دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦١٩ - بلعم باعور
بلعم باعور
نویسنده (ها) :
فرامرز حاج منوچهری
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٣١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَلْعَمِ باعور (یا باعورا)، دانشوری پرهیزگار در قصص بنیاسرائیل که فرجام کار او به تباهی انجامید. داستان بلعم بن باعور (بلعام بن بعور)، از مضامین مشترک در نوشتههای دینی عهدین و روایات اسلامی، با خطوط کلی همسان است.
زمینۀ طرح داستان بلعم در منابع اسلامی، اشارۀ قرآن کریم به شخصی است که نشانههای خداوند بدو اعطا شد، اما از آنها گسست و به راه شیطان رفت (اعراف / ٧ / ١٧٥-١٧٦). در برخی منابع، اشارۀ این آیه را به اشخاصی در عصر نزول قرآن کریم (برای نمونه، نک : عیاشی، ٢ / ٤٢؛ طبرسی، ٩ / ٦٥-٦٦؛ سیوطی، ٣ / ٦٠٩-٦١٠) دانستهاند و گاه نیز مضمون آن، تمثیلی عام شمرده شده است (برای نمونه، نک : رضا، ٩ / ٤٠٥ بب ).
در عهد عتیق، بلعم از ادومیان همزیست با موآبیان و دارای جایگاهی معنوی دانسته شده که توان گفتوگو با خداوند را داشته، و فرشتۀ خدا را میدیده است. وی در میان موآبیان، به عنوان مردی خداشناس و خداپرست شناخته شده بود؛ آزمایش او زمانی فرا رسید که در جنگ بنیاسرائیل با ایشان، به خواست پادشاه موآب، پذیرفت که از جایگاه خویش نزد خداوند بهره گیرد و با نفرین بنیاسرائیل، اسباب پیشگیری از فتح سپاه ایشان را فراهم آورد. این نفرین موآبیان را سودی نبخشید، و تنها موجب شد که بلعم، در شمار راندهشدگان از درگاه خداوند محسوب گردد (سفر اعداد، بابهای ٢٢-٢٥؛ سفر یوشع، ١٣: ٢٢، ٢٤: ٩-١٠؛ کتاب نحمیا، ١٣: ٢). در عهدین، بارها نام بلعام به عنوان عبرت یاد شده است؛ همچون کسی که در آغاز، در راه خدا بود و پس از مدتی به راه شیطان گام نهاد (کتاب میکاه، ٦: ٥؛ رسالۀ دوم پطرس، ٢: ١٥؛ رسالۀ یهودا، ١١؛ مکاشفۀ یوحنا، ٢: ١٤).
حکایت بلعام در نوشتههای تلمودی نیز مورد توجه بوده، و در آنها، ضمن گسترش مضامین داستان به گناهان دوگانۀ بلعام، یعنی تلاش برای از بین بردن بنیاسرائیل و سوق دادن آنان به روی گرداندن از خدا اشاره شده است («سنهدرین»، a١٠٥-b١٠٥؛ «عبُدا زاره»، .(٤b همچنین، در قسمتی از مشنا به مقایسهای میان ابراهیم پیامبر و بلعام پرداخته شده، و بلعام به عنوان نمونهای از شرارت و گناهکاری، در برابر ابراهیم به عنوان نمونۀ نیکوکاری جای گرفته است («ابوت»، .(١٤b-١٥a
آنانکه کوشش داشتهاند داستان بلعم را در تحقق تاریخی آن پیجویی کنند، با در نظر داشتن این نکته که داستان تورات دارای ریشههایی کهن و تحریرهایی ناهمگون بوده (نک : آلبرایت، ٣٨٧)، در پی یافتن زیستگاه بلعام و قوم وی برآمدهاند. بر همین اساس، آلبرایت با بررسی دادههای کتاب مقدس و برخی اطلاعات جانبی همچون متنی از داستان اَحیقار دانا، دربارۀ نام شهر فغور (سفر اعداد، ٢٢: ٥) که بلعام در آن میزیسته، نتیجه گرفت که این شهر، همان بت عَدْن بوده است. وی با قرائتی جدید از عبارتی در عهد عتیق (سفر اعداد، ٢٥: ٥)، نتیجه گرفت که بلعم، درواقع قهرمان ادومیان بوده است و داستان وی به دورۀ شرکورزی بنیاسرائیل مربوط میشود (آلبرایت، ٣٨٧-٣٨٩؛ هاوپت، .(٥٠٦-٥٠٧
برخی با تحلیل ریشه شناختی نام بلعم، بر آنند که اصل این نام، به سنت پرستش «بعل» در میان سامیان اشاره دارد (نک : گزنیوس، .(١١٨ درنبورگ، باسه و مایر با نگاهی به قصص لقمان حکیم در آثار اسلامی، بهویژه با لحاظ اشتراک نام این دو در معنای بلعیدن، آن دو را یکی انگاشتهاند (نک : آلبرایت، ٣٨٦؛ هاوپت، ٥٠٦؛ .(EI١
داستان بلعم در متون اسلامی، در پیرامون آیات ١٧٥-١٧٦ سورۀ اعراف(٧) بسط یافته، و به همین علت، اشارات این آیات با زوایای مختلف داستان تطبیق داده شده است (برای متن داستان، نک : طبری، تفسیر، ٩ / ٨٥ -٨٧؛ ثعلبی، ٢٣٧-٢٣٩؛ ابنکثیر، ١ / ٣٠٠). برخی روایات تفسیری، عطیهای را که از جانب خداوند به بلعم داده شده بود، «اسم اعظم»، و برخی کتابی از کتابهای آسمانی، نبوت، و یا علم (الهی) دانستهاند (نک : طبری، همان، ٩ / ٨٤، تاریخ، ١ / ٤٣٧؛ سیوطی، ٣ / ٦١١). دیگر ظرایف آیات یاد شده نیز، همچون موضوع وانهادن نشانههای الهی توسط بلعم، از دست دادن موقعیت والا نزد خداوند و تعبیر «کمثل الکلب» برای او، در متون تفسیری موردتوجه قرار گرفته است (مثلاً نک : ثعلبی، ٢٣٩؛ شیخ طوسی، ٥ / ٣١؛ بغوی، ٢ / ٢١٣-٢١٦؛ فخرالدین، ١٥ / ٥٣-٥٧).
داستان بلعم در فرهنگ اسلامی، با پیرایههای گوناگون آمیخته، و در مظاهر این فرهنگ نمودی بارز یافته است. از شاخ و برگهای این داستان، میتوان به بحث دربارۀ نسب او اشاره داشت که گاه بلعم از فرزندان لوط یا تارَخ، پدر ابراهیم(ع)، و گاه از نوادگان جماعتی دانسته شده است که در روز به آتش افکندن ابراهیم(ع) ایمان آوردند (نک : ابنحبیب، ٣٨٩؛ ابنقتیبه، ٤١؛ مسعودی، ١ / ٥٢؛ ثعلبی، ٢٣٧؛ مقدسی، ٣ / ٥١؛ ابنخلدون، ٢ / ٤٩). در نوشتههای اخلاقی و صوفیانه نیز، بر پایۀ برداشتی از آیات قرآنی، شخصیت بلعم به عنوان نماد عبرتآموز هشدار بر ترک غفلت و دین به دنیافروختن، بازتاب یافته است (نک : قشیری، ١٩٦؛ غزالی، احیا...، ٤ / ٣٦١، کیمیا...، ٢ / ٤١٤؛ برای برخی باورهای عامیانه دربارۀ بلعم در فرهنگ اسلامی، نک : مقدسی، ١ / ١٤١، ٣ / ٨٩).
مآخذ
ابنحبیب، محمد، المحبر، به کوشش ایلزه لیشتن اشتتر، حیدرآباد دکن، ١٣٦١ق / ١٩٤٢م؛
ابنخلدون، العبر، به کوشش خلیل شحاده، بیروت، ١٩٨١م؛
ابنقتیبه، عبدالله، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ١٣٨٠ق / ١٩٦٠م؛
ابنکثیر، البدایة والنهایة، به کوشش احمد ابوملحم و دیگران، بیروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٧م؛
بغوی، حسین، معالمالتنزیل، بهکوشش خالدعبدالرحمان عکومروان سوار، بیروت، دارالمعرفه؛
ثعلبی، احمد، قصص الانبیاء، بیروت، دارالرائد العربی؛
رضا، محمدرشید، تفسیر المنار، بیروت، دارالمعرفه؛
سیوطی، الدرالمنثور، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
شیخ طوسی، محمد، التبیان، به کوشش احمد حبیب قصیر عاملی، بیروت، داراحیاء التراث العربی؛
طبرسی، فضل، مجمع البیان، بیروت، دارمکتبة الحیاة؛
طبری، تاریخ؛
همو، تفسیر؛
عهد جدید؛
عهد عتیق؛
عیاشی، محمد، التفسیر، به کوشش هاشم رسولی محلاتی، قم، ١٣٨٠ق / ١٩٦٠م؛
غزالی، محمد، احیاء علومالدین، بیروت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
همو، کیمیای سعادت، به کوشش حسین خدیو جم، تهران، ١٣٦١ش؛
فخرالدین رازی، التفسیر الکبیر، قاهره، المطبعة البهیه؛
قرآن کریم؛
قشیری، عبدالکریم، رسالۀ قشیریه، ترجمۀ کهن فارسی، به کوشش بدیعالزمان فروزانفر، تهران، ١٣٦١ش؛
مسعودی، علی، مروج الذهب، به کوشش محمد محییالدین عبدالحمید، قاهره، ١٣٨٤ق / ١٩٦٤م؛
مقدسی، مطهر، البدء والتاریخ، به کوشش کلمان هوار، پاریس ١٨٩٩-١٩٠٣م؛
نیز:
«Abodah Zarah», «Aboth», «Sanhedrin», The Babylonian Talmud, ed. I. Epstein, London, ١٩٨٨-١٩٩٤;
Albrigth, W. F., «The Home of Balaam», Journal of the American Oriental Society, ١٩١٥, vol. XXXV;
EI١;
Gesenius, W., Hebrew and English Lexicon of the Old Testament, ed. F. Brown, Oxford, ١٩٥٥;
Haupt, P., «Midian und Sinai», ZDMG, ١٩٠٩, vol. LXIII.
فرامرز حاجمنوچهری