دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٤٧ - ابن ابی الزناد
ابن ابی الزناد
نویسنده (ها) :
علی رفیعی علامرودشتی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢ تیر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ اَبِی الزِّناد، ابومحمّد عبدالرّحمن بن عبدالله بن ذكوان (١٠٠-١٧٤ یا ١٨٠ق / ٧١٨-٧٩٠ یا ٧٩٦م)، محدّث و فقیه مدنی. نیای بزرگش ذكوان مولای رملة بنت شیبة بن ربیعه همسر عثمان بن عفّان بوده است. (ابن سعد، ٥ / ٤١٥). وی از قبیلۀ خزرج و از شاخۀ بنی مالك ابن نجّار (شباب، ١ / ٣٠٧- ٣٠٨) بود، ولی برخی نوشتهاند كه جدش ذكوان برادر ابولؤلؤ ایرانی قاتل عمربن خطّاب بوده است (ذهبی، سیر، ٥ / ٤٤٥)، اما شباب نیز از قول خود او نقل كرده كه وی هَمْدانی بوده است (١ / ١٦٠).
ابن ابیالزّناد قرائت را نزد ابوجعفر یزید بن قعقاع قاری مدنی (د ١٣٢ق) و روایت حروف قرآنی را نزد نافع بن عبداللهبن ابینعیم مدنی (د ١٦٩ق) آموخت (ذهبی، سیر، ٨ / ١٦٧-١٧٠). از پدر خویش و هشام بن عروة بن زبیر (د ١٤٦ق) و موسی بن عقبة (د ١٤١ق) حدیث شنیده است (بخاری، ٣(١) / ٣١٥؛ ابن ابیحاتم، ٢(٢) / ٢٥٢؛ ذهبی، تذهیب التهذیب، ٢ / ٤٠٣). وی شاگردان بسیار تربیت كرد. از محدّثین بنامی كه از وی روایت كردهاند، عبدالملكبن جریج (د ١٥٠ق) (خطیب، ١٠ / ٢٢٨) و عبدالملكبن قریب اصمعی ادیب و لغوی بصری (د ٢١٦ق) را میتوان نام برد (ابن ابی الحدید، ٤ / ٨٩). علی بن حمزه كسائی لغوی و نحوی كوفی (د ١٨٠ق) و عبدالله بن وهب (د ١٩٧ق) از وی استماع كردهاند (ذهبی، سیر، ٨ / ١٦٩). ابن معین (١ / ٧٢-٧٣) و نسائی (ص ١٥١) و ابنحنبل (عقیلی، ٢ / ٣٤١) و ابن ابیحاتم (٢(٢) / ٢٥٢) او را ضعیف الحدیث شمردهاند، اما عجلی (ص ٢٩٢) و مداینی به نقل از مالك بن انس (ابن عدی، ٤ / ١٥٨٥) او را ثقه دانستهاند. ابن حبان نوشته است كه وی حافظۀ خوبی نداشت و اشتباهات فراوانی كرده است (٢ / ٥٦). خطیب بغدادی (١٠ / ٢٢٨) نوشته است كه روایات مدنی وی مورد وثوق و قابل اعتماد است، اما روایاتی كه وی در بغداد نقل كرده، در اثر فسادی كه از جانب بغدادیان در آنها راه یافته است، قابل اعتماد نیست .
وی هنگامی كه محمد عبدالعزیز زهری قاضی مدینه بود، در اثر اختلافی كه با عبدالله بن محمد بن سمعان پیدا كرد، به وسیلۀ زهری محكوم به زندان و ١٧ ضربه تازیانه گردید، اما چندی پس از این واقعه، والی خراج مدینه شد و در این دوره به پارسایان و اهل خیر و حدیث كمك بسیار كرد (ابنسعد، ٥ / ٤١٦). ابن ابی الزّناد از مدینه مهاجرت كرد و به بغداد رفت و در آنجا به تدریس و نشر روایات و احادیث پرداخت و تا هنگام مرگ نیز در آن شهر ماند. وی در ٧٤ سالگی در بغداد درگذشت و در مقابر باب التّین به خاك سپرده شد (ابن قتیبه، ٤٦٥).
ابنندیم (ص ٢٢٥) دو كتاب به نامهای الفرائض و رای الفقهاء السبعة من اهل المدینة و ما اختلفوا فیه به او نسبت داده است. ذهبی (تذكرة الحفاظ، ١ / ٢٤٨) میگوید كه وی كتاب اخیر را از پدرش روایت كرده است. اما اكنون چیزی از این آثار باقی نمانده است
مآخذ
ابن ابی حاتم، عبدالرحمن بن محمد، الجرح والتعدیل، حیدرآباد دكن، ١٣٧٢ق؛
ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبةالله، شرح نهجالبلاغة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٧٩ق؛
ابن حبان، محمد، المجروحین، به كوشش محمود ابراهیم زاید، بیروت، ١٣٩٦ق / ١٩٧٦م؛
ابن سعد، محمد، الطبقات الكبری، به كوشش احسان عباس، بیروت، دارصادر؛
ابن عدی، عبدالله، الكامل فی ضعفاء الرجال، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، به كوشش ثروت عكاشة، قاهره، ١٩٦٠م؛
ابن معین، یحیی، معرفة الرّجال، به كوشش محمد كامل القصار، دمشق، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
ابن ندیم، الفهرست، به كوشش گوستاو فلوگل، هاله، ١٨٧٢م؛
بخاری، اسماعیل بن ابراهیم، التاریخ الكبیر، حیدرآباد دكن، ١٣٧٧ق / ١٩٥٧م؛
خطیب، بغدادی، احمدبن علی، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٥٠ق / ١٩٣١م؛
ذهبی، شمسالدین محمد، تذكرة الحفاظ، بیروت، ١٣٧٤ق؛
همو، تذهیب التهذیب، خطی، كتابخانۀ احمد الثالث، استانبول، شم ٢٨٩٩؛
همو، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب الأرنؤوط و نذیر حمدان، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
شباب، خلیفة بن خیاط، تاریخ، به كوشش سهیل زكار، دمشق، ١٩٦٨م؛
عجلی، احمدبن عبدالله، تاریخ الثقات، به كوشش عبدالمعطی قلعجی، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
عقیلی، محمدبن عمرو، الضعفاء الكبیر، به كوشش عبدالمعطی قلعجی، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
نسائی، احمدبن شعیب، الضعفاء و المتروكون، به كوشش عبدالعزیز عزالدین سیروان، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م.
علی رفیعی