دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٠٦ - ابویعلی، محمد بن حسین
ابویعلی، محمد بن حسین
نویسنده (ها) :
ابوالحسن دیانت
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٣٠ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبویعْلى، محمد بن حسین بن محمد بن خلف بن احمد، معروف به ابن فرّاء (٣٨٠- ٤٥٨ ق / ٩٩٠-١٠٦٦ م)، فقیه و مفتی بزرگ حنبلی بغداد در دورۀ خلافت قادر (٣٨١-٤٢٢ ق) و خلافت قائم (٤٢٢-٤٦٧ ق). پدرش ابوعبدالله از بزرگان و فقیهان حنفی بود و به نوشتۀ طبقات الحنابلة كه در این باره نخستین و موثقترین سند به شمار میآید. در زمان خلافت الطائع لله (٣٦٣-٣٨١ ق)، از شهود قانونی بود (ابن ابی یعلی، ٢ / ١٩٤؛ ذهبی، ١٨ / ٩٠).
ابویعلی از ٣٨٥ ق به آموختن حدیث آغاز كرد. ١٠ ساله بود كه پدرش درگذشت و تربیت او را مردی به نام حربی كه وصی پدر بود، برعهده گرفت، پس از آن بود كه نزد ابن مفرحۀ مقری عباراتی را مختصر خرقی را خواند و از این راه علاقهای به فقه پیدا كرد، سپس برای تكمیل معلومات به مجلس درس ابن حامد رفت. بدین ترتیب در حلقۀ شاگردان ابوعبدالله ابنحامد (د ٤٠٣ ق / ١٠١٢ م) كه از بزرگان حنبلی بود، درآمد و مدتی بعد، از شاگردان ممتاز او شد، چنانكه در ٤٠٢ ق / ١٠١٢ م كه ابن حامد عزم حج كرد، ابویعلی را به عنوان جانشین خود به شاگردانش معرفی كرد (ابن ابی یعلی، ٢ / ١٩٤-١٩٥؛ ذهبی، همانجا). وی پس از مرگ استادش ابن حامد (٤٠٣ ق) به تألیف و تدریس روی آورد. در ٤١٤ ق به زیارت حج رفت و پس از مراجعت، همچنان به تصنیف و تدریس پرداخت، چنانكه تا بازپسین سالهای زندگی در جامع منصور در جایگاه عبدالله بن احمد بن حنبل املاء حدیث میكرد. عاملان نشر و املاء تعالیم وی در میان جمع، ٣ تن بودند: ابومحمد ابن جابر، ابومنصور ابن انباری و ابوعلی بردانی (ابن ابی یعلی، ٢ / ١٩٦، ٢٠٠، ٢٠١؛ ابن جوزی، مناقب، ٥٢١).
در ٤٢١ یا ٤٢٢ ق قاضی شریف ابوعلی ابی موسی هاشمی (د ٤٢٨ ق) پیشنهاد كرد تا منصب «شهادت» را نزد قاضی القضاة ابوعبدالله ابن ماكولا (د ٤٤٧ ق) بپذیرد، ولی ابویعلی از قبول آن سر باز زد، تا اینكه بعد از مرگ قاضی ابوعلی، به وساطت ابومنصور ابن یوسف و ابوعلی ابن جراده كه با او دوستی و اشتراك عقیده داشتند، برخلاف میل خود این سمت را پذیرفت (ابن ابی یعلی، ٢ / ١٩٦-١٩٧). مدتی نیز همین مقام را نزد قاضی القضاة ابوعبدالله دامغانی داشت (خطیب، ٢ / ٢٥٦). در ٤٣٢ یا به قولی در ٤٣٣ ق در زمان خلافت قائم، به همراه جمعی از اهل علم، از جمله زاهد مشهور ابوالحسن قزوینی (د ٤٤٢ ق) در قصر خلیفه كه در آنجا كتاب قادریه با تشریفات خاصی خوانده میشد، حضور داشت. در این جلسه نظر مخالفان دربارۀ كتاب ابطال التأویلات مورد بحث بوده است. جریان این مجلس مباحثه را یكی از یاران ابویعلی كه در جلسه حاضر بوده، نقل كرده است (نک : ابن ابی یعلی، ٢ / ١٩٧- ١٩٨). بار دیگر در ٤٤٥ ق / ١٠٥٣ م در جلسهای كه زیرنظر ابوالقاسم علی بن حسین، معروف به ابنمسلمه [كه از ٤٣٧ تا ٤٥٠ ق وزارت قائم را عهدهدار بود] تشكیل یافته بود تا نظر دستگاه خلافت را در اصول اعتقادات دینی اعلام دارد، شركت داشت (همو، ٢ / ١٩٨). چنانكه لائوست نیز یادآور شده، این امر نشان میدهد كه محتملاً ابویعلی هم مانند ماوردی از اطرافیان ابن مسلمه و مورد حمایت وی بوده است (نک : EI٢).
در ٤٧٧ ق بعد از مرگ قاضی القضاة ابن ماكولا كه خلیفه در پی آن بود تا كسی را به قضای حریم (قصر و اطراف آن) برگمارد، ابن مسلمه به وسیلۀ ابومنصور ابن یوسف، این وظیفه را به ابویعلی پیشنهاد كرد. وی ابتدا از قبول آن امتناع میكرد، ولی بر اثر اصرار فراوان با شرایطی ازجمله شركت نكردن در استقبال اشخاص و عدم حضور در قصر خلیفۀ آن را پذیرفت. بعدها قضای حرّان و حلوان نیز به عهدۀ او گذارده شد (ابن ابی یعلی، ٢ / ١٩٨- ١٩٩). ابویعلی، چنانكه در جای جای المعتمد آشكار است، از افكار حنبلی در برابر سایر مذاهب و مكاتب زمان خود مانند معتزله، اشاعره، كرّامیه، امامیه، باطنیه و سالمیه دفاع كرده و به رد مواضع آنان پرداخته است (نیز نک : لائوست، ٩٧).
ابویعلی كتابی با عنوان كتاب الصفات نوشت كه مشتمل بر انواع مطالب شگفتانگیز بود و بابهای آن نوعی ترتیب یافته بود كه دلالت بر تجسیم محض میكرد و از این رو مورد حمله و اعتراض گروهی از اشاعره قرار گرفت. ابن تمیمی حنبلی در این باره گفته بود كه ابویعلی حنبلیها را چنان آلوده ساخت كه آب آن را پاك نمیسازد (ابن اثیر، ١٠ / ٥٢). با اینهمه ابویعلی مقام ویژهای نزد قادر و قائم عباسی و پیروان احمد بن حنبل داشت و فقیهان مذاهب مختلف در مجلس او حاضر میشدند و از سخنانش بهره میجستند (ابن ابی یعلی، ٢ / ١٩٣).
ابویعلی از بسیاری علمای زمان خود مانند ابوالحسین سكری، ابوالقاسم بن حبابه، ابوالقاسم عیسی بن علی وزیر، علی بن عمر حربی و عبدالله بن احمد بن مالك حدیث شنید (نک : همو، ٢ / ١٩٥- ١٩٦؛ خطیب، همانجا). او از علمای مكه، دمشق و حلب نیز حدیث شنیده و استفادۀ علمی كرده است (ذهبی، همانجا). جمعی از علما همچون خطیب بغدادی، ابوالغنایم ابن نرسی، اسحاق بن عبدالوهاب ابن منده، ابوالوفاء ابن عقیل، ابوعلی اهوازی و نیز فرزندش ابوالحسین محمد ابن ابی یعلی از او حدیث شنیدهاند (نک : خطیب، همانجا؛ ابن ابی یعلی، ٢ / ٢٠٤-٢٠٥؛ سمعانی، ١٠ / ١٥٥؛ ذهبی، ١٨ / ٨٩-٩٠).
در مراسم خاكسپاری او جمع كثیری از طبقات مختلف از جمله بزرگان و علما همچون قاضی ابوعبدالله دامغانی، ابومنصور ابن یوسف و ابوعبدالله ابن جرده شركت داشتند (ابن جوزی، المنتظم، ٨ / ٢٤٤). جنازۀ وی در باب حرب بغداد در مقبرۀ احمد بن حنبل به خاك سپرده شد (ابن ابی یعلی، ٢ / ٢١٦؛ خطیب، همانجا).
خاندان ابویعلی بیشتر از اهل علم و تحقیق بودهاند: بردارش ابوحازم محدث بود (سمعانی، همانجا)؛ از ٣ فرزند او ابوالقاسم در ٤٦٩ ق / ١٠٧٧ م، به جوانی در جریان فتنۀ ابن قشیری ــ كه طرفدار اشاعره بود ــ به قتل رسید؛ دومی كه مشهورترین آنان بود، ابوالحسین صاحب كتاب طبقات الحنابلة است و سومی ابوحازم كه فقیه و مفتی بود (ابن كثیر، ١٢ / ٩٥؛ لائوست، ٩٨).
آثـار
حدود ٤٠ اثر به ابویعلی منسوب است (نک : ابن ابی یعلی، ٢ / ٢٠٥-٢٠٦) كه اكثر آنها از میان رفته و در اینجا به آثار چاپی و چند اثر خطی كه در كتابخانههای جهان موجود است، اشاره میشود:
الف ـ چاپی
١. احكام السلطانیة. این اثر كه در حقیقت كتاب حقوق عمومی است، گرچه شباهت بسیار به كتاب ماوردی (د ٤٥٦ ق)، معاصر مؤلف دارد، ولی ازجهات گوناگونی متمایز از اثر ماوردی است (نک : لائوست، همانجا). این كتاب در ١٣٥٧ ق / ١٩٣٨ م به كوشش محمد حامد فقی، در قاهره به چاپ رسیده است (نک : ه د، الاحكام السلطانیة)؛ ٢. العدة فی اصول الفقه، كه در ١٩٨٠ م از سوی احمد مباركی در ٣ جلد در بیروت به چاپ رسید؛ ٣. المعتمد فی اصولالدین. این كتاب شاید معروفترین اثر ابویعلی باشد كه گویا پیش از ٤٢٨ ق / ١٠٣٧ م به تألیف آن پرداخته (نک : حداد، ١٣) و آن ملخص كتاب بزرگ و پرحجمی است ازهمین مؤلف با همین عنوان. باب اول آن مشتمل بر چند فصل دربارۀ نظریۀ معرفت است كه بر روش كتابهای علم كلام نوشته شده، قسمتی نیز مشتمل بر ردیههایی است كه دربارۀ دیگر مذاهب و مكاتب نوشته شده و در همین مقاله از آنها نام برده شده است. این كتاب به كوشش ودیع زیدان حداد در ١٩٧٤ م در بیروت به چاپ رسیده است. گفتنی است كه این اثر از منابع نخستین حنبلی در عقاید است كه به شیوۀ متكلمان تألیف شده و از این حیث حائز اهمیت بسیار است.
ب ـ خطی
١. المالی؛ ٢. الایمان؛ ٣. الفوائد الصحاح العوالی والافراد و الحكایات؛ ٤. كتاب الامر بالمعروف و النهی عن المنكر، كه نسخهای از آنها در كتابخانۀ ظاهریه موجود است (ظاهریه، حدیث، ٢١٨- ٢١٩)؛ ٥. التعلیقة الكبری فی مسائل الخلاف علی مذهب احمد بن حنبل، كه نسخهای از جزء چهارم آن در كتابخانۀ فیضالله افندی تركیه یافت میشود (ششن، ٣٠٥)؛ ٦. تفضیل الفقر علی الغنی، رسالهای است در ١٦ برگ كه ضمن مجموعۀ شمارۀ ٩٥٥ در ظاهریه نگهداری میشود (ظاهریه، مجامیع، ١ / ٢٠٧)؛ ٧. التوكل، رسالهای است در ٨ برگ، موجد در ظاهریه (نک : همان، ٢ / ٢٥٦)؛ ٨. الروایتین والوجهین، در فقه حنبلی، نسخۀ خطی موجود در كتابخانۀ احمد ثالث (نک : TS، شم ٤٦٣٥؛ سید، ١ / ٣٢٦)؛ ٩. شرح مختصر الخرقی. این اثر شرحی است بر كتاب مختصر ابوالقاسم عمر بن حسین خرقی (د ٣٣٤ ق) در فقه حنبلی (حاجی خلیفه، ٢ / ١٤١٥-١٤١٦). نسخهای از آن در كتابخانۀ ازهریه (ازهریه، ٢ / ٦٤٣) و نسخهای دیگر نیز در ظاهریه موجود است (GAS, I / ٥١٣)؛ ١٠. الكفایة در فقه، كه نسخۀ قسمت چهارم آن در دارالكتب مصر نگهداری میشود (خدیویه، ٣ / ٢٦٨)؛ ١١. المفردات. نسخهای از آن در ظاهریه موجود است (نک : GAL, S, I / ٦٨٦).
گفتنی است كتاب ابطال التأویلات لاخبار الصفات او نیز مورد استفادۀ ابن تیمیه قرار گرفت است (نک : ابن تیمیه، ١ / ٤٥٤- ٤٥٥).
مآخذ
ابن ابی یعلی، طبقات الحنابلة، به كوشش محمد حامد فقی، قاهره، ١٣٧١ ق / ١٩٥٢ م؛
ابناثیر، الكامل؛
ابنتیمیه، احمد، مجموعة الرسائل الكبری، قاهره، ١٣٩٢ ق / ١٩٧٢ م؛
ابن جوزی، عبدالرحمان بن علی، مناقب الامام احمد بن حنبل، به كوشش محمد امین خانجی، قاهره، ١٣٤٩ ق؛
همو، المنتظم، حیدرآباد دكن، ١٣٥٩ ق؛
ابن كثیر، البدایة؛
ابویعلی، محمد بن حسین، المعتمد فی اصولالدین، به كوشش ودیع زیدان حداد، بیروت، ١٩٧٤ م؛
ازهریه، فهرست؛
حاجی خلیفه، كشف؛
حداد، ودیع زیدان، مقدمه بر المعتمد (نک : هم ، ابویعلی)؛
خدیویه، فهرست؛
خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ ق؛
ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و محمد نعیم عرقسوسی، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٤ م؛
سمعانی، عبدالكریم بن محمد، الانساب، حیدرآباددكن، ١٣٩٩ ق / ١٩٧٩ م؛
سید، فؤاد، فهرس المخطوطات المصورة، قاهره، ١٩٥٤ ق؛
ششن، رمضان، نوادر المخطوطات العربیة فی مكتبات تركیا، بیروت، ١٤٠٠ ق / ١٩٨٠ م؛
ظاهریه، خطی؛
نیز:
EI٢;
GAL, S;
GAS;
Laoust, H., «Le ḥanbalisme sous le califat de Bagdad», Revue des études islamiques, ١٩٥٩, vol., XXVII;
TS.
ابوالحسن دیانت