دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٢١ - جوشن کبیر
جوشن کبیر
نویسنده (ها) :
فرهنگ مهروش
آخرین بروز رسانی :
شنبه ١١ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جوشَنِ کَبیر (جوشنْ کبیر)، از دعاهای مشهور در میان شیعیان که دربردارندۀ حدود هزار نام از نامهای خدا ست و در فرهنگ شیعی دارای کاربردهای منسکی متعدد است.
مهمترین کاربرد این دعا، خواندن در شبهای قدر ماه رمضان، و نوشتن بر کفنها ست. مستند این کاربردها، روایتی است مستقل از اصل دعا، که بیانگر مکالمهای میان پیامبر اکرم(ص) و جبرئیل، به نقل از امام سجاد (ع) است. گاه این روایت را «شرح جوشن» خواندهاند (برای نمونه، نک : مجلسی، ٧٨ / ٣٣٢). بر پایۀ شرح جوشن، این دعا را جبرئیل برای پیامبر (ص) هدیه آورد و از وی خواست هنگام نبرد به جای پوشیدن جوشنی سنگین و آزاردهنده، بخواند. بر همین اساس، نوشتن این دعا روی کفنها مانع از عذاب قبر، و خواندن آن در آغاز ماه رمضان دربردارندۀ ثواب شب قدر است؛ همچنان که خواندن آن در طول این ماه موجب آمرزش گناهان است. حتى گفته شده است که نگارش این دعا روی کفن سبب خواهد شد تا خداوند به آبروی نامهای خویش از تعذیب گناهکار چشم پوشد؛ همچنان که آمده است خواندن آن حتى برای کافران هم سبب استجابت دعا ست و از این رو، باید از تعلیمش به نااهلان خودداری کرد. افزون بر اینها، اصل نگارش و نگهداری این دعا نیز برای دورماندن از بلایا مفید شمرده شده است (بـرای تحریرهای مختلف شرح جوشن، نک : ابوطالب، ٢٢٧-٢٣٢؛ مجلسی، ٩١ / ٣٨٢ بب ).
کهنتر از دو اثر مشهور کفعمی (د ٩٠٥ق / ١٥٠٠م)، المصباح (ص ٢٤٧) و البلد الامین (ص ٤٠٢)، مأخذی برای متن دعای جوشن کبیر شناخته نیست. شرح جوشن نیز در نسخههای چاپی المصباح یافته نشده، و گویا تنها در برخی نسخ کهن آن بوده است (نک : مجلسی، ٧٨ / ٣٣١-٣٣٢، نقلی از «شرح جوشن» در المصباح که با نسخ چاپی آن مغایر است). با اینحال، در طبقهبندی کفعمی از ادعیه، جوشن کبیر درمیان دعاهایی جای گرفته است که در زمان تألیف کتاب، دارای نامی مشهور بودهاند ( المصباح، همانجا). بدین سان، اگرچه از امتداد تاریخی رواج این دعا در میان شیعیان اطلاع دقیقی دردست نیست، گزارش کفعمی از شهرت نام، گویای رواج این دعا در عصر او ست از دیگر شواهد توجه شیعیان بدین دعا، مباحثی است که پیرامون نگارش آن روی کفن و شیوۀ جمع میان استحباب این عمل از یک سو، و ضرورت حفظ نامهای الٰهی از آلودگیهای احتمالی، یا استحباب نیالودن کفن با جوهر و رنگ از دیگر سو، در میان فقیهان متـأخر امامیه رواج یافتـه است (برای نمونه، نک : بحرانی، ٤ / ٤٩؛ کاشف الغطاء، ١ / ١٥٠؛ خمینی،١ / ٧٦).
نگارش شروح متعدد بر این دعا نیز حاکی از توجه جدی شیعیان بدان است. از میان این شروح میتوان به شرح الاسماءالحسنى، نوشتۀ ملا هادی سبزواری (چ تهران،١٢٨٣ق) اشاره کرد (برای دیگر شروح، نک : آقا بزرگ، ٥ / ٢٨٧، ١٣ / ٢٤٧). به هر روی، مهمترین نشانۀ حضور این دعا در فرهنگ شیعی دوران معاصر، کثرت تداول خواندن آن در شبهای قدر است.
اگرچه در شرح جوشن اشارهای به استحباب خواندن آن در شبی خاص نشده، رواج خواندن این دعا در شبهای قدر، یادآور شماری دیگر از ادعیۀ کهن شیعی در دهۀ آخر ماه رمضان است که در آن نیز نقشمایۀ عمومی، نامهای الٰهی است (مفید، ١٨٤بب ). نیز تعبیر بهکاررفته در برخی تحریرهای شرح جوشن که دعا را حاوی ٠٠١‘١، نام خدا معرفی کرده (نک : مجلسی، ٩١ / ٣٨٤)، یادآور گفتاری منسوب به ابوالقاسم قشیری است که خداوند را هزار نام است (آبی، ٧٠٥؛ نیز نک : ابنعربی، محمد، ٣ / ٥٨٠؛ ابن ابی جمهور، ٤ / ١٠٦؛ ٠٠١‘١ نام: فخرالدین، ١ / ٥).
جوشن کبیر اگرچه در ادبیات دعایی شیعه تنها نمونهای محسوب نمیشود که حجم قابل توجهی از آن به نامبری خداوند اختصاص یافته، از نظر کثرت نامهای الٰهی، بیمانند است. به همین ترتیب، در جریان بازشناسی اسماء الحسنى در فرهنگ اسلامی نیز نمونهای کمنظیر محسوب میشود. در سخن از نمونههای مشابه، اگرچه گاه گفته شده است که برخی صوفیان نیز از نامهای هزارگانۀ خدا فهرستی تهیه کردهاند (شوکانی، ٢ / ٢٧٠)، تنها فهرست مشهور و مفصلتر از این دعا برای نامهای الٰهی، فهرستی است که کفعمی متأثر از این دعا و چندی دیگر از ادعیه به دست داده، و دربردارندۀ ١٠٩‘١، نام است (نک : «المقام ... »، سراسر اثر).
صرف نظر از اختلافاتی جزئی میان نسخهها، بر پایۀ المصباح کفعمی، در این دعا ٩٩٦ نام برای خداوند یاد شده است که از آن میان ٣ نام «جابر»، «خبیر»، و «نافع»، هر یک دو بار تکرار شدهاند (به ترتیب در بندهای ٤٠، ٤٤و ٩،و تکرار در بندهای ٦٥، ٦٩ و ٣٢). عمدۀ نامها خاستگاهی قرآنی دارند، یا در ادبیات دعایی شیعیان شناختهاند؛ با اینحال، برخی از نامها نیز هست که بیش از آنکه در ادبیات دعایی شیعه شناخته باشد، در گفتارهای صوفیان کاربرد یافتهاند. از این دسته میتوان به نامهایی چون «ولی الحسنات» (بند ٢؛ قس: ابن عساکر، ١٢ / ٥٧؛ مزی، ٥ / ٣٩٣) و «خیر الذاکرین» (بند ٣؛ قس: ابن عربی، محییالدین، ٢ / ٣٠٢) اشاره کرد، (نیز دربارۀ «خیرالحامدین»، بند ٣، نک : مقریزی، ٤ / ٩٦).
دعا برخوردار از کلیشهای کلی و تکرارشونده است؛ بدین ترتیب که دارای ٢٥ بخش، و هر بخش آن هم دارای حدود ٤٠ نام در ٤ بند است. هر بخش با عبارتی متضمن قسم دادن خدا به نامهایش (اللّٰهم انی اسألک باسمک ... )آغاز، و در پی آن، ١٠ نام اولین بند از آن بخش یاد میشود. پس از پایان هر بند و آغاز به خواندن بند دیگر نیز، باید عبارتی خاص (سبحانک ... ) را تکرار کرد.
کل دعا دارای صد بند است که در هر بند، ١٠ نام خدا گنجانده شده، و پس از آن عبارت یادشده خوانده میشود. ١٠ نام اول هر بند همگی تنها یک کلمهای هستند. در فواصل میان دوبند، کمتر به نامی کوتاه برمیخوریم و عمدۀ نامها متشکل از یک عبارتاند. نامهای مشابه نیز در دعا فراوان است؛ مثلاً از ریشۀ صنع، در جای جای دعا نامهای «صانع»، «صانع کل مصنوع»، «من هو صانع کل شیء»، «لطیف الصنع» و «صانعاً غیر مصنوع» یاد شده است. میتوان گفت که حدود ٦٠٪ در نامها، هر یک بیش از ٤ مشابه دارند.
تکیۀ اصلی دعا بر یادکرد صفات فعل خدا ست و بارزترین جلوۀ آن در رحمت و قدرت او جُسته شده است. کمی بیش از نصف حجم دعا دربردارندۀ چنین نقشمایهای است. بدینسان، بیشترین تکیۀ دعا بر صفاتی است که اشاراتی به رحمت خدا در خود جای دادهاند؛ خواه رحمت عمومی خدا نسبت به همۀ آفریدگان، و خواه رحمت خاص او بر انسانها. صفات متعددی که رحمت خدا نسبت به انسان را بازگو میکنند، بر رحمت خدا در غفران خطایا، رفع خطرات و پناهدهی، جود و بخشش الٰهی و لطف او با انسان سخن میگویند. آن دسته از صفاتی نیز که بیانگر قدرت الٰهیاند، از قدرت او در خلق همه چیز، تدبیر مخلوقات، ایجاد تحول در آنها، و خلق مجدد آنها در عالمی دیگر حکایت میکنند. در مرحلۀ دوم، صفات ذات خدا بیشترین بسامد را یافتهاند (اندکی بیش از ٣٠٠ نام). در این دسته نیز بیشترین تکیه بر جلال خدا، بزرگواری و عظمت او، و در مرحلۀ بعد، بر جمال و زیبایی او هم در افعال، و هم در برقراری ارتباط دوستانه با انسان، و سرانجام بر دیگر صفات ذات او همچون نور بودن، یگانگی، معبودی، فردیت، و نداشتن پدر، فرزند و شریک است. آخرین دسته از نامها را نیز باید صفاتی دانست که به حاکمیت خداوند بر هستی و مقتضیات آن اشاره دارند، همچون علم و احاطۀ خدا به مخلوقات، مالکیت او بر همه چیز، بقای او و پادشاهیاش در عالم، و توانایی در داوری، عدل، و قهر و غضبش بر هر که خواهد. به این ترتیب، فضای کلی دعا، تقویت روح ایمان و امید، در عین توجه به قهر و غضب الٰهی است.
دربارۀ نامگذاری دعا به جوشن، افزون بر جایگزینی جوشنی سنگین و آزار دهنده با این دعا که در شرح جوشن بیان شده، نکتهای دیگر نیز در خور تأمل است. دعای دیگری نیز در فرهنگ شیعی با عنوان «جوشن صغیر» شهرت دارد، که جز شباهت در نام، هم در ساختار و هم در کارکردهای منسکی با جوشن کبیر مشابه، و در عین حال دارای مضمونی متفاوت است (برای متن آن، نک : ابن طاووس، ٢١٧؛ برای کاربردهای منسکی آن، نک : نوری، ٢ / ٢٣٣بب ؛ نراقی، ٣ / ٢١٣). حتى شرح جوشن نیز در برخی آثار کهنتر از کفعمی، در ارتباط با این دعا نقل شده است (ابوطالب، ٢٢٧).
دعای جوشن صغیر، با حجمی کمتر از نصف جوشن کبیر، از ٢٠ بخش تشکیل شده، که آغاز و پایان عموم آنها تا حدود بسیاری مشابه است. نقشمایۀ اصلی این دعا بیان آیات و نعمتهای خداوند، اما شیوۀ بیان بهکلی متفاوت است. در این دعا خدا به نامهایش قسم داده نمیشود، بلکه در بخشهای مختلف، مشکلاتی که ممکن است گریبانگیر یک انسان شود یاد، و سپس خدا به سبب ایمنی از آنها سپاس گفته شده است. اختلاف دیگر دو دعا در آن است که در پایان ٢٠ بخش جوشن صغیر، مؤخرهای به بیان درخواستهای مختلف از خدا اختصاص یافته است؛ حال آنکه جوشن کبیر فاقد حاجتخواهی پایانی است. به هرروی، شباهت کاربردهای این دو دعا، در کنار شباهت آنها در نام، گویای این مسئله است که تعبیر «جوشن»، بیش از آنکه نام یک دعا باشد، عنوانی کلی برای ادعیهای است که ماهیتی چون حرز داشته، و اسباب حفاظت از فرد را فراهم میکردهاند؛ هر چند در عمل جز دو نمونۀ یادشده، دعای دیگری بدین نام شناخته نیست.
اگرچه تاریخ دقیق نامگذاری دعا به جوشنکبیر دانسته نیست و کهنترین منبع موجود دعا، بیانگر نام مشهور آن است، از آنجا که در اثر ابن طاووس (د ٦٦٤ ق / ١٢٦٦م)، از جوشن صغیر، تنها با نام «جوشن»یاد شده (همانجا)، میتوان احتمال داد که هنوز تا آن عصر دعای «جوشن کبیر» بدین نام خوانده نمیشده، و از همین رو نیازی به نامگذاری دقیقتر جوشن صغیر نیز نبوده است.
مآخذ
آبی ازهری، صالح، الثمرالدانی، بیروت، المکتبةالثقافیه؛
آقا بزرگ، الذریعة؛
ابن ابی جمهور، محمد، عوالی اللئالی، به کوشش مجتبى عراقی، قم، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
ابن طاووس، علی، مهج الدعوات، قم، ١٤١١ق؛
ابن عربی، محمد، احکام القرآن، به کوشش محمد عبدالقادر عطا، بیروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
ابن عربی، محییالدین، الفتوحـات المکیة، بیروت، دارصادر؛
ابن عساکر، علـی، تاریخ مدینة دمشق، به کوشش علی شیری، بیروت / دمشق، ١٤١٥ق / ١٩٩٥م؛
ابوطالب بن رجب، «الشرح المعروف بشرح دعاء الجوشن»، در حاشیۀ مهج الدعوات (نک : هم ، ابن طاووس)؛
بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، قم، ١٣٦٣ش؛
خمینی، روح الله، تحریرالوسیلة، نجف، ١٣٩٠ق؛
شوکانی، محمد، فتح القدیر، بیروت، دارالفکر؛
فخرالدین رازی، التفسیر الکبیر، قاهره، المطبعة البهیه؛
کاشف الغطاء، جعفر، کشف الغطاء، چ سنگی، تهران، ١٢٧١ق؛
کفعمی، ابراهیم، البلد الامین، چ سنگی، تهران،١٣٨٢ق؛
همو، المصباح، بیروت،١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
همو، «المقام الاسنى»، به کوشش فارس حسون، تراثنا، قم، ١٤١٠ق، س٥، شم ٣؛
مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
مزی، یوسف، تهذیب الکمال، به کوشش بشار عواد معروف، بیروت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٥م؛
مفید، محمد، المقنعة، قم، ١٤١٠ق؛
مقریزی، احمد، امتاع الاسماع، به کوشش محمد عبدالحمید نمیسی، بیروت، ١٤٢٠ق / ١٩٩٩م؛
نراقی، احمد، مستند الشیعة، قم، ١٤١٥ق؛
نوری، حسین، مسـتـدرک الـوسـائـل، قـم، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م.
فرهنگ مهروش