دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٠٢ - ابوالزناد
ابوالزناد
نویسنده (ها) :
مهدی سلماسی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوالزَّناد، عبدالله بن ذكوان (د ١٧ رمضان ١٣٠ ق / ٢٠ مۀ ٧٤٨ م)، از تابعین مدینه. كنیۀ وی در اصل ابوعبدالرحمن بوده است (ابن سعد، ٣١٨). به گفتۀ خود ابوالزناد، اصل خاندان وی به قبیلۀ هَمدان بازمیگردد (ابن قتیبه، ٤٦٥) و از آنجا كه با رمله همسر عثمان، نسبت ولاء داشت و نزد خاندان عثمان تولد و پرورش یافته بود، او را مولی آل عثمان نیز خواندهاند (ابن سعد، همانجا؛ بخاری، ٣(١) / ٨٣؛ ابوالفرج، ١٧ / ٨٣). با توجه به اینكه واقدی درگذشت او را در ٦٦ سالگی یاد كرده (ابن سعد، ٣١٩- ٣٢٠؛ قس: ابنعساكر، ٩ / ١٨٢: در ٦٤ سالگی)، میتوان تولد او را در حدود ٦٥ ق / ٦٨٥ م دانست (نیز نك : ذهبی، ٥ / ٤٤٥). ابوالزناد پیش از به خلافت رسیدن عمر بن عبدالعزیز، مدتی كاتب یحیی بن حكم بن ابی العاص والی مدینه بود (جهشیاری، ١٣). در ٩٩ ق از سوی عمربن عبدالعزیز به ولایت خراج كوفه گمارده شد (ابن سعد، ٣١٨- ٣١٩) و این امر باعث گردید كه مورد نكوهش مالك بن انس قرار گیرد (یحیی، ١ / ٧٢، ١٥٧) ابنسعد از تصدی خراج مدینه توسط ابوالزناد هم سخن گفته است (ص ٣٢٠). همچنین از گفتار ابن عساكر استنباط میشود كه او دوبار به دعوت هشام بن عبدالملك و ولید بن یزید، به شام رفته است (٩ / ١٧٨، ١٨٣؛ نیز نك : ابوالفرج، ٦ / ١٠٦). در میان مشایخ ابوالزناد گروهی از مشاهیر تابعین دیده میشوند كه در آن میان به خصوص باید از فقهای سبعۀ مدینه: سعید بن مسیب، عروة بن زید، قاسم بن محمد، ابوبكر بن عبدالرحمن، خارجة بن زید، عبیدالله بن عبدالله بن عتبه و سلیمان بن یسار یاد كرد (ابن سعد، ٣١٩؛ بسوی، ١ / ٣٥٢، ٨٨٩). از دیگر مشایخ او میتوان به عبدالرحمن بن هرمز اعرج ــ كه از وی بسیار روایت كرده ــ ، عامر شعبی و ابان و عمرو پسران عثمان بن عفان اشاره كرد (مزی، ٩ / ٨٢).
همچنین گفته شده كه ابوالزناد مدتی صحبت امام زین العابدین (ع) را درك كرده (نک : طوسی، ٩٦) و احادث وی از آن امام در برخی از صحاح وارد شده است (نک : مزی، همانجا). در میان راویان و شاگردان وی نیز به جمعی از محدثان و فقیهان سرشناس برمیخوریم: مالك بن انس (نک : مالك، ٢ / ٦٤٣، جم )، سفیان ثوری، سفیان بن عیینه، سلیمان اعمش، صالح بن كیسان، عبدالله بن جعفر مدینی، لیث بن سعد، محمد بن اسحاق و موسی بن عقبه و نیز فرزنداش عبدالرحمن ابن ابی الزناد (مزی، ٩ / ٨٣). از نظر رجالی گرچه برخی چون مالك و ربیعه او را مورد انتقاد قرار میدادند (نك : یحیی، ١ / ٧٢؛ بسوی، ١ / ٦٤٩)، اما رجالشناسانی چون ابن سعد، یحیی بن معین، احمد بن حنبل، ابوحاتم رازی و عجلی او را ثقه خواندهاند (نک : ابنسعد، ٣٢٠؛ یحیی، ١ / ١١٨؛ ابن ابیحاتم، ٢(٢) / ٤٩؛ عجلی، ٢٥٤؛ ابنحبان، ٧ / ٦؛ ابنعدی، ٤ / ١٤٥٠؛ ابن شاهین، ١٨٧) و اینكه روایات او در صحاح سته وارد شده، نشانهای بر اعتبار او در حدیث به شمار میرود.
ابوالرزناد در مدینه از منزلت والایی برخوردار بود و در حلقۀ درس او در مسجد النبی (ص) دانشپژوهان زیادی گرد میآمدند تا در زمینههای مختلف به ویژه فقه و حدیث از او بهره گیرند (نک : ابن ابی حاتم، ٢(٢) / ٥٠)، اما به دلایلی كه به درستی روشن نیست، اینان به تدریج او را ترك كردند و به رقیبش ربیعه گرایش یافتند (نک : ابنعدی، همانجا؛ ابنعساكر، ٩ / ١٨٥). ابوالزناد به عنوان یكی از فقهای سرشناس مدینه شناخته میشد (ابنحبان، ٧ / ٧) و در منابع به نظرات فقهی او توجه شده است (به عنوان مثال، نک : مروزی، ٢٦؛ ابنزنجویه، ٢ / ٦٥٦، ٣ / ١٠٤٧). گفتنی است كه ابوالزناد در ١٠٦ ق، به دستور هشام بن عبدالملك در آستانۀ سفرش به مدینه، كتابی در زمینۀ سنن حج به رشتۀ تحریر درآورده بود كه اثری از آن در دست نیست (نک : طبری، ٧ / ٣٥-٣٦). ابوالزناد به روایت اخبار تاریخی نیز اهتمام داشته و این دسته روایات وی مورد استفادۀ مورخانی چون واقدی در مغازی (١ / ٦٩، جم ) و بلاذری در انساب الاشراف (١ / ٢٠٣،جم ) قرار گرفته است.
مآخذ
ابن ابی حاتم، عبدالرحمن بن محمد، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دكن، ١٣٧١ ق؛
ابن حبان، محمد، الثقات، حیدرآباد دكن، ١٤٠١ ق / ١٩٨١ م؛
ابن زنجویه، حمید، الاموال، به كوشش شاكر ذیب فیاض، ریاض، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
ابن سعد، محمد، الطبقات الكبری، القسم المتمم، به كوشش زیاد محمد منصور، مدینه، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
ابن شاهین، عمر بن احمد، تاریخ اسماء الثقات، به كوشش عبدالمعطی قلعجی، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
ابن عدی، عبدالله بن احمد، الكامل فی ضعفاء الرجال، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
ابن عساكر، علی بن حسن، تاریخ مدینـة دمشق، عمان، دارالبشیر؛
ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، به كوشش ثروت عكاشه، قاهره، ١٩٦٩ م؛
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، بولاق، ١٢٨٥ ق؛
بخاری، محمد بن اسماعیل، التاریخ الكبیر، حیدرآباد دكن، ١٣٧٧ ق / ١٩٥٨ م؛
بسوی، یعقوب بن سفیان، المعرفة والتاریخ، به کوشش اکرم ضیاء عمری، بغداد، ١٣٩٤ ق / ١٩٧٤ م؛
بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، به كوشش محمد حمیدالله، قاهره، ١٩٥٩ م؛
جهشیاری، محمد بن عبدوس، الوزراء و الكتاب، قاهره، ١٣٥٧ ق / ١٩٣٨ م؛
ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
طبری، تاریخ؛
طوسی، محمد بن حسن، الرجال، نجف، ١٣٨٠ ق / ١٩٦١ م؛
عجلی، احمد بن عبدالله، تاریخ الثقات، به كوشش عبدالمعطی قلعجی، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٤ م؛
مالك بن انس، الموطأ، به كوشش محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
مروزی، محمد بن نصر، اختلاف العلماء، به كوشش صبحی سامرایی، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
مزی، یوسف ابن عبدالرحمن، تهذیب الكمال، نسخۀ عكسی موجود در كتابخانۀ مركز؛
واقدی، محمد، كتاب المغازی، به كوشش مارسدن جونز، لندن، ١٩٦٦ م؛
یحیی بن معین، معرفة الرجال، به كوشش محمد كامل قصار، دمشق، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م.
مهدی سلماسی