دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٤١ - ابن حمزه، شریف حسن
ابن حمزه، شریف حسن
نویسنده (ها) :
احمد پاکتچی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ حَمْزه، شريف حسن بن حمزة بن علی طبری مرعشی (د ٣٥٨ ق/ ٩٦٩ م)، محدث امامی. نسب او با ٦ واسطه به امام زينالعابدين (ع) میرسد. خاندان او كه به جهت انتساب به جدش علی مرعش، مرعشی خوانده میشدند، از علويان ساكن طبرستان بودند. ابنحمزه خود نيز به گفتۀ فخر رازی (ص ١٧٠) اهل طبرستان بود و حتی اعقاب او در آنجا میزيستند (نک : مروزی، ٧٥، كه در آن حسن بن حسين تحريف شده است).
آشنايی با زندگی ابن حمزه، به عنوان يكی از حلقههای مهم سلسله اسناد آثار سلف اماميه، حائز اهميت است، چنانكه نام او به عنوان راوی آثار در شرح حال ٩٥ تن از كسانی كه در رجال نجاشی و ٦ تن از كسانی كه در فهرست طوسی آمده، ذكر شده است. شواهد متعدد دلالت بر آن دارد كه او تحصيل خود را در طبرستان آغاز كرد و در آنجا از مشايخی چون ابوالعباس احمد بن محمد دينوری و ابوجعفر محمد بن اميدوار طبری اخذ حديث كرد (نک : ابنبابويه، معانی، ٣١٣؛ غضائری، ٩٩-١٠٠؛ نجاشی، ٦٠). همچنين نام جمعی ديگر از طبريان در ميان مشايخ او به چشم میخورد. به گفتۀ ابن اسفنديار (صص ١٠٢- ١٠٥) ابن حمزه در تاريخی نامعلوم سفری به مشهد داشته و خود مراحل سفر را به نظم كشيده است. بنابر نسخهای از تاريخ طبرستان (نک : ص ١٠٣، حاشيۀ ١) او سالها در مشهد اقامت گزيد و شايد استماع ابنحمزه از علی بن محمد بن قتيبۀ نيشابوری (نک : ابنشاذان، ٧٦) در همين سفر بوده باشد.
در مطالعۀ مشايخ ابن حمزه به نام محدثانی برمیخوريم كه نشان میدهد ابن حمزه مرحلهای از تحصيل خود را در قم و ری گذرانده است.
از آن جمله میتوان محمد بن جعفر اسدی رازی (نجاشی، ٣٤١، ٣٧٣)، احمد بن ادريس قمی (طوسی، «مشيخة التهذيب»، ٧٢، ٧٤) و محمد بن جعفر بن بطّۀ قمی (نجاشی، ٢٣، جم ) را نام برد. با توجه به وفات احمد بن ادريس در ٣٠٦ ق (همو، ٩٢) و طبقۀ ديگر مشايخ قمی وی، و نيز با تكيه بر عدم استماع ابن حمزه از صفار (د ٢٩٠ ق) و كثرت نقل با واسطه از او (همو، جم ؛ قس: همو، ١٦٠ كه واسطه از نسخه افتاده است)، میتوان ورود او به قم را قدری پس از ٢٩٠ ق تخمين زد.
تاريخ مراجعت ابن حمزه از سفر قم و ری حداكثر به ٣١٢ ق میرسد، زيرا بر اساس سندی كه ابن نوح سيرافی ارائه كرده، او در ايام حكمرانی جعفر بن حسن ناصر در آمل اخذ حديث كرده است (نک : همو، ٦٠). البته در نسخ رجال نجاشی تاريخ اين استماع ٣٠٠ ق ذكر شده، ولی ظاهراً در نسخ مزبور افتادگی وجود دارد، زيرا جعفر بن حسن ناصر دو بار در سالهای ٣٠٦-٣٠٧ و ٣١١-٣١٢ ق بر آمل تسلط داشته است. (نک : ابن اسفنديار، ٢٧٦، ٢٨٦)، از اين رو رقم ٣٠٠ را بايد تحريف يكی از اين ارقام ياد شده دانست.
از ٣١٢ تا ٣٢٨ ق از زندگی ابنحمزه در منابع اطلاعی به دست نرسيده، ولی میتوان حدس زد كه او پس از مدتی اقامت در موطن خود آهنگ عراق كرده باشد. او در ٣٢٨ ق از احمد بن محمد بن سعيد بن عقده بهره برده (نک : غضائری، ١٠٠؛ قس: ابن رازی، نوادر، ٣٩، ٤١) و در همين سال هارون بن موسی تلعكبری از او استماع كرده است (نک : طوسی، رجال، ٤٦٥). با شناختی كه از ابن عقده و تلعكبری داريم، اين ملاقاتها میتوانسته در بغداد يا كوفه صورت گرفته باشد، با توجه به يافت نشدن رواياتی كه ملاقات ابنحمزه با ديگر محدثان مشهور بغداد را ثابت كند، احتمال كوفه رجحان میيابد. در حكايتی كه غضائری (صص ٩٩-١٠٠) از خود ابن حمزه نقل كرده، به مراحل تحصيل او در طبرستان، قم و تكميل آن در عراق اشاره رفته است. ابنحمزه در تاريخی نامشخص، شايد در جريان سفر به عراق، به حج رفته و در مكه از ابوغانم اسماعيل بن عبدالرحمن حارثی استماع كرده است (نک : ابنبابويه، فضائل الاشهر، ٣٢).
دربارۀ فاصلۀ ٣٢٨ تا ٣٥٦ ق از حيات ابن حمزه نيز در منابع سكوتی ديده میشود، ولی امكان ورود او به قم و ری، در راه بازگشت به طبرستان، بعيد نمینمايد. احتمال دارد استماع محمد بن علی بن بابويه قمی و جعفر بن احمد بن رازی از او در همين سفر بوده باشد (نک : همو، الخصال، ٤٢٠؛ ابن رازی، جامع الاحاديث، ١٥؛ همو، نوادر، ٣٩).
ابنحمزه در ٣٥٦ ق به بغداد رفت، و مشايخ آنجا از او استماع كردند (نجاشی، ٦٤؛ طوسی، فهرست، ٥٢؛ قس: همو، رجال، ٤٦٥؛ علامۀ حلی، ٤٠؛ و ابنداوود حلی، ١١٧ كه در آنها ٣٥٤ يا ٣٦٤ ق ضبط شده است). نجاشی بدون تصريح به بازگشتن يا بازنگشتن او به طبرستان گزارش كرده كه وی در ٣٥٨ ق وفات يافته است (نجاشی، همانجا)، ولی ابن اسفنديار (صص ١٠٢-١٠٣) مرقد او را در آمل دانسته است و ازاينرو وی بايد پس از بغداد به طبرستان بازگشته باشد. در عبارتی منقول از لمح البرهان شيخ مفيد از يكی از مشايخ خود با عنوان «الشريف الزكی ابومحمد الحسينی» ياد شده كه بنا به ظاهر عبارت در ٣٦٣ ق هنوز زنده بوده است (نک : ابن طاووس، اقبال، ٥). ولی مشكل بتوان بر اساس اين عبارت غيرصريح در گزارش نجاشی ترديد كرد و وفات ابنحمزه را پس از ٣٦٣ ق دانست. در زمان حكومت اردشير (ظاهراً حسامالدوله پسر كين خواز، د ٦٤٧ ق)، بهاءالدين مامطيری او را بر آن داشت تا مقبرۀ ابن حمزه را تجديد بنا كند (ابن اسفنديار، ١٠٣).
در مورد مشايخ روايی او بجز آنان كه ياد شد، از محمد بن عبدالله بن جعفر حميری (نک : مفيد، امالی، ٢٥٣؛ طوسی، امالی، ١/ ٢٠٦)، علی بن ابراهيم قمی (نجاشی، ١٦، جم ؛ طوسی، فهرست، ٦٣، جم )، علی بن حاتم قزوينی (مفيد، همان، ٣٣) و محمد بن جرير بن رستم طبری (نجاشی، ٣٧٦) میتوان نام برد. در سندی در الاختصاص (مفيد، ٢٢) روايت ابنحمزه از كلينی نيز ديده میشود (برای ديگر مشايخ او نک : ابن بابويه، الخصال، ٤٢٠، ٥٣٢؛ همو، عيون، ١/ ٣٦؛ ابنرازی، جامع الاحاديث، ١٥؛ مفيد، همان، ٣١٧؛ ٣٣٥؛ طوسی، امالی، ١/ ١٥٣، ٢٠٧، ٢٠٨، ٢/ ٣٢؛ راوندی، ٣٠٩؛ ابنطاووس، فلاح، ١٥٢).
از شاگردان و راويان او نيز بجز موارد مذكور در مقاله، احمد بن محمد بن عبيدالله ابن عياش جوهری (ابن عياش، ٤٨)، محمد بن احمد ابنشاذان قمی (ابن شاذان، ٧٦)، احمد بن علی بن نوح سيرافی (نجاشی، ٢٦، جم ). محمد بن محمد بن نعمان مفيد (طوسی، فهرست، ٥٢؛ نجاشی، ١٦، جم ). حسين بن عبيدالله غضائری (طوسی، همانجا؛ نجاشی، ٣٧، ٤٥) و احمد بن عبدالواحد ابن عبدون (طوسی، همانجا؛ همو، «مشيخة التهذيب»، ٣٢) شايان ذكرند (در مورد ديگر راويان وی نک : خزاز، ٢٦٥، ٢٧١، ٢٨٨؛ ابن طاووس، فلاح، ١٥٢).
از نظر رجالی گرچه توثيقی در مورد ابن حمزه نرسيده، ولی مفيد و طوسی او را به زهد و ورع و صلاح ستودهاند (مفيد، امالی، ٨، ١٢، ٢٥٣، جم ؛ طوسی، فهرست، ٥٢؛ همو، رجال، ٤٦٥) و نجاشی او را از بزرگان طايفۀ اماميه شمرده است (ص ٦٤). همچنين ابن بابويه و غضائری دربارۀ او عبارت «رضیالله عنه» به كار بردهاند (ابن بابويه، الخصال، ٤٢٠، جم ؛ غضائری، ٩٩).
ابن حمزه نه تنها در حديث شهرت داشت، بلكه به عنوان فقيه نيز شناخته میشده است (نجاشی، ٦٤؛ طوسی، فهرست، ٥٢؛ ابن صوفی ٢٠٩؛ قس: ابن طاووس، اقبال، ٥). همچنين در برخی منابع از او با عنوان نسبشناس (ابنعنبه، ٣١٤)، اديب (طوسی، رجال، ٤٦٥؛ همو، فهرست، همانجا)، شاعر (ابن شهر آشوب، معالم، ١٥٠؛ فخررازی، ١٧٠؛ ابن اسفنديار، ١٠٢) و حتی متكلم (همانجا) ياد شده است و عناوين آثار مفقود او برخی از اين گفتهها را تأييد میكند.
از جمله آثار متعدد ابن حمزه المبسوط فی عمل يوم و ليلة، الاشفية فی معانی الغيبة و تباشير الشريعة قابل ذكرند (در مورد اين آثار و جز آن نک : نجاشی، ٦٤؛ طوسی، فهرست، ٥٢؛ ابنصوفی، ٢٠٩). از اشعار او ابن اسفنديار قصيدهای در ٣٧ بيت (صص ١٠٣-١٠٥) و ابن شهر آشوب يك دو بيتی (مناقب، ٣/ ٦٨) نقل كردهاند.
مآخذ
ابن اسفنديار، محمد بن حسن، تاريخ طبرستان، به كوشش عباس اقبال، تهران، ١٣٢٠ ش؛
ابن بابويه، محمد بن علی، الخصال، به كوشش علی اكبر غفاری، قم، ١٤٠٣ ق؛
همو، عيون اخبار الرضا (ع)، نجف، ١٣٩٠ ق/ ١٩٧٠ م؛
همو، فضائل الاشهر الثلاثة، به كوشش غلامرضا عرفانيان، نجف، ١٣٩٦ ق؛
همو، معانی الاخبار، به كوشش علیاكبر غفاری، قم، ١٣٦١ ق؛
ابن داوود حلی، حسن بن علی، الرجال، به كوشش جلالالدين محدث، تهران، ١٣٤٢ ش؛
ابن رازی، جعفر بن احمد، جامع الاحاديث؛
همو، نوادر الاثر، تهران، ١٣٦٩ ق؛
ابن شاذان، محمد بن احمد، مائة منقبة، قم، ١٤٠٧ ق؛
ابن شهر آشوب، محمد بن علی، معالم العلماء، نجف، ١٣٨٠ ق/ ١٩٦١ م؛
همو، مناقب، قم، چاپخانۀ علميه؛
ابن صوفی، علی بن محمد، المجدی، قم، ١٤٠٩ ق؛
ابن طاووس، علی بن موسی، اقبال، ايران، سنگی، ١٣٢٠ ق؛
همو، فلاح السائل، قم، دفتر تبليغات اسلامی؛
ابن عنبه، احمد بن علی، عمدة الطالب، نجف، ١٣٨٠ ق/ ١٩٦١ م؛
ابن عياش جوهری، احمد بن محمد، مقتضب الاثر، قم، چاپخانه علميه؛
خزاز، علی بن محمد، كفاية الاثر، قم، ١٤٠١ ق؛
راوندی، سعيد بن هبة الله، قصص الانبياء، به كوشش غلامرضا عرفانيان، مشهد، ١٤٠٩ ق؛
طوسی، محمد بن حسن، امالی، بغداد، ١٣٨٤ ق/ ١٩٦٤ م؛
همو، رجال، به كوشش محمد صادق بحرالعلوم، نجف، ١٣٨١ ق/ ١٩٦١ م؛
همو، فهرست، به كوشش محمدصادق بحرالعلوم، نجف، كتابخانۀ مرتضويه؛
همو، «مشيخة التهذيب»، شرح مشيخة تهذيب الاحكام حسن موسوی خرسان، ١٣٨٢ ق/ ١٩٦٣ م؛
علامۀ حلی، حسن بن یوسف، رجال، نجف، ١٣٨١ ق/ ١٩٦١ م؛
غضائری، حسين بن عبیدالله، «تكملة»، رسالة ابی غالب الزراری فی آل اعين، اصفهان، ١٣٩٩ ق؛
فخر رازی، محمد بن عمر، الشجرة المباركة، قم، ١٤٠٩ ق؛
مروزی، اسماعيل بن حسین، الفخری، قم، ١٤٠٩ ق؛
مفيد، محمد ابن محمد، الاختصاص، به كوشش علیاكبر غفاری، قم، منشورات جماعة المدرسين؛
همو، الامالی، به كوشش غفاری و استاد ولی، قم، ١٤٠٣ ق؛
نجاشی، احمد بن علی، رجال، به كوشش موسی شبيری، قم، ١٤٠٧ ق.
احمد پاكتچی