دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٤٨ - حجر اسماعیل
حجر اسماعیل
نویسنده (ها) :
فرامرز حاج منوچهری
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٤ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حِجْرِ اِسْماعيل، فضايی محصور در ديواری نيمدايره و قوسیشکل در سمت شمالی کعبه. اين ديوار با ارتفاع ٣٢ / ١ متر و پهنای ٥٠ / ١ متر از رکن عراقی (سمت شمال کعبه) آغاز، و به نزديکیِ رکن شامی(سمت غربی کعبه) منتهی میشود. از ديوار کعبه تا ديوار حجر ٨٠ / ٦ متر، و عرض دهانۀ آن ٧٧ / ٨ متر است. حجر اسماعيل در سمتی از خانۀ کعبه واقع است که ناودان طلا در آن قرار دارد و آب ناودان مستقيم به داخل آن سرازير میگردد.
واژۀ حجر دارای معانی منع و بازداشتن، امن و پناه و معناهایی جانبی چون عقل و حرام است (خليل بن احمد، ٣ / ٧٤؛ جوهری، ٢ / ٦٢٣). برخی با بررسی اين معانی بر آناند که همۀ اينها را میتوان در معنای کلیِ «بازداشتن» يافت (طبری، تفسير، ٨ / ٤٥؛ جوهری، ٢ / ٦٢٣-٦٢٤؛ فيومی، ١٩٠-١٩١؛ ابنکثير، ٣ / ٣١٥). در ترکيب حجر اسماعيل، مضافٌاليه درواقع حضرت اسماعيل، فرزند ابراهيم نبی (ع) است و معنای کلی اين ترکيب اضافی به قصص اسلامی دربارۀ ساخت خانۀ کعبه باز میگردد. بر پايۀ اين قصص، هاجر و اسماعيل به فرمان پروردگار و راهنمايی جبرئيل در اين محل ساکن گشتند (طبری، همان، ١ / ٥٤٨؛ ثعلبی، ٧١؛ ابنکثير، ١ / ١٨٠) و برهمين اساس، بدان بیتِ (خانۀ) اسماعيل نيز گفته شده است. در بخش ديگری از اين قصص، در موضوع ساخت خانۀ کعبه توسط ابراهيم نبی و فرزندش اسماعيل (ع) آمده است: آن زمان که ديوار کعبه برافراشته شد، اسماعيل برای رفع خستگی و پناه گرفتن از گرمای خورشيد در کنار و زير سايۀ اين ديوار نشست تا استراحت کند (ازرقی، ٣١٢؛ حاکم، ١ / ٤٥٨- ٤٥٩؛ نیز نک : ثعلبی، ٧٧).

ترکيب حجر اسماعيل در قرآن کريم وارد نشده است، اما در برخی از روايات تفسيری اشارت قرآنی "فِيهِ آياتٌ بَيِّـناتٌ مَقامُ اِبْراهيمَ ... » (آل عمران / ٣ / ٩٦-٩٧) را با اين مکان نیز قابل تطابق دانستهاند. بر اساس اين روايات، حالت جمع آيات بينات بهجز مقام ابراهيم و مواضعی چون حجرالاسود، حطيم و زمزم، دربرگيرندۀ حجر اسماعيل نيز هست. در دستهای از روايات هم به جای حجرالاسود، بيت اسماعيل از مصاديق آيات بينات ياد شده است. اين سخن آن هنگام قابل درک خواهد بود که با گروهی ديگر از روايات که حجر را بيت اسماعيل ذکر کردهاند، در کنار هم نهاده شوند (نک : ابنفارس، ٢ / ١٣٨- ١٣٩؛ ابنکثير، ١ / ١٧٠؛ ثعالبی، ١ / ٢٩١بب ؛ سيوطی، ١ / ٢٩١، ٥ / ١٩٢).
در منابع روايی در مباحث قصص پيامبران، اين مکان به عنوان مدفن برخی از بزرگان و افراد خاندان ابراهيم نبی(ع) معرفی گشتهاست. بر پايۀ اين روايات با درگذشت هاجر، اسماعيل (ع) وی را در حجر به خاک سپرد و برای آنکه قبر وی زير پای کسان قرار نگيرد، آن را قدری از سطح زمين بالا آورد و گرداگرد آن را ديواری نهاد (ابنبابويه، علل ... ، ١ / ٣٧). آمده است که بهخاکسپاری خود اسماعيل (ع) و نيز چند تن از دختران وی هم در همين مکان صورت پذيرفته است (فاکهی، ٢ / ١٢٣-١٢٤؛ کلينی، ٤ / ٢١٠؛ ابنبابويه، همان، ١ / ٣٨؛ راوندی، قصص ... ، ١١٨؛ فاسی، ١ / ٢١٨؛ طريحی، ١ / ٤٦٣). پس از ظهور اسلام و در پی برخی تعميرات خانۀ کعبه، بر پايۀ روايات، هنگام بازسازی حجر توسط عبداللٰه بن زبير، سنگی سبز از زير خاک آشکار شد که کسی از چيستی آن خبر نداشت تا آنکه عبداللٰه بن صفوان بيان داشت که اين همان مدفن اسماعيل (ع) است. بدينترتيب آن را به همان صورت رها کردند و تغييری در آن ندادند (ازرقی، همانجا).
واقعيت اين است که نقش روايی اين مکان در برخی از قصص مانند هجرت اسماعيل و مادرش، هاجر، و نيز نقش آن در ساخت خانۀ کعبه، بيانگر جايگاه ارجمند آن نزد مکيان بوده است، جايگاهی که در برخی روايات تاريخی هم تأييد میگردد. برای نمونه، اگرچه تقريباً در هيچ منبعی سخن از تقدس اين مکان نيامده، اما میدانیم که گاه اين بخش از کعبه، محل قرارگيری بتهای مکيان بوده است. در برخی از روايات و حکايات مربوط به فتح مکه آمده که شمار زيادی از بتهای قريش پيرامون حجر اسماعيل نهاده شده بوده است که تمامیآنها به دست پيامبر اکرم(ص) منهدم گشت (ابنطاووس، ٢٢٠؛ مجلسی، ١٨ / ١٨٠؛ نيز قس: احمد بن حنبل، ١ / ٣٠٣، ٣٦٨؛ ابنحبان، ١٤ / ٤٣٠).
بسياری از روايات، مفاهيمیرا دربر دارند که بيانکنندۀ مرتبۀ والای حجر است. نمونۀ آن را میتوان در رواياتی يافت که اين مکان (با توجه به ويژگی آن نزد اعراب)، با حلقههايی واسط همچون خواب و رؤيا، با موضوعات و مفاهيمیديگر پيوند میيابند. چنانکه حجر به عنوان محلی معرفی میگردد که برخی کسان ازجمله خاندان عبدالمطلب، در آنجا رؤياهای صادقی ديدهاند. رواياتی مبتنی بر رؤياهای عبدالمطلب مانند آنچه او دربارۀ حضرت رسول اکرم (ص) دیده، به همين مکان مربوط است (ابنبابويه، کمالالدين ... ، ١٧٣، الامالی، ٣٣٤-٣٣٥؛ سيوطی، ٤ / ١٤٩؛ مجلسی، ١٥ / ٢٥٤-٢٥٥). همچنين است رؤياهای متوالی ابوطالب دربارۀ فرزندش، حضرت علی (ع) که بيشتر در منابع شيعی بازتاب يافته است (ابن شهرآشوب، ٢ / ٩١-٩٢).
به هر روی، جايگاهِ ارزشیِ حجر عملاً اين مکان را در پيش از ظهور اسلام و در دورۀ اسلامی به محلی ويژه بدل ساخت (قس: قاضیعياض، ١ / ١٨٩). يکی از مهمترين مباحث قابل طرح، دستهای از رواياتاند که بر اساس آنها معراج پيامبر اکرم (ص)، از اين مکان بوده است (ابنهشام، ٢ / ٢٤٣؛ ابنطاووس، ١٠٠؛ ابنکثير، ٣ / ١١-١٢؛ سيوطی، ٥ / ١٩٢، ٢١٠؛ صالحی، ٣ / ٦٤، ١٥٨).
در نگاهی کلی میتوان درنظر آورد که حجر اسماعيل محل نشست، تجمع و گردهماييهای رسمی و غيررسمی بودهاست (برای نمونه، نک : صنعانی، ٥ / ١٢٩؛ ابنهشام، ٣ / ١٩٦؛ طبری، تاريخ، ١ / ٥٠٢، ٢ / ٣٩؛ کلينی، ٧ / ٢١، ٨ / ٢٧١؛ ابناعثم، ٥ / ١٥١؛ ابناثير، ١ / ٢٩٧؛ ابن سيد الناس، ١ / ١٦١، ٣٥٢؛ ابنحجر، ٧ / ١٢٨- ١٢٩؛ سيوطی، ١ / ٢٩٤). نمونههای روايی در هر دو دورۀ تاريخیِ پيش و پس از ظهور اسلام در منابع قابل مشاهدهاند. افزون بر روايات حضور عبدالمطلب و ابوطالب در حجر و اينکه حتى عبدالمطلب برای خود مکانی ويژه در حجر داشته است (يعقوبی، ١ / ٢٤٥؛ ازرقی، ٣١٤)، روايات بسياری هم به حضور پيامبر(ص) در آن مکان اشاره دارد. ازاینگونه روايات بهنظر میرسد آن حضرت بر همين اساس بسياری زمانها در حجر حضور داشتهاند؛ چه، مواردی از تلاوت آيات قرآن، عبادت پروردگار، صحبت با صحابه و پاسخگويی به پرسشهای آنان، رسيدگی به برخی دعاوی و مواردی از اين دست همگی در محل حجر اسماعيل نمونۀ روايی دارد (ابن شهرآشوب، ١ / ٦٣ بب ؛ قمی، ١ / ٣٧٩). حجر اسماعيل برای قرشيان و دشمنان مسلمانان نيز همانگونه تشخص را داشته است، چون رواياتی هم مبنی بر گردهمايی آنها در اين مکان به دلايل گوناگون ازجمله قصد ضربه زدن به پيامبر(ص) و ياران وی مشاهده میشود (راوندی، الخرائج ... ، ١ / ١٤١).
درکنار موارد یادشده دربارۀ جايگاه معنوی حجر، بايد به موارد ديگری نيز اشاره کرد. در روايات تاريخی مربوط به ساخت و مرمت حجر اسماعيل آمده است که قرشيان بهسبب ناتوانی مالی، امکان بازسازی همۀ خانۀ کعبه را نيافتند و به همين دليل حجر عملاً در بيرون کعبه واقع شد (برای نمونه، نک : ابنحجر، ٣ / ٣٥١ بب ). برهميناساس، در بسياری احاديث از رسول خدا (ص) و صحابۀ ايشان به حرمت آن اشاره شده، و برخی احکام فقهی مربوط بدان ناظر به اين امر است. در رواياتی نارضايی و ناخرسندی حضرت رسول اکرم (ص) از اين تفکيک و جدا افتادگی حجر از خانۀ کعبه آمده است و حتى آن حضرت افسوس آن را داشتهاند که ای کاش امکان نوسازی کعبه و الحاق حجر به خانه وجودمیداشت (نک : مسلم، ٢ / ٩٦٩-٩٧٠؛ فاسی، ١ / ٢١٢؛ ابنحجر، ٣ / ٣٥٢).
موضوع ميزاب (ناودان طلا) و خروج آب روان از آن، اگرچه در اصل به جايگاه ناودان ارتباط دارد، اما به جهت ريزش آبِ آن به حجر اسماعيل در اين معنا قابل بيان است. قرارگيری ناودان کعبه در جهت شمال و درست در محاذات حجر، سبب گشته است تا آب باران از بام کعبه به داخل حجر سرازير گردد. بدينترتيب، روايات مربوط به شفابخشی و تأثيرات آب آن بر مداوای بيماران، و موقعيت قرارگيری ناودان، حجر را مرتبهای افزون بخشيدهاست (حسن بصری، ٢٠، ٢٤؛ مجلسی، ٥٩ / ٢٨٦، ٦٣ / ٤٥١؛ زرقانی، ٢ / ٤١٧).
مجموعۀ مفاهيم مرتبط با جايگاه و مرتبۀ حجر اسماعيل در سطحی گسترده، سبب گشته است تا اين محل از اصلیترين اماکن داخل حرم به شمار آيد. در مباحث مربوط به مسجدالحرام و فضيلت نماز در آن، حجر اسماعيل، در کنار حطيم و مقام ابراهيم، با تفاوتی در برخی روايات، در رتبۀ دوم يا سوم قرار دارد؛ حال آنکه در رواياتی، مقام و حجر را در رتبۀ ارزشی يکسان دانستهاند (فاکهی، ١ / ١٨٠-١٨١، ١٨٤؛ ترمذی، ٣ / ٢١٦؛ ابنکثير، ١ / ١٧٠؛ حرعاملی، ٨ / ٢٤٦).
با توجه به اين جايگاه و بيان فضيلت نماز در حجر، مشخص است که بهطور طبيعی ادعيه در آن مکان نيز دارای ارزشی مضاعف خواهد بود. برهمين اساس، مبحث دعا در حجر و در پايين ميزاب در بسياری از منابع دارای نمونه است (فاسی، ١ / ٢١٨- ٢١٩؛ عظيم ـ آبادی، ٥ / ٢٤٧)؛ در حالی که، ائمۀ اطهار همچون امام سجاد (ع) و برخی ديگر از امامان (ع) در حجر حضور میيافتند و حتى ادعيهای ويژه هم در اين مکان داشتهاند ( الصحيفة ... ، ٥٣٦ بب ؛ صفار، ١٤٩، ٢٥٠؛ طوسی، الغيبة، ٢٦١؛ دلائل ... ، ٥٤٤؛ نوری، ٩ / ٤٢٧، ٤٣٢-٤٣٣).
در نگاهی تاريخی و گذرا به بنای حجر بهجز روايات مربوط به ساخت قديم آن، بايد گفت: در طول زمان تغييرات و مرمتهايی در آن روی داده است. در ١٤٠ق / ٧٥٧م، به دستور ابوجعفر منصور ديوار آن با سنگ مرمر پوشیده شد و خليفۀ عباسی، مهدی در ١٦١ق / ٧٧٨م، آن را مرمت کرد. پس از او در زمان متوکل از نو، و سپس در زمان معتضد عملاً تمام سطح آن با سنگ مرمر پوشانده شد. تا سدۀ ٦ق / ١٢م، اين بنا نياز جدی به مرمت نداشت، تا آنکه در ٥٥٠ ق / ١١٥٥م، تجديد بنای آن صورت پذيرفت. در ٨٤٣ق / ١٤٣٩م، سلطان چقماق پردههايی برای پوشاندن ديوار خارجی کعبه و نيز برای ديوار حجر به مکه فرستاد و همان سال پرده بر حجر قرارگرفت. روند مرمت و تغيير مرمرها همچنان در سدۀ ٩ق ادامهداشت تا آنکه در ٩١٦ق / ١٥١٠م، سلطان غوری ضمن ساخت بنايی برای حجر، بر ديوارۀ آن نام کسانی را که تا آن زمان در مرمت و تجديد بنای حجر حرکتی داشتهاند، حک نمود (فاکهی، ١ / ١٣٤؛ فاسی، ١ / ٢١٥-٢١٧؛ برای جدولی از تاريخ مرمت بنا، نک : کردی، ٣ / ٥-٧، ٥٧٨).
بهجز احاديث و روايات، نام حجر اسماعيل در برخی از موضوعات فقهی در مبحث حج وارد شده است. در واقع بيشتر موارد بحث انگيز دربارۀ احکام فقهی مربوط به حجر اسماعيل از آنجا سرچشمه میگيرد که آيا بخشی از حجر يا همۀ آن، جزئی از کعبه بهشمار میرود يا نه. اين اختلاف رأی اصلاً به دليل همين تنوع روايی دربارۀ نوع رابطۀ حجر اسماعيل با خانۀ کعبه است که پس از تعمير و مرمتهای پيشينِ روی داده و در رواياتی در قالب جدا افتادگی حجر از کعبه نمود يافته است. اين امر نزد فقيهان موضوع اختلاف است و هرکدام از گروههای موافق و مخالف در فريقين ديده میشوند (تنها برای نمونه، نک : کلينی، ٤ / ٢١٠؛ نووی، ٨ / ٢٥-٢٦؛ طوسی، تهذيب ... ، ٥ / ٤٧٤؛ ابنحمزه، ١٧٢، ١٧٣؛ فاسی، ١ / ٢١٢-٢١٥). اختلاف بر سر اين امر و تداخل معنايی آن با کل خانۀ کعبه، اسباب آن را فراهم کرده است که مسائلی در باب مکان نمازگزار و نيز حکم نماز واجب در آن مکان، مورد بحث قرار گيرد؛ مسئلهای که غالباً به استحباب آن رأی دادهاند (نک : ترمذی، همانجا؛ حاکم، ١ / ٤٦٠؛ طوسی، همان، ٥ / ١٣٨؛ ابنمفلح، ابراهيم، ٣ / ٢٢٠؛ فاسی، ١ / ٢١٤؛ نوری، ٣ / ٤٢٢؛ زرقانی، ١ / ١١٦).
در موضوع طواف کعبه، بهويژه با استناد به آيۀ ٢٩ سورۀ حج (٢٢) به هر روی طواف کامل کعبه، لزوماً حجر را هم دربر میگيرد و اين امر در مسائل مورد بحث فقيهان نمود يافته است (برای نمونه، نک : شافعی، ٢ / ١٧٦؛ ابواسحاق، ١ / ٢٢١؛ ابنقدامه، ١ / ٤٣٢-٤٣٤؛ حطّاب، ٣ / ٧٣؛ ابنمفلح، محمد، ٣ / ٣٦٩؛ بهوتی، ٢ / ٤٨٢؛ مرداوی، ٤ / ١٥). بررسی اين دست احکام نزد فقيهان امامی در دورههـای متفاوت نمود داشته است (برای نمونه، نک : طوسی، الخلاف، ٢ / ٣٢٤؛ ابنبراج، ١ / ٢٣٣؛ ابنادريس، ١ / ٥٧٢، ٥٧٦؛ شهيد ثانی، ٢ / ٢٥٠؛ صاحبجواهر، ١٩ / ٢٩٢). افزون بر اينها، در آثار فقهی در مبحث احرام حج، به دو مطلب توجه شده است: نخست، استحباب دو رکعت نماز پيش از احرام در حجر اسماعيل؛ دوم، التفات به فضيلت و استحباب احرام بستن از کنار مقام ابراهيم و يا در داخل آن (ابنبابويه، من لايحضره ... ، ٢ / ٥٣٦-٥٣٧؛ يحيی بن سعيد، ٢٠٤؛ حر عاملی، ١٠ / ٢؛ علامۀ حلی، ١ / ٣٢٨؛ برای بررسیهای فقهی، نک : امينپور، ١١٠-١١٤).
مآخذ
ابناثير، مبارک، النهاية، به کوشش طاهر احمد زاوی و محمود محمد طناحی، قاهره، ١٣٨٣ق / ١٩٦٣م؛
ابنادريس، محمد، السرائر، قم، ١٤١٠ق؛
ابناعثم کوفی، احمد، الفتوح، بيروت، ١٤١١ق؛
ابنبابويه، محمد، الامالی، قم، ١٤١٧ق؛
همو، علل الشرائع، نجف، ١٣٨٥ق / ١٩٦٦م؛
همو، کمال الدين و تمامالنعمة، به کوشش علیاکبر غفاری، تهران، ١٣٩٠ق؛
همو، من لايحضره الفقيه، به کوشش علیاکبر غفاری، قم، ١٤٠٤ق؛
ابنبراج، عبدالعزيز، المهذب، به کوشش جعفر سبحـانی، قـم، ١٤٠٦ ق؛
ابـنحبـان، محمـد، صحيح، بـه کـوشش شعيب ارنـؤوط، بيروت، ١٤١٤ ق؛
ابنحجر عسقلانی، احمد، فتح الباری، بیروت، دارالمعرفه؛
ابنحمزه، محمد، الوسيلة، به کوشش محمد حسون، قم، ١٤٠٨ق؛
ابن سيد الناس، عيون الاثر، بيروت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
ابنشهرآشوب، محمد، مناقب آل ابیطالب، نجف، ١٣٧٦ق؛
ابنطاووس، علی، سعد السعود، نجف، ١٣٦٩ق / ١٩٥٠م؛
ابنفارس، احمد، معجم مقاييس اللغة العرب، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قم، ١٤٠٤ق؛
ابنقدامه، عبداللٰه، الکافی، به کوشش زهير شاويش، بيروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
ابنکثير، تفسير القرآن العظيم، بيروت، ١٤٠١ق؛
ابنمفلح، ابراهيم، المبدع، بيروت، ١٤٠٠ق؛
ابنمفلح، محمد، الفروع، به کوشش ابوالزهراء حازم قاضی، بيروت، ١٤١٨ق؛
ابنهشام، عبدالملک، السيرة النبوية، به کوشش طه عبدالرئوف سعد، بيروت، ١٩٧٥م؛
ابواسحاق شيرازی، ابراهيم، المهذب، بيروت، دارالفکر؛
احمد بن حنبل، مسند، قاهره، ١٣١٣ق؛
ازرقی، محمد، اخبار مکة، به کوشش رشدی ملحس، بيروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
امينپور امينی، محمد، «حجر اسماعيل»، ميقات حج، ١٣٧٣ش، س ٢، شم ٨؛
بهوتی، منصور، کشاف القناع، به کوشش هلال مصيلحی مصطفى هلال، بيروت، ١٤٠٢ق؛
ترمذی، محمد، سنن، به کوشش احمد محمد شاکر و ديگران، قاهره، ١٣٥٧ق / ١٩٣٨م بب ؛
ثعالبی، عبدالرحمان، الجواهر الحسان فی تفسير القرآن، بيروت، مؤسسة الاعلمی؛
ثعلبی، احمد، عرائس المجالس ( قصص الانبياء)، بيروت، ١٤٠١ق / ١٩٨١م؛
جوهری، اسماعيل، صحاح، به کوشش احمد عبدالغفور عطار، قاهره، ١٣٧٦ق / ١٩٥٦م؛
حاکم نيشابوری، محمد، المستدرک علی الصحيحين، به کوشش يوسف مرعشلی، بيروت، ١٤٠٦ق؛
حر عاملی، محمد، وسائل الشيعة، به کوشش عبدالرحيم ربانی شيرازی و ديگران، بيروت، ١٣٩١ق؛
حسن بصری، فضائل مکة، به کوشش سامی مکی عانی، کويت، ١٤٠٠ق؛
حطّاب رعینی، محمد، مواهب الجليل، بيروت، ١٣٩٨ق؛
خليل بن احمد، العين، به کوشش مهدی مخزومی و ابراهيم سامرایی، بغداد، ١٩٨١-١٩٨٢م؛
دلائل الامامة، منسوب به ابنرستم طبری، قم، ١٤١٣ق؛
راوندی، سعيد، الخرائج و الجرائح، به کوشش مدرسۀ امام مهدی (ع)، قم، ١٤٠٩ق؛
همو، قصص الانبياء، به کوشش غلامرضا عرفانيان، مشهد، ١٤١٨ق؛
زرقانی، محمد، شرح المواهب اللدنية، قاهره، ١٣٢٩ق؛
سيوطی، الدر المنثور، بيروت، ١٩٩٣م؛
شافعی، محمد، الام، بيروت، ١٣٩٣ق؛
شهید ثانی، شرح اللمعة، قم، ١٤١٠ق؛
صاحبجواهر، جواهر الکلام، به کوشش عباس قوچانی، تهران، ١٣٦٥ش؛
صالحی شامی، سبل الهدى و الرشاد، به کوشش عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، بيروت، ١٤١٤ق / ١٩٩٣م؛
الصحيفة السجادية، به کوشش محمد باقر ابطحی، قم، ١٤١١ق؛
صفار، محمد، بصائر الدرجات، به کوشش حسن کوچهباغی، تهران، ١٤٠٤ق؛
صنعانی، عبدالرزاق، المصنف، به کوشش حبيبالرحمان اعظمی، بيروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
طبری، تاريخ، بيروت، ١٤٠٧ق؛
همو، تفسير، بيروت، ١٤٠٥ق؛
طريحی، فخرالدين، مجمع البحرين، به کوشش احمد حسينی، نجف، ١٤٠٨ق؛
طوسی، محمد، تهذيب الاحکام، به کوشش حسن موسوی خرسان، نجف، ١٣٧٩ق؛
همو، الخلاف، به کوشش محمد مهدی نجف و ديگران، قم، ١٤١٧ق؛
همو، الغيبة، به کوشش عبادالله طهرانی و علی احمد ناصح، قم، ١٤١١ق؛
عظيمآبادی، محمد، عون المعبود، بيروت، ١٤١٥ق؛
علامۀ حلی، حسن، ارشاد الاذهان، به کوشش فارس حسون، قم، ١٤١٠ق؛
فاسی، محمد، شفاء الغرام، بيروت، دارالکتب العلميه؛
فاکهی، محمد، اخبار مکة، به کوشش عبدالملک عبدالله دهيش، بيروت، ١٤١٤ق؛
فيومی، احمد، المصباح المنير، قاهره، ١٩١٢م؛
قاضیعياض، الشفاء، بيروت، ١٤٠٩ق / ١٩٨٨م؛
قرآنکريم؛
قمی، علی، التفسير، به کوشش طيب موسوی جزائری، نجف، ١٣٨٦-١٣٨٧ق؛
کردی مکی، محمدطاهر، التاريخ القويم لمکة و بيت الٰله الکريم، مکه، ١٤٠٠ق / ٢٠٠٠م؛
کلينی، محمد، الکافی، به کوشش علیاکبر غفاری، تهران، ١٣٩١ق؛
مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بيروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
مرداوی، علی، الانصاف، به کوشش محمد حامد فقی، بيروت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
مسلم بن حجاج، صحيح، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، قاهره، ١٩٥٥م؛
نوری، حسين، خاتمة المستدرک، به کوشش مؤسسۀ آل البيت (ع)، قم، ١٤١٥ق؛
نووی، محییالدین، المجموع، بیروت، ١٤١٧ق / ١٩٩٦م؛
يحيی بن سعيد حلی، الجامع للشرائع، به کوشش جعفر سبحانی و ديگران، قم، ١٤٠٥ق؛
يعقوبی، احمد، التاريخ، بيروت، ١٣٩٧ق / ١٩٦٠م.
فرامرز حاج منوچهری