دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٨٧ - اسراء
اسراء
نویسنده (ها) :
محمدعلی لسانی فشارکی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِسْراء، هفدهمین سورۀ قرآن مجید، دارای ١٢ ركوع، ١١١ (یا ١١٠) آیه، ٥٦٣ ،١كلمه و ٤٦٠ ،٦حرف.
سورۀ اِسراء یا اَسری از دیرباز با این دو نام شهرت داشته، و وجه تسمیۀ آن، افتتاح سوره با آیۀ اِسراء بوده است. اما محدثان، این سوره را غالباً سورۀ بنیاسرائیل مینامیدهاند (نک : بخاری، ٥/ ٢٢٣؛ سیوطی، الدر...، ٤/ ١٣٦؛ طبری، ١٥/ ٢؛ حویزی، ٣/ ٩٧)، زیرا صدر و ذیل آن (آیات ٢، ١٠١-١٠٤) به بیان سرگذشت و سرنوشت قوم بنیاسرائیل، به شیوهای متفاوت با دیگر مواضع قرآن كریم، اختصاص یافته است (نیز نک : اندرابی، گ ٥٠ ب؛ فیروزآبادی، ١/ ٢٨٨). این سوره، با لحاظ كلمۀ آغازین آن، سورۀ «سبحان» نیز نامیده شده است (نک : ابن كثیر، ٣/ ٢؛ سیوطی، الاتقان، ١/ ١٩٣).
سورۀ اسراء از نظر ترتیب نزول در روایات مختلف در ردیفهای ٤٦ تا ٥٠ جای گرفته، و بنا به روایت مشهور، پنجاهمین سورۀ قرآن كریم است كه پس از سورههای شعراء، نَمل و قَصص و پیش از سورههای یونس، هود و یوسف نازل شده است (مثلاً نک : ابن ندیم، ٢٨- ٢٩؛ طبرسی، ١٠/ ٤٠٥؛ سیوطی، همان، ١/ ٤٣؛ دروزه، ١/ ١٤).
سورۀ اسراء را همگان مكّی دانستهاند (مثلاً نک : طوسی، ٦/ ٤٤٣؛ فیروزآبادی، همانجا)، جز آنكه برخی از مفسران آیاتی چند از این سوره (آیات ٢٦، ٣٢-٣٣، ٥٧، ٦٠، ٧٣-٨١، ٨٥، ٨٨، ١٠٧) را استثنا كردهاند (طبرسی،٦/ ٣٩٣؛ قرطبی،١٠/ ٢٠٣؛ فخرالدینرازی، ١٩/ ١٤٥؛ سیوطی، همان، ١/ ٦٠) و بعضی دیگر، بر مكی بودن تمامی آیات سوره تأكید كردهاند (نک : طوسی، طبرسی، فیروزآبادی، همانجاها؛ نیز نک : قرطبی، ١٠/ ٢٨٢، ٢٨٦؛ طباطبایی، ١٣/ ٥ -٦). عبدالله بن مسعود نیز در روایتی، سورۀ اسراء را همراه با ٣ (در برخی منابع ٥) سورۀ پس از آن در ترتیب تلاوت، قدیمترین سورههای نازل شده در مكه دانسته، و به تعبیر خودش «العِتاق الاُ´وَل» نامیده است (بخاری، نیز سیوطی، الدر، همانجاها؛ زركشی، ١/ ٢٥٨). با اینهمه، باید گفت سورۀ اسراء، همانگونه كه در تعبیر مشهور ابن عباس از اصطلاح «مكّی» آمده است (طبرسی، ١٠/ ٤٠٥؛ سیوطی، الاتقان، ١/ ٤٢)، تنها به سبب نزول آیۀ نخستین آن در مكه، به عنوان یك سورۀ مكی شهرت یافته، و اصطلاحاً زیر عنوان «مایشبهُ نزولَ المَدَنیّ فی المكّی» (نک : زركشی، ١/ ١٩٢؛ سیوطی، همان، ١/ ٣٦) قرار میگیرد، چه شیوۀ بیان و مضامین و مندرجات سوره بیشتر با حوادث و وقایع سالهای پایانی عهد رسالت همخوانی دارد (نک : دنبالۀ مقاله) و تفاوت آشكار وزن و آهنگ كلمۀ پایانی آیۀ یكم سوره: «البصیر» نیز با تمامی دیگر آیات سوره: «وكیلاً»، «شكوراً»، ...، «خشوعاً» و «تكبیراً» در خور دقت است (نیز نک : فیروزآبادی، همانجا).
سورۀ اسراء، بلندترین سوره از مجموعۀ ٧ سورهای است كه با مشتقات «تسبیح» آغاز شدهاند و در روایات پیامبر اكرم (ص) عنوان «مُسَبَّحات» (اندرابی، گ ٤٠، ب؛ سیوطی، همان، ١/ ٢٠١) به آنها داده شده است. موضوع اصلی در این مجموعه «مقامات پیامبر اكرم (ص) و امتیازات قرآن كریم» است كه در هر سوره جنبهای از آن تفصیل مییابد.
سورۀ اسراء اسلوب بیانی ویژهای دارد. در این سوره، موضوعات اصلی و فرعی با تناوبهای منظم و بازگشتهای متعدد به هر مطلب، در اثنای یكدیگر، به رشتۀ بیان كشیده شدهاند (در این باره، نک : طبرسی، ٦/ ٤٠٢، ٤٠٧، ٤٠٨، ٤٢٦). موضوع اصلی سورۀ اِسراء، ویژگیهای رسالت پیامبر اكرم (ص) به عنوان خاتم پیامبران و ویژگیهای هدایت قرآن كریم به عنوان آخرین كتاب آسمانی است (نک : قطب، ٥/ ٢٩٩). شرح ویژگیهای رسالت آن حضرت با سخن از اِسراء آغاز میشود (آیۀ ١)؛ در پی، مجموعهای از فرمانهای اساسی و رهنمودها، قلب پیامبر اكرم (ص) به عنوان گنجینهای از حكمتهای وحی الهی مورد اشاره قرار میگیرد (آیۀ ٣٩)؛ برخوردهای غیر منصفانۀ معاندان نشانۀ بارز درماندگی آنان در برابر عظمت مقام آن حضرت دانسته میشود (آیههای ٤٧- ٤٨)؛ برتری پیامبر اكرم (ص) بر دیگر انبیا، مطرح میگردد (آیۀ ٥٥)؛ مراتب ثبات و استقامت پیامبراكرم(ص) یادآوری میشود (آیههای ٧٣- ٧٥)؛ بینیازی پیامبر (ص) از ارائۀ معجزات گوناگون به درخواست مشركان، مورد تأیید قرار میگیرد (آیههای ٩٠ - ٩٣)؛ «فضلِ كبیر» خداوند نسبت به آن حضرت عنوان میشود (آیۀ ٨٧)؛ و به پیامبر اكرم (ص) توصیه میشود كه گواهی خداوند را برای اثبات حقانیت و صدق دعوت خویش بسنده بداند (آیۀ ٩٦).
در این سوره، بیان ویژگیهای هدایت آخرین كتاب آسمانی نیز با اشارۀ فحوایی آیۀ اِسراء (آیۀ ١) به نزول كتاب بر پیامبر اكرم (ص) (قس: كهف/ ١٨/ ١) آغاز میشود؛ قرآن كریم به عنوان جامعترین و برترین منشور هدایت الهی بیانگر همۀ دانستنیهای لازم برای راهنمایی بشر معرفی میشود (آیههای ٩، ١٢؛ نیز نک : طبرسی، ٦/ ٤٠٢)؛ از دوری جستن منكران از قرآن و رسول خدا(ص) سخن به میان میآید (آیۀ ٤١) و علت گریختن آنان، توحیدی بودن مضامین قرآن كریم و دعوت آن حضرت عنوان میشود (آیههای ٤٥-٤٦)؛ از راز و رمزهای فراوان قرآن، «شجرۀ ملعونه» نمونه آورده میشود (آیۀ ٦٠)؛ قرآن به عنوان شفا و رحمت برای اهل ایمان، و زیان و خسارت برای ستم پیشگان مطرح میشود (آیۀ ٨٢)؛ انزال قرآن مظهر لطف و عنایت خداوند نسبت به خاتم پیامبران دانسته میشود (آیههای ٨٦ -٨٧)؛ و از ناتوانی انس و جن از آوردن كتابی به مانند قرآن، سخن به میان میآید (آیۀ ٨٨)؛ بار دیگر، بر شمول قرآن بر انواع دانستنیها، در عین پافشاری مردمان بر ناسپاسی و حق ناشناسی، تأكید میشود (آیۀ ٨٩)؛ بر حقانیت و اصالت قرآن در مبدأ انزال و مقصد نزول آن تصریح میشود (آیۀ ١٠٥)؛ حكمت نزول و ابلاغ تدریجی قرآن با كنایه بیان میشود (آیۀ ١٠٦)؛ كُرنش فرزانگان اهل كتاب به هنگام استماع آیات قرآن بر حقانیت و اصالت الهی و آسمانی آن گواه میآید؛ و در پایان، قرآن بینیاز از مردمان، و مردمان نیازمند ایمان به قرآن اعلام میگردد (آیههای ١٠٧- ١٠٨).
دیگر مندرجات سوره، زمینه، مقدمات، نتایج و حواشی بیان موضوعات اصلی است. شاخصتر از همه آنكه موضوع تسبیح و ستایش خداوند در این سوره، با آنكه از «مسبّحات» است، در ٣ آیه از ٥ آیه كه بدان پرداخته، با تعبیرات «سبحان الذی اسری...» (آیۀ ١)، «... قُل سبحان ربّی...» (آیۀ ٩٣) و «یقولون سبحان ربَّنا...» (آیۀ ١٠٨)، بیان شده، و در هر ٣ موضع، فرع بر تبیین مقام و جایگاه پیامبر اكرم (ص) و قرآن كریم است (نیز نک : قطب، ٥/ ٢٩٩؛ طباطبایی، ١٣/ ٥). یادكرد موسی (ع) و بنیاسرائیل، فرع بر مضمون آیۀ اسراء، و اشاراتی تاریخی جهت تكمیل مدلول آن، و به گونۀ مقدمهای برای مضامین اواخر سوره است (آیههای ١٠١-١٠٤)؛ یادكرد نوح (ع) (آیۀ ٣) به صورت معترضه در میان آیات مربوط به بنیاسرائیل آمده است، بحث از شتاب زدگی جبلّی انسان، واسطهای میان مفاهیم قرآن شناختی در آیات قبلی (آیۀ ١١) و آیات بعدی سوره (آیههای ٤١، ٨٩، ١٠٦) است (قس: قیامت/ ٧٥/ ١٦- ١٩). اشاره به نامۀ عمل (آیههای ١٣-١٤)، تعیین كنندگی انبیا و دعوتشان در رویدادهای مهم جوامع بشری، بار دیگر یاد كرد نوح (ع) به عنوان نمونه (آیۀ ١٧)، تعریف دنیا و آخرت و مقایسۀ درجات و سنتهای حاكم بر آن دو (آیههای ١٥-٢٠) دامنههای بیان آیات صدر سوره (آیههای ٢- ٨) و مقدمهای برای گزیدههای جامع حكمتهای وحی الهی است (آیههای ٢٢- ٣٨) كه رشتۀ سخن را به تبیین جایگاه قرآن، به عنوان دربر دارندۀ جوامع حكمت الهی (آیۀ ٣٩) متصل میگردانند. ذكر نمونههایی از تعلیم و تربیت اسلامی بر اساس اعتقاد به توحید و معاد در مقام اصلاح اندیشه و عمل جوامع بشری (آیههای ٤٩، ٥٤، ٥٦ - ٥٨) و نیز داستان آدم (ع) و ابلیس با ذیل و دنبالۀ آن (آیههای ٦١ -٧٠) همراه با اشارات مجدد به دنیا و آخرت و مقایسۀ آن دو (آیههای ٧١-٧٢، قس: ١٣-٢٢) برای آیات قبلی و بعدی سوره جنبۀ توضیحی دارند (نیز نک : قطب، ٥/ ٢٩٨ به بعد).
در نیمۀ اول سورۀ اسراء، منشور جامعی مشتمل بر ٢٥ حكمت الهی مطرح شده است كه پایه و مایۀ تعالیم و معارف همۀ ادیان آسمانی دانسته میشود (نک : آیههای ٢٢- ٣٨)، چنانكه آوردهاند ابن عباس این مجموعۀ آیات را با ١٠ آیه از تورات [ده فرمان] منطبق میدانسته، و میگفته است كه تمامی تورات در این قسمت از سورۀ بنیاسرائیل آمده است (زمخشری، ٢/ ٦٦٨؛ سیوطی، الدر، ٤/ ١٨٢). عبارت «لَتُفْسِدُنَّ فی الارض مرّتین» (آیۀ ٤)، از جهت فراوانی اختلاف نظر مفسران در باب مدلول و مفهوم آن، در قرآن كریم كم نظیر است (نک : طبرسی، ٦/ ٣٩٩-٤٠٠). همچنین دربارۀ تفسیر و تأویل «شجرۀ ملعونه» و نیز «رؤیای صادقۀ» پیامبر اكرم (ص) كه در آیۀ ٦٠، عنوان شده است، اقوال، نظریات و روایات بسیار گوناگون آمده است (برای نمونه، نک : سیوطی، همان، ٤/ ١٩١-١٩٢؛ حویزی، ٣/ ١٧٩-١٨٢).
آیۀ ٨١ سوره و دو آیۀ قبل و بعد از آن، متضمن نوید فتح مكه به پیامبر اكرم (ص) و بشارت ورود آن حضرت به مكه با علامت و موفقیت و ظهور حق و اُفول باطل است (قس: فتح/ ٤٨/ ١،٢٧؛ نیز نک : اسراء/ ١٧/ ٦٠)؛ چنانكه آوردهاند پیامبر اكرم (ص) در فتح مكه، هنگام به زیر افكندن بتها در خانۀ كعبه به این آیه مترنّم بودهاند (بخاری، ٥/ ٢٢٨؛ مسلم، ٤/ ٥٦ -٥٧؛ ابن هشام، ٤/ ٥٩).
گفتنی است، همچنانكه صدر سوره مشتمل بر انذار و اخطار به یهود است (آیههای ٢- ٨)، با تدبّر در مضامین سوره و با توجه به روایات اسباب نزول، میتوان دریافت كه در آیات ذیلِ سوره (آیههای ٧٣-٧٧) نیز این نكته فاش شده است كه یهودیان با منافقان مدینه هم قسم شده بودند (نک : منافقون، ٦٣/ ٨؛ نیز نک : قِتال/ ٤٧/ ١٣) تا به هنگام مراجعت پیامبر اكرم(ص) از غزوۀ تبوك از ورود ایشان به مدینه ممانعت به عمل آورند و ناگزیر آن حضرت را متوجه سرزمین شام گردانند، تا پایگاه اسلام در مدینه متزلزل گردد (واحدی، ٢٣٩؛ سیوطی، «لباب...»، ١/ ٢٣٤). با افزودن این آیات بر سورۀ اسراء كه به گمان كاتبان وحی، پیش از آن مختوم گردیده بود (نک : قرطبی، ١٠/ ٣٠١؛ سیوطی، همانجا)، پیامبر اكرم(ص) همگان را از آن توطئه آگاه گردانید و این هشداری سخت به یهود و هم پیمانانشان بود كه هر گاه در صدد اخراج پیامبر اكرم (ص) و مسلمانان از مدینه برآیند، دیری نخواهند پایید و خود آنان نیز سرنوشتی مشابه فرعونیان خواهند یافت (نک : آیۀ ١٠٣؛ قس: آیههای ٥ -٧).
آخرین آیۀ سورۀ اسراء (آیۀ ١١١) را پیامبر اكرم(ص) «آیۀ العزّ» نامیدهاند (احمد بن حنبل، ٣/ ٤٣٩-٤٤٠؛ قرطبی، ١٠/ ٣٤٥) و گفتهاند همینكه پسر بچهای از بنی عبدالمطلب زبان باز میكرد، آن حضرت آیۀالعز را به او تعلیم میفرمودند (ابوالسعود، ٥/ ٢٠١) و نیز هر گاه بار سفر میبستند، این آیه را میخواندند (احمدبن حنبل، ٣/ ٤٣٩). نیز گویند آیۀالعز همانگونه كه خاتمۀ این سورۀ قرآن است، خاتمۀ تورات نیز بوده است (قرطبی، همانجا).
سورۀ اسراء، با سورۀ كهف - كه در ترتیب تلاوت پس از آن قرار گرفته است - همخوانیها و همانندیهای قابل توجهی دارد، چنانكه شمار ركوعات، آیات، كلمات و حروف آن دو (نک : فیروزآبادی، ١/ ٢٨٨، ٢٩٧) بسیار به هم نزدیك، و اسلوب و مضمون آیههای آغازین و پایانی آن دو مشترك، و آیات متعددی از این دو سوره با یكدیگر همانندیهای لفظی و همخوانیهای مضمونی دارند (برای نمونه، نک : اسراء، ١٧/ ٩، ٥٠، ٥٤؛ به ترتیب، قس: كهف/ ١٨/ ٢، ٦١، ٨٩). با اینهمه، اتصال و انسجام مضمونی و فحوایی سورۀ اسراء با سورۀ نحل، سورۀ مجاور و «زوج» آن، بسی مشهودتر است (برای نمونه، نک : اسراء/ ١٧/ ١، ١١، ١٢، ١٦، ٥٦، ٥٧، ٦١، ٦٥، ٨٢، ٨٨، ١٠٧؛ به ترتیب، قس: نحل/ ١٦/ ١، ٤، ١٢، ٩٠، ٧٣، ٦٥، ٩٨ - ٩٩، ٦٩، ١٠٣، ٤٩).
مآخذ
ابن كثیر، اسماعیل، تفسیر القرآن، بیروت، ١٤٠٠ق/ ١٩٨٠م؛
ابن ندیم، الفهرست؛
ابن هشام، عبدالملك، السیرۀ النبویۀ، به كوشش مصطفی سقا و دیگران، قاهره، ١٣٥٥ق/ ١٩٣٦م؛
ابوالسعود، محمد، تفسیر، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛
احمد بن حنبل، مسند، قاهره، ١٣١٣ق؛
اندرابی، احمد، الایضاح فی القراءات، نسخۀ عكسی موجود در كتابخانۀ مركز؛
بخاری، محمد، صحیح، استانبول، ١٣١٥ق؛
حویزی، عبدعلی، تفسیر نور الثقلین، به كوشش هاشم رسولی محلاتی، قم، ١٣٨٥ق؛
دروزه، محمد عزت، التفسیر الحدیث، داراحیاء الكتب العربیه، ١٣٨١ق/ ١٩٦٢م؛
زركشی، محمد، البرهان فی علوم القرآن، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٩١ق/ ١٩٧٢م؛
زمخشری، محمود، الكشاف، قاهره، ١٣٦٦ق/ ١٩٤٧م؛
سیوطی، الاتقان، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٨٧ق/ ١٩٦٧م؛
همو، الدر المنثور، قاهره، ١٣١٤ق؛
همو، «لباب النقول»، در حاشیۀ تفسیر جلالین، استانبول، دارالدعوه؛
طباطبایی، محمدحسین، المیزان، تهران، ١٣٨٦ق؛
طبرسی، فضل، مجمع البیان، صیدا، ١٣٥٥ق/ ١٩٣٦م؛
طبری، تفسیر؛
طوسی، محمد، التبیان، به كوشش احمد حبیب قصیر عاملی، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛
فخرالدین رازی، التفسیر الكبیر، قاهره، ١٣٠٦ق؛
فیروزآبادی، محمد، بصائرذوی التمییز، به كوشش محمد علی نجار، قاهره، ١٣٨٣ق؛
قرآن مجید؛
قرطبی، محمد، الجامع لاحكام القرآن، بیروت، ١٩٦٥م؛
قطب، سید، فی ظلال القرآن، بیروت، ١٣٨٦ق/ ١٩٦٧م؛
مسلم بن حجاج، صحیح، به كوشش موسی شاهین لاشین و احمد عمر هاشم، بیروت، ١٤٠٧ق/ ١٩٨٧م؛
واحدی، علی، اسباب النزول، به كوشش سید جمیلی، بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م.
محمدعلی لسانی فشاركی