دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥١٨ - براذعی
براذعی
نویسنده (ها) :
فرامرز حاج منوچهری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَراذِعی، ابو سعید خلف بن ابیالقاسم اسدی قیروانی (د ح ٤٣٨ق/ ١٠٤٦م)، فقیه مالكی و مؤلف كتاب التهذیب كه در میان مالكیان غرب اسلامی از جایگاه ارزشمندی برخوردار است.
او نزد دو تن از مشایخ بزرگ مالكی زمان، ابن ابی زید و ابوالحسن قاسبی، به تحصیل فقه پرداخت (ﻧﻜ : قاضی عیاض، ٤/ ٧٠٨). به تقریب با درگذشت ابن ابیزید در ٣٨٦ق، براذغی راهی سفر شد و در مصر و دمشق در محضر درس استادانی همچون ابوالقاسم عبیدالله بن محمد ابن خلف، ابوبكر مهندس، عبدالوهاب كلابی، ابوبكر احمدبن خطاب، ابوبكر ابن ابیالحدید و عبداللهبن محمدبن هلال، حضور یافت و از آنها بهره برد (ابن عساكر، ٥/ ٦٦٩).
براذغی پس از چندی، با اندوختههایی علمی، به قیروان بازگشت به تدریس و تألیف پرداخت و آثار بسیاری نگاشت كه از مهمترین آنها كتاب التهذیب فی اختصارالمدونة است. براذغی در این دوره، ظاهراً به سبب ارتباط نزدیك با حاكمان عبیدی كه بر اهل سنت سخت میگرفتند، با بیمهری دیگر عالمان و بزرگان قیروان روبهرو گشت، همچنین گفته شده است كه طالبان علم به سبب شعری كه او را تأیید نسبت بنی عبید (فاطمیان) سروده، و به نوعی از ایشان جانبداری كرده بوده است (قاضی عیاض، ٤/ ٧٠٩؛ ابنفرحون، الدیباج...، ١١٢)، به او نزدیك نمیشدند. از سویی این امر سبب گشت تا فقیهان و بزرگان، آثار او را به غیر از التهذیب، «طرح» كنند و عملاً او را به انزوای علمی بكشانند؛ انزوایی كه در نهایت منجر به مهاجرت او از قیروان به صقلیه (سیسیل) شد (ذهبی، ١٧/ ٥٢٣؛ ابن فرحون، همانجا).
اما آنچه دربارۀ ارتباط براذغی با دربار حاكمان قیروان و نیز تأیید او از بنی عبید گفته شده، جای تأمل دارد؛ زیرا در قیروان، عملاً دهۀ ٦ از سدۀ ٤ق زمان افول قدرت عبیدیان به حساب میآید و این زمانی است كه براذغی دورۀ نوجوانی خویش را سپری میكرده است و از این امر تا حدی قبول روایت یاد شده را دشوار میكند. برخی نیز علت عدم اشتهار براذغی در قیروان و طرد او توسط بزرگان قوم را قدرناشناسی نسبت به استادش ابنابیزید و اهانت به وی دانستهاند (قاضی عیاض، ٤/ ٧٠٨-٧٠٩) كه البته دباغ به توضیح و نقد این سخن پرداخته، و با دفاع از براذغی چنین نسبتی را ناروا دانسته است (٣/ ١٨٦-١٨٧؛ نیز ﻧﻜ : ابنفرحون، همان، ١١٢-١١٣).
براذغی در صقلیه با راهیابی به دربار سلاطین وقت، توانست به معرفی اثر خود بپردازد و در آنجا شهرت فراوانی به دست آورد. در برخی منابع آمده است كه براذغی آثارش را در دورۀ اقامتش در صقلیه تألیف نموده است كه بنابر آنچه كفته شد، چندان قابل پذیرش نمینماید (ذهبی، ابن فرحون، همانجاها؛ مخلوف، ١٠٥). ابنفرحون صورت برخی از استفتائات اهل صقلیه از وی را درج كرده است (درةالغواص، ١٤٠، ١٨٤، ٢٩٥).
دربارۀ مقام علمی براذغی، افزون بر آنكه كتاب التهذیب او و جایگاه آن در میان آثار مالكی، خود نشان از پایۀ وی دارد، باید گفت كه آراء فقهی او در جای جای آثار فقهی مالكی بازتاب یافته است (مثلاً ﻧﻜ : ونشریسی، ٥/ ٣٦٦، ٦/ ٢٣٧).
براساس آنچه در نسخهای از كتاب التهذیب او (در كتابخانۀ ازهریه) آمده، برذاعی در ٤٣٨ق در قیروان درگذشته است (ﻧﻜ : فاسی، ١/ ٣٠٧). از اینرو، باید گفت كه وی در اواخر عمر به موطن خود بازگشته بوده است (قس: زركلی، ٢/ ٣١١).
آثار
براذغی آثار مهمی تألیف نمود كه از آن جمله است: اختصار الواضحة؛ الشرح والتمامات لمسائل المدونة؛ التمهید لمسائلالمدونة؛ و نیز كتابی به شیوۀ مشیخه كه در آن از مشایخی نام برده كه آنها را ملاقات كرده، و از آنها علم اندوخته بوده است (ﻧﻜ : قاضی عیاض، ٤/ ٧٠٩؛ مخلوف، همانجا؛ شكیب ارسلان، ٢/ ١٧٠؛ برای نقلیاتی از آثار وی، ﻧﻜ : ونشریسی، ٦/ ٤٤٨، ٤٦٧، ٨/ ٣٧٤).
اما آنچه سبب شهرت براذغی گشته، تألیف كتاب التهذیب است كه مؤلف در آن برخلاف روش استادش ابن ابیزید، و در تبعیت از شیوۀ المدونه، به ترتیب موضوعات پرداخته، و اضافات ابن ابیزید را حذف كرده است. این اثر تألیفی مستقل از المدونه است و با اثر استادش اختلاف فراوان دارد و حتى در برخی موارد، سلسله سندش به المدونه، با اسانید ابن ابیزید كاملاً متفاوت است (برای توضحیات، ﻧﻜ : دباغ، ٣/ ١٨٤-١٨٦). ابن خلدون (٣/ ١٠٥٨-١٠٥٩) ضمن ذكر این اثر در میان آثار مهم مالكی مورد توجه در قیروان، یادآور میشود كه این كتاب، به عنوان متنی درسی آموزش داده میشده است (نیز ﻧﻜ : قلقشندی، ١/ ٤٧٣). گویند دانشاندوزان تیمناً آن را از حفظ میكردند (ﻧﻜ : قاضی عیاض، ٤/ ٧٠٨). این اثر در زمان مؤلف و پس از او، موجب مناقشات بسیاری شده كه خود نشانی از میزان توجه به آن است (ﻧﻜ : همو، ٤/ ٧٠٨-٧٠٩؛ دباغ، همانجا). در آثار فقیهی نیز گاه برخی اشكالات در نقل آراء توسط او دیده میشود كه از سوی فقیهان مورد نقد قرار گرفته است (مثلاً ابنعبدالرفیع، ٢/ ٣٨٨-٣٨٩).
نسخههای بسیاری از این اثر در كتابخانههای مختلف جهان ازجمله كتابخانۀ از هریۀ مصر، احمد ثالث استانبول، قرویین فاس، ملی پاریس و چستربیتی دوبلین یافت میشود (ﻧﻜ : ازهریه، ٢/ ٣١٤؛ فاسی، ١/ ٣٠٧-٣١٢؛ دوسلان، ﺷﻤ ١٠٥١-١٠٥٤؛ آربری، ﺷﻤ GAS,I/ ٤٧٠-٤٧١;
٣٩٥٢). همچنین بر این اثر شروح و تعلیقات بسیاری نوشته شده كه از آن جمله میتوان به التقیید ﻋﻟﻰ تهذیب البراذغی از ابوالحسن علی بن محمد زَرویلی، تعلیقهای از ابومهدی ﻋﯾﺳﻰ و انوغی، الشرح الصغیر و نیز الشرح الکبیر علی التهذیب هر دو از قاسم بن عیسی ناجی اشاره كرد (ﻧﻜ : فاسی، ١/ ٣١٢-٣١٨؛ دوسلان، ﺷﻤ ١٠٥٤؛ GAL, I/٤٧١;
GAL, S, I/ ٣٠٢).
مآخذ
ابنخلدون، مقدمة، قاهره، ١٣٨٧ق؛
ابنعبدالرفیع، ابراهیم، معینالحكام، به كوشش محمدبن قاسمبن عیاد، بیروت، ١٩٨٩م؛
ابن عساكر، علی، تاریخ مدینة دمشق، عمان، دارالبشیر؛
ابن فرحون، ابراهیم، درةالغواص، به كوشش محمد ابواجفان و عثمان بطیخ، بیروت، ١٤٠٦ق/ ١٩٨٥م؛
همو، الدیباجالمذهّب، قاهره، ١٣٥١ق؛
از هریه، فهرست؛
دباغ، عبدالرحمان، معالمالایمان، قاهره، ١٣٢٠ق؛
ذهبی؛
محمد، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛
زركلی، اعلام؛
شكیب ارسلان، الحلل السندسیة، قاهره، ١٣٥٥ق؛
فاسی، محمدعابد، فهرس مخطوطات خزانة القرویین، مغرب، ١٣٩٩ق/ ١٩٧٩م؛
قاضی عیاض، ترتیب المدارك، به كوشش احمد بكیر محمود، بیروت/ طرابلس، ١٣٨٧ق/ ١٩٦٧م؛
قلقشندی، احمد، صبحالاﻋﺷﻰ، قاهره، ١٣٨٣ق/ ١٩٦٣م؛
مخلوف، محمد، شجرة النور الزكیة، قاهره، ١٣٥٠ق؛
ونشریسی، احمد، المعیار المغرب، به كوشش محمد حجی، بیروت، ١٤٠١ق/ ١٩٨١م؛
نیز:
Arberry;
De Slane;
GAL,S;
GAS.
فرامرز حاج منوچهری