به کوشش محمدصادق بحرالعلوم، نجف، ١٣٨٠ ق / ١٩٦١ م؛
همو، الغیبة، قم، ١٤١١ ق؛
همو، الفهرست، به کوشش محمد صادق بحرالعلوم، نجف، کتابخانۀ مرتضویه؛
علی بن ابراهیم قمی، تفسیر، به کوشش طیب موسوی جزائری، نجف، ١٣٨٧ ق؛
عیون المعجزات، منسوب به حسین بن عبدالوهاب، نجف، ١٣٦٩ ق / ١٩٥٠ م؛
غضائری، حسین بن عبیداللـه، «تکلمة رسالة ابی غالب...»، همراه رسالة فی ذکر آل اعین (نک : هم ، ابوغالب زراری)؛
کتاب سلیم بن قیس، بیروت، مؤسسة الاعلمی؛
کشی، محمد، معرفة الرجال، اختیار طوسی، به کوشش حسن مصطفوی، مشهد، ١٣٤٨ ش؛
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
مفید، محمد بن محمد، الامالی، به کوش غفاری و استادولی، قم، ١٤٠٣ ق؛
همو، المزار، قم، ١٤٠٩ ق؛
نجاشی، احمدبن علی، الرجال، به کوشش موسی شبیری زنجانی، قم، ١٤٠٧ ق؛
نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة، به کوشش علیاکبر غفاری، تهران، کتابخانۀ صدوق.
حسن انصاری