دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٥٩ - ابن عامر
ابن عامر
نویسنده (ها) :
احمد پاکتچی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ عامِر، ابوعمران عبداللهبن عامربن یزید یَحصُبی (د ١٠ محرم ١١٨ق / ٢٩ ژانویۀ ٧٣٦م)، قاری شام و یکی از قاریان هفتگانه. دربارۀ کنیۀ او اقوال دیگری نیز وجود دارد (نک : اندرابی، ٧٧؛ ذهبی، معرفة، ٦٧). نسب او به یحصب از قبایل یمن میرسد (ابن ابی حاتم، ٢(٢) / ١٢٢) و گفته شده در میان قاریان هفتگانه تنها وی و ابوعمروبن علاء نسب عربی داشتهاند (نک : ابوعمرودانی، ٦). بر اساس روایتی که خالدبن یزید از خود ابن عامر نقل کرده (نک : ابن جزری، غایة، ١ / ٤٢٥)، او در ٨ق / ٦٢٩م در بلقاء (در اردن کنونی) به دنیا آمده است. د این صورت خاندان او از مسیحیان عربی بودهاند که از یمن به شام کوچ کرده بودند و اسلام آوردن آنان پس از فتح شام (١٣-١٤ق) صورت گرفته است. بنابر روایت مذکور ابن عامر همراه خانوادۀ خود در ١٧ق / ٦٣٨م به دمشق رفته است (همانجا). روایت دیگری از یحیی ذماری تولد ابن عامر را در ٢١ق / ٦٤٢م گفته است (ذهبی، همانجا). زمانی که ابن عامر به آموختن قرائت آغاز کرد هنوز برخی از اصحاب پیامبر (ص) در شام در قید حیات بودند. در منابع از اینکه ابن عامر از برخی از آنان چون ابودرداء و اثلةبن اسقع قرائت آموخته باشد، سخن به میان آمده (نک : ابوعمرو دانی، ٩؛ اندرابی، ٨١؛ ابن عساکر، ٢٦٢؛ ابن جزری، النشر، ١ / ١٤٤؛ همو، غایة، ١ / ٤٢٤)، ولی در مورد اینکه تا چه حد این گزارشها صحیح باشد و در صورت صحت، ابن عامر تا چه حد از آنان بهره گرفته است. باید تأمل کرد. آنچه در منابع مورد تکیه قرار گرفته این است که ابن عامر قرائت را از شخصی به نام مغیرة بن ابی شهاب مخزومی و او از عثمان فراگرفته است (نک : ابن مجاهد، ٨٦؛ ابن مهران، ٣٩؛ ابو عمرودانی، همانجا)، حتی در برخی از روایات شامی از قرائت ابن عامر نزد خود عثمان نیز سخن گفته شده، ولی چندان مورد تأیید قرار نگرفته است (نک : ابن مهران، ٤٠؛ ابو عمرودانی، ابن عساکر، همانجاها). ریشهدار بودن گرایش به عثمان در شام در اثر سلطۀ امویان و وجهۀ عثمان به عنوان عاملی برای گردآوری مصحف را نمیتوان با سند قرائت ابن عامر به عنوان قاری نمونۀ شام بیارتباط تلقی کرد، چنانکه این سند مایۀ تفاخر شامیان بوده است (به عنوان نمونه، نک : مقدسی، ١٤٢-١٤٣). شاید توجه به همین ارتباط موجب شده تا برخی همچون محمدبن جریر طبری سند قرائت ابن عامر را مورد تردید قرار دهند (نک : ابن جزری، غایة، ١ / ٤٢٤، ٢ / ٣٠٥). دور نیست که این سند عالی از نظر شامیان، بیشتر یک سند نمادی باشد تا واقعی، به خصوص با عنایت به این نکته که مغیرةبن ابی شهاب جز به عنوان واسطهای بین ابن عامر و عثمان شناخته نشده است (نک : همان، ٢ / ٣٠٥-٣٠٦). به هر حال این سند بدون شک در مقبولیت این قرائت نزد شامیان مؤثر افتاده و حتی برخی قرائت ابن عامر را قرائت عثمان قلمداد کردهاند (نک : وکیع، ٣ / ٢٠٣).
آشنایی نزدیک ابن عامر با معاویه، بانی خلافت اموی در شام، موقع ابن عامر در قرائت آن دیار و حساس بودن نقش قاریان شام در جریانهای سیاسی سدۀ نخست هجری (مثلاً نک : نصربن مزاحم، ٨٥، ١٨٨، ٢٢٢، ٢٩١، ٤٩٩)، همگی از عواملی بودند که به اعتبار ابن عامر در صحنۀ اجتماعی نیز افزودند. به گفتۀ ابن عساکر (ص ٢٥٨) وی پس از ابوادریس خولانی (د ٦٠ق) به قضای شام منصوب شد. با به خلافت رسیدن ولیدبن عبدالملک و دستور او برای ساختن جامع اموی دمشق در ٨٦ق ابن عامر به عنوان ناظر بر بنای مسجد تعیین (نک : ذهبی، سیر، ٥ / ٢٩٣) و پس از پایان ساختمان عهدهدار ریاست جامع اموی شد (همانجا؛ بسوی، ٢ / ٤٠٣). احکام او در مسجد نافذ بود (ذهبی، همانجا)، چنانکه دو تن از عالمان صاحب نام را به جرم بالا رفتن صدایشان به هنگام تدریس تنبیه نمود (بسوی، ٢ / ٤٠٢؛ ابوزُرعه، ١ / ٣٤٣). و عطیة بن قیس، قاری دیگر دمشق را به این دستاویز که دستانش را در نماز بالا برده، مورد ضرب قرار داد (بسوی، همانجا؛ ابوزرعه، ١ / ٣٤٦). ابن عامر در دوران ولید، احتمالاً پس از بلال بن ابی درداء در ٩٣ق به عنوان قاضی دمشق تعیین شد (ابو عمرودانی، ٥؛ ابن حجر، ٥ / ٢٧٥؛ قس: ابوزرعه، ١ / ٢٠١؛ وکیع، ٣ / ٢٠٣). از منزلت ابن عامر در دوران سلیمان بن عبدالملک (٩٦-٩٩ق) اطلاع درستی نداریم، اما میدانیم که در زمان خلافت عمربن عبدالعزیز (٩٩-١٠١ق) دیگر قاضی دمشق نبود (نک : ابوزرعه، وکیع، همانجاها) و حتی عمربن عبدالعزیز به جهت رفتار او با عطیةبن قیس و شاید به جهاتی دیگر از پذیرفتن او به حضور خود امتناع کرد (بسوی، ٢ / ٤٠٣؛ ابوزرعه، ١ / ٣٤٦-٣٤٧). پس از ١٠١ق نیز شاید به سبب کهنسالی وی یا جهات دیگر گزارشی از مناصب سیاسی ـ اجتماعی ابن عامر به دست نرسیده است.
اگرچه قرائت ابن عامر را تابع نقل سلف دانستهاند (نک : اندرابی، ٧٧)، ولی مطالعه بر روی موارد اختلاف ابن عامر با دیگر قاریان نشان میدهد که مصحف شام تأثیر عمیقی بر قرائت او داشته است (به عنوان نمونه دربارۀ آیههای: بقره / ٢ / ١١٦؛ نساء / ٤ / ٦٦؛ انعام / ٦ / ٣٢، ١٣٧، قس: ابوعمرودانی، ٧٦، ٩٦، ١٠٢، ١٠٧ با ابن ابی داوود، ٤٤، ٤٥ و رهنی، ٥٣، به نقل از مصحف شام). باید گفت به همین جهت، نزدیکی مصحف شام به مصحف مدینه موجب شده تا قرائت ابن عامر تا حد زیادی به قرائت نافع مدنی نزدیک بوده و نام آن دو در بسیاری از موارد اختلاف در کنار هم قرار گیرد (به عنوان نمونه دربارۀ آیههای: بقره / ٢ / ١٣٢؛ آلعمران / ٣ / ١٣٣؛ مائده / ٥ / ٥٤؛ توبه / ٩ / ١٠٧، قس: ابوعمرودانی، ٧٧، ٩٠، ٩٩، ١١٩ با ابن ابی داوود، ٤٤-٤٦). البته در چند مورد معدود پیروی ابن عامر از مصحف شام ثابت نشده است (در آیههای: انفال / ٨ / ٦٧؛ روم / ٣٠ / ٩؛ مدثر / ٧٤ / ٣٣، قس: منابع قرائت ابن عامر با ابن ابی داوود، ٤٥ و رهنی، ٥٣-٥٤). در مورد میزان تأثیر لهجۀ شامی در قرائت ابن عامر نمیتوان با اطمینان سخن گفت، ولی شاید برخی موارد چون فتح تا در «یا ابتَ» و ابقای الف در «لکنا» به هنگام وصل (ابوعمرودانی، ١٢٧، ١٤٣) بیرابطۀ با لهجۀ شام نبوده باشد. ترجیح باب تفعیل بر ثلاثی مجرد (همو، ٩٠، ٩١، جم )، صیغۀ معلوم بر مجهول (همو، ١٢١، ١٣٨)، و تای مضارع بر یا (همو، ٩٩، ١٠٧، جم ) به صورت گرایشهای غالب در قرائت ابن عامر دیده میشوند و موارد خلاف آن اندک است (مثلاً همو، ٧٦). بنابراین قرائت ابن عامر را از نظر یکنواخت بودن میتوان از قانونمندترین قرائات به شمار آورد و همین نکته مایۀ مباهات برخی از هواداران آن بوده است (نک : مقدسی، ١٤٣). گفته شده برخی از پیشینیان بر ابن عامر در برخی موارد معدود از قرائتش خرده گرفتهاند (نک : مقدسی، همانجا)، ولی به جزئیات امر اشاره نشده است.
مهمترین شاگرد ابن عامر که عامل اصلی انتقال قرائت وی به آیندگان شد، یحییبن حارث ذماری است. دو راوی مشهور قرائت ابن عامر یعنی هشام بن عمار و ابن ذکوان (ه م) هر دو قرائت ابن عامر را با یک واسطه از یحیی فراگرفتهاند (نک : ابن مجاهد، ٨٦؛ ابن مهران، ٣٩؛ اندرابی، ٧٧-٧٩؛ ابن جزری، النشر، ١ / ١٣٥-١٤٤)، البته قرائت ابن عامر به روایت دیگر راویان نیز تا اندازهای رواج داشته است (نک : اندرابی، ٧٩-٨٠؛ ابن عساکر، ٢٥٨؛ ابن جزری، غایة، ١ / ٤٢٥). بین دو روایت مشهور ابن عامر یعنی روایت هشام و ابن ذکوان اختلافات زیادی دیده میشود که اغلب نمیتوان آن را به شخص ابن عامر منسوب دانست. به خصوص در مباحث تجویدی ابن نکته بیشتر به چشم میخورد. گاه تا حدودی میتوان با برخی قراین خارجی چون موافقت مصحف شام یکی از دو روایت را بر دیگری ترجیح داد. برخی از موارد شاذ قرائت ابن عامر که از نظر صحت انتساب قابل تأمل است، توسط ابن خالویه در مختصر گرد آمده است که در برخی از این موارد ابن عامر در کنار ابودرداء که احتمالاً استاد او بود، قرار گرفته است (نک : صص ٢٣، ٤٢، ٦٨، ١٤٦). در کتب قرائت گاه از ابن عامر به «شامی» و همراه ابن کثیر به اِبنان تعبیر میگردد (ابن خلف، ٤٠؛ صفاقسی، ٢٨، جم ).
در سدههای ٣ و ٤ق / ٩ و ١٠م قرائت ابن عامر به عنوان قرائتی معتبر در بغداد و دیگر نقاط شناخته شده بود. ابوعبید قاسم بن سلام، احمدبن جبیر انطاکی، اسماعیل بن اسحاق مالکی، محمدبن جریر طبری و محمدبن احمد داجونی در آن زمان قرائت او را در کتب خود درج کرده و ابنمجاهد (د ٣٢٤ق) در کتاب السبعة این قرائت را به عنوان یکی از قرائات هفتگانه تثبیت کرد (نک : ابن جزری، النشر، ١ / ٣٤).
از نظر رواج، قرائت ابن عامر در نیمۀ اول سدۀ ٤ق / ١٠م نه تنها در سراسر شام، بلکه در بلاد جزیره (شمال بین النهرین) قرائت غالب بود و اندکی نیز در مصر رواج داشت (ابن مجاهد، ٨٧). در نیمۀ دوم همان سده این قرائت نفوذ گذشته را در شمال بین النهرین حفظ کرده بود، ولی در شام قرائت ابوعمرو بصری به رقابت با قرائت ابن عامر برخاسته و در سراسر شام غلبه یافته بود و قرائت ابن عامر تنها در دمشق به صورت غالب رواج داشت. قرائت او در مصر نیز کمرونقترین قرائات سبع بود (نک : مقدسی، ١٤٢، ١٨٠، ٢٠٢).
این ضعف روزافزون در پایان سدۀ ٥ق / ١١م به اوج خود رسیده بود (نک : ابن جزری، غایة، ١ / ٤٢٤). ابن عامر در علوم وابسته به قرائت نیز صاحب نظر بود و به گفتۀ ابن ندیم (ص ٣٩) دو اثر با عناوین اختلاف مصاحف الشام و الحجاز و العراق و کتاب فی مقطوع القرآن و موصوله تألیف کرده بود. آیه شماری (عدد) شامیان نیز منسوب به ابن عامر بوده است (نک : وکیع، ٣ / ٢٠٣).
ابن عامر در بُعد محدودی به حدیث نیز پرداخته (نک : ابن سعد، ٧(٢) / ١٥٨) و چند حدیث او که از معاویه شنیده، در کتب حدیث از شهرت خاصی برخوردار است (نک : مسلم، ٢ / ٧١٨؛ احمدبن حنبل، ٤ / ٩٩، ١٠٠؛ برای چند حدیث دیگر، نک : ابن عساکر، ٢٥٨-٢٦١). از دیگر مشایخ او در حدیث و اثلة بن اسقع، فضالة بن عبید و نعمان بن بشیر را میتوان نام برد (نک : خطیب، ٢ / ٧٤٨؛ ابن عساکر، ٢٥٨). از رجالیان احمدبن حنبل، نسائی، عجلی و ابن حبان او را ثقه دانستهاند (عجلی، ٢٦٢؛ ابن حبان، ٥ / ٣٧؛ ابن عساکر، ٢٦٤؛ ذهبی، سیر، ٥ / ٢٩٢). ابن عساکر (همانجا) فهرستی از راویان او در حدیث به دست داده است.
مآخذ
ابن ابی حاتم، عبدالرحمن بن محمد، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دکن، ١٣٧٢ق / ١٩٥٣م؛
ابن ابی داوود، عبدالله بن سلیمان، المصاحف، قاهره، ١٣٥٥ق؛
ابن جزری، محمدبن محمد، غایة النهایة، به کوشش گ. برگشتر سر، قاهره، ١٣٥١ق / ١٩٣٢م؛
همو، النشر، به کوشش علی محمد ضباع، قاهره، کتابخانۀ مصطفی محمد؛
ابن حبان، محمد، الثقات، حیدرآباد دکن، ١٣٩٩ق / ١٩٧٩م؛
ابن حجر عسقلانی، احمدبن علی، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دکن، ١٣٢٦ق؛
ابن خالویه، حسن بن احمد، مختصر فی شواذ القرآن، به کوشش گ. برگشتر سر، قاهره، ١٩٣٤م؛
ابن خلف، اسماعیل، العنوان فی القراءات السبع، به کوشش زهیر زاهد و خلیل عطیه، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
ابن سعد، محمد، طبقات الکبیر، به کوشش زاخائو و دیگران، لیدن، ١٩٠٤-١٩١٥م؛
ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق (من الجزء الرابع و الثلاثین، عبدالله بن سالم / عبدلله بن ابی عائشه)، به کوشش مطاع طرابیشی، دمشق، مجمع اللغة العربیة؛
ابن مجاهد، ابوبکر، السبعة، به کوشش شوقی ضیف، قاهره، ١٩٧٢م؛
ابن مهران، احمدبن حسین، المبسوط، به کوشش سبیع حمزه حاکمی، دمشق، ١٤٠٧ق / ١٩٨٦م؛
ابن ندیم، الفهرست؛
ابوزرعه، عبدالرحمن بن عمرو، التاریخ، دمشق، ١٤٠٠ق / ١٩٨٠م؛
ابوعمرو دانی، عثمان بن سعید، التیسیر، به کوشش پرتسل، استانبول، ١٣٦٩ق؛
احمدبن حنبل، المسند، قاهره، ١٣١٣ق؛
اندرابی، احمدبن ابی عمر، قراءات المعروفین، به کوشش احمد نصیف جنابی، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
بسوی، یعقوب بن سفیان، المعرفة و التاریخ، به کوشش اکرم ضیاء العمری، بغداد، ١٣٩٤ق / ١٩٧٤م؛
خطیب بغدادی، احمد ابن علی، تلخیص المتشابه، به کوشش سکینه شهابی، دمشق، ١٩٨٥م؛
ذهبی، محمدبن احمد، سیراعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٢م؛
همو، معرفة القراء الکبار، به کوشش محمد سید جادالحق، قاهره، ١٣٨٧ق / ١٩٦٧م؛
رهنی، محمدبن بحر، مقدمات علم القرآن (بخشی باقی مانده)، به کوشش احمد پاکتچی [منتشر نشده]؛
صفاقسی، سیدی علی، «غیث النفع»، در ذیل سراج القاری المبتدی، بیروت، دارالفکر؛
عجلی، احمدبن عبدالله، تاریخ الثقات، به کوشش عبدالمعطی قلعجی، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
مسلم بن حجاج، الصحیح، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، قاهره، ١٩٥٥م؛
مقدسی، محمدبن احمد، احسن التقاسیم، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛
نصربن مزاحم، وقعة صفین، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٨٢ق؛
وکیع، محمدبن خلف، اخبار القضاة، قاهره، ١٣٦٦ق / ١٩٤٧م.
احمد پاکتچی