دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٤٩ - بروجردی
بروجردی
نویسنده (ها) :
علی تولایی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٧ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بُروجِرْدی، سید حسین طباطبایی (١٧ فروردین ١٢٥٤-١١ فروردین ١٣٤٠ ش / ٦ آوریل ١٨٧٥-٣١ مارس ١٩٦١ م)، فرزند سیدعلی، فقیه نامدار و از مراجع برجستۀ امامیه در عصر حاضر.
وی در خانوادهای روحانی و متمول در بروجرد زاده شد؛ نیاكان او اصلاً از سادات طباطبایی اصفهان (آل طباطبا) بودهاند كه نسب به اسماعیل دیباج میرسانند و ظاهراً شاخهای از این خاندان در سدۀ ١٢ ق به بروجرد آمدهاند (نك : بروجردی، «عجالة ... »، ١٢٨، ١٣١). اجداد وی همواره از عالمان دینی و مراجع تقلید بودهاند كه با خاندان مجلسی اول، وحید بهبهانی و صاحب ریاض نسبت داشتند (نك : همان، ١٣٧؛ دوانی، زندگانی ... ، ٧٣-٧٤).
بروجردی در ٧ سالگی به مكتب فرستاده شد و تحصیل مقدمات را در مدرسۀ علمیۀ نوربخش بروجرد نزد پدر و شماری از استادان به انجام رسانید (آقابزرگ، طبقات ... ، ١(٢) / ٦٠٥؛ دوانی، همان، ٩٣-٩٤)؛ در ١٣١٠ق به حوزۀ علمیۀ اصفهان رفت و در مدرسۀ صدر آن شهر تحصیلات خود را ادامه داد. وی علوم نقلی را نزد عالمانی چون ابوالمعالی كلباسی (د ١٣١٥ ق / ١٨٩٧ م)، سیدمحمدباقر دُرچهای (د ١٣٤٢ ق / ١٩٢٤ م) و محمدتقی مدرس (د ١٣٣٧ ق / ١٩١٩ م) تكمیل كرد؛ همچنین بخشی از علوم عقلی و ریاضی را نزد آخوند ملامحمد كاشانی (د ١٣٣٣ ق / ١٩١٥ م) و جهانگیرخان قشقایی (د ١٣٢٨ ق / ١٩١٠ م) فراگرفت و خود حوزۀ درسی تشكیل داد و به تدریس فقه و اصول و علوم دیگر پرداخت (آقابزرگ،همانجا؛ رازی، گنجینه ... ، ١ / ٣٤٦؛ ریحانالله یزدی، ٧٤؛ دوانی، همان، ٩٤، ٩٦). از استادان وی در اصفهان كه به دریافت اجازۀ اجتهاد از آنان نائل گردید، باید به سیدابوالقاسم حسینی دهكردی (د ١٣٥٣ ق / ١٩٣٤ م) اشاره كرد (برای صورت اجازه، نك : واعظزاده، مقدمه ... ، ٦٧).
بروجردی در اواخر سال ١٣١٩ ق در حالی كه خود مجتهدی مسلم بود و در فقه و اصول مبنایی خاص داشت، روانۀ نجف شد و از محضر استادان بزرگ فقه و اصول بهره برد (رازی، همان، ١ / ٣٤٦-٣٤٧؛ دوانی، همان، ٩٧)؛ با وجود این، به تصریح خود وی، مبنای او در فقه و اصول با دیدن استادان بزرگ نجف تغییر نكرد. وی حدود ٩ سال به شیوهای ممتد و مستمر از درس آخوند خراسانی (د ١٣٢٩ ق / ١٩١١ م) بهرهمند شد (همانجا) و از بهترین شاگردان این استاد به شمار میرفت؛ به گونهای كه از مقرّرین درس آخوند خراسانی بود و تعلیقاتی نیز بر كفایة الاصول استاد خود نگاشت (رازی، همان، ١ / ٣٤٧؛ خوانساری، ٦١). وی همچنین در درس رجال فتحالله شریعت اصفهانی (د ١٣٣٩ ق / ١٩٢١ م) نیز شركت كرد و در این علم به اجتهاد رسید (آقابزرگ، همان، ١(٢) / ٦٠٦) و از هر دو استاد خود اجازۀ اجتهاد دریافت كرد (برای صورت اجازه، نك : واعظزاده، همان، ٦٩، ٧٢-٧٣). وی همزمان با تحصیل در نجف، خود حوزۀ درسی تشكیل داد و به تدریس دروس سطح پرداخت.
بروجردی در ١٣٢٨ ق / ١٩١٠ م به بروجرد بازگشت و به رغم اصرار آخوند خراسانی به بازگشت وی، همانجا ماند و به تصنیف و تدریس مشغول گردید (آقابزرگ، رازی، همانجاها؛ ریحانالله یزدی، ٧٥؛ دوانی، همان، ١٠١). وی در همان سالهای اول بازگشت، حاشیهای بر العروة الوثقى اثر سیدمحمدكاظم طباطبایی تهیه كرد كه با انتشار آن، شماری از مردم، به ویژه مناطق غرب ایران، در امر تقلید به او رجوع كردند (همان، ١٠٤).
بروجردی در ١٣٤٤ ق پس از بازگشت از سفر حج ٨ ماه در نجف اقامت كرد. در بازگشت به ایران به اتهام شركت در جلسات و اقدامات علما برضد حكومت رضاخان در مرز خسروی دستگیر شد. سرانجام پس از چند ماه اقامت در تهران و یك سال و اندی در مشهد و توقفی چند ماهه و تدریس در قم در ١٣٤٦ق دوباره به زادگاه خویش بازگشت (دوانی، همانجا، نیز نهضت ... ، ٢ / ٣٣٧؛ رازی، همانجا؛ واعظزاده، همان، ١٨-٢٠؛ مرجعیت ... ، ١٢٠-١٢١، ٤٠٧- ٤٠٨).
بروجردی پس از مراجعت از حج، رساله عملیهای به طبع رساند (آقابزرگ، همانجا؛ دوانی، زندگانی، ١٠٥). پس از وفات محمدرضا دزفولی (د ١٣٥٢ ق) و محمدحسین غروی بروجردی (د ١٣٥٣ ق) از مراجع مناطق جنوب و غرب ایران، مرجعیت این مناطق و بخشی از خراسان به او رسید (علوی، ٣٣٩).
در محرم ١٣٦٤ / دی ١٣٢٣ در پی درخواست مراجع و علمای حوزۀ علمیۀ قم و طبقات گوناگون مردم، همچنین شاه وقت و دولتمردان وارد قم شد (آقابزرگ، رازی، ریحانالله یزدی، همانجاها؛ دوانی، همان، ١٠٧). اندكی پس از درگذشت سیدابوالحسن اصفهانی (د ١٣٦٥ ق / ١٣٢٥ ش) و حاج آقا حسین قمی (د ١٣٦٦ ق)، بروجردی بهعنوان مرجع عام در جهان تشیع پذیرفته شد (آقابزرگ، طبقات، ١(٢) / ٦٠٦-٦٠٧؛ دوانی، همان، ١٢١).
الف ـ حیات اجتماعی ـ سیاسی
حوزۀ علمیۀ قم در دوران زعامت بروجردی به مهمترین مركز علمی جهان تشیع مبدل گردید (رازی، گنجینه، ١ / ٣٥٠)؛ بسیاری از طلاب و علما به قم آمدند، به گونهای كه شمار آنها بالغ بر ٥ هزار نفر گردید و نخستین بار حوزۀ نجف برای كمكهای مالی به قم چشم دوخت (EI٢, S, I / ١٥٨؛ نیز نك : مرجعیت، ٤٥٥) و بیش از ٣٠٠ جلد كتاب در زمینههای مختلف علوم اسلامی به رشتۀ تحریر درآمد (دوانی، همان، ١٣٦).
یكی از اقدامات اساسی بروجردی، فرستادن مبلغ و نمایندۀ مذهبی به كشورهای اروپایی، آمریكایی و افریقایی بود (مطهری، ٢٤٤-٢٤٥؛ دوانی، همان، ٢٥٢؛ فاضل لنكرانی، ١٥١). علاوه بر آن، بناهای زیادی پدید آورد كه از مهمترین آنها مسجد اعظم قم، مدرسۀ علمیه و كتابخانهای در نجف اشرف و مسجد بزرگی در كنار دریاچۀ آلستر در بندر هامبورگ آلمان به نام مسجد جعفری، قابل ذكرند (نك : آقابزرگ، همان، ١(٢) / ٦٠٨؛ ریحانالله یـزدی، ٨٠-٨٢؛ دوانی، همان، ٢١٣-٢١٤؛ برای فهرست ابنیه، نك : رازی، همان، ١ / ٣٥٢-٣٥٣). اهتمام وی به مسأله وحدت اسلامی در قالب حمایت از «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه» و برقراری روابط دوستـانه بـا مفتیـان مصر و رؤسـای جامع الازهر ــ شیخ عبدالمجیـد سلیـم و شیـخ محمـود شلتوت ــ سرانجام به فتوای تاریخی شلتوت در ١٧ ربیعالاول ١٣٧٨ ق / ١٧ مهر ١٣٣٧ ش مبنی بر جواز پیروی از مكتب جعفری انجامید (مطهری، ٢٤٣-٢٤٤؛ نیز نك : احمدی، ٨٢؛ فاضل لنكرانی، ١٥٢؛ منتظری، ٢٥٢-٢٥٣؛ مكارم شیرازی، ٢٦٩-٢٧٣؛ برای متن فتوا، نك : فلسفی، ١٨٠).
بدون شك بروجردی با بیش از نیم قرن حضور در تاریخ معاصر، آگاهیهایی به دست آورد كه به مشی سیاسی او شكل بخشید. براساس همین آگاهیها و تجربهها بود كه سبب شد تا وی در جریانهای سیاسی كه آغاز و فرجام آن معلوم نبود، از اقدام فوری پرهیز كند (نك : دوانی، نهضت ... ، ٢ / ٣٣٨؛ علوی، ٣١٣). این تجربۀ سیاسی در جریانهای بعدی چون ملی شدن صنعت نفت (نك : سلطانی طباطبایی، ٣٦)، مخالفت با گسیل نیرو به فلسطین (نك : همو، ٤٩-٥٠؛ برای بیانیۀ وی در خرداد ١٣٢٧ دربارۀ فلسطین، نك : مرجعیت، ٤٥٧- ٤٥٨) و تا حدی مسألۀ فداییان اسلام (نك : سلطانی طباطبایی، ٣٦- ٣٩؛ برای اسنادی در این باره، نك : مرجعیت، ٤٧٠-٤٧٢) مشاهده میگردد. گفته شده كه در این جهتگیریها، مصالحی چون عدم تضعیف دولت در برابر اجانب (نك : سلطانی طباطبایی، ٥٢) و حفظ مرجعیـت (نك : واعظزاده، «مصاحبه»، ٢٢٨- ٢٢٩) همواره مدنظر وی بوده است.
ازجمله اقدامات وی، میتوان این موارد را برشمرد: اجبار دولت به پذیرش درخواستهای حاج آقا حسین قمی كه در ٥ ماده، ازجمله آزاد گذاردن زنان در حجاب، به دولت ارائۀ شده بود (نك : دوانی، زندگانی، ١٨٠-١٨٢؛ علوی، ٣٣٢-٣٣٣؛ سلطانی طباطبایی، ٥٤؛ برای صورت این درخواستها، نك : مرجعیت، ٢٦٩-٢٧٠)؛ مبارزه با فرقۀ بهاییت كه سرانجام به تخریب معبد حظیرۃ القدس آنها در تهران انجامید (نك : دوانی، همان، ٣٥٩-٣٦٢؛ واعظزاده، همان، ٢٣١-٢٣٣؛ نیز كیهان، ١، ٧؛ مرجعیت، ٤٩٨- ٤٩٩)؛ مخالفت با طرح تغییر خط از فـارسی بـه لاتین؛ و لایحۀ اصلاحـات ارضـی (نك : سلطانی طباطبایی، ٥٣؛ فاضل لنكرانی، ١٥٣-١٥٤؛ فلسفی، ٤٩٠: تصویر سند شم ٤٦).
ب ـ سبك فقهی و آراء علمی
١. فقه و اصول
از نظر روششناسی پژوهش در فقه، بروجردی را باید دنبال كنندۀ گونهای برخورد تاریخی با فقه دانست؛ اگرچه پیشینۀ این طرز تفكر را باید در حوزۀ اصفهان ــ خاستگاه علمی وی ــ جستوجو نمود (نك : واعظزاده، مقدمه، ٤٠، «مصاحبه»، ٢٢٠-٢٢١؛ علوی، ٣١٤). وی با آشنایی با تاریخ فقه، تسلط بر فقه و روش مذاهب اهل سنت و احاطه بر حدیث و طبقات رجال (نك : مطهری، ٢٤١-٢٤٢؛ دوانی، زندگانی، ١٥٤-١٥٥؛ پناه اشتهاردی، ١٨٧؛ واعظزاده، همان، ٢١٤-٢١٦)، توانست تحولی در حوزۀ علمیۀ قم به وجود آورد و در مواردی با ارائۀ نظریات نو در فقه و علوم وابسته به آن، به ویژه علم رجال (نك : سطور بعد)، بر غنای این روش بیفزاید.
در دیدگاه بروجردی، فقه و احادیث امامیه به منزلۀ حاشیهای بر فقه اهل سنت است (نك : عراقی، ١٦٣؛ واعظزاده، همان، ٢٠٨، ٢١٥؛ منتظری، ٢٤٩-٢٥٠). وی برپایۀ این نگرش، نكات تاریخی را بـه منزلۀ قرینۀ متصل برای روایـات ائمه (ع) میدانست (نك : البدر ... ، ٦، نیز برای نمونۀ عملی، نك : ٧- ٨) و شناخت محیط صدور اخبار و آگاهی از امور مركوز در اذهان اصحاب ائمه (ع)، به دلیل مأنوس بودن آنها با فتاوای فقهای اهل سنت را در استنباط احكام لازم میشمرد و بدین شیوه به تحلیل روحیۀ راوی دست مییافت (همان، ١٦٣، ١٩٠؛ مطهری، ٢٤١ برای نمونۀ عملی، نك : بروجردی، همان، ٥، ١٩٩؛ فاضل لنكرانی، ١٤٥). وی با تأكید بر حدیث ثقلین به عنوان مأخذ فقه امامیه از پیامبر (ص)، بر اخذ سنـت نبوی از طریـق احادیث اهل بیـت (ع) اصـرار داشت (نك : سبحانی، ١٨٠-١٨١؛ پناه اشتهاردی، ١٩٢؛ واعظزاده، همان، ٢٢٢-٢٢٣). مطابق تحلیل وی، از آنجا كه اخبار نبوی در بردارندۀ تمامی فقه نبود و امامت ائمه (ع) و حجیت اقوال آنها پذیرفته نگردید، اهل سنت نیازمند اجتهاد براساس قیاس، استحسانات ذوقی و مصالح و مفاسد مظنون شدند؛ در حالی كه اجتهاد نزد امامیه تنها تطبیق اصول مأثور بر موارد است (بروجردی، همان، ١٠).
بروجردی در بحثهای اصولی با محور قرار دادن كتاب كفایة الاصول استاد خود، به بسط آن و بیان نظرات خود ــ و نه نقد كل آراء اصولیین ــ میپرداخت (واعظزاده، همان، ٢١٤) و در برخی از مباحث اصولی نیز مبنای ویژهای داشت. به عنوان نمونه با نگرشی تاریخی بر «دلیل انسداد»، آن را دلیل بر حجیت خبر واحد و نه حجیت ظن مطلق میدانست (صافی، ١٢٣). وی كمتر مسائل فقهی را بر مسائل شكی اصولی مبتنی میكرد و هرگز به دنبال مسائل فرضی نمیرفت (مطهری، ٢٤٢) و با تبحر در علوم حدیث، به ندرت نیازمند تمسك به اصول عملیه میگشت (صافی، ١٢٢-١٢٣).
شایان ذكر است كه براساس دیدگاه وی، روایات امامیه، منحصر به احادیث موجود در كتب اربعه نیست، بلكه بسیاری از این روایات در جوامع اولیه موجود بوده كه از سوی مشایخ سه گانه روایت نشده است؛ چه، بنای آنها بر نقل مسائلی بوده است كه طریق مسلسل به روات آن داشته باشند. بدین ترتیب در فقه امامیه بیش از ٥٠٠ مسأله موجود است كه با وجود فتوای مشایخ، نصی دربارۀ آنها در دست نیست. وی برپایۀ این نگرش، مسائل فقه را بر دو قسم ــ «اصول متلقات » از ائمه (ع) كه در كتب فقهی قدمای اصحاب، بدون تصرف یا ذكر تفریعات جدید آورده شده است و «مسائل تفریعی» مستنبط از این اصول ــ بخش كرده است و اجماع را در مسائل تفریعی استنباطی حجت نمیدانست؛ اگرچه در مسائل قسم اول، صرف شهرت قدما، كاشف از وجود نص معتبر بود (نك : البدر، ٨-١٠، ٢٣٠-٢٣١، ٢٧٤، «بحث حجیة ... »، ٢٨٦؛ منتظری، ٢٥٠-٢٥١؛ برای نمونههایی از كاربرد عملی این نظریه در فقه، نك : بروجردی، البدر، ٩٣، ١١٤، ١٥٥، ١٨٨، ٢٠١). در واقع كاربرد قواعد اصولی، به ویژه اصول عملیه نیز در قسم دوم آشكار میگردد (برای نمونه، نك : همو، «الصلاۃ ... »، ١٠٨).
٢. حدیث و رجال
یكی از ابتكارات بروجردی در زمینۀ حدیث و رجال، طبقهبندی رجال امامیه و بهرهگیری از آن در پژوهشهای حدیثی است. وی رجال امامیه را براساس استادی و شاگردی ــ و با لحاظ متوسط ٣٠ سال ــ به طبقاتی تقسیم كرده است كه با صحابۀ پیامبر (ص) آغاز میگردد و تا شیخ طوسی (د ٤٦٠ ق / ١٠٦٨ م)، ١٢ طبقه، و از ابوعلی فرزند شیخ طوسی تا شیوخ بروجردی ٢٤ طبقه است و هر طبقه باید از طبقۀ سابق به طور مستقیم روایت كند، مگر اینكه راوی معمر و معاصر دو طبقه باشد (نك : ترتیب ... ، ١١١، ١١٤، البدر، ٢٦-٢٧، «الاحادیث ... »، ٢٧٧؛ قس: دوانی، زندگانی، ١٥٩-١٦٠؛ منتظری، ٢٥٢). این طبقهبندی، به فقیه در بازشناسی حدیث در مواردی چون ارسال یا اسناد، تقطیع و شناسایی اسامی مشترك در سلسلۀ راویان یاری میرساند؛ علاوه بر آن، راویانی كه از فقهای اصحاب ائمه (ع) نبودهاند، شناسایی گردیدند كه این خود میتواند در حل تعارض میان اخبار بسیار مفید باشد (نك : بروجردی، ترتیب، ١١٤؛ دوانی، همان، ١٥٧- ١٥٩؛ برای تبیین روش رجالی بروجردی، نك : حسینی، ٧٧-١٢٣؛ نیز برای نمونههای عملی در فقه، نك : بروجردی، البدر، ٣٧، ١٢١، ١٤٩، ٢٨٧).
شایان ذكر است كه وی برای رفع نقایص كتاب وسائل الشیعۀ شیخ حر عاملی، از نظر كثرت ابواب، تقطیع احادیث، تكرار اسانید و عدم جامعیت، طرح تهذیب آن را مطرح كرد كه طی زمانی نزدیك به ١٠ سال، توسط شماری از پژوهشگران انجام پذیرفت و با عنوان جامع احادیث الشیعة (نك : مطهری، ٢٤٢-٢٤٣؛ دوانی، همان، ١٩٦؛ استادی، ٢٩٥- ٢٩٨) به طبع رسید (قم، ١٤١٣-١٤٢٠ ق، ٢٦ مجلد).
آثار
بروجردی علاوه بر تصحیح و طبع مجموعهای از آثار متقدم امامیه چون الخلاف شیخ طوسی، قرب الاسناد حمیری و جامع الرواة اردبیلی (نك : رازی، آثار ... ، ١/ ١٩؛ دوانی، همان، ١٩٣-١٩٦؛ استادی، ٢٩٥)، آثار فراوانی از خود برجای گذارده است. گفتنی است كه در حیات وی، تنها پارهای از تقریرات فقهی و اصولی او به طبع رسید. رضا استادی در مقالهای با عنوان «آثار و تألیفات آیتالله بروجردی » فهرست جامعی از این آثار به دست داده است (ص ٢٨٧-٣٠٤؛ نیز نك : رازی، گنجینه، ١/٣٥١-٣٥٢).
آثار علمی بازمانده از بروجردی را میتوان به چند دسته تقسیم كرد:
نخست تقریرات فقهی و اصولی كه به وسیلۀ جمعی از شاگردان او ضبط و تحریر شده است. از میان تقریرات فقهی میتوان به نهایة التقریر در مبحث نماز به قلم محمد فاضل لنكرانی در ٣ مجلد (قم، ١٤٢٠ ق)؛ البدر الزاهر، دربارۀ نماز جمعه و نماز مسافر در یك مجلد به قلم حسینعلی منتظری (قم، ١٣٦٢ ش)؛ زبدۃ المقال، تقریرات بحث خمس در یك مجلد به قلم عباس ابوترابی (قم، ١٤١٤ ق/١٣٧٢ ش)؛ مجموعهای در یك مجلد مشتمل بر موضوعات غصب، وصیت و منجزات مریض و میراث ازواج با عنوان تقریرات ثلاثة، به قلم علی پناه اشتهاردی (قم، ١٤١٣ ق)؛ «الصلاة فی اللباس المشكوك» و «القضاء» به قلم عبدالرسول شریعتمداری جهرمی؛ و نیز «رسالة فی القبلة» به قلم محمدتقی ستوده (نك : فقه اهل البیت (ع)، ٦-٧٦) اشاره كرد. نسخهای از تقریرات اصولی بروجردی توسط حسینعلی منتظری جمعآوری شده، و در حیات خود او با نام نهایة الاصول به طبع رسیده است (تجدید چاپ: قم، ١٤١٥ق، ٢ جلد در یك مجلد). از علمای دیگر كه به جمعآوری تقریرات اصولی بروجردی اقدام كردهاند، باید به امام خمینی با عنوان لمحات الاصول (قم، ١٤٢١ ق/ ١٣٧٩ ش) و نیز مهدی حائری یزدی با عنوان الحجة فی الفقه (اصفهان، ١٤١٩ ق) اشاره كرد. لطفالله صافی گلپایگانی نیز، تقریراتی از بحث حجیت شهرت تهیه كرده است (نك : بروجردی، «بحث حجیة»، ٢٨٠-٢٨٧). شایان ذكر است كه آراء و نظریات اصولی بروجردی در كتاب شرح كفایة الاصول بهاءالدین حجتی بروجردی، از شاگردان خاص وی در بروجرد كه بنا به تصریح استاد بر مبانی فقهی و اصولی وی مسلط بوده، و از او اجازۀ اجتهاد داشته، آمده است (قم، ١٤١٢ ق، ٢ مجلد).
دستۀ دوم از آثار بروجردی را رسالههای عملیه و فتوایی تشكیل میدهد كه به وسیلۀ دیگران تنظیم شده است. از مهمترین این رسالهها، توضیح المسائل به زبان فارسی است كه به دست علی اصغر كرباسچیان معروف به علامه و به یاری برخی از فضلا نگارش یافته، و به تأیید بروجردی رسیده است (استادی، ٣٠٣). دیگر از این رسالهها، مجمع الفروع، به زبان فارسی و به سبك العروة الوثقى، تألیف سیدمحمدكاظم طباطبایی یزدی كه توسط علی آشتیانی تدوین شده، و از نظر كثرت فروع ممتاز است (آقابزرگ، طبقات، ١(٢)/ ٦٠٩؛ استادی، ٣٠٢-٣٠٣). همچنین المسائل الفقهیة به زبان عربی (آقابزرگ، همانجا) و نیز متنی فتوایی با عنوان مناسك الحج كه در ١٣٢٨ ش چاپ شده، و بار دیگر به نام توضیح المناسك تنظیم و منتشر شده است (استادی، ٣٠٣). رسالۀ عملیۀ بروجردی با عنوان نورالهدى توسط محمدحسین ناشرالاسلام هندی شوشتری به زبان اردو ترجمه، و در ١٣٦٩ ق در هند به طبع رسیده است. این رساله شامل ابواب طهارت تا ارث است.
دستۀ سوم از تألیفات بروجردی را آثار رجالی و حدیثی تشكیل میدهند. آثار رجالی وی در مجموعۀ بزرگی به نام الموسوعة الرجالیة در ٧ مجلد توسط بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی (مشهد، ١٤١٣-١٤١٤ ق) به طبع رسیده است (برای دیگر آثار، نك : آقابزرگ، الذریعة، ٧/١١١، جم ؛ رازی، گنجینه، ١/٣٤٧؛ استادی، ٢٩٣-٣٠٠؛ نیز بروجردی، البدر، ٢٥.
مآخذ
آقابزرگ، الذریعة؛
همو، طبقات اعلام الشیعة، نقباء البشر، مشهد، ١٤٠٤ ق؛
احمدی، جعفر، «مصاحبه» (نك : هم ، حوزه)؛
استادی، رضا، «آثار و تألیفات آیتالله بروجردی» (نك : هم ، حوزه)؛
بروجردی، حسین، «الاحادیث المقلوبة و جواباتها»، همراه المنهج الرجالی (نك : هم ، حسینی جلالی)؛
همو، «بحث حجیة الشهرة»، تقریرات به قلم لطفالله صافی گلپایگانی، همراه همان؛
همو، البدر الزاهر، تقریرات به قلم حسینعلی منتظری، قم، ١٣٦٢ ش؛
همو، ترتیب اسانید كتاب الكافی للشیخ الكلینی، مشهد، ١٤١٤ ق / ١٩٩٣ م؛
همو، «الصلاة فی اللباس المشكوك»، تقریرات به قلم عبدالرسول شریعتمداری جهرمی، به كوشش حسن فاطمی، همراه شكوه فقاهت، قم، ١٣٧٩ ش؛
همو، «عجالة فی ترجمة جدی الخامس ... »، به كوشش مهدی رجایی، همراه همـان؛
پنـاه اشتهـاردی، علی، «مصاحبه» (نك : هم ، حوزه)؛
حسینی جلالی، محمدرضا، المنهج الرجالی، قم، ١٤٢٠ ق / ١٣٧٨ ش؛
حوزه، قم، ١٣٧٠ ش، شم ٤٣، ٤٤، س ٨، شم ١-٢؛
خوانساری، مصطفى، «مصاحبه» (نك : هم ، حوزه)؛
دوانی، علی، زندگانی زعیم بزرگ عالم تشیع آیتالله بروجردی، تهران، ١٣٧٢ ش؛
همو، نهضت روحانیون ایران، تهران، بنیاد فرهنگی امام رضا (ع)؛
رازی، محمد، آثار الحجة، قم، ١٣٣٢ ش؛
همو، گنجینۀ دانشمندان، تهران، ١٣٥٢ ش؛
ریحانالله یزدی، علیرضا، آینۀ دانشوران، تهران، ١٣٥٤ق؛
سبحانی، «مصاحبه» (نك : هم ، حوزه)؛
سلطانی طباطبایی، محمدباقر، «مصاحبه» (نك : هم ، حوزه)؛
صافی گلپایگانی، لطفالله، «مصاحبه» (نك : هم ، حوزه)؛
عراقـی، مجتبى، «مصاحبه» (نك : هم ، حوزه)؛
علوی، جواد، «آیتالله بروجردی در بروجرد» (نك : هم ، حوزه)؛
فاضل لنكرانی، محمد، «مصاحبه» (نك : هم ، حوزه)؛
فقه اهل البیت (ع)، قم، ١٣٧٩ ش، س ٦، شم ٢٣؛
فلسفی، محمدتقی، خاطرات و مبارزات، تهران، ١٣٧٦ ش؛
كیهان، ٢٠ اردیبهشت ١٣٣٤ ش، شم ٣٥٧٥؛
مرجعیت در عرصۀ اجتماع و سیاست، به كوشش محمدحسین منظور الاجداد، تهران، ١٣٧٩ ش؛
مطهری، مرتضى، «مزایا و خدمات مرحوم آیتالله بروجردی»، همراه بحثی دربارۀ مرجعیت و روحانیت، تهران، ١٣٤١ ش؛
مكارم شیرازی، ناصر، «مزایا و خصایص ... » (نك : هم ، حوزه)؛
منتظری، «مبانی و سبك استنباط ... » (نك : هم ، حوزه)؛
واعظزادۀ خراسانی، محمد، «مصاحبه» (نك : هم ، حوزه)؛
همو، مقدمه بر ترتیب اسانید كتاب الكافی (نك : هم ، بروجردی)؛
نیز:
EI٢, S.
علی تولاّیی