دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨١٧ - آل بحرالعلوم
آل بحرالعلوم
نویسنده (ها) :
بخش معارف
آخرین بروز رسانی :
جمعه ٢٩ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
آلِ بَحْرُالعُلوم، خاندانی از سادات حسنی از عالمان شیعی امامی، مشهور به علم و ادب از سدۀ ١٢ تا ١٤ق / ١٨ تا ٢٠م در ایران و عراق. افراد این خاندان از آنرو به «بحرالعلوم» شهرت یافتهاند که سردودمان آن سیدمحمدمهدی طباطبایی چنین عنوانی داشته است. اینکه آل بحرالعلوم به «طباطبایی» نیز مشهور است، بدین جهت است که از ابراهیم طباطبا فرزند اسماعیل دیباج نسب میبرد و او نخستین کس از این خاندان است که این لقب را داشته است (خوانساری، ٧ / ٢١٢). نیاکان آل بحرالعلوم، نخست در شهرهای حجاز و عراق و بعضی از شهرهای عربی دیگر میزیستند و بر اثر ستم حاکمان اموی و عباسی بر سادات و شیعیان، در حال کوچ دائمی بودند. از اینرو در نیمۀ سدۀ ٣ق / ٩م به ایران که در آن سادات از امنیت بیشتری برخوردار بودند، پناه آوردند و نخست در اصفهان و پس از آن در بروجرد ماندگار شدند. در اوایل سدۀ ١٢ق / ١٨م، بسیاری از اینان به قصد تحصیل علوم دینی یا زیارت به عراق کوچیدند و در عتبات بهویژه نجف و کربلا اقامت گزیدند و دیگر باز نگشتند.
مشهورترین افراد این خاندان بدین شرحند:
١. سیدمحمدمهدی بن سیدمرتضیٰ طباطبایی نجفی بحرالعلوم (١١٥٥-١٢١٢ق / ١٧٤٢-١٧٩٧م)، فقیه، محدث، حکیم، ادیب و سردودمان آل بحرالعلوم و رئیس حوزۀ علمی نجف و مرجع شیعیان در روزگار خود بود. پدر او سیدمرتضیٰ بن سیدمحمد (د ١٢٠٤ق / ١٧٩٠م) که از عالمان دین بود، دو پسر داشت: سیدجواد، جد اعلای مرجع معاصر حاجآقا حسین طباطبایی بروجردی (١٢٩٢-١٣٨٠ق / ١٨٧٥-١٩٦١م)، و سیدمحمدمهدی سردودمان آل بحرالعلوم. او در یکی از اجازاتش، خود را «حسنیِ حسینی» دانسته است. دلیل این انتساب دوگانه این است که در سلسلۀ نسب او عبدالله محض نوادۀ امام حسن مجتبیٰ(ع) (٣-٥٠ ق / ٦٢٤-٦٧٠ م) قرار دارد که از طریق مادرش، فاطمه دختر امام حسین(ع) به آن امام منسوب است. سیدمحمدمهدی در کربلا زاده شد. در کمتر از ٤ سال، مقدمات علوم مانند صرف، نحو، ادبیات، منطق، فقه و اصول را نزد پدر و دیگر عالمان کربلا آموخت. به نجف رفت و پس از مدتی به کربلا برگشت و فقه و اصول را در سطح و خارج در درس پدر و آقاباقر وحیدبهبهانی (د ١٢٠٧ق / ١٧٩٢م) و شیخ یوسف بَحْرانی نویسندۀ حدائق (١١٠٧-١١٨٦ق / ١٦٩٥-١٧٧٢م) در همین شهر گذراند. پس از آن، بار دیگر به نجف سفر کرد و به تحصیل نزد عالمان آن شهر پرداخت. در ١١٨٦ق / ١٧٧٢م، بر اثر شیوع بیماری طاعون در عراق، همراه خانوادهاش به ایران سفر کرد و در خراسان در حوزۀ درس میرزا سیدمحمدمهدی اصفهانی که از فیلسوفان و عالمان بنام بود، شرکت جست و ٦ سال از آن استاد بهره برد. گفتهاند که همین استاد او را «بحرالعلوم» نامیده است. در ١١٩٣ق / ١٧٧٩م به نجف بازگشت. در همین سال به مکه سفر کرد و بازگشت و سال بعد، بار دیگر به آن شهر مراجعت کرد و سالی چند در آن دیار ماند. او در آنجا، با پنهان کردن مذهب و عقاید شیعی خود، حوزۀ درسی تشکیل داد که در آن فقه اهل سنت را تدریس میکرد. دانش او مایۀ اعجاب عالمان آن سامان گشت. او سرانجام به نجف باز آمد و تا پایان زندگی در این شهر ماند. در این هنگام که او مجتهدی بنام و بلندآوازه بود، با مرگ استادش وحید بهبهانی، بر مرجعیت و زعامت بیرقیب عراق و حوزۀ علمی نجف دست یافت. از ابتکارات او تقسیم کار میان عالمان و فقیهان برجسته، به منظور ادارۀ حوزه و پاسخگویی سریعتر به مراجعات مردم بود. از اینرو شیخ جعفر کاشفالغطا را به امور فتوا گماشت، شیخحسین نجفی را به امامت نماز جماعت در نجف منصوب کرد، امور قضا را به شیخ محییالدین وا گذاشت، سیدمحمدجواد عاملی را به کار تألیف و تدوین فقه وادار کرد (که محصول تلاشهای وی تألیف کتاب فقهی و مشهور مفتاحالکرامة بود) و خود به امور علمی و تحصیلی و ادارۀ حوزۀ نجف اهتمام بیشتری ورزید. از اینرو، در زمان ریاست بحرالعلوم، حوزۀ نجف تقویت شد. عالمان بسیاری در حوزۀ درس او شرکت کردند و به مراحل بالای دانش و فقاهت دست یافتند؛ از آن میان، میتوان اینان را نام برد: شیخ جعفر کاشفالغطاء (د ١٢٢٧ق / ١٨١٢م)، سیدجواد عاملی، ملااحمد نراقی (د ١٢٤٥ق / ١٨٢٩م)، سیدمحمد مجاهد (د ١٢٤٢ق / ١٨٢٦م)؛ سیدمحمدرضا شُبَّر (د ١٢٣٠ق / ١٨١٥م) و شیخ اسدالله تستری (نویسندۀ مقاییس). او خود نیز از بهبهانی، بحرانی و محمدباقر هزارجریبی اجازۀ روایت داشت. وی در عرفان، پارسایی و اهتمام به امور مردم بهویژه تهیدستان و محرومان شهره بود. بحرالعلوم در رشتههای متعددی از علوم دینی و ادبی چیرهدست بوده و آثاری پدید آورده است. قدرت ادبی به او امکان داد که بخش عمدۀ مباحث و آرای فقهی خود را در قالب شعرهای بلند ارائه کند. برخی از آثار وی عبارت است از حاشیه بر معالمالاصول، تهران، ١٣١٦ق / ١٨٩٨م؛ الدرة البهیة منظومهای در اصول، تهران، ١٣٠٤ق / ١٨٨٧م و چاپهای مکرر دیگر؛ الدرة المنظومة، در فقه تهران، ١٣٠٤ق / ١٨٨٧م و چاپهای مکرر دیگر؛ الفوائد فی مهماتالاصول، تهران، ١٢٧١ق / ١٨٥٤م؛ المنظومات فی الرجال، به شعر، تهران، ١٣٠٦ق / ١٨٨٩م؛ الرجال، نجف، ١٣٨٥ق / ١٩٦٥م. برخی دیگر از آثار او که به صورت خطی به جا مانده، عبارت است از تحفةالکرام فی تاریخ مکة و المسجدالحرام، موجود در کتابخانۀ مدرسۀ فیضیه قم؛ شرحالوافیة، در اصول، موجود در کتابخانۀ ملی، آستانۀ قم، سپهسالار (سابق) و آستان قدس رضوی؛ الفوائد الرجالیة که با نام رجال چاپ شده است (نک: مآخذ همین مقاله)؛ رسالة فی قصد اربعة فراسخ، موجود در کتابخانۀ آیتالله مرعشی، سامرا؛ المشکاة موجود در کتابخانۀ آستان قدس رضوی؛ الفوائد فی الاصول، موجود در کتابخانۀ ملی و کتابخانۀ وزیری یزد؛ مصابیحالاصول، موجود در کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران؛ مقاطیعالرثاء، موجود در کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران؛ تحریم العصیر الزبیبی، موجود در کتابخانۀ آیتالله مرعشی قم؛ المصابیح فی شرح المفاتیح، موجود در کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران؛ ارجوزة فیالامامة، ٣٦٠ بیت، موجود در کتابخانۀ ملی ملک؛ مصابیحالأحکام، موجود در کتابخانۀ مدرسۀ فیضیه قم؛ فائدة، شرح مناظرۀ بحرالعلوم با عالمان یهود، موجود در کتابخانۀ شورای ملی (سابق)؛ الاثنیٰ عشریات فی المراثی، موجود در کتابخانۀ شورای ملی (سابق).
٢. سیدمحمدرضا بن سیدمحمدمهدی بحرالعلوم (١١٨٩-١٢٥٣ق / ١٧٧٥-١٨٣٧م)، فقیه، اصولی، محدث، و رجالی و تنها پسر بازمانده از بحرالعلوم. برادر دیگرش سیدمحمد (١١٩٧-١٢٠٠ق / ١٧٨٣-١٧٨٦م) در کودکی درگذشت. او در نجف به دنیا آمد. در آغاز نزد پدر مراحل نخستین علوم و ادبیات را طی کرد و پس از آن خارج فقه و اصول را نزد عالمانی چون شیخ جعفر کاشفالغطاء (١١٥٦-١٢٢٧ق / ١٧٤٣-١٨١٢م)، شیخ محمدسعید دینوری قرجهداغی، شیخمحمدتقی ملاکتاب و سیدمحمدالقصیر آموخت. وی از عالمان یاد شده اجازۀ روایت یافت. او پس از پدر زعامت حوزۀ نجف و مرجعیت دینی را به عهده گرفت. سیدمحمدرضا آثاری بر جای نهاده است که برخی از آنها بدین شرح است: کشف القناع فی اصحابالاجماع، خطی؛ اصول الفقه، خطی؛ شرحالشرایع؛ الفقهالاستدلالی، خطی؛ رسائل فیالاصول، خطی؛ شرح لمعۀ شهیدین، خطی، موجود در کتابخانۀ دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی تهران.
٣. سیدحسین بن سیدمحمدرضا (١٢٢١-١٣٠٦ق / ١٨٠٦-١٨٨٩م)، در نجف زاده شد و در همان شهر پرورش یافت و مراحل علمی را پیمود. فقه و اصول و کلام را نزد عالمان برجستۀ روزگارش مانند شیخ حسن فرزند شیخ جعفر کاشفالغطاء، شیخ مرتضیٰ انصاری (١٢١٤- ١٢١٨ق / ١٧٩٩-١٨٦٤م) و میرزا محمدحسن (مؤلف جواهر) (د ١٢٦٦ق / ١٨٥٠م) آموخت. او از شاگردان بنام نویسندۀ جواهر بود و از او اجازۀ روایت داشت. گفتهاند که استاد مطالب و مباحث فقهی خود را با سیدحسین در میان میگذاشت و پس از تبادل نظر علمی، وی به دستور استاد آن مطالب را مینوشت و کتاب عظیم فقهی جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام محصول این همکاری بود. عالمان بسیاری از حوزۀ درس او بهره بردهاند، ازجمله: سیدمیرزا جعفر حایری، سیدمحمدبن اسماعیل موسوی ساروی، سیدمرتضیٰ کشمیری نجفی، شیخ فضلالله مازندرانی حایری، میرزاصادق تبریزی و میرزامحمد همدانی. برخی از آنان مانند میرزاجعفر و موسوی ساروی از او اجازۀ روایت یافتهاند. او برای مداوای چشمانش که پزشکان عراق از آن درمانده بودند، در ١٢٨٤ق / ١٨٦٧م عازم ایران گردید، اما در تهران نیز بیماری او درمان نشد. از اینرو به قصد استشفاء و زیارت امام رضا(ع) به مشهد سفر کرد و گفتهاند که در آنجا شفاء یافت. مدتی در خراسان ماند و آنگاه عزم نجف کرد، ولی حدود ٢ سال در بروجرد نزد اقوامش ماند و در ١٢٩٤ق / ١٨٧٧م به نجف رفت. پس از درگذشت برادرش سیدعلی (د ١٢٩٨ق / ١٨٨١م)، از سوی مردم و عالمان عراق به مقام ریاست حوزۀ نجف و مرجعیت شیعیان برگزیده شد. سیدحسین دارای آثاری در فقه و اصول و شعر و ادب است. از او ٤ پسر باز ماند که همه از عالمان دین بودند: سیدعبدالحسین، که در نجف به دنیا آمد و حدود ١٣٢٥ق / ١٩٠٧م درگذشت؛ سیدموسیٰ، که در نجف چشم به جهان گشود و در همانجا حدود ١٣٢٠ق / ١٩٠٢م درگذشت؛ سیدمحسن (١٢٤٧- ١٣١٨ق / ١٨٣١-١٩٠٠م)، که فقه و اصول را نزد عمویش سیدعلی، شیخمرتضیٰ انصاری و میرزاحسن شیرازی (د ١٣١٢ق / ١٨٩٤م) خواند؛ سیدابراهیم (١٢٤٨- ١٣١٩ق / ١٨٣٢-١٩٠١م) که در نجف چشم به جهان گشود و تفسیر، فقه، اصول، کلام و ادبیات را از پدر آموخت. بیشترین شهرت سیدحسین در شعر و ادب است، تا آنجا که او را در این فن همتای سیدرضی (د ٤٠٤ق / ١٠١٣م) دانستهاند. مجموعۀ اشعار او توسط فرزندش سیدحسن بحرالعلوم گرد آمده است که بخشی از آن به کوشش شاگردش شیخ علی شرقی در ١٣٣٢ق / ١٩١٤م در لبنان چاپ شده است.
٤. سیدمحمدتقی بن سیدمحمدرضا (١٢١٩-١٢٨٩ق / ١٨٠٤-١٨٧٢م)، از فقیهان بنام آل بحرالعلوم بود. در نجف پا به جهان نهاد. نزد پدر مقدمات علوم را فرا گرفت و پس از آن فقه و اصول را نزد عالمان روزگارش مانند شیخ محمدحسن (مؤلف جواهر) طی کرد، اما پس از آن به کشاورزی پرداخت. با این همه موقعیت علمی وی به گونهای بود که پس از مرگ پدر به رهبری دینی و اجتماعی عراق دست یافت. او به امور اجتماعی و سیاسی اهتمام میورزید. در کربلا درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد. کتاب قواعدالاصول تألیف اوست که جلد اول آن را در ١٢٤٥ق / ١٨٢٩م به پایان برده است. (الذریعة، ١٧ / ١٧٨). ٣ تن از پسران وی از فقیهان و ادیبان عصر خود بودهاند؛ سیدحسن در نجف به دنیا آمد و در همانجا درس خواند و در اواسط عمرش به کربلا آمد و در ١٢٩٨ق / ١٨٨١م در نجف چشم از جهان فرو بست؛ سیدحسین در ١٣١٠ق / ١٨٩٢م درگذشت؛ سیدعلینقی در نجف زاده شد و در کربلا و در نجف از اعتبار سیاسی و اجتماعی و دینی مهمی برخوردار گردید. در شعر و ادب نیز دستی داشت و در ١٢٩٤ق / ١٨٧٧م در کربلا کشته شد.
٥. سیدعلی بن سیدمحمدرضا (١٢٢٤- ١٢٩٨ق / ١٨٠٩-١٨٨١م)، از عالمان و فقیهان و ادیبان بزرگ آل بحرالعلوم بود. در نجف زاده شد، در همان شهر دانش فرا گرفت و زندگی را به پایان بُرد. سطوح و خارج اصول را نزد ملامقصود علی کاظمی و فقه را نزد شیخ محمدحسن نجفی نویسندۀ جواهر و شیخعلی فرزند شیخجعفر کاشفالغطاء (د ١٢٥٣ق / ١٨٣٧م) آموخت. وی از نویسندۀ جواهر و برادرش سیدحسین و میرزاجعفر طباطبایی به دریافت اجازۀ روایت نایل آمد. عدهای از عالمان آن روزگار نیز از وی اجازۀ اجتهاد و روایت یافتند. او آثاری در فقه و اصول پدید آورده است که مهمترین آن البرهان القاطع فی شرح المختصرالنافع است که در ١٢٩٣ق / ١٨٧٦م، در ٣ جلد بزرگ با چاپ سنگی در تهران نشر یافته است. دو تن از پسران وی از عاملان بودهاند: سیدهاشم (١٢٥٥-١٢٨٤ق / ١٨٣٩-١٨٦٧م) که در نجف زاده شد و نزد پدر و میرزای شیرازی مقدمات و سطوح عالی فقه و اصول را آموخت؛ سیدمحمدباقر در نجف به دنیا آمد و در همانجا مراحل تحصیل سطح و خارج فقه و اصول را پشت سر گذاشت. او هنگامی که عازم زیارت مشهد بود، در ١٢٩١ق / ١٨٧٤م در تهران درگذشت. دیگر فرزندان سیدمحمدرضا بحرالعلوم، که از عالمان دین به شمار آمدهاند، اینانند: سیدجواد، در نجف تولد یافت و در کربلا زندگی کرد و در ١٣٢٠ق / ١٩٠٢م در همین شهر درگذشت؛ سیدمحمدعلی، در نجف متولد شد و در ١٣٠٠ق / ١٨٨٣م درگذشت؛ سیدکاظم، در نجف به دنیا آمد و در ١٢٨٨ق / ١٨٨٣م در همین شهر درگذشت؛ سیدعبدالحسین، در کربلا زندگی کرد و حدود ١٣٣٠ق / ١٩١٢م وفات یافت.
٦. سید محمد بن سید محمدتقی (١٢٦١-١٣٢٦ق / ١٨٤٥- ١٩٠٨م)، در نجف چشم به جهان گشود. فقه را نزد عمویش سیدعلی، شیخ راضی و سیدحسین ترک کوه کمری و اصول را نزد میرزا عبدالرحیم نهاوندی و فلسفه را نزد حکیم الٰهی میرزا محمدباقر نجفی (د ١٢٩٠ق / ١٨٧٣م) آموخت. وی از عمویش اجازۀ روایت یافت. پس از درگذشت عمویش سیدعلی، در سطوح عالی به تدریس پرداخت و سرانجام ریاست حوزۀ نجف را به دست گرفت و مرجع تقلید مردم گردید. او به امور اجتماعی و سیاسی حوزۀ علمی و رفع مشکلات مردم اهتمام میورزید. یکی از کارهای او این بود که از مقامات دولتی خواست طلاب و روحانیون را از خدمت سربازی معاف دارند. این پیشنهاد پذیرفته شد. وجوهات خیریۀ هندیه (در عراق) که درآمد آن اختصاص به حوزههای علمی شیعی داشت، به دست او توزیع میشد (حرزالدین، ٢ / ٣٨٢). او به مطالعه، تحقیق و تألیف دلبستگی بسیار داشت و بر اثر مداومت در این امور، در اواخر عمر بیناییاش را از دست داد. وی کتابخانۀ بزرگی بنیاد نهاد که به گفتۀ محسن امین، از نظر کتب فقهی و اصولی و روایی، جامعترین کتابخانه در عراق بود. اثر مشهور او کتاب فقهی بلغة الفقیه است که شامل ١٦ رسالۀ فقهی است. این کتاب نخستینبار در ١٣٢٥ق / ١٩٠٧م در تبریز و در سال ٢٩-١٣٢٨ق / ١١-١٩١٠م در تهران چاپ شده است (موسوی اصفهانی، ٢ / ٧٢-٧١؛ حرزالدین ٢ / ٣٨٣). نیز از تألیفات او الوجیزه است که در ١٣٢٤ق / ١٩٠٦م در تهران چاپ شده است. کتاب مواقف حاسمة فی تاریخ التضحیة والفداء تألیف دیگر اوست که در نجف چاپ شده است. او در نجف چشم از جهان فرو بست. ٤ تن از پسران سیدمحمد از عالمان بودهاند؛ سیدجعفر، در نجف به دنیا آمد و نزد پدر علوم اسلامی را آموخت و به رتبۀ اجتهاد نایل آمد. با اینکه عمر کوتاهی داشت، در رشد علمی و احاطه بر علوم اسلامی گوی سبقت را از همگنان ربود. او در ١٣٣٤ق / ١٩١٦م درگذشت؛ سیدمهدی، در نجف تولد یافت و نزد پدر و میرزای شیرازی در سامرا علوم اسلامی را فرا گرفت. پس از آنکه پدرش برای زیارت مزار امام رضا(ع) به ایران سفر کرد، به جای وی به تدریس و انجام وظایف دینی و اجتماعی در زادگاه خویش همت گماشت. در ١٣١٣ق / ١٨٩٥م در بغداد درگذشت و در کاظمین به خاک سپرده شد؛ سیدعباس (١٣٠٢-١٣٤٣ق / ١٨٨٥-١٩٢٤م)، در نجف زاده شد و منطق، فقه و اصول را نزد استادان فن آموخت. در جوانی به مصر سفر کرد و حدود ٢٠ سال در آن سامان زیست و پس از آن به نجف بازگشت و در کربلا درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد؛ سیدمیرعلی، در نجف تولد یافت. نزد پدر و دیگر عالمان درس خواند. او همراه برادرش مهدی در نوشتن کتاب بلغةالفقیه با پدر همکاری کرد. در ١٣١٥ق / ١٨٩٧م درگذشت. کتاب کشفالاسرار فی شرحالاظهار اثر اوست که به صورت خطی باقی مانده است.
٧. سیدمهدی بن سیدمحسن بن سیدحسین (١٣٠٢-١٣٣٥ق / ١٨٨٥-١٩١٧م)، از عالمان بنام آل بحرالعلوم بود. در نجف پا به جهان نهاد. مقدمات علوم را نزد استادان مربوط خواند و سطوح عالی فقه و اصول را در حوزۀ درس سیدمحمد بحرالعلوم، شیخ عبدالهادی همدانی (معروف به شیخ عبدالهادی شلیله) و آخوند ملامحمدکاظم خراسانی (د ١٣٢٩ق / ١٩١١م) آموخت. او از عالمان پُرکار و اهل نقد و نظر و تألیف بود. شاگردان بسیاری در حوزۀ درس او تربیت یافتند و را عالمان زمان خود شدند. از آثار او حاشیه بر معالمالاصول و منظومهای در اصول است. وی در نجف درگذشت. پسر او سیدمحمد صالح هم از عالمان بود که در ١٣٢٨ق / ١٩١٠م در نجف به دنیا آمد. در کودکی پدرش را از دست داد و داییاش، سیدعلی فرزند سیدهادی بحرالعلوم، سرپرستی و تربیت اخلاقی و علمی او را به عهده گرفت. او شاعری توانا بود و دیوان او به نام العواطف در ١٣٥٦ق / ١٩٣٧م به چاپ رسید. شعار او عمدتاً سیاسی و اجتماعی است.
٨. حسن بن ابراهیم بن سیدحسین (١٢٨٢-١٣٥٥ق / ١٨٦٥-١٩٣٦م)، عالم، ادیب و شاعر. در نجف زاده شد و ادبیات دیگر مقدمات علوم را نزد پدر آموخت، فقه و اصول را نزد سیدمحمدکاظم یزدی (١٢٤٧-١٣٣٧ق / ١٨٣١-١٩١٩م)، شیخالشریعۀ اصفهانی و شیخ عبدالله مازندرانی (١٢٥٩-١٣٠٣٠ق / ١٨٤٣-١٩١٢م) فرا گرفت. بیشترین شهرت او در شعر و ادب و تاریخ است. گفتهاند که از وی دیوان کوچکی به جا مانده است. او در نجف درگذشت.
٩. سیدمحمدصادق بن سید حسین سیدابراهیم (از ١٣١٥ق / ١٨٩٧م)، فقیه، اصولی، ادیب و شاعر. در نجف تولد یافت و تحت نظارت پدر مقدمات علوم را خواند (آقابزرگ، طبقات (القرن الرابع عشر)، ٨٦٥-٨٦٧؛ بحرالعلوم ١ / ١٧٣) و پس از آن سطوح عالی فقه و اصول را نزد میرزای نایینی (١٢٧٧-١٣٥٥ق / ١٨٦٠-١٩٣٦م)، سیدابوالحسن اصفهانی (١٢٨٤-١٣٦٥ق / ١٨٦٧-١٩٤٦م) و سیدمحسن قزوینی، و تفسیر را نزد بلاغی، و علم حدیث و درایه را نزد شیخ ابوتراب خوانساری آموخت. در ١٣٥٣ق / ١٩٣٤م به لبنان و سوریه سفر کرد و در این سفر با عالمان و ادیبان آن دیار دیدارهایی داشت و در ١٣٥٤ق / ١٩٣٥م به نجف بازگشت. کتابخانهای بنیاد نهاد که در آن کتابهای خطی نفیسی گردآوری شد. در ١٣٦٧ق / ١٩٤٨م از سوی دولت عراق به عنوان قاضی شرع عمارة و دیرتر بصره برگزیده شد سیدمحمد صادق از عالمانی چون نائینی، شیخ آقابزرگ تهرانی، سیدمحسن امین و سیدحسن صدر اجازۀ روایت یافت. او آثار بسیاری در فقه و اصول و شعر و ادب پدید آورده که به گفتۀ مصحح رجال بحرالعلوم در مقدمه (ص ١٧٥) برخی از آنها چاپ شده است.
١٠. سید محمدتقی بن سیدحسن بن سیدابراهیم (١٣١٨-١٣٩٣ق / ١٩٠٠-١٩٧٣م)، در نجف به دنیا آمد و خواندن و نوشتن و مقدمات صرف، نحو، ادبیات، ریاضیات، فقه و اصول را نزد استادان مربوط آموخت. پس از آن، سطوح عالی فقه و اصول را نزد نایینی (حدود ١٢ سال)، آقاضیاءالدین عراقی (١٢٨٧-١٣٦١ق / ١٨٧٠-١٩٤٢م)، شیخ محمدحسین اصفهانی، سیدابوالحسن اصفهانی، شیخ محمدرضا آل یاسین و سیدعبدالهادی شیرازی طی کرد. در اواخر عمر از مراجع تقلید در نجف شمرده میشد.
١١. سید محمدعلی بن سید علینقی (١٢٨٧-١٣٥٥ق / ١٨٧٠-١٩٣٦م). در نجف تولد یافت و نزد پدر و دیگر عالمان، ادبیات و دیگر علوم را فرا گرفت. او از عالمان دین بود که طی نبردهای ملت عراق با استعمار انگلستان که به انقلاب ١٣٣٨ق / ١٩٢٠م عراق شهرت یافت، فعالانه شرکت جست و از پیشوایان انقلاب بهشمار آمد. از اینرو مدتها به زندان افتاد و یکبار نیز به اعدام محکوم گردید. پس از بیرون راندن انگلیسیها از عراق، به عضویت «مجلس اعیان عراق» برگزیده شد. وی در بغداد درگذشت و جنازهاش با شکوه بسیار به نجف انتقال یافت. عالمان و مبارزان سیاسی و مردم از او تجلیل بسیار کردند و مجلس اعیان عراق، با صدور اطلاعیهای از زحمات او قدردانی کرد (بحرالعلوم، ١٦٠-١٦١).
١٢. سیدعلی بن هادی بن سیدعلینقی (١٣١٤-١٣٨٠ق / ١٨٩٦-١٩٦٠م)، در نجف پا به جهان گذاشت. پس از فراگیری مقدمات علوم ادبی، منطق و سطوح عالی فقه و اصول را نزد نایینی و سیدابوالحسن اصفهانی خواند. وی پس از درگذشت عمویش سیدمحمدعلی بحرالعلوم به امور اجتماعی پرداخت و به ریاست دینی دست یافت. در جنگ جهانی اول (١٩١٤- ١٩١٨م) و در نبردهای ملی سالهای پس از آن، در کنار عالمانی چون حبوبی، شیخالشریعه، سیدمحمدعلی بحرالعلوم و میرزای شیرازی به پیکار با استعمار انگلیس پرداخت. او از اندیشمندان بزرگ و صاحبنظر و مؤثر در پیشرفتهای علمی حوزۀ نجف به شمار میآمد. در بغداد درگذشت و در نجف به خاک سپرده شد.
١٣. سیدجعفر بن سید محمدباقر بن سیدعلی (١٢٨١-١٣٧٧ق / ١٨٦٤-١٩٥٧م)، در نجف پا به جهان گذاشت و در کودکی پدرش را از دست داد و تحت سرپرستی جدش سیدعلی درآمد. مقدمات علوم را فرا گرفت پس از آن سطوح عالی فقه و اصول را نزد سیدکاظم یزدی، سیدمحمد بحرالعلوم و آخوند خراسانی خواند و از آنان اجازۀ روایت یافت. وی در تاریخ، رجال و درایه چیرهدست بود. تقریرات یزدی و خراسانی در مباحث فقهی و اصولی از او باقیمانده است. افزون بر آنها، از وی آثاری بر جای مانده است که از آن میان: تحفةالعالم فی شرح خطبةالمعالم در ٢ جلد، ١٣٥٥ق / ١٩٣٦م؛ تحفةلطالب، ١٣٤٧ق / ١٩٢٨م؛ اسرارالعارفین در شرح دعای کمیل، ١٣٤٢ق / ١٩٢٤م؛ و بغیةالطالب فی حکمالحیة والشارب، ١٣٤٧ق / ١٩٢٨م که در نجف چاپ شده است.
١٤. سیدمحمدمهدی بن سیدحسن بن سید محمدتقی (١٢٨٣-١٣٥١ق / ١٨٦٦-١٩٣٢م)، در کربلا زاده شد و علوم اسلامی و ادبیات را فرا گرفت. در انقلاب ١٩٢٠م عراق شرکت جست؛ در کابینۀ عبدالرحمان نقیب وزیر فرهنگ شد (١٩٢٠-١٩٢١م)؛ و پس از آن تا آخر عمر در کربلا زیست و در همین شهر درگذشت. او از پیشوایان دین و سیاست و دارای نفوذ کلمۀ بسیار بود. فرزند او سیدمحمدصالح نیز از رجال دین و سیاست بود. وی در ١٣٣١ق / ١٩١٣م در کربلا زاده شد. مراحل تربیت و آموزشهای علمی ابتدایی را نزد پدر پیمود. آنگاه وارد دانشگاه شد و در حدود ١٣٥٩ق / ١٩٤٠م از دانشکدۀ حقوق فارغالتحصیل گردید. در جوانی به کارهای سیاسی پرداخت و در «حزبالامة» صالح جبر فعالانه شرکت جست.
جز اینان، کسان دیگری از عالمان روحانی یا درسخواندههای جدید از آل بحرالعلوم برخاستهاند که نام آنان را در مقدمۀ رجالالسید بحرالعلوم میتوان دید.
نسب نامه آل بحرالعلوم

مآخذ
آستان قدس، فهرست، ٦ / ٥٩؛ آستانۀ قم، فهرست خطی، ص ١١٨؛ آصفیه، فهرست خطی، ٣ / ٤٧٢؛ آقابزرگ، الذریعة، ١ / ١١٣، ١١٦،١٣٠، ٢ / ٥١، ١١٦، ١٢٠، ٢٠٤-٢٠٥، ٣ / ٤٥، ١٤٨، ٤٦٢، ٤ / ٣٨٦، ٣٨٧، ٧ / ٢٥١، ٨ / ١٠٩، ٢٥٩، ٩ / ١٢٧، ٦٤٤، ١٠ / ٩٩، ٢١١، ١١ / ١٠٠، ١٩٤، ٢٠٨، ٣٥٥، ١٢ / ٤٥، ٢١١، ١٣ / ٣٤٢، ١٥ / ٢٢٣، ١٦ / ٢٨٦، ٣٣٨، ١٧ / ٤، ٣٩، ٤١، ١٨٤، ٢٠٤، ١٨ / ١٧، ٣٨٧، ٢٠ / ٥٥، ٢١ / ٥١، ٢٢ / ١٩٤، ٢٣ / ١٠٩، ٢٥ / ٥١، ١٦٧؛ همو، طبقات اعلامالشیعه (القرن الثالث عشر)، نجف، المطبعة العلمیه، ١٣٧٤ق، ١٨٦، ٢١٧، ٣١٥، ٥٧١؛ همو، طبقات اعلام الشیعه (القرن الرابع عشر)، نجف، المطبعة العلمیة، ١٣٧٥ق، ٢٤٩، ٢٥٠، ٢٨١، ٢٩٥، ٤٦٤، ٥٤٢، ٥٨١، ٥٨٢، ٦٣٤؛ همو، مصفی المقال، تهران، ١٣٧٨ق، ص ٤٦٧؛ آیتالله مرعشی، فهرست خطی، ١ / ١٧٤، ١١ / ٣٦٥؛ امین، محسن، اعیانالشیعة، بیروت، دارالتعارف، ١٤٠٣ق، ٢ / ١٢٩-١٣٣، ٤ / ٦٢٦، ٥ / ٢٤١، ٦ / ١٨-٢٠، ٧ / ١٩، ٨ / ٣١٢، ٩ / ٤٧، ١٩٦-١٩٧، ٤٠٨، ١٠ / ١٥٦، ١٥٨-١٦٣؛ امینی، عبدالحسین، شهداء الفضیلة، قم، دارالشهاب، ص ٣٣٣؛ بامداد، مهدی، تاریخ رجال ایران، تهران، زوار، ١٣٤٧-١٣٥٣ش، ٦ / ٦؛ بحرالعلوم، محمدمهدی، رجال، تهران، مکتبةالصادق، ١ / ١٢٥-١٩٣؛ بغدادی، اسماعیل پاشا، ایضاح المکنون، استانبول، ١٣٦٤ق، ١ / ٤٦١، ٢ / ٢٠٦، ٢٦٢؛ همو، هدیة العارفین، بیروت، مکتبة المثنیٰ، ٢ / ٣٥١؛ تنکابنی، محمد، قصصالعلماء، تهران، علمیۀ اسلامیه، ١٣٩٦ق، صص ١٦٨-١٧٥؛ حبیبآبادی، محمدعلی، مکارم الآثار، اصفهان، ١٣٦٢ش، ٢ / ٤١٦، ٣ / ٦٦١، ٧٢٣، ٧٨٥، ٤ / ١٣٣٣، ١٤٤٥، ٥ / ١٥١٥، ١٦٣٦؛ حرزالدین، محمد، معارف الرّجال، کتابخانۀ آیتالله مرعشی، ١٤٠٥ق، ١ / ٣٢، ١٨٢، ٢٥١، ٢٨٨، ٣١٩، ٢ / ١٠٧، ٢٠٩، ٣٨١؛ خوانساری، محمدباقر، روضاتالجنات، تهران، ١٣٩٠ق، ٧ / ٢٠٣-٢١٦؛ خیابانی، ملاعلی، علماء معاصرین، تهران، اسلامیه، ١٣٦٣ش، صص ٦٩، ٩٣، ٢٧١؛ دانشکدۀ حقوق، فهرست خطی، ص ٣٨٤؛ دو کتابخانۀ مشهد، فهرست خطی، ص ١٠١٠؛ زرکلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، دارالعلم للملایین، ١٣٨٩ق، ١ / ٢٩، ٦ / ٢٨٨، ٧ / ٣٣٤؛ سپهسالار(سابق)، فهرست خطی، ٤ / ٢٧٩؛ سرکیس، یوسف الیان، معجم المطبوعات العربیة، ٢ / ١٢٢٦؛ شریف رازی، محمد، گنجینۀ دانشمندان، قم، اسلامیه، ١٣٥٤ش، ٧ / ٢٥٩، ٨ / ٣٧١؛ شورای ملی (سابق)، فهرست خطی، ١١ / ٢٧١؛ فیضیۀ قم، فهرست خطی، ١ / ٤١، ٢٤٨-٢٤٩، ٢ / ٧٣؛ قمی، عباس، فوائدالرضویة، تهران، ١٣٢٧ش، صص ١٥٥، ١٨٢، ٣٧٤، ٤٣١؛ همو، الکنی و الالقاب، تهران، ١٣٩٧ق، ٢ / ٦٧؛ کتابخانۀ مرکزی، فهرست خطی، ١٢ / ٢٥١٥؛ کتابخانۀ ملی، فهرست خطی، ١٠ / ١٩؛ کحاله، عمر رضا، معجمالمؤلفین، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ٣ / ١٤٥، ٨ / ١٨٣، ٩ / ١٢٩-١٣٠؛ لکنهوی، محمدمهدی، نجومالسماء، قم، کتابخانه بصیرتی، ١ / ٣٠١؛ مامقانی، حسن، تنقیح المقال، نجف، ١٣٥٣ق، ٣ / ٢٦٠؛ مشار، خانبابا، فهرست چاپی عربی، صص ١٦٠، ٢٩٧، ٣٠٢، ٣٥٧، ٣٦٠، ٦٨٣، ٩٢١؛ ملی ملک، فهرست خطی، ١ / ٣٨، ٣١٥، ٣٢٩؛ موسوی اصفهانی، محمد، احسن الودیعة، بغداد، المکتبة العربیة، ٢ / ٥١-٥٤، ٥٥-٥٩، ٦٩-٧٠؛ وزیری یزد، فهرست خطی، ٥ / ١٢٥٧.
بخش معارف