دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٠٣ - ابن جماعه
ابن جماعه
نویسنده (ها) :
علی رفیعی علامرودشتی
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ جَماعه، عنوان خاندانی شافعی مذهب كه در سدههای ٧- ٩ ق/ ١٣-١٥ م (دورۀ حكومت مماليك) در مصر و شام عهدهدار مناصبی بودند. اين خاندان در اصل از حماه سوريه بودند و نسب خود را به قبيلۀ كنانۀ ساكن عربستان میرساندند (صليبی، ٩٨؛ عليمی، ٢/ ١٥٠-١٥١). از زندگی نيای بزرگ اين خاندان كه سعدالله نام داشته، اطلاعی در دست نيست، ولی برادر وی ابوالفتح نصرالله از صوفيان پرشور و شيخ طريقت بوده و كسانی از اعضای خانواده از جمله برادرزادهاش ابراهيم بن سعدالله از دست وی خرقه گرفتهاند (صليبی، همانجا). ابراهيم كه خود نيز از صوفيان برجسته و شيخ طريقت بود در ٥٩٦ ق/ ١٢٠٠ م در حماه تولد يافت و در كودكی يتيم شد و پس از چندی برای تحصيل علم راهی دمشق گرديد و در آنجا نزد ابومنصور ابن عساكر فقه آموخت و شغل نه چندان مهمی نيز به دست آورد و به عنوان معلم و واعظ به كار پرداخت. در ٦٧٥ ق/ ١٢٧٦ م در اواخر حكومت الظاهر بيبرس (د ٦٧٦ ق) به قصد زيارت به بيتالمقدس رفت و در آنجا مدتی اقامت گزيد (عليمی، همانجا). وی نخستين فرد خاندان است كه به اين ديار آمد و آل خطيب امروزی در بيتالمقدس از اعقاب اويند (دباغ، ١/ ١٩٢). ابراهيم در همان سال ورود بدانجا درگذشت (عليمی، ١٥١). از اين خاندان فقهای بزرگ و معتبر و عالمانی برجسته برخاستند كه به مقامات عالی چون قاضی القضاة شافعيان در مصر و شام دست يافتند و از اين راه به شهرت و ثروت رسيدند. اعقاب اين خاندان به سه شاخۀ مصر، دمشق و بيتالمقدس تقسيم شد كه شاخۀ مصری آن مهمترين اين شاخههاست، چنانكه در دورۀ مماليك مناصب مهمی را بر عهده داشتند و در فاصلۀ سالهای ٦٩٠ تا ٧٨٥ ق/ ١٢٩١ تا ١٣٨٣ م مدت ٦١ سال امر قضا در اختيار آنان بود. مشاهير اين خاندان عبارتند از:
١. بدرالدين ابوعبدالله محمد بن ابراهيم بن سعد الله بن جماعة ابن علی بن جماعة (٦٣٩ -٧٣٣ ق/ ١٢٤١-١٣٣٣ م)
فقيه شافعی، محدث و قاضی القضاة حموی مصری. وی در شهر حماه (صفدی، نكت، ٢٣٥) زاده شد و مقدمات علوم و حديث را در زادگاه خويش فراگرفت. در ٦٥٠ ق نزد شيخ الشيوخ عبدالعزيز بن محمد انصاری در حماه (همانجا؛ همو، اعيان، ٨/ ١٧٧) به آموختن قرائت و حديث پرداخت (برزالی، ١/ ٣٤٤) و نيز نزد پدر خود ابراهيم بن سعدالله و ابوطاهر ابراهيم بن هبة الله بن مسلم بارزی و چند تن ديگر از عالمان حماه (همو، ١/ ٩٨، ١٣٤، ٢٥٥) حديث شنيد، سپس برای ادامۀ تحصيل به مصر، دمشق و بيت المقدس و ديگر جايها سفر كرد. وی در فاصلۀ سالهای ٦٦١-٦٦٧ ق در مصر از مشايخ آن ديار دانش آموخت (سبكی، ٥/ ٢٣٠)، نحو را نزد ابن مالك فرا گرفت، اما در بيشتر دانشها از شيخ تقیالدين ابن رزين بهره يافت (اسنوی، ١/ ٣٨٦-٣٨٧). در ٦٦٨ ق در بلبيس نزد ابوالخير فضل بن علی بن نصر انصاری خزرجی، در ٦٧٠ ق در دمشق از ابوالمعالی اسعد بن مظفر و در ٦٧٣ ق از ابواسحاق ابراهيم ابن علی بن احمد واسطی حنبلی و در ٦٧٣ ق از ابواسحاق ابراهيم بن علی بن احمد واسطی حنبلی و در ٦٧٩ ق از ابوالذكاء عبدالمنعم بن يحيی زهری نابلسی در بيتالمقدس و جمع بسياری از علمای ديگر استماع حديث كرد (برزالی، ١/ ١١٦، ١٢٢، ١٩٧، ٣٦٧، ٢/ ٤٥٨). شيوخ و اساتيد وی را شاگردش قاسم بن محمد برزالی در كتابی به نام مشيخة قاضی القضاة ابن جماعة جمعآوری كرده كه شمار آنان به ٧٤ تن میرسد. علاوه بر خود ابنجماعه، شخصی به نام معشرانی نيز كتابی دربارۀ شيوخ او نوشته است (كتانی، ٢/ ٦٣٩). او به علم حديث عنايت بسيار داشته و در تفسير و فقه نيز صاحب اطلاع بوده و به ديگر علوم و فنون نيز آشنايی داشته است (ذهبی، ذيول العبر، ٤/ ٩٦). ابن جماعه در اوايل عمر خود به دادن فتوی پرداخت. فتاوای او را بر محيیالدين نووی عرضه كردند و او وی را ستود (اسنوی، ١/ ٣٨٧).
ابنجماعه در ٦٨١ ق نخستين بار در مدرسۀ قيمريه در دمشق به تدريس پرداخت (صفدی، اعيان، ٨/ ١٧٩؛ نعيمی، ١/ ٤٤٣) و پس از آن در مدارس مختلف شام و مصر چون غزاليه، عادليه، ناصريه و كامليه تدريس كرد (ابنوردی، ٢/ ٤٢٩؛ ابن كثير، ١٣/ ٣٣٦؛ ابن حجر، الدرر، ٥/ ٥؛ نعيمی، ١/ ٤٢٢) و به گفتۀ صفدی به عنوان شيخ الشيوخ مدارس شام منصوب شد ( اعيان، ٨/ ١٨٠). ابن جماعه در خلال سالها تدريس در مدارس و اماكن مختلف شاگردان بسياری را آموزش داد و تربيت كرد كه سلامی (صص ١٤٦، ١٧٣، ١٧٤) و ابن جزری (٢/ ٢٤٦) و نباهی (صص، ١٦٧- ١٦٨) نام عدهای از آنان را ياد كردهاند، اما از برجستهترين شاگردان وی صفدی است (صفدی، نكت، ٢٣٥) كه در ٧٢٨ ق/ ١٣٢٧ م در مصر از وی استماع حديث كرده است و نيز سبكی (سبكی، ٥/ ٢٣٠) كه از او حديث شنيده است.
ابراهيم گذشته از اشتغالات علمی بسياری كه داشت، مهمترين مسأله در زندگی وی انتصاب به مقامهای مهم اجتماعی و مذهبی است. به نوشتۀ صفدی ( اعيان، ٨/ ١٧٩) او در شوال ٦٨٧ ق نخستين بار به عنوان خطيب و قاضی بيتالمقدس انتخاب شد، در حالی كه به تصريح ابنفرات (٨/ ٧١) در آن هنگام ساكن دمشق بود. با بركناری قاضی القضاة شافعی مصر در ٦٩٠ ق او از قدس به مصر فراخوانده شد و به عنوان قاضی القضاة آنجا نيز انتخاب گرديد (صفدی، نكت، همانجا؛ همو، اعيان، همانجا)، اما با كشته شدن ملك اشرف و دستگيری ابن سلعوس در اوايل ٦٩٣ ق ابن جماعه نيز از اين سمت بركنار شد (صفدی، اعيان، همانجا؛ اسنوی، ١/ ٣٨٧). با درگذشت قاضی القضاة شام، شهابالدين محمد بن خُوَيّی در ٦٩٣ ق، ابن جماعه به قاضی القضاتی شام منصوب و راهی دمشق شد و علاوه بر اين مقام، تدريس و نظارت بر اوقاف را نيز بر عهده گرفت (همانجا). در ٦٩٤ ق از جانب ملك زينالدين كتبغا به امامت و خطابت جامع اموی نيز برگزيده شد (ابن فرات، ٨/ ١٩٨)، اما در ٦٩٦ ق از قاضی القضاتی شام بركنار شد و به تدريس و امامت و خطابت جامع اموی اكتفا كرد (همو، ٨/ ٢٣١). در ٧٠٢ ق بار ديگر به قاضی القضاتی مصر به جای ابن دقيق العيد انتخاب شد و تا ٧٠٩ ق در اين سمت باقی بود (صفدی، اعيان، ٨/ ١٨٠). به گفتۀ اسنوی (همانجا) او تا اوايل ٧١٠ ق اين سمت را برعهده داشت. وی در ٧٠٨ ق خطابت جامع قلعة الجبل را نيز به دست آورد (مقريزی، ٢(١)/ ٤٣)، و در ٧١١ ق برای بار سوم به قاضی القضاتی مصر رسيد (صفدی، اعيان، همانجا) و در ٧١٢ ق امامت و خطابت جامع ناصری را نيز عهدهدار شد (ابن دقماق، ١/ ٧٦). در ٧٢٧ ق به علت از دست دادن قدرت بينايی (دواداری، ٩/ ٣٢٢) و به قولی بر اثر كم شدن شنوايی (ابن وردی، همانجا) از سمت خويش استعفا كرد. وی در اواخر تصدی مقام قضا حقوق و مستمری از جانب حكومت دريافت نمیكرد (صفدی، نكت، ٢٣٥). پس از كنارهگيری وی سلطان برای او هر ماه ٠٠٠‘١ درهم مقرری تعيين كرد، و ابن جماعه مدت ٦ سال آخر عمر را در منزل خويش خلوت گزيد، اما مردم برای استفاده و استماع حديث به نزد وی میشتافتند (صفدی، اعيان، ٨/ ١٧٨، ١٧٩، ١٨٠).
ابنجماعه اشعاری نيز داشته كه ابياتی از آن را صفدی ( نكت، ٢٣٦؛ اعيان، ٨/ ١٨١-١٨٢) و ابن وردی (همانجا) و سبكی (٥/ ٢٣١- ٢٣٢) آوردهاند. او در ٩٤ سالگی در مصر درگذشت و در قرافۀ مصر (ذهبی، دول الاسلام، ٢/ ١٨٢؛ سبكی، ٥/ ٢٣٠) در كنار قبر شافعی (ابن حجر، الدرر، ٥/ ٧) به خاك سپرده شد.
آثار
وی در تفسير، حديث، فقه، اصول، نحو و جز آن تصنيفاتی داشته (صفدی، اعيان، ٨/ ١٨١) و عليمی (٢/ ١٣٧) بسياری از آنها را نام برده است.
الف ـ چاپی
١. تذكرة السامع و المتكلم فی آداب العالم و المتعلم، نخست در حيدرآباد دكن (١٣٥٣ ق) و سپس به كوشش محمد هاشم ندوی در قاهره (١٣٥٤ ق) چاپ شده است؛ ٢. شرح الكافية، كه شرحی است مختصر بر كتاب كافيۀ ابن حاجب در نحو. ابن جماعه را نمیتوان از صاحبان مكاتب معروف نحوی به شمار آورد، زيرا در اين كتاب تقريباً آرای خاص و مفاهيم جديد نمیيابيم او در مقايسه با نحويان معاصرش همچون ابن مالك و ابنرزين ابتكارات چندانی ندارد (عبدالمجيد، ٥٤- ٥٨، ٦٥، ٦٦). او اين شرح را در دمشق در ذيقعدۀ ٦٧٠ ق به پايان برده است (ابنجماعه، ٥١٨)، اين كتاب به كوشش محمد عبدالنبی عبدالمجيد در قاهره (١٤٠٧ ق/ ١٩٨٧ م) منتشر شده است؛ ٣. مقصد النبيه فی شرح خطبۀ التنبيه، كه گويا شرح خطبۀ التنبيه فی الفقه علی مذهب الشافعی ابو اسحاق شيرازی است و به كوشش محيیالدين نووی در قاهره (١٩٥١ م) به چاپ رسيده است؛ ٤. المنهل الروی فی مختصر علوم الحديث النبوی، تلخيصی است از كتاب علوم الحديث با مقدمۀ ابن صلاح كه ابنجماعه آن را تهذيب و تبويب كرده و گاه فوايدی نيز بر آن افزوده است. اين كتاب به كوشش محيیالدين عبدالرحمن رمضان در ١٣٩٥ ق/ ١٩٧٥ م نخستين بار در مجلۀ معهد المخطوطات العربية و سپس در ١٤٠٦ ق/ ١٩٨٦ م جداگانه در دمشق چاپ و منتشر شده است.
ب ـ خطی
١. تحرير الاحكام فی تدبير اهل الاسلام، يا ( جيش الاسلام)، در دارالكتب مصر (سيد، خطی، ١/ ١٢٨)، لايپزيگ (فولرس، ١٢٤)، وين (فلوگل، ٢٦١) و مختصری از آن نيز در برلين ( آلوارت، V/ ١١٥) موجود است. ٢. غررالبيان لمبهمات القرآن، موجود در كتابخانههای محمودية مدينه (كحاله، ١٢١)، اوقاف موصل (احمد، ٤/ ٣٤)، چستربيتی ( آربری، VI/ ١١٧)، آستان قدس (آستان قدس، ١١/ ٦٤٨) و مرعشی (مرعشی، ١٢/ ٢٥٩).
٢. عزالدين ابوعمر عبدالعزيز بن محمد (٦٩٤ -٧٦٧ ق/ ١٢٩٤-١٣٦٦ م)
فقيه، محدث و قاضی القضاة شافعی مصری. او در دمشق زاده شد (اسنوی، ١/ ٣٨٨) و نزد ابوحفص عمر بن قواس، ابوالفضل احمد بن عساكر (سلامی، ٢/ ٣٠٦)، عزالدين اسماعيل بن عمر فرّاء و حسن بن علی خلال دانش آموخت (فاسی، ٥/ ٤٥٧) و نزد پدر خود و جمالالدين ابن وجيزی به آموختن فقه پرداخت و كتابهای زيادی را نيز بدون استاد مطالعه كرد (ابن قاضی شهبه، طبقات، ٣/ ١٣٦).
از آنجا كه اشتياق بسيار به فراگيری حديث داشت، به چندين شهر مهم از جمله: مكه، مدينه و قاهره (حسينی، ٤٢) سفر كرد و در قاهره از ابوالمعالی ابرقوهی، محمد بن حسين فُوِّی، شرفالدين دمياطی و حسن كردی، در اسكندريه از ابن مخلوف و در مكه از ابواسحاق ابراهيم بن محمد رضی طبری استماع حديث كرد (سلامی، ٢/ ٣٠٦-٣٠٧؛ فاسی، ٥/ ٤٥٨). شماری از علمای بغداد، قاهره، دمشق، نابلس و غرب (غرناطه) به وی اجازۀ روايت دادهاند كه فاسی (٥/ ٤٥٧- ٤٥٨) نام آنان را ذكر كرده و نوشته است كه شيوخ وی متجاوز از ٣٠٠‘١ تن بودهاند.
او پس از اين دورۀ پرتلاش كسب علم و كوشش در فراگيری به نقل حديث و صدور فتوا پرداخت. در ٧١٤ ق/ ١٣١٤ م كار تدريس را آغاز كرد (ابنقاضی شهبه، طبقات، ٣/ ١٣٦) و تا پايان عمر آن را ادامه داد (ابنحجر، الدرر، ٣/ ١٧٧). او در زاويۀ خشابيه در قاهره، در جامع ابن طولون و دارالحديث كامليه و غير آن نيز به تدريس میپرداخت (فاسی، ٥/ ٤٥٨)، اما در ٧٣٨ ق/ ١٣٣٧ م كار تدريس در دارالحديث كامليه را به دوست خود عمادالدين دمياطی واگذار كرد (ابن كثير، ١٤/ ١٨٠). او را در حديث برتر از فقه دانستهاند (سيوطی، حسنالمحاضرة، ٣٥٩). از ميان شاگردان و راويان او میتوان از ابوالمحاسن حسينی دمشقی (حسينی، همانجا) محمد بن احمد سبكی و تاجالدين عبدالوهاب سبكی (سبكی، ٢/ ١٢٥، ١٤١) نام برد. ذهبی (د ٧٤٨ ق/ ١٣٤٧ م) كه حدود ٢٠ سال پيش از ابن جماعه درگذشته است، در كتاب معجم المختص نوشته كه از ابن جماعه حديث شنيده، چنانكه ابنجماعه نيز از وی استماع حديث كرده است (ابنقاضی شهبه، طبقات، ٣/ ١٣٧).
ابنجماعه علاوه بر مراتب علمی به مقامات اجتماعی و مذهبی نيز دست يافت. او در ربيعالآخر ٧٣١ ق به وكالت سلطان و نظارت جامع ابن طولون و مدرسۀ ناصريه رسيد (ابن كثير، ١٤/ ١٥٣). در ٧٣٢ ق با سلطان مصر برای گزاردن حج به مكه شتافت و در ٧٣٧ ق به عنوان وكيل بيتالمال منصوب گرديد (همو، ١٤/ ١٥٨، ١٧٧) و به نيابت از پدرش خطيب جامع الجديد (جامع ابنطولون) شد و سمت نظارت اوقاف را بر عهده گرفت و در جمادی الآخر ٧٣٨ ق (اسنوی، ١/ ٣٨٩) و يا در ٧٣٩ ق به قاضی القضاتی مصر دست يافت (حسينی، همانجا). او بعد از انتصاب به اين مقام قضاتی را كه با دادن رشوه به مقامی رسيده بودند، از كار بركنار كرد (ابنحجر، الدرر، ٣/ ١٧٧- ١٧٨) و اين كار او موجب تحريك برخی بر ضد وی شد، چنانكه به گفتۀ مقريزی (٢(٣)/ ٦٢٤) در ٧٤٣ ق دشمنانش نزد سلطان ناصرالدين حسن از او سعايت كردند كه ابن جماعه نزديكان خويش را بر اوقاف مسلط ساخته است و حقوق مردم به آنان نمیرسد. اما ظاهراً اين سعايتها اثری نكرد، زيرا وی در ٧٤٩ ق/ ١٣٤٨ م هنوز در سمت خود باقی بود و در ٧٥٣ و ٧٥٤ ق وی در ركاب سلطان به سفر حج رفت (ابن كثير، ١٤/ ١٥٨، ٢٢٥؛ مقريزی، ٢(٣)/ ٩٠٣)، وی در ٧٥٩ م مدتی كوتاه از اين سمت بركنار شد و ابن عقيل به جای او نشست، اما پس از ٨٠ روز دوباره به قاضی القضاتی منصوب شد. سرانجام پس از ٢٩ سال (ابنتغری بردی، النجوم، ١١/ ٩٠) خود او در جمادیالاول ٧٦٦ ق از اين مقام كنارهگيری كرد با اينكه امير يلبغا خود به خانۀ ابن جماعه رفت و بر بازگشت وی بسيار تأكيد كرد، اما ابنجماعه نپذيرفت و حتی از معرفی كسی به جای خود نيز سرباز زد (اسنوی، ١/ ٣٨٩-٣٩٠؛ فاسی، ٥/ ٥٤٨). به گفتۀ ابنملقن (صص ٥٠٤-٥٠٥) وی شيخ طريقت بود و به شاگردان خود خرقه میداد و خود نيز از پدرش خرقه گرفته بود. ابنجماعه پس از كنارهگيری از مقام خود به زيارت خانۀ خدا رفت و در مكه اقامت گزيد. پس از چندی برای زيارت قبر پيامبر (ص) به مدينه رفت، ولی اندكی بعد به مكه بازگشت (اسنوی، ١/ ٣٩٠) و در همانجا درگذشت (سلامی، ٣٠٥-٣٠٦). بعضی درگذشت وی را در ٧٦٨ ق/ ١٣٦٧ م و در قاهره نوشتهاند (ابن قنفذ، ٣٦٦) كه درست به نظر نمیرسد.
آثار
برخی از آثار وی به صورت نسخ خطی در كتابخانههای جهان باقی مانده، از جمله: ١. روضة النبيه فی شرح التنبيه، شرحی است بر التنبيه ابواسحاق شيرازی كه نسخهای از آن در كتابخانۀ دانشگاه ييل (نموی، ١١٠) موجود است؛ ٢ و ٣. اثری در سيرۀ نبوی كه از بررسی فهارس نسخ خطی چنين برمیآيد كه وی دو اثر در اين زمينه با عناوين المختصر الكبير و المختصر الصغير داشته است. از المختصر الكبير نسخههايی در دارالكتب مصر (دارالكتب، ٨/ ٢٢٧)، اوقاف بغداد (طلس، ٥٤)، اسكوريال (ESC٢, III/ ٢٥٢) و توپكاپی (TS, III/ ٤٢٩) و غير آن، و از المختصر الصغير نسخههايی در كتابخانههای موزۀ بريتانيا (ريو، ٨٠٨)، دانشگاه پرينستون (حتی، V/ ٢١٢)، خديويه (خديويه، ٧/ ١٨١) و غير آن موجود است (در مورد ديگر آثار وی نک : GAL, II/ ٨٦;
GAL, S, II/ ٧٨).
٣. برهانالدين ابواسحاق ابراهيم بن عبدالرحيم بن محمد (٧٢٥-٧٩٠ ق/ ١٣٢٥- ١٣٨٨ م)
محدث، قاضی القضاة، خطيب و فقيه شافعی. ابن تغری بردی در المنهل (١/ ٧٨) و در النجوم (١/ ٣١٤) نام پدر او را عبدالرحمن نيز نوشته است. او در قاهره متولد شد و به دلايلی كه معلوم نيست، به نوشتۀ ابن قاضی شهبه ( تاريخ، ٣/ ٢٤٨؛ همو، طبقات، ٣/ ١٨٨) در همان اوان زندگی به دمشق رفت و در مِزّه (دهكدهای در نزديكی دمشق: ياقوت، ٥/ ١٢٢) زير نظر نزديكان خويش پرورش يافت و در ٧٤٠ ق به فراگيری حديث آغاز كرد. وی در مصر از جد خويش محمد بن ابراهيم، پدرش عبدالرحيم، عمويش عبدالعزيز، علی بن عمر الوانی، يوسف دلاصی، ابونعيم اسعردی و ديگران دانش آموخت. سپس برای تكميل معلومات خود به شام رفت و از علمای بزرگ آن ديار مانند: ابن تمام، محيی بن فضل الله و زينب بنت كمال و ديگران استماع كرد و ملازمت يوسف بن عبدالرحمن مزی و شمسالدين ذهبی را اختيار كرد و از آنها بهره برد (ابنقاضی شهبه، طبقات، همانجا؛ همو، تاريخ، ٣/ ٢٤٨، ٢٤٩؛ ابنحجر، الدرر، ١/ ٤١؛ ابنطولون، ١١٣). وی سپس به بيتالمقدس رفت و پس از درگذشت پدرش در ٧٣٩ ق در حالی كه هنوز عمری از وی نگذشته بود خطابت بيتالمقدس به نام او نوشته شد، اما مدتی شخص ديگری به نيابت از او مباشر اين عمل بود و پس از چندی خود او در حالی كه هنوز هم خردسال بود، عهدهدار اين مقام شد (ابن قاضی شهبه، طبقات، ٣/ ١٨٨؛ ابن حجر، همانجا). پس از درگذشت صلاحالدين ابنكيكلدی به تدريس در مدرسۀ صلاحيه پرداخت (نعيمی، ١/ ٦٣) و بعدها در مدارس غزاليه، عادليه، اتابكيه، رواحيه، دارالحديث اشرفيه در مصر و شام نيز تدريس كرد (ابن قاضی شهبه، تاريخ، ٣/ ١٣٠). از شاگردان وی در منابع چندان سخنی نرفته است.
ابن جماعه همگام با اشتغالات علمی به مقامات مهم ديوانی و قضايی نيز رسيد. در ٧٧٣ ق/ ١٣٧١ م پس از بركناری ابوالبقاء بهاءالدين سبكی شافعی از قاضی القضاتی مصر با اشارۀ امير ناصرالدين آقبغا و تصويب ملك اشرف شعبان سلطان مصر و شام در حالی كه خطيب بيتالمقدس بود، به مصر فراخوانده شد و به قاضی القضاتی آنجا منصوب گرديد و ٥ سال و چند ماه در زمان ملك اشرف و ١٠ ماه از حكومت فرزند او منصور عهدهدار اين مقام بود (ابن فرات، ٩(١)/ ٣٩؛ ابن قاضی شهبه، تاريخ، ٣/ ٢٤٩)، ولی در شعبان ٧٧٧ ق (همو، طبقات، ٣/ ١٨٩) و يا در ٧٧٩ ق (همو، تاريخ، همانجا) از اين مقام استعفا كرد و به قدس بازگشت و در آنجا همچنان به كار خطابت پرداخت و بار ديگر در صفر ٧٨١ ق (همان، ٣/ ٥) به قاضی القضاتی مصر منصوب گرديد و نظارت بر اوقاف را نيز بر عهده گرفت. پس از ٣ سال كه در اين مقام بود، در ٧٨٤ ق بر اثر برخوردی كه بين او و امير برقوق پيش آمد استعفا كرد و به بيتالمقدس بازگشت و به تدريس و خطابت پرداخت. در ٧٨٥ ق به قاضیالقضاتی شام منصوب شد (همان، ٣/ ٨٠، ١٣٠، ٢٤٩) و در ٧٨٦ ق به عنوان شيخ الشيوخ دمشق نيز انتخاب گرديد (همو، طبقات، ٣/ ١٨٩). وی سرانجام در دمشق درگذشت و در آرامگاه خاندان خويش در مزه به خاك سپرده شد (همان، ٣/ ١٩٠؛ همو، تاريخ، ٣/ ٢٥١). ابوالعباس ابن عطار تأليفی با عنوان قطع الناظر بالبرهان الحاضر را در ستايش وی داشته است (همان، ٣/ ٤٣٥).
آثار
١. الفوائد القدسية و الفرائد العطرية، شامل مطالبی دربارۀ قرآن، اذكار و جز آن كه نسخهای از آن در برلين ( آلوارت، II/ ٢٠٠) موجود است؛ ٢. نصيحة فی ذم الغنا و استماعه (همان، V/ ٦٠)؛ ٣. هذا (جواب) سؤال سأله شخص من الفقراء، شامل جواب سؤالی دربارۀ حكم سماع (همانجا). در مورد برخی آثار منسوب به وی به ابن قاضی شهبه ( تاريخ، ٣/ ٢٥١) مراجعه شود.
٤. عزالدين ابوعبدالله محمد بن ابی بكر بن عبدالعزيز (٧٥٩- ٨١٩ ق/ ١٣٥٨-١٤١٦ م)
عالم شافعی.
تاريخ تولد وی را ٧٤٧ ق (ابن حجر، انباء الغمر، ٧/ ٢٤٠) و ٧٤٩ ق (ابن قاضی شهبه، طبقات، ٤/ ٦١) نيز نوشتهاند، ولی خود او در كتاب ضوء الشمس كه در شرح حال خود نوشته، تصريح كرده كه در ٧٥٩ ق در بندر يَنبُع زاده شده است (سيوطی، بغيه، ٦٣؛ قس: مقريزی، ٤(١)/ ٣٧٧- ٣٧٨). او در قاهره، دمشق و ديگر جاها به تحصيل و استماع حديث پرداخت و از بزرگانی چون ابن خلدون، تاجالدين سبكی، و بهاءالدين سبكی و جز آنان بهره برد (سيوطی، ابنقاضی شهبه، همانجاها؛ ابن حجر، انباء الغمر، همانجا). جماعتی از علما و شيوخ مصر و شام به او اجازۀ روايت حديث دادهاند كه از آن ميان به شهاب الدين مرداوی میتوان اشاره كرد (سخاوی، ٧/ ١٧٢؛ ابنقاضی شهبه، همانجا). او گرايش زيادی به علوم معقول داشت و در اين رشته از متبحرترين افراد روزگار خود بود (ابنحجر، انباء الغمر، ٧/ ٢٤٠). از شاگردان او جمالالدين طيمانی، محمد بن ابی بكر مرجانی و محمد بن عبدالدائم عسقلانی را میتوان نام برد (ابن قاضی شهبه، طبقات، ٤/ ٦٢، ١٢٨، ١٣١). ابن حجر (همان، ٧/ ٢٤٢) تصريح كرده كه از وی دانش آموخته و از ٧٩٠ ق تا پايان زندگی ابنجماعه ملازم وی بوده است. سيوطی شمار ديگری از شاگردان وی را نام برده است (بغيه، ١/ ٦٦).
ابن جماعه با همۀ دانش گستردهای كه داشت، هيچ منصب و مقامی را در دوران عمر خود نپذيرفت و با مردم معاشرتی نداشت (مقريزی، ٤(١)/ ٣٧٨). با اينكه سلطان وقت در حق وی بخشش بسيار میكرد، اما ابن جماعه رغبتی به هم نشينی با وی نشان نمیداد (ابن حجر، انباء الغمر، ٧/ ٢٤٢). او بر اثر ابتلا به بيماری طاعون در مصر درگذشت (همان، ٤/ ٢٤٣).
آثار
ابن جماعه دارای آثار بسياری است و شمار آنها را متجاوز از ٢٠٠ (ابن قاضی شهبه، همان، ٤/ ٦٢) و حتی نزديك به ٠٠٠‘١ ياد كردهاند (سيوطی، حسن المحاضرة، ١/ ٥٤٨)، اما او خود كمتر به تأليف و تصنيف مستقل پرداخته و آثار وی معمولاً حاشيه يا شرح يا تلخيص كتب ديگران است (نک : ابن حجر، انباء الغمر، ٧/ ٢٤١؛ سيوطی، بغيه، ١/ ٦٤).
چاپی
١. التبيين فی شرح الاربعين النووية، كه در قاهره (١٣٣٢ ق/ ١٩٣٨ م) چاپ و منتشر شده است؛ ٢. حاشية علی شرح الجاربردی علی الشافية، كه همراه با مجموعهای در علم صرف در آستانه (استانبول، ١٣١٠ ق/ ١٨٩٢ م) به چاپ رسيده است؛ ٣. زوال الترح فی شرح منظومة ابن فرح، در علم مصطلح الحديث كه به كوشش فليشر در ليدن (١٨٩٥ م) به نام ابن عبدالهادی مقدسی انتشار يافته، به وی نيز نسبت داده شده است (نک : سركيس، ١٦٧).
خطی
١. ايضاح المبهم من لامية العجم، كه در كتابخانههای كوپريلی (كوپريلی، ٢/ ٥٤٨) و سوهاج ( الفهرس التمهيدی، ٣١٢) موجود است؛ ٢. حاشية علی شرح العقائد النسفية از تفتازانی (كوپريلی، ٣/ ٩٦)؛ ٣. درج المعالی فی شرح بدء الامالی، در علم كلام و عقايد ( آلوارت، II/ ٥٥٨؛ دوسلان، I/ ٢٤٥؛ كوپريلی، ٢/ ٢٤٩؛ ازهريه، ٣/ ١٨٩؛ نک : GAL, I/ ٥٥٢)؛ ٤. النفحات السرية و لطائف العلوم الخفية (خديويه، ٥/ ٣٧٤؛ GAL, I/ ١١٦).
٥. عمادالدين ابوالفداء اسماعيل بن ابراهيم بن عبدالله بن محمد (٨٢٥-٨٦١ ق/ ١٤٢٢-١٤٥٧ م)
عالم شافعی. از زندگی وی آگاهی چندانی نداريم، جز اينكه نوشتهاند وی در بيتالمقدس زاده شد و در آنجا پرورش يافت و سپس به قاهره سفر كرد و در آنجا نزد ابن حجر عسقلانی، جلال الدين محلی و ديگران به فراگيری علم پرداخت. قلقشندی نيز از مشايخ وی بوده است (سخاوی، ٢/ ٢٨٤؛ عليمی، ٢/ ١٨٧).
هنگامی كه جد او جمال الدين در ٨٥٠ ق/ ١٤٤٦ م در مدرسۀ صلاحيه به تدريس میپرداخت. وی در آنجا درس او را بازگو میكرد. مدتی نيز به نيابت از پدربزرگ خويش خطيب مسجدالاقصی شد. وی مشيخۀ خانقاه صلاحيه را با تنی چند از بنیغانم مشتركاً عهدهدار بود (عليمی، همانجا). ابن جماعه در بيتالمقدس درگذشت و در آرامگاه خانوادگی خويش در ماملا به خاك سپرده شد (همانجا). تنها اثری كه از وی به جا مانده، كتاب الاقتراح علی علوم الحديث لابن صلاح است كه نسخهای از آن در كتابخانۀ چستربيتی ( آربری، I/ ٥٩) موجود است. در مورد آثار منسوب به وی به سخاوی (همانجا) و بغدادی (١/ ٢١٧) مراجعه شود.
٦. نجمالدين ابوالبقاء محمد بن ابراهيم بن عبدالله بن محمد (٨٣٣- پس از ٩٠١ ق/ ١٤٢٩-١٤٩٦ م)
فقيه شافعی. وی دربيتالمقدس زاده شد و در همانجا پرورش يافت و به تحصيل علم پرداخت (عليمی، ٢/ ١١٦). او قسمتی از فقه را نزد جد خود آموخت و از وی حديث شنيد. سپس در زادگاه خود از كسانی چون قلقشندی، شهابالدين ابن حامد، ابن قاضی شهبه و ديگران نيز دانش فراگرفت و بعد به قاهره سفر كرد و در آن ديار نيز از محضر درس علمای برجستهای مانند ابنحجر عسقلانی، عزالدين ابنفرات و جلالالدين محلی استفاده كرد. گفته شده كه شمار شيوخ او متجاوز از ٣٠٠ تن بودهاند. هنگامی كه پدر وی برهانالدين ابراهيم بن عبدالله بن محمد قاضیالقضاة بود و تدريس در مدرسۀ صلاحيه را نيز به عهده داشت، پيشنهاد كرد كه چون وی به امور مهم قضا مشغول است، به جای او پسرش نجمالدين در اين مدرسه تدريس كند و عبدالملك الظاهر خشقدم آن را پذيرفت. چون پدر وی در ٨٧٢ ق درگذشت، نجمالدين به جای پدر به عنوان قاضی القضاة شافعی بيتالمقدس برگزيده شد، اما در اواخر همين سال از تدريس در مدرسۀ صلاحيه و قاضی القضاتی بركنار شد و در منزل خود به صدور فتوا و تدريس پرداخت و تنها مقام خطابت مسجدالاقصی را حفظ كرد. او بار ديگر در ٨٧٨ ق پس از بركناری كمالالدين ابن ابی شريف از سمت استادی در مدرسۀ صلاحيه به عنوان مدرس آنجا انتخاب شد و از منصب قضا دوری گزيد. چنانكه بعد از مدتی از خطابه در مسجدالاقصی نيز احتراز جست و يكسره از مردم كناره گرفت. از شاگردان و راويان وی میتوان از ابواليمن مجيرالدين عليمی نويسندۀ حنبلی كتاب انس الجليل نام برد كه در ٨٧٣ ق از وی اجازۀ روايت گرفته است (سخاوی، ٦/ ٢٥٦؛ عليمی، ٢/ ١١٦- ١١٨). در مورد تاريخ درگذشت وی اطلاع دقيقی در دست نيست و تنها غزی (١/ ٢٦) نوشته كه وی پس از ٩٠١ ق درگذشته است.
آثار
تنها دو اثر از آثار منسوب به وی در دست است: ١. الدرر النظيم فی اخبار موسی الكليم ( آربری، II/ ٩١) ٢. النجم اللامع فی شرح جمع الجوامع ( تيموريه، ٤/ ١٨٦) كه مجلدات ١، ٣ و ٤ آن كامل ولی مجلد ٢ آن ناقص است. در مورد ديگر آثار منسوب به وی به عليمی (٢/ ١١٨) مراجعه شود.
مآخذ
آستان قدس، فهرست؛
ابن تغری بردی، يوسف، المنهل الصافی، به كوشش نبيل محمد عبدالعزيز، قاهره، ١٣٧٥ ق/ ١٩٥٦ م؛
همو، النجوم؛
ابن جزری، محمد بن محمد، غاية النهاية، به كوشش برگشترسر، بيروت، ١٣٥٢ ق/ ١٩٣٣ م؛
ابن جماعه، محمد بن ابراهیم، شرح الكافية، به كوشش محمد عبدالنبی عبدالمجيد، قاهره، ١٤٠٧ ق/ ١٩٨٧ م؛
ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، انباء الغمر، حيدرآباد دكن، ١٣٩٤ ق/ ١٩٧٤ م؛
همو، الدرر الكامنة، حيدرآباد دكن، ١٣٩٦ ق/ ١٩٧٦ م؛
ابن دقماق، ابراهيم بن محمد، الانتصار لواسطة عقد الامصار، بيروت، دارالآفاق الجديدة؛
ابن طولون، محمد بن علی، قضاة دمشق، به كوشش صلاحالدين منجد، دمشق، ١٩٥٦ م؛
ابن فرات، محمد بن عبدالرحيم، تاريخ، به كوشش قسطنطين زريق، بيروت، ١٩٣٦ م؛
ابن قاضی شهبه، احمد بن محمد، تاريخ، به كوشش عدنان درويش، دمشق، ١٩٧٧ م؛
همو، طبقات الشافعية، به كوشش عبدالعليم خان، حيدرآباد دكن، ١٣٩٩ ق/ ١٩٧٩ م؛
ابن قنفذ، احمد بن حسن، الوفيات، به كوشش عادل نويهض، بيروت، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
ابن كثير، البداية؛
ابن ملقن، عمر بن علی، طبقات الاولياء، به كوشش نورالدين شريبه، بيروت، ١٤٠٦ ق/ ١٩٨٦ م؛
ابن وردی، زينالدين عمر، تتمة المختصر، به كوشش احمد رفعت بدراوی، بيروت، ١٣٨٩ ق/ ١٩٦٩ م؛
احمد، سالم عبدالرزاق، فهرس مخطوطات مكتبة الاوقاف العامة فی الموصل، بغداد، ١٣٩٧ ق/ ١٩٧٧ م؛
ازهريه، خطی؛
اسنوی، جمالالدين عبدالرحيم، طبقات الشافعية، به كوشش عبدالله جبوری، بغداد، ١٣٩٠ ق/ ١٩٧٠ م؛
برزالی، قاسم بن محمد، مشيخة قاضی القضاة ابن جماعة، به كوشش موفق بن عبدالله، بيروت، ١٤٠٨ ق/ ١٩٨٨ م؛
بغدادی، هديه؛
تيموريه، خطی؛
حسينی، محمد بن علی، ذيل تذكرة الحفاظ، بيروت، داراحياء التراث العربی؛
خديويه، فهرست؛
دارالكتب، خطی؛
دباغ، مصطفی مراد، الموجز فی تاريخالدول الاسلامية، بيروت، ١٩٨٠ م؛
دواداری، ابوبكر بن عبدالله، كنزالدرر، به كوشش هانس روبرت رويمر، قاهره، ١٣٧٩ ق/ ١٩٦٠ م؛
ذهبی، محمد بن احمد، دولالاسلام، حيدرآباد دكن، ١٣٦٥ ق؛
همو، ذيول العبر، به كوشش محمد سعيد بن بسيونی زغلول، بيروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
سبكی، عبدالوهاب بن تقیالدین، طبقات الشافعية، قاهره، ١٣٢٤ ق؛
سخاوی، عبدالرحمن، الضوء اللامع، قاهره، ١٣٥٤ ق؛
سركيس، چاپی؛
سلامی، محمد بن رافع، تاريخ علماء بغداد، به كوشش عباس عزاوی، بغداد، ١٣٥٧ ق/ ١٩٣٨ م؛
سيد، خطی؛
همو، فهرس المخطوطات المصورة، قاهره، ١٩٥٩ م؛
سيوطی، بغية الوعاة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٣٨٤ ق/ ١٩٦٤ م؛
همو، حسن المحاضرة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٤٠٤ ق/ ١٩٨٤ م؛
صفدی، اعيان العصر، نسخۀ عكسی موجود در مركز؛
همو، نكت الهميان، به كوشش احمد زكیبك، قاهره، ١٣٢٩ ق/ ١٩١١ م؛
طلس، محمد اسعد، الكشاف عن مخطوطات خزائن كتب الاوقاف، بغداد، ١٣٧٢ ق/ ١٩٥٣ م؛
عبدالمجيد، محمد عبدالنبـی، مقدمـه بـر شرح الكافية (نک : ابن جماعة در همين مآخذ)؛
عليمی، عبدالرحمن بن محمد، انس الجليل، بيروت، ١٩٧٣ م؛
غزی، نجمالدين، الكواكب السائرة، به كوشش جبرائيل سليمان جبور، بيروت، ١٩٤٥ م؛
فاسی، محمد بن احمد، العقد الثمين، به كوشش فؤاد سيد، بيروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
الفهرس التمهيدی، قاهره، ١٩٤٨ م؛
كتانی، عبدالحی بن عبدالکبیر، فهرس الفهارس، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٤٠٢ ق/ ١٩٨٢ م؛
كحاله، عمررضا، المنتخب من مخطوطات المدينة المنورة، دمشق، ١٣٩٣ ق/ ١٩٧٣ م؛
كوپريلی، خطی؛
مرعشی، خطی؛
مقريزی، احمد بن علی، السلوك، به كوشش محمد مصطفی زياده، قاهره، ١٩٤١ م؛
نباهی مالقی، ابوالحسن بن علی، تاريخ قضاة اندلس، به كوشش لوی پرووانسال، قاهره، ١٩٤٨ م؛
نعيمی، عبدالقادر بن محمد، الدارس فی تاريخ المدارس، به كوشش جعفر حسنی، دمشق، ١٣٦٧ ق/ ١٩٤٨ م؛
ياقوت، بلدان؛
نيز:
Ahlwardt;
Arberry;
De Slane, M., Catalogue des manuscrits arabes, Paris, ١٨٨٣-١٨٩٥;
ESC٢;
Flugel, Gustav, Die Arabischen, Persischen und türkischen Handschriften, Wien, ١٨٦٧;
GAL;
GAL, S;
Hitti, P.K. etal., Garret Collection of Arabic Manuscripts, Princeton, ١٩٣٨;
Nemoy, Leon, Arabic Manuscripts in the Yale University Library, Yale, ١٩٥٦;
Rieu, Charles, Supplement to the Catalogue of the Arabic Manuscripts in the British Museum, London, ١٨٩٤;
Salibi, K.S., «The BanuJama’a», SI, Vol. IX, ١٩٥٨;
TS;
Vollers, K., Katalog der islamischen ... Handschriften der Universitäts-Bibliothek zu Leipzig, Leipzig, ١٩٧٥.
علی رفيعی