دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٩٩ - ابراهیم بن مهزیار
ابراهیم بن مهزیار
نویسنده (ها) :
ناصر گذشته
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْراهیمِ بْنِ مَهْزیار، ابواسحاق اهوازی از محدّثان شیعی سدههای ٢ و ٣ ق / ٨ و ٩ م. از تاریخ زندگی او اطلاع کافی در دست نیست و تنها از لابهلای کتابهای حدیث و رجال میتوان آگاهیهایی در این باره به دست آورد. تبارش در دَوْرَق خوزستان میزیستند و پدرش در آغاز مسیحی بوده و سپس به اسلام گرویده است (نجاشی، ٢ / ٧٤، ٧٥). از آنجا که او از اصحاب امام جواد (د ٢٢٠ ق / ٨٣٥ م)، امام هادی (د ٢٥٤ ق / ٨٦٨ م) و امام حسن عسکری (ع) (د ٢٦٠ ق / ٨٧٤ م) بوده (صفار، ٣٥٧؛ طوسی، رجال، ٣٩٩، ٤١٠) و به روایتی (ابن بابویه، کمالالدین، ٤٤٥-٤٥٣) از اصحاب امام مهدی (ع) نیز بوده است، میتوان دوران زندگی وی را بین ١٩٥-٢٦٥ ق / ٨١١- ٨٧٨ م تخمین زد. ابنبابویه (همانجا) روایت مفصلی از ابراهیم نقل کرده است که حاکی از دیدار وی با امام مهدی (ع) و بزرگی شأنش نزد آن امام است. البته برخی در صحت این روایت تردید کرده و آن را خالی از خلل ندانستهاند (مجلسی، ٥٢ / ٤٧). کشّی روایتی از پسر ابراهیم، محمد نقل کرده که گویای این است که وی با وکیلان امام مهدی (ع) ارتباط داشته است (طوسی، اختیار، ٥٣١) و طبرسی از اینگونه حدیثها چنین استنباط کرده که ابراهیم از سفیران آن حضرت بوده است (ص ٤١٦)، اما علامۀ حلّی (ص ٦) روایت کّشی را ضعیف میداند. حدیث دیگری نشان میدهد که او وصی برادرش علی بن مهزیار بوده است (کلینی، فروع، ٤ / ٣١٠) و برخی این امر را یکی از دلایل وثاقت وی دانستهاند (نوری، ٣ / ٥٥٠). روایتی دیگر حاکی است که او از وکیلان امام حسن عسکری (ع) بوده است (مفید، ٦٨١، ٦٨٢). البته نباید از نظر دور داشت که سفارت از جانب امام خاصتر از وکالت است و بنابر درست بودن وکالت ابراهیم، نمیتوان این امر را همچون برخی رجالشناسان (مامقانی، ١ / ٣٧) دلیلی بر وثاقت او دانست (خویی، ١ / ٧٥، ٧٦، ٣٠٦). حلی (ص ١٩) او را ممدوح دانسته است. به نظر بعضی، از آنجا که ابن قولویه در کامل الزیارات (ص ٢١) حدیثی با واسطۀ ابراهیم آورده است، میتوان او را ثقه قلمداد کرد؛ چه ابن قولویه در آغاز کتاب (ص ٤) تصریح کرده که در آن جز از راویان ثقه حدیث نقل نکرده است. ابراهیم افزون بر حدیثهایی که به طور مستقیم از امامان عصرش (ع) شنیده و نقل کرده است (صفار، همانجا؛ کلینی، فروع، ٣ / ٤٠٤، ٤ / ٣١٠؛ ابنبابویه، من لایحضره الفقیه، ١ / ١٧١، ٢ / ٢٧٢)، روایتهای دیگری نیز به واسطۀ برادرش علی ــ که بیشترین روایاتش از اوست ــ (کلینی، اصول، ١ / ٤٥٧، ٤٦١، ٤٦٣)، صالح بن سندی (طوسی، استبصار، ٢ / ١٦٥)، فضالة بن ایوب، ابن ابی عمیر، حسین بن علی بن بلال) همو، تهذیب، ١ / ٤٤٧، ٤٥٤، ٢ / ٣٣٧) و دیگران نقل کرده است. حسن بن علی سرسونی (صفار، همانجا)، عبداللـه بن جعفر حمیری (کلینی، اصول، ١ / ٤٦٨)، سعد بن عبداللـه (ابن بابویه، خصال، ٤٤٩)، محمد بن احمد بن یحیی (طوسی، تهذیب، ٢ / ٢٣٤)، حماد بن عبداللـه قندی (همو، اختیار، ٦١٠) و راویان دیگر از وی حدیث نقل کردهاند. در کتابهای معتبر شیعه دهها حدیث میبینیم که ابراهیم در اسناد آنهاست و فقیهان بزرگی چون صاحب جواهر به آنها استناد کردهاند (همو، استبصار، ١ / ٤٧٢؛ همو، تهذیب، ٣ / ٣١٧، ٥ / ٧٣؛ قس: نجفی، ١٢ / ٣٥، ٧٥، ١٩ / ٢٤٢، ٢٤٣). البشارات تنها کتابی است که به او نسبت دادهاند (نجاشی، ١ / ٨٩) و احتمال دارد که این، همان کتاب البشارات برادرش علی بوده باشد (طوسی، فهرست، ٢٣١) که ابراهیم روایت کرده و نجاشی به نام راوی ثبت کرده است.
مآخذ
ابن بابویه، محمد بن علی، کمالالدین و تمام النعمة، به کوشش علیاکبر غفاری، تهران، ١٣٩٠ ق / ١٩٧٠ م؛
همو، من لایحضره الفقیه، به کوشش حسن موسوی خرسان، بیروت، ١٤٠١ ق / ١٩٨١ م؛
همو، کتاب الخصال، به کوشش علیاکبر غفاری، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة؛
ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، به کوشش عبدالحسین امینی، نجف، ١٣٥٦ ق؛
حلّی، حسن ابن علی، کتاب الرجال، به کوشش محدث ارموی، تهران، ١٣٤٢ ش؛
خویی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، قم، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
صفّار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، به کوشش محسن کوچه باغی، تهران، منشورات الاعلمی؛
طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری، به کوشش علیاکبر غفاری، بیروت، ١٣٩٩ ق / ١٩٧٩ م؛
طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال، به کوشش حسن مصطفوی، مشهد، ١٣٤٨ ش؛
همو، الاستبصار، به کوشش حسن موسوی خرسان، تهران، ١٣٩٠ ق؛
همو، تهذیب الاحکام، به کوشش حسن موسوی خرسان، بیروت، ١٤٠١ ق / ١٩٨١ م؛
همو، رجال، به کوشش محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف، ١٣٨١ ق / ١٩٦١ م؛
همو، الفهرست، به کوشش اشپرنگر و دیگران، مشهد، ١٣٥١ ش؛
علامه حلی، حسن بن یوسف، رجال، به کوشش محمد صادق، بحرالعلوم، نجف، ١٣٨١ ق / ١٩٦١ م؛
کلینی، محمد بن یعقوب، الاصول من الکافی، به کوشش علیاکبر غفاری، بیروت، ١٤٠١ق / ١٩٨١م؛
همو، الفروع من الکافی، بیروت، ١٤٠١ ق / ١٩٨١ م؛
مامقانی، میرزاعبداللـه، تنقیح المقال، نجف، ١٣٥٢ ق؛
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، ١٩٨٣ م؛
مفید، محمد بن محمد، الارشاد، به کوشش محمدباقر بهبودی، تهران، ١٣٥١ ش؛
نجاشی، احمد بن علی، رجال، به کوشش محمدجواد نایینی، بیروت، ١٤٠٨ ق / ١٩٨٨ م؛
نجفی، شیخ محمد حسن، جواهر الکلام، به کوشش عباس قوچانی، تهران، ١٣٦٥ ق؛
نوری، میرزاحسین، مستدرک الوسائل، تهران، ١٣٢١ ق.
ناصر گذشته