دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٨٠ - ابن رمیح
ابن رمیح
نویسنده (ها) :
محمد آصف فکرت
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٣ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ رُمَیح، ابوسعید احمد بن محمد (د ٣٥٧ ق/ ٩٦٨ م)، محدث، حافظ و فقیه نخعی نَسَوی. ابن حجر (١/ ٢٦١) او را ابن ربیح خوانده است، اما ابن نقطه (١/ ٤٠٨) بر آن است كه ابنربیح محدث دیگری بوده است. ابن رمیح اهل نسا (شهری در خراسان) بود، در شَرمَقان از نواحی نسا (یاقوت، ٣/ ٢٨٠، ٢٨١) زاده شد و در مرو پرورش یافت (خطیب، ٥/ ٦). در نیشابور، مرو، ماوراء النهر، بلخ، هرات، ری، بغداد، اهواز، بصره، كوفه، مكه، شام و جزیره (شمال عراق كنونی) به استماع حدیث پرداخت (ابنعساكر، ٧/ ٢٩٩) و شاید به سبب كثرت سفرها بود كه برخی او را جوّال (پرسفر) خواندهاند (سهمی، ١٠٠؛ ذهبی، سیر، ١٦/ ١٦٩). شیوخ وی عبارتند از: محمد بن ابی حارثه، احمد بن ابراهیم بن هشام غسّانی، عبدالله بن محمد بن سلم، محمد بن حسن بن قتیبه، ابوبكر بن زَبّان، علاّن صیقل، عبدالله ابن محمد بن شیرویه، ابوبكر بن خزیمه، عبدالله بن محمود مروزی، عمر بن محمد بن بُجَیْر سمرقندی و محمد بن عقیل بن ازهر و دیگران (ابن عساكر، ٧/ ٢٩٨) و نیز از ابوخلیفۀ جمحی (د ٣٠٥ ق/ ٩١٧ م) و طبقۀ او روایت كرده است (ابنشاكر، ١١/ ١٨٩). او مدتی در جُرجان مقیم شد و در آن شهر حدیث گفت (سهمی، همانجا). ابن رُمیح بارها به بغداد سفر كرد و روزگاری دراز در صعدۀ یمن اقامت داشت و او را به سبب اقامت نزد سادات صعده، زیدی گفتهاند (ابن عساكر، ٧/ ٢٩٩). وی در حدود ٣٥٠ ق/ ٩٦١ م به بغداد و از آنجا به نیشابور رفت و ٣ سال در آن دیار مقیم بود (خطیب، ٥/ ٧). حاكم ابوعبدالله برای او جلسۀ املاء ترتیب داد و خود صحیح بخاری را نزد او خواند (ذهبی، تذكرة، ٣/ ٩٣٠؛ همو، سیر، همانجا). ابنرمیح از نیشابور دوباره به عراق رفت و در آنجا مردم پذیرای او شدند. آنگاه حاكم صعده او را نزد خویش فرا خواند.
ابنرمیح هنگامیكه به سفر حج رفته بود، در جحفه درگذشت و همانجا به خاك سپرده شد (ابن عساكر، خطیب، همانجاها). سهمی و خطیب بغدادی هر دو به نقل از ابوزرعه (همانجاها) و نیز ابونعیم به ضعف و حتی كذب او اشاره كردهاند، اما خطیب (٥/ ٨) خود با این عقیده مخالفت ورزیده، همچون ذهبی ( العبر، ٢/ ١٠٠)، او را ثقه و ثبت (معتمد و امین) دانسته است. ابن حجر (همانجا) علت تضعیف ابنرمیح را گرایش به مذهب زیدی و تظاهر به آن گفته است. از ابن رمیح، ابوالحسن دارقطنی، ابوحفص بن شاهین، علی بن مفضل بن طاهر بلخی، حاكم ابوعبدالله، ابوعبدالرحمن سلمی، ابوالحسن محمد بن رزقویه، ابوعلی بن دوماالنّعالی، ابوالقاسم عبدالرحمن سراج نیشابوری و اسحاق بن اسماعیل رملی روایت كردهاند (ابن عساكر، ٧/ ٢٩٨؛ ابونعیم، ٧/ ٣٢٢). سُلَمی به استماع خویش از ابن رمیح اشاره كرده است (صص ٧، ٣٠).
ابن رمیح دارای تألیفاتی نیز بوده است (خطیب، ٥/ ٦) و مزّی در چند مورد به كتابی از او اشاره كرده (١/ ٣٠٧، ٥/ ٤٥٨)، اما اثری از آنها فعلاً در دست نیست.
مآخذ
ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، لسان المیزان، حیدرآباد دكن، ١٣٢٩-١٣٣١ ق؛
ابن شاكر، كتبی، محمد، عیون التواریخ، نسخۀ عكسی موجود در مركز؛
ابن عساكر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، به كوشش عبدالغنی الدقر و مطاع الطرابیشی، دمشق، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٤ م؛
ابن نقطه، محمد بن عبدالغنی، الاستدراك، نسخۀ عكسی موجود در مركز؛
ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، حلیة الاولیاء، قاهره، ١٩٣٢- ١٩٣٨ م؛
خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ ق/ ١٩٣٠ م؛
ذهبی، محمد بن احمد، تذكرة الحفاظ، حیدرآباد دكن، ١٣٣٣-١٣٣٤ ق؛
همو، العبر، به كوشش ابوهاجر محمد سعید بن بسیونی زغلول، بیروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
همو، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب الارنؤوط و اكرم البوشی، بیروت، ١٤٠٤ ق/ ١٩٨٤ م؛
سلمی، محمد بن حسین، طبقات الصوفیة، به كوشش یوهانس پدرسن، لیدن، ١٩٦٠ م؛
سهمی، حمزة بن یوسف، تاریخ جرجان، به كوشش محمد عبدالمعید خان، حیدرآباد دكن، ١٣٨٧ ق/ ١٩٦٧ م؛
مزی، یوسف بن عبدالرحمن، تحفة الاشراف، به كوشش عبدالصمد شرفالدین، بمبئی، ١٣٨٤ ق/ ١٩٦٥ م؛
یاقوت، بلدان.
محمدآصف فكرت