دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٣٠ - برسی
برسی
نویسنده (ها) :
بخش فقه، علوم قرآنی و حدیث
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بُرْسی، رضیالدین حافظ رجب بن محمد بن رجب حلی (د پس از ٨١٣ق/١٤١٠م)، محدث، عارف و نویسندۀ آثاری چون مشارق الانوار. وی در معرف خویش، خود را «رجب الحافظ» خوانده (مثلاً ﻧﻜ: ص ٥، ١٤)، و در سرودههایش «حافظ برسی» یا «حافظ» تخلص کرده است (مثلاً ص ٢٤٠، ٢٤٦، ٢٤٧، ملحقات) و این نشان میدهد که حافظ را شهرتی برای خود، و نه لقبی ستایشآمیز میشمرده است.
مشارق الانوار برسی از همان سدۀ ٩ق/١٥م در برخی محافل امامیه کتابی شناخته شده بود، چنانکه نخستین نقلها از آن به حدود سال ٨٩٥ق، یعنی به نوشته های کفعمی بازمیگردد (ﻧﻜ: المقام...، ٢٤، المصباح، ١٧٦، ١٨٣، ﺟﻤ) و در سدههای بعد نیز سید ولی الله رضوی در کنزالمطالب (تألیف: ٩٨٠-٩٨١ق) و فیض کاشانی (د ١٠٩٠ق/١٦٧٩م) در کلمات مکنونه از این کتاب بهره گرفتهاند (ﻧﻜ: آقابزرگ، ١٨/١٦٦؛ فیض، ١٩٦) و در سدۀ ١٢ق، استفاده از آن گسترش بیشتری یافته است. با اینهمه، نام برسی تا ٣ قرن پس از وفاتش به کتب رجال امامیه راه نیافت و نخستین توجهات رجال شناختی به او از سوی حر عاملی (د ١١٠٤ق/ ١٦٩٣م) و افندی (د ١١٣٠ق/١٧١٨م) بوده است.
دربارۀ نسبت او به برس، بیشتر احتمال داده شده که اشاره به برس قریهای میان کوفه و حله بوده است (قاموس ذیل برس)، اما گاه نیز آن را نسبت به روستایی در خراسان دانستهاند (قمی، الکنى...، ٢/١٦٧؛ نیز ﻧﻜ: لغتنامه...، ذیل برس). شیبی در تحقق خود، تلاش داشته است تا با تمسک به قراینی، ایرانی تبار بودن او را تقویت کند (ﻧﻜ: ٢/٢٢٥-٢٢٦). بر اساس بیتی از او (ﻧﻜ: امینی، ٧/٦٧)، گفته شده که وی در برس دیده به جهان گشود و روزگارش را در حله گذرانید (افندی، ٢/٣٠٤؛ امین، ٦/٤٦٥).
در شرح احوالی که حر عاملی (امل...، ٢/١١٧) و افندی (همانجا) از وی به دست دادهاند، بر اساس برداشت از نوشتهها و سرودههایش، وی را محدث، فقیه، ادیب و صوفی دانستهاند و شیخ حر به خصوص در یاد کردههایش از وی در الجواهر (ص ١٥، ٩٦، ﺟﻤ)، بارها او را «عارف» خوانده است. دربارۀ عرفان او باید یادآور شد که زمینهای قوی از عرفان نظری در سراسر نوشتههایش وجود دارد؛ شیبی بر پایۀ تحلیل مشارق الانوار، به مطالعۀ نسبتاً گستردهای پرداخته، و پی جوی ارتباط اندیشۀ او با شخصیتهایی چون سید حیدر آملی و فضل الله حروقی و تأثر او از عارفان متقدم چون حلاج بوده است (ﻧﻜ: ص ٢/٢٢٤ ﺑﺒ).
برسی بر علم اسرار حروف و اعداد نیز آگاهی داشت (ﻧﻜ: افندی، شیبی، همانجاها) و این امر در سراسر آثارش، به خصوص مشارق، در شرح اخبار به یاریش آمده است. وی از ذوق ادبی نیز بهره داشت و افزون بر توانایی در نثر، در سرودن شعر نیز چیره دست بود (ﻧﻜ: ح عاملی، امل، ٢/١١٧-١١٨؛ امین، ٦/٤٦٦ ﺑﺒ).
برسی در مرور کوتاه خود بر عقاید امامیه، پای بندی خود به اعتقادات مشهور این مذهب را نشان داده است (ﻧﻜ: ص ٢١٤-٢١٥) و ضمن معرفی در گروه اهل افراط و تفریط، خود را از «نمط اوسط» دانسته که آنان را «عارفون» خوانده است (ص ١٩٨). برسی به اینکه بارها از غلات انتقاد کرده (مثلاً ص ٢١٣)، بازتاب برخی اندیشهها در نوشتههای وی موجب گمانهایی دربارۀ عقاید مذهبی او شده است. باید دانست که او خود متوجه ویژگی توهم زای کتابش بوده، و بارها این نکته را که برخی معاصرانش این تعالیم را برنخواهد تافت، گوشزد کرده است (مثلاً ص ١٤، ٤١).
بههرحال، حر عاملی بر وجود «افراط» در کتاب او صحه گذارده، و بدون اشاره به ناقدان، یادآور شده است که برخی او را به «غلو» منتسب ساختهاند (همان، ٢/١١٧). مجلسی نیز در یاد کردی از او، با تعبیری محتاطانه از وجود مطالبی «موهم خبط و خلط و ارتفاع» در کتاب وی سخن آورده است (ﻧﻜ: ١/١٠؛ برای تأیید آن، ﻧﻜ: افندی، ٢/٣٠٧؛ خوانساری، ٣/٣٢٤؛ برای شمردن او از غلات شیعه، ﻧﻜ: بغدادی، ١/٣٦٥). در عین حال، برخی به صراحت او را از غلو بری دانسته، و مسألۀ او را حد شذوذ و غرابت شمردهاند (مثلاً ﻧﻜ: بروجردی، ٢/١٦٢؛ امینی، ٧/٣٣-٣٤). همین انتقادها موجب گشته است تا در نقد رجالی، حر عاملی از عدم علم به وثوق برسی سخن به میان آورد (وسائل...، ٣٠/١٥٩-١٦٠) و مجلسی روایاتی را که وی بدان متفرد بوده است، درخور اعتماد نشمرد (١/١٠، ٤٢/٣٠٠-٣٠١). گفتنی است که هم مذهب و هم وثاقت برسی در نقل، در آثار معاصران نیز موضوع بحث و گفتوگوست (مثلاً ﻧﻜ: حسنی، ٢٩٢ ﺑﺒ).
درواقع آنچه از غرابت در آثار برسی، به خصوص مشارق دیده میشود، بخشی ناشی از اخبار متفرد اوست که در دیگر متون حدیثی شیعه یافت نمیشود و بخشی دیگر ناشی از شروحی است که وی بر اخبار گوناگون به دست داده است. دربارۀ تفرد او در نقل روایات، از جمله روایاتی بلند چون خطبۀ افتخار و خطبۀ تطنجیه، باید توجه داشت که وی به طیف درخور توجهی از منابع متقدم شیعه، از جمله الواحدۀ ابن جمهور دسترسی داشته است (مثلاً ﻧﻜ: ص ١٦٢؛ نیز گلبرگ، ٣٨٠) و دربارۀ شروح او باید به مشربش در عرفان و اسرار حروف توجه داشت.
دربارۀ سالهای زندگی برسی، میدانیم که وی مشارق الانوار خود ــ ظاهراً تحریر نخست ــ را در ٧٧٣ق تألیف کرده (ﻧﻜ: حر عاملی، امل، همانجا)، و میتوان گفت که در این زمان به مرحلهای از پختگی علمی رسیده است؛ با این حال، وی نزدیک به ٤٠سال پس از این تاریخ نیز زنده بوده است و واپسین آگاهیهای ما از زندگانی او به دهۀ ٨١٠ق بازمیگردد؛ چه، او در ٨١١ق مشارق الامان را به پایان آورده (ﻧﻜ: افندی، ٢/٣٠٥؛ آقابزرگ، ٢/٢٩٩)، و در ٨١٣ق، تحریرمشارق الانوار ــ ظاهراً تحریر دوم آن ــ را به انجام رسانیده است (ﻧﻜ: افندی، ٢/٣٠٧؛ نیز فهرست...، ٥/٥٦٨؛ قس: مرکزی، ١٢/٢٥٩٨ که تاریخ تألیف در آن ٨١٥ق آمده است).
نشانهای دردست نیست که سفر برسی در اواخر عمر به ایران را تأکید کند، اما بر پایۀ اشارۀ معصوم علیشاه، وی در مشهد درگذشته، و در همانجا مدفون شده است (٣/٧١١). همچنین خوانساری (٣/٣٣٠) بقعۀ حافظ رجب در اردستان را از آن برسی دانسته است (قس: قمی، الفوائد...، ١٨١).
مهمترین اثر برسی کتاب مشارقالانوار الیقین فی حقائق اسرار امیرالمؤمنین، بهصورت مجموعهای از نقل و شرح در باب ولایت امیرالمؤمنین و دیگر ائمه(ع) است که بارها، ازجمله در بمبئی (١٣٠٣ و ١٣١٨ق) و بیروت (١٣٧٩ق)، و نیز به کوشش علی عاشوری در همانجا (١٤١٩ق) به چاپ رسیده است. گفتنی است که برخی نسخههای شناخته شده از کتاب، کاملتر از متن چاپی بوده است (مثلاً نسخۀ مکتوب در کاشان، ﻧﻜ : آقابزرگ، ٢١/٣٤) و از همین روست که شماری از احادث منقول در کتب محدثان امامیه در نسخههای چاپی دست نایافتنی است (مثلاً ﻧﻜ: بحرانی، حلیة...، ٢/١٢٨، مدینة...، ١/٢٢٨، ٢٣٠، ٢٥٣، ﺟﻤ). تقیالدین عبداله حلبی گزیدهای از این کتاب را با عنوان الدرالثمین فراهم آورده که گاه به شخص برسی نسبت داده شده است (افندی، همانجا؛ آقابزرگ، ٨/٦٤؛ قس: بغدادی، همانجا؛ فهرست، ٤/٤٠٩). محمد زمان عارف متخلص به ساقی (د ١٢٨٦ق/١٨٦٩م) نیز خلاصهای از مشارق را ساخته است (برای نسخۀ خطی آن، ﻧﻜ: آقابزرگ، ٧/٢٣٣). حسن خطیب کرمانی نیز در ١٠٩ق ترجمهای شرح گونه به فارسی بر کتاب با عنوان مطالع الاسرار به دستور شاه سلیمان صفوی پرداخته است (همو، ٩(٢)/٦٦٠، ١٤/٦٥؛ ٢١/١٤١؛ برای منتخبی از آن، ﻧﻜ: GAL,S, II/٢٠٤, ٦٦١؛ نیز قصیدهای در مدح مشارق از سنجاری، ﻧﻜ: آقابزرگ، ٩(٢)/٤٧٢). برخی از نسخ موجود در کتابخانهها، با عناوینی چون اسرار الحروف، خفی الاسرار و نیز اسرار الائمة به چشم میخورد که ظاهراً همان مشارقالانوار است (ﻧﻜ: مرکزی، ١٢/٢٨٢٦؛ ملی، ٩٤٩٦؛ مرعشی، ١٦/١٥٩).
از دیگر آثار اوست: ١. الالفین فی وصف سادة الکونین، که در اختیار مجلسی قرار داشته (ﻧﻜ: ١/١٠)، و آقابزرگ تهرانی (٢/٢٩٩) به نسخهای از آن اشاره شده است (نیز ﻧﻜ: GAL, S, II/٢٠٤)؛ ٢. تفسیر سورۀ التوحید (فهرست، ١/١٢٧-١٢٨؛ مرکزی، ٨/٦٩٦)، رسالهای کوچک که به ضمیمۀ وحدت از دیدگاه عارف و حکیم (تهران، ١٣٦٢ش) به چاپ رسیده است؛ ٣. لوامع انوار التمجید و جوامع اسراره فی التوحید، متنی است کوتاه مشتمل بر اعتقادات مؤلف که به عنوان مقدمهای بر مشارق بدان الحاق شده (ﻧﻜ: کنتوری، ٤٨١؛ آقابزرگ، ١٨/٣٦٢)، و در نسخ چاپی نیز در آغاز مشارق همو (ص ٥-١٣) جای گرفته است؛ ٤. مشارق الامان فی لباب حقائق الایمان، با مضمونی نزدیک به مشارق الانوار که از آخرین نوشتههای برسی است (ﻧﻜ: افندی، ٢/٣٠٥؛ قس، کنتوری، ٥٢١) و نسخی از آن برجایمانده است (آقابزرگ، ٢١/٣٣؛ مرعشی، ٥/١٦٣؛ قس: آستان...، ١١/٦٨٢؛ برای عناوین آثار یافت نشده، ﻧﻜ: افندی، ٢/٣٠٥، ٣٠٧-٣٠٨؛ حر عاملی، امل، ٢/١١٧).
از سرودههای برسی نیز قطعههایی بر جای مانده که همگی در باب فضایل اهل بیت(ع) است (مثلاً ﻧﻜ: دیلمی، ٤٤٦؛ امینی، ٧/٣٣ ﺑﺒ؛ خاقانی، ٢/٣٧١ ﺑﺒ؛ نیز ﻧﻜ: برسی، ٢٢٥-٢٤٧، ملحقات). فخرالدین احمد بن محمد سبعی احسایی (د پس از ٩٦٠ق)، قصیدهای از وی در مدح امام علی(ع) را تخمیس کرده است (ﻧﻜ: قمی، الکنى، ٢/٣٠٦).
مآخذ
آستان قدس، فهرست؛
آقابزرگ، الذریعة؛
افندی، عبدالله، ریاض العلماء، قم، ١٤٠١ق؛
امین، محسن، اعیان الشیعة، بیروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛
امینی، عبدالحسین، الغدیر، بیروت، ١٣٨٧ق/١٩٦٧م؛
بحرانی، هاشم، حلیة الابرار، به کوشش غلامرضا مولانا بحرانی، قم، ١٤١١ق؛
همو، مدینة معاجز، به کوشش عزتالله مولایی همدانی، قم، ١٤١٣ق؛
برسی، رجب، مشارق انوار الیقین، بیروت، ١٣٧٩ق؛
بروجردی، علی، طرائف المقال، به کوشش مهدی رجایی، قم، ١٤١٠ق؛
بغدادی، هدیه؛
حر عاملی، محمد، امل الآمل، به کوشش احمد حسینی، بغداد، ١٣٨٥ق/١٩٦٥م؛
همو، الجواهر، قم، مکتبة المفید؛
همو، وسائل الشیعة، به کوشش محمدرضا حسینی، جلالی، قم، ١٤١٤ق؛
حسنی، هاشم معروف، الموضوعات فی الآثاروالاخبار، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛
خاقانی، علی، شعراء الحلة، نجف، ١٣٧٢ق/ ١٩٥٢م؛
خوانساری، محمد باقر، روضات الجنات، بیروت، ١٤١١ق/١٩٩١م؛
دیلمی، حسن، ارشاد القلوب، بیروت، ١٣٩٨ق/١٩٧٨م؛
شیبی، کامل، مصطفى، الصلة بین التصوف و التشیع، بیروت، ١٩٨٢م؛
فهرست کتابخانۀ مدرسۀ عالی سپهسالار، به کوشش ابن یوسف شیرازی و دیگران، تهران، ١٣١٣ش؛
ﺑﺒ؛
فیض کاشانی، محمد محسن، کلمات مکنونة، تهران، ١٣٤٢ش؛
قاموس؛
قمی، عباس، الفوائد الرضویة، تهران، ١٣٢٧ش؛
همو، الکنى و الالقاب، تهران، ١٣٩٧ق؛
کفعمی، ابراهیم، المصباح، تهران، ١٣٢١ق؛
همو، المقام الاسنى، قم، ١٤١٢ق؛
کنتوری، اعجاز حسین، کشف الحجب و الاستار، قم، ١٤٠٩ق؛
لغتنامۀ دهخدا؛
مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛
مرعشی، خطی؛
مرکزی، خطی؛
معصوم علیشاه، محمد معصوم، طرائق الحقائق، به کوشش محمدجعفر محجوب، تهران، ١٣٤٥ش؛
ملی، خطی؛
نیز:
GAL, S;
Kohleberg, E., A Medieval Muslim Scholar at work: Ibn Tāwūs and his Library, Leiden, ١٩٩٢.
بخش فقه، علوم قرآنی و حدیث