دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٢٤ - جوینی، ابراهیم
جوینی، ابراهیم
نویسنده (ها) :
احمد پاکتچی
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٤ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جُوِیْنی، ابراهیم بن محمد بن مؤید (٦٤٤-٧٢٢ق / ١٢٤٦-١٣٢٢م)، محدث صوفیمسلک خراسان. نسبت جوینی ناظر به تعلق خاندان او به شهر جوین است، اما گزارشی هست که او در آمل طبرستان متولد شده است (طباطبایی، ١٠١). نسبت حمویی برای او (جوینی، فرائد ... ، ١ / ١٣)، به نیای پنجم او، حمویه باز میگردد (ذهبی، المعجم ... ، ٦٥) که در رأس خاندانی اهل علم در خراسان قرار داشت و اینکه اسنوی آن را به شهر حماه شام بازگردانده (١ / ٢١٧)، یا قندوزی آن را حموینی ضبط کرده (١ / ٢٧، جم )، دور از دقت است. اطلاق ابوالمجامع بر وی (جوینی، الاربعون ... ، گ ١ ب؛ ذهبی، همانجا؛ فاسی، ١ / ٤٥٣)، شبه کنیهای ناظر به جامعیت علمی او ست. جوینی در کنار لقب اصلیاش صدرالدین، لقب فخرالاسلام نیز داشت (ذهبی، تذکرة ... ، ٤ / ١٥٠٥). وی در مذهب شافعی بود (صفدی، الوافی ... ، ٦ / ٩٢؛ اسنوی، همانجا؛ ابن حجر، ١ / ٧٦؛ قندوزی، همانجا) و تنها برخی از متأخران امامی به سبب نوشتههایش او را شیعه انگاشتهاند (نک : امین، ٢ / ٢١٨؛ قس: خوانساری، ١ / ١٧٦).
پدرش سعدالدین حمویه در شمار شاگردان اصلی شیخ نجمالدین کبرى بود، اما در منابع افزون بر شیخ زاده بودن (رشیدالدین، ٢ / ١٢٥٥)، خود او را نیز شیخ صوفیه شمردهاند (ذهبی، اسنوی، همانجاها). تعلق اصلی او همچون پدرش به طریقۀ کبرویه بـود و بازتاب آن در آثـارش هم دیده میشود (مثلاً نک : فرائـد، ١ / ٥٦، ٩٩، جم ، الاربعـون، گ ٣ ب)؛ اما فراتر از اینها میتوان گرایش او به مشایخ سهروردیه را نیز در آثارش بازجست (مثلاً فرائد، ١ / ٣٣، ٢ / ٣٣٤). با وجود تصوف، شخصیت وی بیشتر به حدیث شناخته بود و در منابع محدث بودن وجه غالب شخصیت او بود (همو، الاربعون، گ ١ ب؛ ذهبی، تذکرة، المعجم، همانجاها) و در این راستا او را شیخ المشایخ (همانجا؛ مجلسی، ٩٢ / ٣٢٤) و «سلطان مشایخ عرب و عجم» خواندهاند (نک : جوینی، همانجا). به ندرت عنوان فقیه نیز به عنوان محدث او افزوده شده است (اسنوی، همانجا؛ قندوزی، ٣ / ٢٩٥).
جوینی افزون بر شهرهای خراسان چون اسفراین (جوینی، فرائد، ١ / ٥٦؛ ذهبی، همانجا)، در دیگر نقاط مختلف ایران مانند تبریز، همدان، قزوین و آمل استماع حدیث کرد (جوینی، همان، ١ / ٥٢ جم ؛ ابن حجر، ١ / ٧٥-٧٦) و دست به سفرهایی وسیع در عراق، شام و حجاز زد (ذهبی، ابن حجر، همانجاها). او در عراق، از مراکز شیعه چون حله، نجف و کربلا هم بازدید داشت (همو، ١ / ٧٦). در میان مشایخ خراسانی وی برخی چون ابوعمرو عثمان ابن موفق اذکانی و مجدالدین عبدالله بن محمود (جوینی، همان، ١ / ٢٩، جم ؛ ذهبی، همان، ٦٦)، شاگردان مؤید طوسی، میراثبر سنت حدیثی مشرق و کسانی دیگر چون حافظ الدین بخاری، «بقیة العلماء» ماوراءالنهر بودند (جوینی، همان، ٢ / ٣٠٣). از دیگر استادان ایرانی او بهاءالدین حسن بن مودود تبریزی (همان، ١ / ٨٥) و محبالدین احمد بن عبدالله طبری مجاور مکه (همان، ١ / ٢٦، جم ) قابل ذکرند و در میان مشایخ عرب او نیز بزرگانی چون علی بن انجب ابن ساعی، احمد بن هبة الله ابن عساکر و علی بن احمد ابن عبدالدائم شایستۀ ذکرند (همان، ١ / ١٨، ٣٣، ٣٨، جم ؛ ابن حجر، ١ / ٧٥).
جوینی نگاهی توسعگرا نسبت به مذاهب داشت و از مشایخ امامی ایران و عراق، چون خواجه نصیرالدین طوسی، محقق حلی، سدیدالدین یوسف حلی، جمالالدین احمد بن طاووس، مفیدالدین ابن جهیم حلی و عبدالحمید بن فخار موسوی استماع داشت (جوینی، همـان، ١ / ١٨، ٤١، ٢ / ١٣٦، ١٤٢، ٣١٢، جم ؛ خوانساری، ١ / ١٧٧؛ برای مشایخ اجازۀ او، نک : جوینی، همان، ١ / ١١٢، ٢ / ٨٨، جم ؛ صفدی، الوافی، ٦ / ٩٢؛ ابن حجر، ١ / ٧٦؛ برای فهرستی از مشایخ، نک : محمودی، ضمیمۀ فرائد السمطین جوینی).
وی برای طلب حدیث و نشر آن بسیار سفر کرد (ذهبی، تذکرة، ٤ / ١٥٠٥-١٥٠٦؛ فاسی، ١ / ٤٥٣)، چندی در بلاد عرب حدیث گفت و شاگردان مشهوری چون صلاحالدین علایی و شمسالدین ذهبی داشت (ذهبی، همان، ٤ / ١٥٠٥؛ فاسی، همانجا). جوینی در دورهای که محافل حدیث ایران بهشدت آسیب دیده بود، نقشی مؤثر داشت و برخی از شاگردان ایرانی او چون نوهاش، غیاثالدین هبة الله بن یوسف (نوری، ١ / ٢٢١) دوامدهندگان به محافل حدیث در ایران بودند (نیز نک : مجلسی، همانجا؛ خوانساری، ١ / ١٧٨). از آن میان علایی در طریقت نیز از او بهره گرفته، و از دستش خرقۀ تصوف پوشیده است (فاسی، همانجا).
جوینی از نفوذ اجتماعی و سیاسی ویژهای در دورۀ حاکمیت مغولان برخوردار بود (صفدی، اعیان ... ، ١ / ١٢٢)؛ به گواهی مورخان، او کسی بود که غازان خان را با تعالیم اسلام آشنا کرد و در نهایت، خان به دست او مسلمان شد (رشیدالدین، همانجا؛ ذهبی، همان، ٤ / ١٥٠٦، المعجم، ٦٥). وی با عطاملک جوینی صاحب دیوان دوستی داشت و در ٦٧١ ق دختر او را به زنی گرفت (صفدی، ابـن حجر، همانجاها). او در پایان عمر در خراسان ــ در روستایی در حومۀ نیشابور ــ میزیست و همانجا وفات یافت (اسنوی، ١ / ٢١٧؛ ذهبی، همان، ٦٦).
در منابع، به اهتمام شدید جوینی به روایت حدیث و تتبع متون اجزاء روایی اشاره شده است (همو، تذکرة، همانجا) که از آن میان میتوان نوشتههایی از اهل سنت چون موطأ به روایت ابومصعب زهری (فاسی، همانجا) و صحیفة الرضا(ع) (ص ٣٢؛ نک : جوینی، همان، ٢ / ٢٧٦) را یاد کرد. او خود نیز آثاری متعدد داشت (صفدی، الوافی، همانجا) که از برخی چون معجم الشیوخ (ابن فوطی، ٤(٢) / ٧٢٠، ٥ / ٣٦٢) و کتابش در تاریخ به زبان فارسی (ابن تغری بردی، ١ / ١٥٧) جز یادی نداریم. از آن میان تنها نسخهای از جزء حدیثی به نام الاربعون التساعیات در کتابخانۀ ظاهریه باقی است (نک : مآخذ؛ نیز ابن حجر، همانجا) و فرائد السمطین، که یک بار به کوشش محمدمهدی آصفی در نجف (١٣٨٣ق) و بار دیگر به کوشش محمدباقر محمودی در بیروت (نک : مآخذ) به چاپ رسیده است.
کتاب فرائد السمطین فی فضائل المرتضى و البتول و السبطین، فراتر از آنچه در عنوان نمود دارد، متضمن احادیثی مسند در فضایل ائمۀ اثنا عشر و حضرت زهرا(ع)، و نمونهای از نوشتههای اهل سنت در این زمینه است که نسبت به رجال و منابع امامیه با سعۀ صدر نگریسته، و از آثار کسانی چون ابن بابویه و شیخ طوسی بـه وضوح نقـل قـول کـرده است (نک : ١ / ٣٩، ٤٥، جم ). افزون بر فضایل متقدمین اهل بیت(ع)، کتاب دربر دارندۀ بخش مهمی دربارۀ امام مهدی(ع) با درکی نزدیک به امامیه است و از ویژگیهای آن، مجموعهای از روایات است که در آنها نام امامان دوازدهگانۀ امامیه به نقل از پیامبر(ص) به وضوح بیان شده است (مثلاً همان، ٢ / ٣١٩-٣٢١). عبارتی از جوینی در مقدمۀ فرائد (١ / ١٢) به وضوح نشان میدهد که اندیشۀ او دربارۀ امامان شیعه و امام مهدی(ع)، ادامۀ انگارۀ «ختم الولایة» است که از سوی عارفانی چون حکیم ترمذی و در پی او ابن عربی سامان یافته بود و به نوبۀ خود در آثار پسین سنی ـ عرفانی دربارۀ اهل بیت(ع)، مانند ینابیع المودة قندوزی (نک : سراسر اثر) تأثیری عمیق نهاده است.
مآخذ
ابن تغری بردی، المنهل الصافی، به کوشش محمد محمد امین و سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره، ١٩٨٤م؛
ابن حجر عسقلانی، احمد، الدرر الکامنة، به کوشش محمد عبدالمعیدخان، حیدرآباد دکن، ١٣٩٦ق / ١٩٧٦م؛
ابن فوطی، عبدالرزاق، تلخیص مجمع الآداب، به کوشش مصطفى جواد، دمشق، ١٣٨٢ق / ١٩٦٢م؛
اسنوی، عبدالرحیم، طبقات الشافعیة، به کوشش کمال یوسف حوت، بیروت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٧م؛
امین، محسن، اعیان الشیعة، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
جوینی، ابراهیم، الاربعون التساعیات الصحاح العوالی، جزء ١، تصویر نسخۀ خطی کتابخانۀ ظاهریۀ دمشق، مجموعۀ عمریه، شم ٣٧٤١؛
همو، فرائد السمطین، به کوشش محمدباقر محمودی، بیروت، ١٣٩٨ق / ١٩٧٨م؛
خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات، به کوشش اسدالله اسماعیلیان، تهران، مکتبۀ اسماعیلیان؛
ذهبی، محمد، تذکرة الحفاظ، حیدرآباد دکن، ١٣٨٨ق / ١٩٦٨م؛
همو، المعجم المختص بالمحدثین، به کوشش محمد حبیب هیله، طائف، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
رشیدالدین فضلالله، جامع التواریخ، به کوشش محمد روشن و مصطفى موسوی، تهران، ١٣٧٢ش؛
صحیفة الرضا(ع)، به روایت ابوالقاسم طایی، به کوشش مدرسۀ امام مهدی(ع)، قم، ١٤٠٨ق؛
صفدی، خلیل، اعیان العصر، به کوشش علی ابوزید و دیگران، بیروت / دمشق، ١٤١٨ق / ١٩٩٨م؛
همو، الوافی بالوفیات، به کوشش احمد ارناؤوط و ترکی مصطفى، بیروت، ١٤٣٠ق / ٢٠٠٠م؛
طباطبایی، عبدالعزیز، «اهل البیت(ع) فی المکتبة العربیة(١٠)»، تراثنا، قم، ١٤٠٩ق، ج ١٧، س ٤؛
فاسی، محمد، ذیل التقیید، به کوشش کمال یوسف حوت، بیروت، ١٤١٠ق / ١٩٩٠م؛
قندوزی، سلیمان، ینابیع المودة، به کوشش علی جمال اشرف حسینی، قم، ١٤١٦ق؛
مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
محمودی، محمدباقر، مقدمه و ضمیمۀ فرائد السمطین (نک : هم ، جوینی)؛
نوری، حسین، خاتمة المستدرک، به کوشش مؤسسۀ آل البیت(ع)، قم، ١٤١٥ق.
احمد پاکتچی