دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨ - ابن ابی لیلی محمد
ابن ابی لیلی محمد
نویسنده (ها) :
حسن یوسفی اشکوری
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٧ تیر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْن اَبی لِیلى، محمّد بن عبدالرّحمن بن ابی لیلی انصاری كوفی (٧٤- ١٤٨ق / ٦٩٣-٧٦٥م)، فقیه محدّث، مفتی و قاضی كوفه. پدرش عبدالرّحمن از بزرگان تابعین بوده است (خطیب، ١٠ / ١٩٩). در كودكی پدرش را از دست داد و ازاینرو نتوانست از دانش او بهره گیرد (ذهبی، سیر، ٦ / ٣١٠). ابن ابی لیلی از عالمان و فقیهان و محدّثان بنام روزگار خود، فقه و حدیث و قرائت قرآن آموخت. مشایخ او عبارتند از شعبی، نافع عمری، عطیۀ عوفی، برادر خود عیسی، پسر برادرش عبدالله بن عیسی (ابن ابی حاتم رازی، ٢(٣) / ٣٢٢)، عطاء بن ابی رباح، قاسم بن عبدالرحمن بن عبدالله بن مسعود، منهال بن عمرو، عمروبن مرّة، ابوزبیر مكّی، حكم بن عتیبة، حُمیضة بن شمردل، اسماعیل بن امیة، ثابت بن عبید، اجلح بن عبدالله، عبدالله بن عطاء، محمد بن عبدالرحمن بن سعد بن زُرارة، داوود بن علی امیر و دیگران (ذهبی، سیر، ٦ / ٣١٠-٣١١).
ابن ابی لیلی از فقیهان بزرگ و از اصحاب رأی روزگار خود بود. در روزگار بنی امیه به كار قضاوت در كوفه گمارده شد و در روزگار عباسیان نیز تا آخر عمر این سمت را حفظ كرد و در حدود ٣٣ سال در این مقام باقی ماند (ابن خلّكان، ٤ / ١٧٩). او با امام ابوحنیفه (د ١٥٠ق / ٧٦٧م) معاصر و چند سالی از او بزرگتر بود، اما بین آن دو همواره ناسازگاریهایی بر سر مسائل فقهی وجود داشت و ابوحنیفه بر برخی از احكام قضایی و روش داوری ابن ابی لیلی خرده میگرفت (همو، ٤ / ١٧٩-١٨٠). یكی از دلایل این خردهگیریها این بود كه ابوحنیفه در فتوا و آرای خود جسور بود و ابن ابی لیلی محتاطانه عمل میكرد. ذهبی وی را در فقاهت همتای ابوحنیفه دانسته است (سیر، ٦ / ٣١١). امام احمد بن حنبل فقه ابن ابی لیلی را از حدیث وی برتر دانسته است (همانجا). او را در قضاوت و برخی از مسائل فقهی آراء ویژهای است (ابنابیالدم، ٢٦٥). با اینكه پدرش شیعی و از یاران بنام و معتبر امام علی (ع) به شمار میرفت، اما خود او سنّی بوده است. نوبختی (ص ٧) و اشعری قمی (ص ٦) وی را از حشویه دانستهاند. بیشتر محدّثان و رجالشناسان اهل سنّت او را موثّق شمردهاند (ذهبی، میزان الاعتدال، ٣ / ٦١٣) و حتّی بعضی از رجالشناسان شیعی او را راست گفتار و ممدوح یاد كردهاند (حلّی، ٣٢٢؛ علامۀ حلّی، ٨١). با اینهمه نظرهای مختلفی در اعتبار حدیث او ابراز شده است. نسائی مینویسد او یكی از فقها بود كه در حدیث قوی نبود (سیروان، ٢٠٥) و ابنحنبل او را ضعیف الحدیث گفته است (ابنحبان، ٢ / ٢٤٤) و برخی گفتهاند: در حفظ حدیث كسی از ابنابیلیلی بدتر نبوده است (همانجا). قمی مینویسد كه طوسی (د ٤٦٠ق / ١٠٦٨م) ابن ابی لیلی را از شاگردان امام جعفر صادق (ع) دانسته (١ / ٢٠٢) و طبرسی حدیثی آورده است كه گرایش شدید او را به امام صادق (ع) نشان میدهد (٢ / ٣٥٨-٣٦٠)، اما روشن است كه او شیعی نبوده است، زیرا گفتهاند كه او به رأی خود فتوا میداده (ابن قتیبه، ٤٩٤)، و نیز احادیثی كه در مورد او در برخی از منابع روایی شیعی نقل شده، شواهدی است بر اینكه او شیعی نبوده است (طوسی،٦ / ٢٢١، ٩ / ١٤١، ٢٠٨).
بسیاری از راویان سدۀ ٢ق / ٨م در عراق از ابن ابی لیلی حدیث شنیده و نقل كردهاند كه از آن میان میتوان به اینان اشاره كرد: ابن ابی عُمیر (نوری، ٣ / ٨٤٤)، قاضی ابویوسف (قاضی، ١ / ٢٠)، شعبه، وكیع، ابونعیم، ابن جریج، شریك، قیس بن ربیع، علی بن مسهر، عبیدالله بن موسی (ابن ابی حاتم رازی، ٧ / ٣٢٢)، حسن بن صالح بن حی (ابواسحاق، ١ / ١٢١)، عمران بن محمد (فرزند او) (ذهبی، تاریخ الاسلام، ٦ / ١٢٣)، حمزة زیات، سفیان ثوری، احوص بن جوّاب، علی بن هاشم بن برید، یحیی بن ابی زائده، عمروبن ابوقیس رازی، عقبة بن خالد، عبدالله بن داوود خریبی، عیسی بن یونس، محمد بن ربیعة، عبیداللّه بن موسی و عیسی بن مختار بن عبدالله (ذهبی، سیر، ٦ / ٣١١).
گفته شده است كه او اثری به نام الفرائض (ابن ندیم، ٢٥٦) و نیز كتابی با عنوان الفردوس داشته است، اما نشانی از آن دو در دست نیست (خوانساری، ٧ / ٢٥٣). آراء فقهی او از طریق قاضی ابویوسف در كتاب ما اختلف فیه ابوحنیفة و ابن ابی لیلی و شرحی كه شافعی در كتاب الامّ برای آن نوشته به دست ما رسیده است.
مآخذ
ابن ابی حاتم رازی، عبدالرحمن بن محمد، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دكن، ١٩٥٢م؛
ابن ابی الدم، ابراهیم بن عبدالله، ادب القضاء، به كوشش محمد مصطفی زحیلی، دمشق، ١٩٧٥م؛
ابنحبان، محمد، المجروحین من المحدّثین و الضعفاء و المتروكین، به كوشش محمود ابراهیم زاید، بیروت، دارالمعرفة؛
ابنخلكان، وفیات؛
ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، به كوشش ثروت عكّاشه، قاهره، ١٩٦٩م؛
ابن ندیم، الفهرست؛
ابواسحاق شیرازی، ابراهیم بن علی، طبقات الفقهاء، به كوشش خلیل المیس، بیروت، دارالقلم؛
اشعری قمی، سعدبن عبدالله، المقالات و الفرق، به كوشش محمد جواد مشكور، تهران، ١٩٦٣م؛
حلّی، تقیالدین حسن، الرّجال، به كوشش جلالالدین ارموی محدّث، تهران، ١٣٤٢ش؛
خوانساری، محمدباقر، روضات الجنّات، به كوشش اسدالله اسماعیلیان، قم، ١٣٩٢ق؛
ذهبی، شمسالدین محمّد، تاریخ اسلام، قاهره، ١٣٦٧ق؛
همو، سیر اعلام النّبلاء، به كوشش حسین اسد و شعیب ارنؤوط، بیروت، ١٩٨٥م؛
همو، میزان الاعتدال، به كوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٩٦٣م؛
سیروان، عبدالعزیز عزالدین، المجموع فی الضعفاء و المتروكین، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
طبرسی، احمدبن علی، الاحتجاج، به كوشش محمدباقر خرسان، بیروت، ١٩٨١م؛
طوسی، محمدبن حسن، تهذیب الاحكام، بیروت، ١٩٨١م؛
علامّۀ حلّی، خلاصة الاقوال، تهران، ١٣٤٢ش؛
قاضی ابویوسف، یعقوب، الخراج، بیروت، دارالمعرفة؛
قمی، عباس، الكنی و الالقاب، تهران، ١٣٩٧ق؛
نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعة، به كوشش محمد صادق بحرالعلوم، نجف، ١٣٥٥ق؛
نوری، میرزا حسین، المستدرك، قم، مؤسسۀ اسماعیلیان.
حسن یوسفی اشکوری