دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٠٢ - بریدةبن حصیب بن عبدالله
بریدةبن حصیب بن عبدالله
نویسنده (ها) :
احمد پاکتچی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٧ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بُرَیدَه بْن حُصَیب بْن عَبْدُاللّه، ابوعبدالله اسلمی (د ٦٣ق / ٦٨٣م)، از صحابیان نامدار پیامبر(ص). گفتهاند: نام او عامر، و بریده لقبش بوده است (ابن حجر، نزهة... ، ١ / ١٢٠). دانستهها درباره احوال او با حكایت اسلام آوردنش آغاز شده است؛ براساس روایات، آنگاه كه پیامبر (ص) در مسیر هجرت به مدینه، از محلی به نام غَمیم میگذشت، بریده با حضرت روبهرو شد و در همین دیدار بود كه اسلام آورد (طبری،٥٣٤؛ خلیفه، ٦٨؛ ابن حجر، الاصابة، ١ / ١٤٦). اینكه با گرویدن او، حدود ٨٠ خانوار از اسلمیان به اسلام پیوستهاند (ابن عبدالبر، ١ / ١٨٥؛ ابن اثیر، ١ / ١٧٥)، به خوبی نمایانگر جایگاه او در میان قومش، اسلم بوده است. به دنبال فرونشستن جنگ احد (٣ق / ٦٢٤م)، بریده به جمع یاران پیامبر(ص) در مدینه پیوست و در سالیان پس از آن، فرصت بهرهگیری از محضر پیامبر(ص) را یافت (ابن عبدالبر، ابن حجر، همانجاها).
چنین مینماید كه بریده پس از آن نیز همچنان جایگاه خود را در میان قبیلۀ خویش حفظ كرد؛ آن هنگام كه «وفد» اسلمیان برای ابراز تابعیت اسلام به حضور پیامبر(ص) رسیدند، بریده در پیشاپیش آنان جای داشت (یعقوبی، ٢ / ٧٩؛ قس: ابنسعد، ١(٢) / ٨٢) و از سوی آن حضرت مأمور گردآوری زكات از قوم خود بود (ذهبی، ٢ / ٤٦٩). براساس روایات، بریده در ١٦ غزوه در ركاب پیامبر(ص) جنگید (ابن حجر، همانجا؛ نیز واقدی، ٤٠٤، جمـ) و در بیعت رضوان نیز شركت داشت (ابن عبدالبر، ابن اثیر، همانجا). وی در سفری به یمن نیز همراه حضرت علی(ع) بود (نسایی، ٩٩).
با پایگیری فتوح و استقرار مسلمانان در بصره، بریده راهی آن دیار شد و سالی چند در آن اقامت گزید (ابن ابی حاتم، ١(١) / ٤٢٤؛ ابن اثیر، ابن حجر، همانجاها). وی به روزگار خلافت عثمان (٢٣- ٣٥ق)، روی به شرق نهاد و در فتوح خراسان شركت جست. در منابع شرح حال، نشانی از بازگشت بریده به بصره دیده نمیشود (حتێ در برخی منابع به بازنگشتن وی تصریح شده است، مثلاً نكـ: ابن اثیر، همانجا)، ولی برخی از گزارشها در منابع، بازگشت او را اقتضا دارد. در گزارشهای مربوط به جنگ صفین (٣٧ق / ٦٥٧م)، به صراحت نام بریده در شمار امضاكنندگان عهدنامۀ تحكیم آمده است (نصر، ٥٠٧).
موضعگیری بریده نسبت به اختلافات صحابه، در منابع شیعه و اهل سنت با تفاوتی آشكار بازتاب یافته است: در آیینۀ منابع اهل سنت، بریده از داوری در منازعات صحابه دوری میجسته، و موضع او نسبت به متخاصمین، موضع «وقف» با جنبۀ خوشبینانه بوده است. گفتنی است در منابع حدیثی اهل سنت، شماری از احادیث به نقل از وی در فضایل اصحاب، اعم از یكایك خلفای اربعه، صحابیانی چون سلمان و عمار از یكسو، و طلحه و زبیر و ابوموسێ اشعری از سویی دیگر آمده است (احمد بن حنبل، ٥ / ٣٤٦-٣٦١؛ نیز قس: كشی، ٣٠-٣١). از زبان بریده، دربارۀ این گرایش، عبارتی صریح نیز نقل شده است كه در آن ضمن ستایش از همگی اصحاب متخاصم، مسلمانان را از نقد صحابه پرهیز داده، و رسیدگی به اختلاف آنان را به خداوند واگذارده است (ابن سعد، ٤(١) / ١٧٩). در مقابل، چهرهای كه از بریده در منابع شیعی بازتاب یافته، چهرۀ صحابیی است كه از ٣ خلیفۀ نخستین روی تافته، و به پذیرش امامتعلی(ع) سبقت جستهاست. در روایات گوناگون شیعی، با وجود تنوع مضامین، نام بریده همراه با شخصیتهایی چون سلمان، حذیفه و عمرو بن حَمِق به ثبت آمده است ( كتاب سلیم... ، ٢ / ٨٦٥؛ كشی، ٣٨، ٩٤؛ شیخ مفید، ١٩؛ «الرجال»، ٢: تنها یادی از او؛ شیخ طوسی، ١٠، ٣٥).
بریده در تاریخی نامشخص در مرو موطن گزید و بازمانده عمر را در مركز ولایت تازه فتح شدۀ خراسان سپری كرد (ابن حجر، همانجا؛ نیز بلاذری، ٤٠٠). در برخی منابع به چندی اقامت وی در سیستان نیز اشاره شده است (ابن حبان، ٣ / ٢٩). وی در ٦٣ق در مرو درگذشت و در محلی موسوم به «حصین» دفن گردید (ابن عبدالبر، همانجا؛ قس: طبرانی، ٢ / ٣: سال ٦٢ق). از ترجمۀ تاریخ نیشابور به روشنی آشكار میشود كه حصین برخلاف تبادر آغازین، نه علمی جغرافیایی، بلكه لغتی عربی به معنای «دژ كوچك» است كه خلیفۀ نیشابوری آن را به «حصارك» برگردانده است (ص ٦٨). احتمالاً این حصارك، دژی كوچك بوده كه مسلمانان مهاجر به مرو، به عنوان اردوگاه خود بنا نهاده بودهاند (قس: یاقوت، ٢ / ٨٤: جصین).
در میان احادیث بازمانده از بریده، زمینه های اخلاق و تنسك فزونی دارد و در این میان، به خصوص موضوعاتی چون برابر انگاشتن ترك نماز با كفر، تشویق مبالغهآمیز به قرائت قرآن و تكیه بر نزدیكی قیامت بیشتر به چشم میآید (برای احادیث او، مثلاً نك : احمد بن حنبل، ٥ / ٣٤٦-٣٦١؛ رویانی، ١ / ٦١ -٩٦). در میان راویان او افزون بر دو پسرش سلیمان و عبدالله، نام تابعانی چون ابونضرۀ عبدی، عامر شعبی و ابوالملیح هذلی دیده میشود (ذهبی، همانجا).
در ستایشهایی كه به صورت حدیثی نبوی از بریده صورت گرفته، او گاه به تنهایی و گاه در كنار حَكَم بن عمرو، به عنوان هدایتگر مشرق شناخته شده است (ابن عبدالبر، ١ / ١٨٥-١٨٦؛ ابن اثیر، ١ / ١٧٦؛ خلیفه، ٦٩). پس از او نیز فرزندانش تا چندین نسل مروجان حدیث در منطقۀ مرو بودهاند (مثلاً نكـ: ابن ابی حاتم، ١(١) / ٤٢٤).
مآخذ
ابن ابی حاتم، عبدالرحمان، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دكن، ١٣٧١ق / ١٩٥٢م؛
ابن اثیر، علی، اسدالغابة، قاهره، ١٢٨٠ق؛
ابن حبان، محمد، الثقات، حیدرآباد دكن، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
ابن حجر عسقلانی، احمد، الاصابة، قاهره، ١٣٢٨ق؛
همو، نزهة الالباب، به كوشش عبدالعزیز سدیدی، ریاض، ١٩٨٩م؛
ابن سعد، محمد، كتاب الطبقات الكبیر، به كوشش زاخاو و دیگران، لیدن، ١٩٠٤- ١٩١٨م؛
ابن عبدالبر، یوسف، الاستیعاب، به كوشش علی محمد بجاوی، بیروت، ١٤١٢ق؛
احمد بن حنبل، مسند، قاهره، ١٣١٣ق؛
بلاذری، احمد، فتوح البلدان، به كوشش رضوان محمد رضوان، بیروت، ١٣٩٨ق / ١٩٧٨م؛
خلیفۀ نیشابوری، احمد، ترجمه و تلخیص تاریخ نیشابور حاكم نیشابوری، به كوشش محمدرضا شفیعی كدكنی، تهران، ١٣٧٥ش؛
ذهبی، محمد، سیراعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٢ق؛
«الرجال»، منسوب به احمد برقی، همراه الرجال ابن داوود حلی، به كوشش جلالالدین محدث ارموی، تهران، ١٣٤٢ش؛
رویانی، محمد، مسند، به كوشش ایمن علی ابویمانی، قاهره، ١٤١٦ق؛
شیخ طوسی، محمد، رجال، به كوشش محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف، ١٣٨١ق؛
شیخ مفید، محمد، الامالی، به كوشش استاد ولی و غفاری، قم، ١٤٠٣ق؛
طبرانی، سلیمان، المعجم الكبیر، به كوشش حمدی بن عبدالمجید سلفی، موصل، ١٩٨٣م؛
طبری، «المنتخب من كتاب ذیل المذیل»، همراه ج ١١ تاریخ؛
كتاب سلیم بن قیس، به كوشش محمدباقر انصاری، قم، ١٤١٥ق؛
كشی، محمد، معرفة الرجال، اختیار شیخ طوسی، به كوشش حسن مصطفوی، مشهد، ١٣٤٨ش؛
نسایی، احمد، خصائص امیرالمؤمنین(ع)، به كوشش احمد میرین بلوشی، كویت، ١٩٨٦م؛
نصر بن مزاحم، وقعة صفین، به كوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٨٢ق؛
واقدی، محمد، المغازی، به كوشش مارسدن جونز، لندن، ١٩٦٦م؛
یاقوت، بلدان؛
یعقوبی، احمد، تاریخ، بیروت، ١٩٦٠م
احمد پاكتچی