دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠١٧ - ابن صفار، ابوالولید
ابن صفار، ابوالولید
نویسنده (ها) :
حسن یوسفی اشکوری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ صَفّار، ابوالولید یونس بن عبداللهبن محمدبن مُغیث قرطبی اندلسی (٢ ذیقعدۀ ٣٣٨- ٢٨ رجب ٤٢٩ق / ٢٣ آوریل ٩٥٠-٦ مۀ ١٠٣٨م)، محدث، فقیه، ادیب و قاضی مالکی. با آنکه وی به مقامات علمی و اجتماعی و سیاسی مهمی دست یافت، از جزئیات زندگی او اطلاع چندانی در دست نیست. احتمالاً از بنیصفار ـ قبیلهای در قرطبه ـ (زبیدی، ٣ / ٣٣٩) برخاسته است. پدر او ابومحمد عبدالله نیز از عالمان و مشاهیر زمان خود بود. هنگامی که خلیفه المستنصر بالله اموی عازم نبرد با مسیحیان بود، از ابومحمد خواست تا پسر را به میدان جنگ فرستد. ابومحمد بهانه آورد و خلیفه گفت هرگاه یونس کتابی در اشعار خلفای بنیامیه در شرق و اندلس، نظیر کتاب صولی در اشعار خلفای بنیعباس بنویسد، از شرکت در جنگ معاف خواهد بود (ابن خاقان، ٥٩؛ قس: نیکل، ٤٥). ابن صفار در اواخر دورۀ فرمانروایی امویان اندلس میزیست. او فقه و حدیث و ادب را از مشایخی چون محمدبن یَبقیبن زَرب، عبدالرحمنبن احمدبن بقی، ابنعبدون و ابنقوطیه فراگرفت (نک: حمیدی، ٥ / ٣٦٢؛ قاضی عیاض، ٤ / ٧٣٩؛ ابن بشکوال، ٢ / ٦٤٦)، نیز ابنرشیق از مصر، و دارقُطنی ازعراق به او اجازۀ روایت دادند (همانجا؛ ذهبی، ١٧ / ٥٧٠).
ابنحزم ظاهری، ابومحمد مکیبن ابی طالب مقری، ابوعمرو دانی، ابوعمرابن عبدالبر، قاضی ابوالولید باجی و ابوعمرابن حذّاء و جز آنان از ابن صفار روایت کردهاند (ابن بشکوال، ٢ / ٦٤٧؛ ذهبی، همانجا). وی نخستین بار در بطلیوس به قضا گمارده شد. پس از آن از منصب قضا برکنار شد و به عنوان خطیب و امام در مسجد الزهراء تعیین گردید و به عضویت خطةالشوری نیز درآمد. پس از آن در روزگار عامریان به جای ابنذکوان به سرپرستی خطةالرد و نیز خطابت جامعالزاهرة گمارده شد. آنگاه مجدداً منصب قضا را بر عهده گرفت و به امامت مسجد جامع قرطبه و نیز مقام وزارت گمارده شد. پس از مدتی از تمام مناصب دست کشید و خانهنشین شد، اما در ٤١٩ق / ١٢٠٨م المعتمد بالله هشامبن محمد مروانی او را مجدداً به قضای قرطبه و امامت جمعه منصوب کرد و او تا هنگام مرگ در این مقام ماند (ابن بشکوال، ٢ / ٦٤٦).
ابن صفار را عالمی زاهد و پارسا دانستهاند که گرایشی به تصوف داشت (حمیدی، ٥ / ٣٦٢)، هر چند برخی در حقیقت پارسایی او تردید کردهاند (ابن سعید، ١ / ١٥٩). اشعار صوفیانهای نیز از او بازمانده که ابیاتی از آن را حمیدی (همانجا) آورده است. همچنین ابنبشکوال (٢ / ٦٤٧) او را «کثیرالروایة» و چیرهدست در فن خطابه دانسته است.
در منابع آثار متعددی به وی نسبت داده شده که از آن میان میتوان به الموعب فی تفسیر الموطأ اشاره کرد (نک: قاضی عیاض، ٤ / ٧٤١؛ ابنبشکوال، همانجا؛ ابن خیر، ٢٨٧).
مآخذ
ابنبشکوال، خلف بن عبدالملک، الصلة، به کوشش عزت عطار حسینی، ١٣٧٤ق / ١٩٥٥م؛
ابن خاقان، فتح بن محمد، مطمح الانفس، قسطنطنیه، ١٣٠٢ق؛
ابن خیر اشبیلی، محمد، الفهرسة، به کوشش فرانسیسکو کودرا، بغداد، ١٣٨٢ق / ١٩٦٣م؛
ابن سعید اندلسی، علی بن موسی، المغرب، به کوشش شوقی ضیف، قاهره، ١٩٥٣م؛
حمیدی، محمدبن فتوح، جذوة المقتبس، به کوشش محمدبن تاویت طنجی، قاهره، ١٩٥٢م؛
ذهبی، محمدبن احمد، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و محمدنعیم عرقسوسی، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
زبیدی، تاج العروس؛
قاضی عیاض، ترتیب المدارک، به کوشش احمد بکیر محمود، بیروت، ١٣٨٧ق / ١٩٦٧م؛
نیز:
Nykl, A. R., Hispano-Arabic Poetry, Baltimore, ١٩٤٦.
حسن یوسفی اشکوری