دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٨ - ابن مفلح
ابن مفلح
نویسنده (ها) :
محمدهادی مؤذن جامی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ مُفْلِح، نام افراد خاندانی از فقيهان حنبلی دمشق كه در سدههای ٨-١١ق / ١٤-١٧م دارای مقامات علمی و اجتماعی بودهاند. از نسبت رامينی و قاقونی برای افراد اين خاندان چنين برمیآيد كه اصل این خاندان به فلسطين باز میگردد. مشهورترين آنان عبارتند از:
١. شمسالدين ابوعبدالله محمد بن مفلح
(ح ٧١٠-٧٦٣ق / ١٣١٠-١٣٦٢م)، سر سلسله و مهمترين شخصيت اين خاندان. از زندگی او اطلاع بسياری نداريم. زركلی (٧ / ١٠٧) از منابع متقدم نقل كرده است كه وی در بيتالمقدس به دنيا آمد و همانجا رشد يافت. مشاهيری چون ذهبی و مزّی از مشايخ او بودهاند (حسينی، ٤ / ١٩٦؛ ابن عماد، ٦ / ١٩٩). شمسالدين كه نيابت قاضیالقضاة جمالالدين مرداوی را در قضا برعهده داشت با دختر او ازدواج كرد (صفدی، ١١ / ١١٣) و از وی صاحب ٧ فرزند شد (ابن كثير، ١٤ / ٢٩٤). در منابع موجود از شمسالدين ٥ پسر شناخته شده است (نك : ابن عماد، ٦ / ٣٠٢، ٧ / ٢٢، ١٠٦، ٢٩٢، ٣٢١). او در علوم مختلف دست داشت (ابن كثير، همانجا)، اما در فقه تواناتر بود (همانجا؛ ابن حجر، الدرر، ٦ / ١٤). و استادانش ذهبی و مزّی وی را بزرگ میداشتهاند (ابن عماد، ٦ / ١٩٩) شمسالدين پس از سالها تأليف و تدريس در مدارس دمشق چون صاحبيه و جوزيه (نك : نعيمی، ٢ / ٨٤-٨٥) سرانجام در دمشق درگذشت (صفدی، حسينی، همانجاها) و در مقبرۀ ابن قدامه در كوه قاسيون به خاك سپرده شد (ابن كثير، همانجا؛ ابن رافع، ٢ / ٢٥٣).
آثار چاپی
١. الآداب الشرعية الكبری، كه در ٣ جلد در ١٣٤٨- ١٣٤٩ق / ١٩٣٠م در قاهره به چاپ رسيده است. اين اثر از آن جهت كه قطعاتی از كتاب مفقودِ الفنون ابن عقيل را دربردارد، حائز اهميت است؛ ٢. الفروع فی الفقه الحنبلی، كه يك بار در ١٣٣٩ق / ١٩٢١م؛ و بار ديگر به كوشش عبدالستار احمد فراج در ١٣٨٨ق / ١٩٦٧م در قاهره به چاپ رسيده و يكی از مهمترين منابع فقه حنبلی است.
آثار خطی
١. اصول الفقه ( آلوارت، شم ٤٣٩٩)؛ ٢. رسالة فی العمل بالخطوط، در مورد ثبوت شهادت به خط و نوشته در مذهب حنبلی كه نسخهای از آن در رياض (فهرس مخطوطات، ٦ / ٣٦٩) و نسخهای در دمشق (GAL,S,I / ٦٨٨) موجود است؛ ٣. النكت و الفوائد السنية علی مشكلات المحرّر لمجدالدين ابن تيمية، كه نسخهای از آن در دارالكتب مصر (GAL,S,I / ٦٩٠) موجود است (نيز نك : ابن كثير، همانجا؛ ابن حجر، الدرر، همانجا؛ بغدادی، ٢ / ١٦٢).
٢. تقیالدين (يا برهانالدين) ابواسحاق ابراهيم بن محمد بن مفلح
(٧٥١-٨٠٣ق / ١٣٥٠-١٤٠١م)، او از پدر و نيز نيايش جمالالدين مرداوی، ابن قيّم جوزيه، ابوالبقاءِ سبكی و ديگران دانش آموخت و در خردسالی (٧٦٠ق) به مصر سفر كرد و از قلانسی و خلاطی و ناصرالدين فارقی حديث شنيد (ابن قاضی شهبه، ٣ / ٢٠٠-٢٠١؛ ابن حجر، انباء، ٤ / ٢٤٧؛ سخاوی، ١ / ١٦٧- ١٦٨). او نيز چون پدرش در مدارس صاحبيه و جوزيه و نيز در دارالحديث اشرفيه تدريس میكرد (نعيمی، ٢ / ٤٧، ٨٥). مدتی نايب قاضی ابن منجا بود و در رجب ٨٠١ قاضی دمشق شد (همو، ٢ / ٤٨). هنگام ورود تيمور به شام، وی برای برقراری صلح بسيار كوشيد، ولی سودی نبخشيد. ابواسحاق سرانجام بر اثر بيماری درگذشت و كنار پدرش دفن گرديد (ابن حجر، همان، ٤ / ٢٤٨؛ ابن عماد، ٧ / ٢٣؛ نعيمی، همانجا). ابن حجر عسقلانی (همانجا) يادآور شده كه از او حديث شنيده است. اثری با عنوان المقصد الارشد فی ذكر اصحاب احمد كه ذيلی بر طبقات الحنابلۀ ابن ابیيعلی بود، از آثار او به شمار آمده (حاجی خليفه، ٢ / ١٠٩٧) و گفته شده است كه نسخهای از آن در كتابخانۀ ظاهريه (ظاهريه، ٢ / ٤٥٠-٤٥١) موجود است (نك : آثار برهانالدين ابواسحاق ابن مفلح در ادامۀ همين مقاله؛ برای عناوين ديگر آثار وی نك : سخاوی، ٦ / ٦٦).
٣. نظامالدين ابوحفص عمر بن ابراهيم
(٧٨٢-٨٧٢ق / ١٣٨٠-١٤٦٧م). او قرآن و ادبيات را نزد مشايخ دمشق فرا گرفت و از پدر و عمويش شرفالدين عبدالله فقه و اصول آموخت. سپس به قاهره رفت و از محضر مشايخی چون سراجالدين بلقينی، صدرالدين مناوی و شهابالدين مرداوی استفاده كرد (سخاوی، همانجا). در ٨٠١ق كه جوان كمسالی بود، نيابت قضای پدر را در دمشق و نيابت مجدالدين سالم را در قاهره برعهده گرفت. سپس خود در ٨٠٥ق قاضی غزه شد. او نخستين حنبلی است كه عهدهدار قضای آن ديار گشت (همو، ٦ / ٦٦-٦٧). پس از چندی از آن سمت عزل و به نيابت قاضی ابن عباده در دمشق برگزيده شد. در ٨٣٣ق به جای قاضی شهابالدين ابن حبال قاضیالقضاة گشت. از ٨٣٥ تا ٨٥١ق بارها عزل و نصب شد تا اينكه ظاهراً در ٨٥٣ق برای هميشه از قضا كناره گرفت (برای تفصيل اين عزل و نصبها، نك : نعيمی، ٢ / ٥٥-٦٠؛ ابن طولون، ١ / ١٤٦). او دارالحديث نظاميه را در دمشق بنا كرد (نعيمی، ٢ / ٥٨). سخاوی (٦ / ٦٧) از عنايت فراوان ابن حجر به وی ياد كرده است. همو گويد: خود در قاهره و دمشق از نظامالدين ابوحفص بسيار بهره برده است. از وی تنها يك اثر با عنوان مشيخة باقی مانده كه نسخهای از آن در كتابخانۀ «كتاب سرای» در مانيسای تركيه موجود است (زركلی، ٥ / ٣٩).
٤. برهانالدين ابواسحاق ابراهيم بن محمد بن عبدالله بن محمد بن مفلح
(٨١٦-٨٨٤ق / ١٤١٣- ١٤٧٩م). او از ابن ناصرالدين، ابن محب اعرج و علاءالدين بخاری حديث شنيد و از بخاری فقه آموخت (سخاوی، ١ / ١٥٢). از ديگر مشايخ او ابن حجر عسقلانی و ابن قاضی شهبه شايان ذكرند (نعيمی، ٢ / ٥٨؛ بدران، ٢٣٣). او در ٨٥١ق به قضای دمشق گمارده شد و از آن پس بارها مسند قضا بين او و علاءالدين علی بن مفلح دست به دست گرديد. آنگاه كه درگذشت، قاضی دمشق بود و فرزندش نجمالدين عمر جانشين او شد (سخاوی، همانجا؛ نعيمی، ٢ / ٥٨-٦١). نعيمی از ابواسحاق حديث شنيده و از وی اجازه دريافت كرده است و به گفتۀ همو تقیالدين جراعی نيز از شاگردان او بوده است (نعيمی، ٢ / ٥٩-٦٠).
آثار چاپی
١. الاستعاذة بالله من الشيطان الرجيم و بيان وسوسته و خدعه و كشف اموره، كه در ١٣١١ق / ١٨٩٣م در مصر به چاپ رسيده است؛ ٢. المبدع كه شرحی است بر المقنع ابن قدامه. جزءِ اول آن در ١٩٦٨م و به صورت كامل در ١٩٨٠م به كوشش محمد زهير شاويش در بيروت چاپ شده است.
آثار خطی
المقصد الارشد فی ترجمة اصحاب الامام احمد، نعيمی و ابن طولون در مواضع مكرر از اين كتاب با عنوان طبقات ابن مفلح نقل قول كردهاند، نسخههايی از اين اثر در مصر (دارالكتب، ٨ / ٢٤٧) و نيز مكه (منجد، ٤٥١) موجود است (در مورد ديگر آثار، نك : سخاوی، ١ / ١٥٢؛ بغدادی، ١ / ٢١).
٥. اكملالدين محمد بن ابراهيم بن عمر بن ابراهيم بن محمد بن عبدالله بن محمد بن مفلح
(٩٣٠-١٠١١ق / ١٥٢٤-١٦٠٣م)، او حديث، فقه و قرآن را از پدرش و نيز عزالدين ابن نقيب و شهابالدين احمد طيبی فراگرفت (محبی، ٣ / ٣١٥؛ ابن شطی، ١٠٣) و از كسانی چون شمسالدين محمد بن طولون، ابوالسعود افنـدی مفتـی عثمـانی و شهـابالدين احمـد مـالكی قاضیالقضاة قدس اجازه دريافت كرد. برای تحصيل سفری به روم (ظاهراً به استانبول) داشته است. پس از اين سفر مدتی عهدهدار قضای بعلبك و صيدا شد و بعد به دمشق آمد. وی به تاريخ اهتمام ويژهای داشت (محبی، همانجا)، چنانكه دربارۀ تاريخ دمشق و قاهره تأليفاتی داشته و اخبار الدولتين ابوشامه را تلخيص كرده است (نك : ابن شطی، ١٠٤).
از آثار باقی ماندۀ او جزءِ ١٥ از كتاب التذكرة الاكملية المفلحية است كه نسخهای از آن در كتابخانۀ دانشگاه آمريكايی بيروت موجود است (زركلی، ٥ / ٣٠٣). همچنين مجموعهای ادبی گردآوری شده توسط او و نيز چند بيت از اشعار وی در برلين يافت میشود ( آلوارت، شم ٨٤٦٧, ٦٩٢٦).
مآخذ
ابن حجر، احمدبن علی، انباء الغمر، حيدرآباد دكن، ١٣٩٠ق / ١٩٧٠م؛
همو، الدرر الكامنة، حيدرآباد دكن، ١٣٩٦ق / ١٩٧٦م؛
ابن رافع، محمد، الوفيات، به كوشش صالح مهدی عباس، بيروت، ١٤٠٢ق / ١٩٨٢م؛
ابن شطی، محمد جميل بن عمر، مختصر طبقات الحنابلة، به كوشش فواز زمرلی، بيروت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
ابن طولون، شمسالدين، القلائد الجوهرية، به كوشش محمداحمد دهمان، دمشق، ١٤٠١ق / ١٩٨٠م؛
ابن عماد، عبدالحی بن احمد، شذرات الذهب، قاهره، ١٣٥١-١٣٥٤ق؛
ابن قاضی شهبه، تقیالدين، التاريخ، به كوشش عدنان درويش، دمشق، ١٩٧٧م؛
ابن كثير، البداية؛
بدران، عبدالقادر، منادمة الاطلال، به كوشش زهير شاويش، بيروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
بغدادی، هديه؛
حاجی خليفه، كشف؛
حسينی، محمدبن علی، ذيول العبر، به كوشش محمد سعيد بسيونی زغلول، بيروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
دارالكتب، فهرست؛
زركلی، اعلام؛
سخاوی، محمدبن عبدالرحمن، الضوء اللامع، قاهره، ١٣٥٤ق؛
صفدی، خليل بن ایبک، اعيان العصر، نسخۀ عكسی موجود در كتابخانۀ مركز؛
ظاهريه، خطی (تاريخ)، ريان؛
فهرس مخطوطات جامعة الملك سعود، رياض، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
محبی، محمد امين بن فضلالله، خلاصة الاثر، مصر، ١٢٨٤ق؛
منجد، صلاحالدين، معجم المورخين الدمشقيین، بيروت، ١٣٩٨ق / ١٩٧٨م؛
نعيمی، عبدالقادربن محمد، الدارس فی تاريخ المدارس، به كوشش جعفر الحسنی، دمشق، ١٣٦٧ق / ١٩٤٨م؛
نيز:
Ahlwardt;
GAL, S.
محمدهادی مؤذن جامی