دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٦٧ - ابوحامد مرورودی
ابوحامد مرورودی
نویسنده (ها) :
محمدجواد حجتی کرمانی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
ابوحامِدِ مَرْوْرودی، احمد بن بشر بن عامر (د ٣٦٢ ق / ٩٧٣ م)، قاضی و فقیه شافعی. نسب او به بنیعامر میرسد (ابوحیان، البصائر، ٣ / ٢١٧). وی در مرورود خراسان زاده شد و چنانكه از منابع برمیآید، در اسفراین رشد یافت و به تحصیل علم پرداخت و در جوانی به مقام علمی والایی دست یافت. به روایت ابوحیان توحیدی كه از شاگردان بسیار نزدیك اوست، عموی ابوحامد كه در همان شهر اقامت داشت، بر وی سخت رشك میبرد و او را ناسزا میگفت و تحقیر میكرد (همان، ٢ / ٤٧٤-٤٧٥؛ سبكی، ٣ / ١٣). به هر روی ابوحامد در نوجوانی شاید بر اثر رفتار ناپسند عمویش رهسپار عراق شد (ابوحیان، همان، ٣ / ٢١٧) و در آنجا به تحصیل پرداخت. در منابع تنها به نام دو تن از استادان اشاره شده است: ابواسحاق ابراهیم بن احمد مروزی و ابوعلی حسین بن صالح ابن خیران (عبادی، ٧٦؛ ابواسحاق شیرازی، ١٢٢).
ابوحامد در بصره توطن گزید و در آنجا به تدریس پرداخت (نك : همانجا؛.یاقوت، ٤ / ٥٠٦). وی مدتی نیز عهدهدار منصب قضا بود. در منابع كهن اشارهای بر آنكه وی قاضی كدام شهر بوده است، دیده نمیشود، ولی احتمالاً این منصب را در بصره بر عهده داشته است. شرح حالنویسان از ابوحامد با عباراتی ستایشآمیز یاد كردهاند (ابوحیان، مثالب، ٣١٣، البصائر، همانجا؛ عبادی، همانجا؛ ابواسحاق شیرازی، ١٢٣؛ سبكی، ٣ / ١٢).
در منابع، پارهای از آراء فقهی، كلامی و نیز عبارات حكمتآمیز و لطایف او نقل شده است (ابوحیان، الامتاع، ١ / ٩٠، جم ، البصائر، ١ / ٧٣-٧٤، جم ، مثالب، ١٥١-١٥٢، جم ؛ عبادی، همانجا؛ سبكی، ٣ / ١٣ به بعد). به گفتۀ ابوحیان، وی با ابن مغلّس فقیه ظاهری مناظره داشته و نیز در مجلس عزالدوله ابوالفرج وزیر با گروهی از علما به بحث پرداخته است ( البصائر، ٣ / ٤٧- ٤٩، مثالب، ١٣٧، ١٥١).
شاگردان او بسیارند كه از آن جمله، ابوحیان توحیدی، ابومحمد اصطخری، ابوالقاسم دینوری، ابوالفیاض بصری، ابن ابی حامد طوسی، ابوعمر بسطامی، ابواسحاق مهرانی و ابوعلی همدانی را میتوان یاد كرد (نك : عبادی، همانجا؛ سبكی، ٣ / ١٢-١٣؛ ابنقاضی شهبه، ١ / ١٥٨، ١٧٧، ١٩٨). ابوحامد فرزندی دانشمند به نام ابومحمد داشت كه وی را یگانۀ زمان خود در فقه و ادب خواندهاند و ظاهراً او هم از شاگردان پدرش بوده است (ابواسحاق شیرازی، ١٣٤). به گفتۀ ابوحیان، ابوحامد در اواخر عمر دو سالی در بغداد زیست و سرانجام به بصره بازگشت و در آنجا زندگی را بدرود گفت (مثالب، ١٥١، البصائر، ٣ / ٢١٧).
آثـار
١. الاشراف علی اصول الفقه (ابن ندیم، ٢٦٨)؛ ٢. الجامع الكبیر، در فقه، شامل ٠٠٠‘١ برگ بوده است (همانجا) و سبكی یادآور شده كه این كتاب مرجع عمده در حل مشكلات فقه شافعی و حاوی فروع و اصول است (همانجا). نووی (١(٢) / ٢١١) و اسنوی (٢ / ٣٧٨) نیز این كتاب را نفیس و گرانقر خواندهاند؛ ٣. الجامع الصغیر (ابن ندیم، همانجا؛ نیز نك : GAS, I / ٤٩٧)؛ ٤. شرح مختصر المزنی، در فقه شافعی (ابواسحاق شیرازی، ١٢٢).
از این آثار نشانی در دست نیست، تنها رسالهای متضمن نامۀ ابوبكر به امام علی (ع) و پاسخ آن حضرت به وی در ماجرای سقیفه به روایت ابوحیان توحیدی از ابوحامد مرورودی ضمن ثلاث رسائل لابی حیان التوحیدی در دمشق (١٩٥١ م) با عنوان «رسالة السقیفة» به چاپ رسیده است. البته بنا بر نظر ابن ابی الحدید، این رساله بر ساختۀ ابوحیان بوده و تنها وی آن را به ابوحامد نسبت داده است. ابن ابیالحدید ضمن بیان این نظر معتقد است كه ابوحیان در بسیاری از موارد در البصائر هر آنچه از انتساب آن به خودش ابا داشته، به ابوحامد نسبت میداده است (١٠ / ٢٨٥-٢٨٧).
مآخذ
ابن ابیالحدید، عبدالحمید، شرح نهجالبلاغة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٩٦١ م؛
ابن قاضی شهبه، ابوبكر بن احمد، طبقات الشافعیة، به كوشش عبدالعلیم خان، حیدرآباد دكن، ١٣٩٨-١٤٠٠ ق / ١٩٧٨-١٩٨٠ م؛
ابنندیم، الفهرست؛
ابواسحاق شیرازی، ابراهیم بن علی، طبقات الفقهاء، به كوشش خلیل میس، بیروت، دارالقلم؛
ابوحیان توحیدی، الامتاع و المؤانسة، به كوشش احمد امین و احمد زین، قاهره، ١٩٣٩ م؛
همو، البصائر و الذخائر، به كوشش ابراهیم كیلانی، دمشق، ١٩٦٤ م؛
همو، مثالب الوزیرین، به كوشش ابراهیم كیلانی، دمشق، ١٩٦١ م؛
اسنوی، عبدالرحیم بن حسن، طبقاتالشافعیة، به كوشش عبدالله جبوری، بغداد، ١٣٩١ ق / ١٩٧١ م؛
سبكی، عبدالوهاب بن علی، طبقات الشافعیة الكبری، به كوشش محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، ١٣٨٤ ق / ١٩٦٥ م؛
عبادی، محمد بن احمد، طبقات الفقاء الشافعیة، به كوشش گوستا ویتستام، لیدن، ١٣٨٤ ق / ١٩٦٤ م؛
نووی محیالدین بن شرف، تهذیب الاسماء و اللغات، قاهره، ادارة الطباعة المنیریة؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
GAS.
محمد جواد حجتی كرمانی