دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٦٩ - ابن ذکوان، ابوعمرو
ابن ذکوان، ابوعمرو
نویسنده (ها) :
بخش فقه، علوم قرآنی و حدیث
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ ذَكْوان، ابوعمرو عبدالله بن احمد بن بشیر دمشقی (١٧٣-٢٤٢ ق/ ٧٨٩-٨٥٦ م)، یكی از دو راوی قرائت ابن عامر از قاریان هفتگانه. ابنجزری ( غایة، ١/ ٤٠٤) به تفصیل نسب قریشی او را ذكر كرده است. در برخی منابع كنیۀ او «ابومحمد» آمده است (نک : ابن عساكر، ٢٩٦). او ساكن دمشق بود و مدتی امامت مسجد جامع آنجا را بر عهده داشته است (ابن عساكر، همانجا). ابن ذكوان قرائت ابن عامر را از ایوب بن تمیم، به روایت از یحیی بن حارث ذماری آموخت (ابنمجاهد، ٨٧، ١٠١؛ ابن مهران، ٣٩) و اینكه مقدسی از قرائت او نزد یحیی سخن گفته (ص ١٤٣) خطاست. دو راوی عمدۀ ابن ذكوان هارون بن موسی اخفش و محمد بن موسی صوری هستند كه غالب طرق روایت ابن ذكوان از ابنعامر به آن دو ختم می شود (نک : ابنجوزی، النشر، ١/ ١٣٩-١٤٣). روایت احمد بن یوسف ثغلبی از او در برخی از منابع متقدم چون سبعۀ ابنمجاهد (همانجا)، تیسیر دانی (ص ١٣)، كامل هُذَلی، مستنیر ابن سوّار (ابن جزری، غایة، ١/ ١٥٣) و قراءات اندرابی (ص ٧٨) و روایت محمد بن قاسم اسكندرانی از او در كامل هذلی و مبهج سبط خیاط (ابن جزری، همان، ٢/ ٢٣٢) دیده میشود (نیز نک : همو، تحبیر، ٢٦-٢٧). ولید بن عتبه و ابوزرعۀ دمشقی او را به عنوان متبحرترین عالم قرائت ستودهاند (ابن حجر، ٥/ ١٤٠-١٤١). در بین دو راوی ابنعامر، روایت ابن ذكوان بیش از هشام شهرت داشته، چنانكه بهعنوان نمونه ابنجزری در النشر (١/ ١٣٥-١٤٣) روایت او را از ٧٩ طریق و روایت هشام را از ٥١ طریق گردآورده است. ابن ذكوان در اختلافات خود با هشام اغلب روش واحدی را كه بتوان از آن قواعدی استخراج نمود، اتخاذ نكرده است. مثلاً میتوان به نظرات نه چندان یكنواخت او در مورد ادغام متقاربین (مكی، ١/ ١٤٤- ١٤٩؛ دانی، ٤١-٤٥)، اشاره كرد. همچنین او در موارد اختلاف بین تشدید و تخفیف یك حرف (همو، ١٢٣-٢٢٠؛ مكی، ١/ ٥٢٢)، وصل هاء به یاء (مكی، ١/ ٤٣٩، ٤٧٠؛ دانی، ١٠٥، ١١١) و نیز تخفیف یا تحقیق همزه (مكی، ٢/ ٩١؛ دانی، ١٢٨، ١٤٩، ٢٢٤) روش یكنواختی در پیش نگرفته است، به هر حال منشأ این اختلافات شاید بیشتر اختلافات در نقل بوده تا قاعده و قیاس. معذلك گرایش به برگزیدن قرائت ثقیل بر خفیف (مكی، ١/ ٢٨٣، ٢/ ٦٩؛ دانی ١٩١) میل به اماله و اشمام (مكی، ١/ ١٧٤، ١٨١-١٨٣، ٢٢٩؛ دانی، ٥٠-٥١) را میتوان تا حدودی از وجوه تمایز ابن ذكوان از هشام دانست، و گرایش او به تحقیق همزتین را به عنوان قاعدهای در روایت ابن ذكوان به شمار آورد (بهعنوان نمونه نک : مكی، ١/ ٧٤، ٢/ ٢٧٣، ٣٢٨؛ دانی، ٢١-٣٢، ١٩٩، ٢١٢). باید گفت كه گاه ابن ذكوان در برابر قاریان هفتگانه قرائت منفردی را به ابن عامر نسبت داده است (به عنوان نمونه دانی، ١٠٠، ١٠٥، ١٤١). در مورد راویان از ابن ذكوان باید گفت كه در روایت از او در موارد بسیاری دچار اختلاف شده اند (به عنوان نمونه دانی، ٤٢، ٥١، ٧١).
دانی در جامع البیان ذكر كرده كه ابنذكوان قرائت نافع، یكی دیگر از قاریان هفتگانه (حروف وی) را نیز از طریق اسحاق بن المسیبی فراگرفته است (نک : ابن جزری، غایة، ١/ ٤٠٤). نیز بنا به تصریح دانی و هذلی، ابن ذكوان در هنگام ورود كسایی از قاریان هفتگانه به دمشق قرائت را از او آموخته (همان، ١/ ٥٣٦، ٥٣٧) و گر چه ذهبی صحت این روایت را مورد تردید قرار داده (١/ ١٦٤؛ نک : ابن جزری، ٥٣٧)، ولی ابن جزری دلایلی بر صحت آن اقامه كرده است.
ابن ذكوان در حدیث نیز دستی داشته و ابن عساكر فهرستی از مشایخ روایی او را به دست داده كه از آن میان میتوان وكیع، بقیة بن ولید، ابن ابی فدیك و ولید بن مسلم را نام برد (ص ٢٩٦). از راویان او ابوداوود سجستانی، ابن ماجه، بسوی، ابوحاتم رازی، محمد بن معافی، بقی بن مخلد قابل ذكرند (ابن ماجه، ١/ ١٥، جم ؛ ابن ابی حاتم، ٢(٢)/ ٥؛ بسوی، ١/ ١٢٢، ٣/ ١٥٩؛ ابن حبان، ٨/ ٣٦٠؛ ابن عساكر، ٩٦، ٢٩٧؛ ابن حجر، ٥/ ١٤٠). از نظر رجالی ابن حبان (همانجا) او را در ثقات آورده و ابوحاتم او را صدوق شمرده (ابن ابی حاتم، همانجا) و ابن معین گفته «لیس به بأس» (ابن عساكر، ٢٩٨). احادیث ابن ذكوان را میتوان به طور پراكنده در كتب حدیث یافت (به عنوان نمونه، نک : ابنماجه، جم ؛ بسوی، ٣/ ١٥٩). در منابع ذكر شده است كه او اثری تحت عنوان: اقسام القرآن و جوابها و ما یجب علی قاری القرآن عند حركة لسانه داشته (ابن جزری، غایة، ١/ ٤٠٥) كه نشانی از آن نداریم. نیز دانی در التیسیر (ص ١٨٧) مطلبی را از كتابی از ابن ذكوان در قرائت ابن عامر نقل كرده كه دربارۀ مشخصات آن توضیح بیشتری نداده است. همو در التیسیر (ص ١٩٤) و غیر آن (نک : ابن جزری، غایة، ١/ ١٥٢)، به نسخههایی اشاره كرده كه شاگردان ابن ذكوان، اخفش و تغلبی، روایت او را در آنها ثبت كردهاند.
مآخذ
ابن ابی حاتم، عبدالرحمن، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دكن، ١٣٧٢ ق/ ١٩٥٣ م؛
ابن جزری، محمد بن محمد، تحبیر التیسیر، بیروت، دارالكتب العلمیة؛
همو، غایة النهایة، به كوشش برگشترسر، قاهره، ١٣٥١ ق/ ١٩٣٢ م؛
همو، النشر، به كوشش علی محمد الضباع، قاهره، كتابخانۀ مصطفی محمد؛
ابن حبان، محمد، الثقات، حیدرآباد دكن، ١٤٠٢ ق/ ١٩٨٢ م؛
ابن حجر عسقلانی، احمد، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دكن، ١٣٢٦ ق؛
ابن عساكر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق (عبادة بن اوفی ـ عبدالله بن ثوب)، به كوشش شكری فیصل و دیگران، دمشق، ١٤٠٢ ق/ ١٩٨٢ م؛
ابن ماجه، محمد بن یزید، السنن، به كوشش محمد فؤاد عبدالباقی، قاهره، ١٩٥٤ م؛
ابن مجاهد، احمد بن موسی، السبعة، به كوشش شوقی ضیف، قاهره، ١٩٧٢ م؛
ابن مهران، احمد بن حسین، المبسوط، به كوشش سبیع حمزة حاكمی، دمشق، ١٤٠٧ ق/ ١٩٨٦ م؛
اندرابی، احمد بن ابی عمر، قراءات القراء المعروفین، به كوشش احمد نصیف جنایی، بیروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
بسوی، یعقوب بن سفیان، المعرفة و التاریخ، به كوشش اكرم ضیاء العمری، بغداد، ١٣٩٤ ق/ ١٩٧٤ م؛
دانی، عثمان بن سعید، التیسیر، به كوشش اتوپرتزل، استانبول، ١٩٢٠ م؛
ذهبی، محمد بن احمد، معرفة القراء الكبار، به كوشش محمد سید جادالحق، قاهره، ١٣٨٧ ق/ ١٩٦٧ م؛
مقدسی، محمد بن احمد، احسن التقاسیم، به كوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦ م؛
مكی بن ابی طالب، الكشف عن وجوه القراءات السبع، به كوشش محییالدین رمضان، بیروت، ١٤٠١ ق/ ١٩٨١ م.
بخش علوم قرآنی و حدیث