دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٠٠ - ابوالوزیر
ابوالوزیر
نویسنده (ها) :
احمد پاکتچی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٣ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوالوَزیر، عمر بن مُطّرِّف بن محمد عبدی (د ١٨٨ ق / ٨٠٤ م)، ادیب، نسبشناس و دبیر چند تن از خلفای نخست عباسی. صابی شاید به لحاظ نام یكی از نیاكانش وی را «ابوالوزیر ابن هانی» خوانده است (ص ٢٨)، نسبت عبدی او به رابطۀ ولاء با بنی عبدالقیس اشارت دارد (ابوالفرج، ٣ / ٤٦؛ یاقوت، ١٦ / ٧٢)، پدر او مطرف، كاتبی از اهل مرو بود (نك : جهشیـاری، ٢٢٧) كه در زمان اوقات مهدی عباسی، ولیعهد منصور در ایران (١٤١-١٤٤ ق / ٧٥٨-٧٦١ م)، احتمالاً در خراسان به خدمت وی درآمد و به هنگام اقامت مهدی در ری از جانب او عهدهدار دیوان خراج گردید و در ١٤٤ ق در اوانی كه مهدی ری را به قصد بغداد ترك گفت، وفات یافت (نک : یاقوت، همانجا).
با درگذشت پدر و انتقال مهدی به بغداد، ابوالوزیر نیز راهی عراق گردید. در بغداد مهدی او را به ادارۀ «دیوان مشرق» گمارد (جهشیاری، همانجا). در زمان خلافت مهدی، ابوایوب سلیمان مكی چند سالی از جانب وزیر ابوعبیدالله معاویة بن یسار (وزارت: ١٥٨- ح ١٦٣ ق) دیوان اخراج را در دست داشت، ولی خلیفه در ١٦١ ق / ٧٧٨ م ابوایوب را معزول كرد و ابوالوزیز را بر جای او نشانید (طبری، ٨ / ١٤٠؛ جهشیاری، ١٢٥؛ نز نك : سوردل، ٧٣٠ / II). با بركناری ابوعبیدالله و به وزارت رسیدن یعقوب بن داوود (١٦٣-١٦٦ ق)، ابوالوزیر كه با او خویشاوندی سببی داشت، در مقام خود ابقا گردید (طبری، ٨ / ١٦٢؛ نیز نك : سوردل، همانجا). البته این خویشاوندی مانع از آن نبود كه ابوالوزیر، با وجود رابطۀ نزدیك بین وزیر و اسحاق بن فضل هاشمی، این نكته را كه اسحاق خاندان خود را برای خلافت مستحقتر از خاندان عباسی میداند، به اطلاع خلیفه برساند (طبری، همانجا).
رابطۀ دیرینۀ مهدی با ابوالوزیر و خدمات وی موجب شد تا به هنگام خشم مهدی بر وزیر خود یعقوب و بركناری و زندانی شدن او در ١٦٦ ق تزلزلی در منزلت ابوالوزیر به وجود نیابد. هر چند در فاصلۀ سالهای ١٦٦-١٧٠ ق، به ویژه در خلافت هادی (١٦٩-١٧٠ ق)، نام ابوالوزیر در رأس «دیوان خرج» دیده نمیشود (نك : سوردل، II / ٧٣٠-٧٣١)، ولی به گفتۀ جهشیاری وی از دبیران خاص هادی بوده است (ص ٢٢٧).
در ١٧٠ ق، چون هارون بر كرسی خلافت نشست ویحیی بن خالد برمكی را به وزارت برگزید، احتمالاًبه دنبال بدگمانیهایی كه از پیش وجود داشت، یوسف بن قاسم را كه عهدهدار «دیوان الازمه» (ناظر بر دیگر دیوانها) بود، از سمت خود بركنار، و دیوان مزبور را به مدت دو ماه تعطیل كرد. پس از گذشت دو ماه، ادارۀ دیوان الازمه به ابوالوزیر سپرده شد (یاقوت، همانجا؛ نیز نك : سوردل، II / ٧٣١).
در ١٧٩ ق وزیر برمكی، یحیی بن خالد، ابوالوزیر را بر آن داشت تا كتابی تحریر كند كه خراج جمیع نواحی قلمرو حكومت عباسی، اعم از پرداختهای نقدی و جنسی را شامل شود (جهشیاری، همانجا؛ صابی، ٢٨- ٢٩). ظاهراً ابوالوزیر سمت خود در دیوان الازمه را در طول وزارت یحیی بن خالد دارا بود و با مغضوب شدن برمكیان، در ١٨٧ ق نیز همچنان در مقام خود باقی ماند (نك : بیهقی، ١٩٤).
ابوالوزیر در ١٨٨ ق همراه هارون به سفر حج رفت و در موسم حج درگذشت. هارون خود بر پیكر او نماز گزارد و در ستایش او عبارتی بر زبان آورد كه از افسوسی عمیق توأم با احترام حكایت داشت (نك : جهشیاری، ٢١٤). باید گفت تنها مأخذ مورخان در تعیین تاریخ وفات ابوالوزیر، درگذشت او سفر حج به همراهی هارون بوده است و به همین جهت برخی چون یاقوت (١٦ / ٧٣) در تاریخ وفات او بین ١٨٦ و ١٨٨ ق تردید كردهاند، ولی اشارۀ بیهقی به زنده بودن ابوالوزیر در ١٨٧ ق و گزارش مورخان مبنی بر اینكه آخرین سفر حج هارون در ١٨٨ ق صورت گرفته است (نك : یعقوبی، ٢ / ٤٣٠)، جایی برای تردید باقی نمیگذارد.
چیرهدستی ابوالوزیر در هنر دبیری و عفت و امانت او را در نگهداری بیتالمال ستودهاند. دقت و سختگیری او در این امر گاه موجب میشود كه وی را به بخل متصف سازند ( نك : ابوالفرج، ٣ / ٤٦؛ ابن ندیم، ١٤١).
تنها اثر بر جای مانده از ابوالوزیر كه در عین اختصار بسیار حائز اهمیت است، نوشتۀ او در تعیین میزان خراج نواحی مختلف تحت نفوذ خلافت عباسی است كه نسخۀ كامل آن را جهشیاری در الوزراء (ص ٢٢٧-٢٣٥) آورده است. اگر چه به گفتۀ صابی این نوشته در نوع خود نخستین تألیف به شمار میرود (ص ٢٨)، ولی ممکن است نخستین تألیف در موضوع خراج به طور عام نباشد، چنانكه به گفتۀ ابن طقطقی، معاویة بی یسار، وزیر مهدی پیشتر كتابی در احكام و قواعد خراج تألیف كرده بوده است (ص ٢٤٦-٢٤٧). ابنندیم نیز یادآور میشود كه حفصویه نخستین بار به تألیف كتابی درخراج دست یازیده است (ص ١٥٠). به هر تقدیر ، كتاب ابوالوزیر كهنترین متن بازمانده دربارۀ خراج است كه تاكنون شناخته شده است و برخلاف كتب تفصیلی چون الخراج قاضی ابویوسف (د ١٨٢ ق) و الخراج یحیی بن آدم (د ٢٠٣ ق) كه با فاصلهای اندك نوشته شدند، كاملاً جنبۀ كاربردی دیوانی دارد و در آن مسائل فقهی و تاریخی خراج نیامده است. این كتاب مختصر از نظر مطالعۀ نظام خراج ستانی و تقسیمات مالی قلمرو عباسی حائز اهمیت بوده و اطلاعات ارزشمندی نیز دربارۀ بنیۀ اقتصادی و كالاهای تولیدی نواحی مختلف به دست میدهد. شایان ذكر است كه ابن خلدون ،نسخهای دیگر از این متن را به طور كامل، ولی بیآنكه نامی از ابوالوزیر ببرد، در مقدمۀ العبر( ١ / ٣٢٠-٣٢٤) آورده است.
به غیر از اثر یاد شد ، ابن ندیم (ص ١٤١) سه اثر دیگر از ابوالوزیر برشمرده كه عبارتند از: منازل العرب و حدودها و این كانت محلة كل قوم والی این انتقل منها، دربارۀ پراكندگی جغرافیایی قبایل عرب و جابهجایی آنها، مفاخرة العرب و مفاخرة (منافرة) القبائل فی النسب، در مفاخرات جاری بین قبایل عرب و رسائل ابی الوزیر (نیز نك : یاقوت، ١٦ / ٧٢). عنوان اثر اخیر در چاپ فلوگل از الفهرست ابن ندیم (ص ١٢٧)، رسائل الی الوزیر ضبط شده و سوردل براساس آن معتقد است كه محتوای این كتاب بدون تردید رسالههای ابوالوزیر، خطاب به یعقوب بن داوود، وزیر مهدی بوده است (I / ٩٩).
باید افزود كه ابوالوزیر حدیثی نیز به روایت از مهدی عباسی از پدرانش از پیامبر اكرم (ص) نقل كرده و راوی آن از وی مسلمة بن صلت بوده است (نك : خطیب، ١٤ / ٤٠٥؛ برای منابع دیگر حدیث، نك : سیوطی، ١ / ٤).
مآخذ
ابن خلدون، العبر؛
ابن طقطقی، محمد بن علی، الفخری فی الآداب السلطانیة، به كوشش ه . درنبورگ، پاریس، ١٨٩٤ م؛
ابن ندیم، الفهرست؛
همو، همان، به كوشش گوستاو فلوگل، لایپزیگ، ١٨٧١ م؛
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، بولاق، ١٢٨٥ ق؛
بیهقی، محمد بن حسین، تاریخ، به كوشش غنی و فیاض، تهران، ١٣٢٤ ش؛
جهشیاری، محمد بن عبدوس، الوزراء و الكتاب، قاهره، ١٣٥٧ ق / ١٩٣٨ م؛
خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ ق؛
سیوطی، الجامع الصغیر، قاهره، ١٣٧٣ ق / ١٩٥٤ م؛
صابی، هلال بن محسن، رسوم دارالخلافة، به كوشش میخائیل عواد، بغداد، ١٣٨٣ ق / ١٩٦٤ م؛
طبری، تاریخ؛
یاقوت، ادبا؛
یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ، بیروت، ١٩٧٩ ق / ١٩٦٠ م؛
نیز:
Sourdel, D., Le vizirat ʿAbbāside, Damas, ١٩٥٩-١٩٦٠.
احمد پاكتچی