دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٦٠ - ابو جحیفه
ابو جحیفه
نویسنده (ها) :
بخش فقه، علوم قرآنی و حدیث
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوجُحَیْفه، وهب بن عبداللـه بن مَسْلمه، از بنی سُواءة بن عامر ابنصَعصَعه (د ح ٧٤ ق / ٦٩٣ م)، از اصحاب پیامبر (ص). در برخی منابع نام پدر او «جابر» یا «وهب» نیز آمده است (نک : ابن حزم، ٢٧٣؛ ابن عبدالبر، ٤ / ١٥٦١). اگرچه تاریخی دربارۀ ولادت او داده نشده است، ولی به تصریح ابن سعد (٦ / ٤٢) که برخی از رجالشناسان روایت او را تأیید میکنند (نک : بخاری، التاریخ، ٤(٢) / ١٦٢؛ بلاذری، ١ / ٣٩٦؛ طبری، ٣ / ١٨١)، ابوجحیفه به هنگام رحلت پیامبر (ص) به سن بلوغ نرسیده بود. وی علاوه بر آنچه شخصاً از پیامبر (ص) به سن بلوغ نرسیده بود. وی علاوه بر آنچه شخصاً از پیامبر (ص) دیده و شنیده و سالها بعد به عنوان خاطرات کودکی آنها را باز گفته است، از اصحاب رسول اکرم (ص) چون حضرت علی (ع) و براء بن عازب نیز حدیث شنیده و روایت کرده است (نک : ابن قیسرانی، ٢ / ٥٤٠).
ابوجحیفه پس از پیامبر (ص) چندان در مدینه نماند و در پی آبادانی شهر کوفه که از ١٧ ق / ٦٣٨ م آغاز شد، همراه خاندان بنی سواءة راهی کوفه گشت و آنجا را به عنوان وطن برگزید (نک : بخاری، همانجا؛ ابن ابی حاتم، ٤(٢) / ٢٢).
چنانکه روایت شده است، پس از ورود حضرت علی (ع) به عراق در ٣٦ ق / ٦٥٦ م، ابوجحیفه در شمار یاران او درآمد و از وی لقب «وهب الخیر» گرفت (ابن اثیر، ٥ / ٩٦، ١٥٧). همچنین گفتهاند که آن حضرت او را به ادارۀ شرطۀ کوفه برگماشت و امور بیتالمال را به وی سپرد (همانجا). خطیب بغدادی (١ / ١٩٩) یادآور شده است که ابوجحیفه در واقعۀ نهروان در رکاب علی(ع) بود و به همراه او به مداین درآمد. همچنین ابن اثیر (٥ / ١٥٧) نقل کرده که او در دیگر جنگهای آن حضرت نیز شرکت داشت. از نویسندگان امامی، برقی (ص ٥) او را در شمار یاران خاص حضرت علی (ع) قرار داده و طوسی نیز (ص ٦١) بدون توضیحی وی را در زُمرۀ اصحاب آن حضرت آورده است.
با درگذشت اصحاب کهن سال پیامبر (ص)، ابوجحیفه در کوفه مرجع فقه و حدیث شد، چندانکه یعقوبی (٢ / ٢٨٢) او را از فقهای دورۀ عبدالملک بن مروان (حک ٦٥-٨٦ ق) شمرده است. نیز گفتهاند که کسانی چون پسرش عون، عامر شعبی، علی بن اقمر، ابواسحاق سبیعی، سلمة بن کهیل، حکم بن عتیبه و اسماعیل بن ابیخالد از او حدیث شنیده و روایت کردهاند (نک : ابن ابی حاتم، همانجا؛ ابن قیسرانی، ٢ / ٥٤٠-٥٤١). البته از ابوجحیفه احادیث چندانی روایت نشده است. بر پایۀ شمارشی که نووی (١(٢) / ٢٠٢) به دست داده است، مجموع روایات او از پیامبر (ص) در کتب معتبر حدیث از جمله صحاح سته بالغ بر ٤٥ حدیث بوده که از آن میان ٧ مورد در صحیح بخاری و صحیح مسلم نقل شده است (برای متن احادیث، نک : بخاری، صحیح، ١ / ٥٥، جم ؛ مسلم، ١ / ٣٦٠، جم ؛ احمد، ٤ / ٣٠٧- ٣٠٩؛ نیز مزی، ٩ / ٦٩-١٠٣). دو مورد از این روایات در فقه مورد توجه بیشتری قرار گرفته و در باب اذان و استقبال قبله بدان استناد شده است (نک : نووی، ١(٢) / ٢٠١-٢٠٢).
یکی از روایات ابوجحیفه که بهویژه از دیدگاه امامیه حایز اهمیت است و در اثبات امامان دوازدهگانه از طریق روایات اهل سنت بدان استناد میشود، حدیث نص پیامبر (ص) بر وجود «دوازده خلیفه» پس از اوست (نک : نعمانی، ٧٨؛ ابوالصلاح حلبی، ١٧٥؛ طبرسی، ٣٦٣؛ ابن شهر آشوب، ١ / ٢٩١). در مقایسه بین این حدیث و حدیث مشابه و بسیار مشهور جابر بن سمرۀ سُوائی، پسر عموی ابوجحیفه، برخی همگونیها جالب توجه است؛ از جمله اینکه عبارت «کلهم من قریش» (همۀ آن خلفا از قریش خواهند بود) برای هر دو راوی نامفهوم بوده است و هر دو، این بخش از حدیث را از شخص دیگری شنیدهاند (نک : حاکم نیشابوری، ٣ / ٦١٧- ٦١٨؛ ابونعیم، ٢ / ١٧٦؛ هیثمی، ٥ / ١٩٠). علاوه بر احادیثی که ابوجحیفه از پیامبر (ص) و اصحاب آن حضرت روایت کرده، گاه برخی حکایات تاریخی نیز نقل کرده که از آن دست میتوان روایات نصر بن مزاحم (ص ١٤١، ٤٦٢) از طریق اجلح بن عبدالله کندی را یاد کرد.
از ٤٠ ق تا کشته شدن مصعب در ٧١ ق، کوفه درگیر فتنههای گوناگونی بود که نقش ابوجحیفه و موضع او در جریان آن سالها در هالهای از تاریکی است. او در اواخر عمر، به هنگام امارت بشر بن مروان اموی بر عراق (٧١-٧٥ ق)، برخلاف تنی چند از عالمان کوفه، هدیۀ ارسال شده از جانب بشر را بدون مخالفت پذیرفت (بلاذری، ٥ / ١٧٠).
وفات ابوجحیفه، چنانکه در منابع مختلف تکرار شده است، در اثنای امارت بشر در کوفه واقع شد (نک : ابن سعد، ٦ / ٤٢؛ خلیفه، ١ / ٣٤٩) و برخی چون ابن حبان (ص ٤٦) وفات او را دقیقاً در ٧٤ ق دانستهاند (برای اقوال دیگر، نک : ذهبی، ٣ / ٢١٩).
مآخذ
ابن ابی حاتم، عبدالرحمن بن محمد، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دکن، ١٣٧٣ ق / ١٩٥٣ م؛
ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابة، قاهره، ١٢٨٠ ق؛
ابن حبان، محمد، مشاهیر علماء الامصار، به کوشش فلایشهامر، قاهره، ١٣٧٩ ق / ١٩٥٩ م؛
ابن حزم، علی بن احمد، جمهرة انساب العرب، بیروت، ١٤٠٣ ق؛
ابنسعد، محمد، کتاب الطبقات الکبیر، به کوشش سترستن، لیدن، ١٩٠٩ م؛
ابنشهر آشوب، محمد بن علی، المناقب، قم، چاپخانۀ علمیه؛
ابنعبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٣٨٠ ق / ١٩٦٠ م؛
ابن قیسرانی، محمد بن طاهر، الجمع بین الرجال الصحیحین، حیدرآباد دکن، ١٣٢٣ ق؛
ابوالصلاح حلبی، تقی بن نجم، تقریب المعارف، به کوشش رضا استادی، قم، ١٤٠٤ ق؛
ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، ذکر اخبار اصبهان، به کوشش ددرینگ، لیدن، ١٩٣١ م؛
احمد بن حنبل، مسند، قاهره، ١٣١٣ ق؛
بخاری، محمد بن اسماعیل، تاریخ الکبیر، حیدرآباد دکن، ١٣٩٨ ق / ١٩٧٨ م؛
همو، صحیح، استانبول، ١٣١٥ ق؛
برقی، احمد بن ابی عبدالله، کتاب الرجال، تهران، ١٣٤٢ ش؛
بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج ١، به کوشش محمد حمیدالله، قاهره، ١٩٥٩ م؛
همو، همان، ج ٥، به کوشش گویتین، بیتالمقدس، ١٩٣٦ م؛
حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، حیدرآباد دکن، ١٣٣٤ ق؛
خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ ق؛
خلیفة بن خیاط، تاریخ، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ١٩٦٧ م؛
ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، قاهره، ١٣٦٨ ق؛
طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری، بیروت، ١٣٩٩ ق؛
طبری، تاریخ؛
طوسی، محمد ابن حسن، رجال، به کوشش محمد کاظم کتبی، نجف، ١٣٨٠ ق / ١٩٦١ م؛
مزی، یوسف ابن عبدالرحمن، تحفة الاشراف، بمبئی، ١٣٩٧ ق / ١٩٧٧ م؛
مسلم بن حجاج، صحیح، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، قاهره، ١٣٧٤ ق / ١٩٥٤ م؛
نصر بن مزاحم، وقعة صفین، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٨٢ ق؛
نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
نووی، یحیی بن شرف، تهذیب الاسماء و اللغات، قاهره، ادارة الطباعة المنیریة؛
هیثمی، علی بن ابیبکر، مجمع الزوائد، قاهره، ١٣٥٣ ق؛
یعقوبی، احمد ابن اسحاق، تاریخ، بیروت، ١٣٧٩ ق / ١٩٦٠ م.
بخش فقه، علوم قرآنی و حدیث