دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٣٩ - جمال حسینی
جمال حسینی
نویسنده (ها) :
سارا حاجی حسینی
آخرین بروز رسانی :
جمعه ٣ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جَمالِ حُسِیْنی، عطاء الله بن فضل الله دشتکی شیرازی هروی، از علما، محدثان و سیرهنویسان اواخر عهد تیموری و اوایل عهد صفوی در خراسان.
از آغاز زندگی وی چیزی دانسته نیست، اما از دو نسبتِ «دشتکی» و «شیرازیِ» وی برمیآید که از خاندان دشتکیِ شیراز بوده است (فسایی، ٢ / ١٠٣٧). همچنین روشن نیست که وی چه موقع به هرات رفته، و به دربار سلاطین آن سامان، از جمله بابرشاه، وارد شده است (نک : جمال، روضة ... ، ١ / ٥٠٨؛ خواندمیر، ٤ / ٣٥٨-٣٥٩؛ حسینی، ٢٤٣، ٣٤٠؛ بابر، ٢٨٤). اما شاید بتوان گفت که وی همراه عمویش، اصیلالدین دشتکی شیرازی (د ٨٨٣ ق / ١٤٧٨م)، و در عهد سلطان ابوسعید (سل ٨٦٣-٨٧٣ ق / ١٤٥٩-١٤٦٨م) به هرات رفته است (خواندمیر، ٤ / ٣٣٤).
دربارۀ اینکه وی کجا و نزد چه کسانی به فراگیری دانش پرداخته است، هم اطلاعات دقیق در دست نیست، اما از اشارهاش به اینکه هر چه دارد، از عمویش یافته است (جمال، همان، ١ / ٣)، دستکم میتوان اصیلالدین را مهمترین استاد وی دانست.
به هر روی، وی در آن عهد، عالمی صاحب نام بود و در مدارس مشهور هرات ــ مدرسۀ سلطانیه، خانقاه اخلاصیه و مسجد جامع دارالسلطنه ــ مجلس درس و وعظ داشت (خواندمیر، ٤ / ٣٥٨-٣٥٩). برخی وی را با یکی از معاصرانش، خواجه جمالالدین عطاءالله نیشابوری (د ٩٢٧ق / ١٥٢١م)، که در دربار هرات آن عهد، چندی وزیر خاقان منصور بوده، گرایش صوفیانه داشته، و کتبی در شعر و عروض، از جمله تکمیل الصناعة نگاشته است، یکی پنداشتهاند (نک : همو، ٤ / ٣٣٢؛ نیز میرخواند، ٧ / ٣٢٦، که به تصریح از دو تن ــ امیر جلالالدین عطاءالله محدث حسینی و خواجه جمالالدین عطاءالله ــ نام برده است؛ نیز نک : استوری، I / ١٩١).
دربارۀ مذهب وی اختلافنظر فراوان است. برخی از منابع حدیثی شیعه در نقل حدیث غدیرخم و اشاره به تواتر آن، به روایت جمالالدین، به عنوان یکی از اکابر مشایخ اهل سنت، استناد کردهاند (کنتوری، ١ / ٢٢٩-٢٣٠؛ نیز نک : میلانی، ٨ / ٣٤٥-٣٤٦؛ امین، ٤١ / ٦؛ حسون، ٨٨). از میان زندگینامهنویسان متأخر، صاحب ریاض العلماء به نقل از فاضل هندی (د ١١٣٧ق / ١٧٢٥م)، وی را از علمای شیعه خوانده، و تقیه را سبب اهتمامش به تدریس کتب اهل سنت در خراسان عهد تیموری دانسته است (افندی، ٣ / ٣١٥؛ نیز نک : شوشتری، ١ / ٥٣٢). اما خوانساری (٥ / ١٩٢)، با اشاره به محتوای روضة الاحباب او (نک : دنبالۀ مقاله)، وی را از علمای جمهور، و سنی دانسته است (نک : شوشتری، همانجا؛ مدرس، ٢ / ٤٢٦). با توجه به مطالب یاد شده و تصریح جمالالدین به اعتقادش به امامان ١٢ گانۀ شیعیان در کتاب الاربعین (ص ٧٤-٧٥؛ نیز نک : شوشتری، ١ / ٥٢٨)، شاید دربارۀ مذهب وی بتوان گفت که هم فرضیۀ «تقیه» میتواند درست باشد و هم این فرض که احتمالاً وی تا پیش از تسلطِ صفویان بر هرات بر مذهب اهل سنت بوده است، چنان که روضة الاحباب را به خواست امیر علیشیر نوایی، وزیر سنیمذهب سلطان حسین بایقرا (سل ٨٧٤-٩١١ق / ١٤٦٩-١٥٠٥م؛ دربارۀ مذهب این دو تن، نک : ناصری، ١٤٠-١٤٦، نیز ١٧٦-١٨٦) نوشته (نک : دنبالۀ مقاله)؛ اما پس از فتح هرات به دست شاه اسماعیل (نک : میرخواند، ٣٢٥-٣٢٦؛ حسینی، ٢٤٣) به تشیع گرویده است؛ با این حال، شواهد برای ترجیح هیچ یک از این فرضیات کافی نیست (نیز نک : ایرانیکا، VII / ١٠٠).
دربارۀ جایگاه وی در حدیث هم، اقوال گوناگونی گفتهاند. برخی وی را محدثی «متوسط» (آقابزرگ، ١ / ٢٠٨)، و برخی «سید المحدثین» خواندهاند (مرعشی، ٢ / ٣٥٥، ٥ / ٣٥٩). او در «اجازه»ای که در ٨٩٩ ق / ١٤٩٤م برای کمالالدین اردبیلی، معروف به الٰهی (د ٩٥٠ق / ١٥٤٣م؛ خوانساری، ٢ / ٣١٩) صادر کرده، سلسله اسناد خود را از طریق عمویش ذکر نموده، و فاضل هندی، طریق وی را در روایت احادیث، طریق اهل تشیع دانسته است (آقابزرگ، ١ / ٢٠٨؛ نیز نک : افندی، ٣ / ٣١٥).
دربارۀ سال وفات جمالالدین حسینی هم در منابع اختلافنظر وجود دارد، اما در مجموع میتوان گفت که وی پیش از به نیمه رسیدن قرن ١٠ق / ١٦م از دنیا رفته است (نک : بابر، ٢٨٤؛ خواندمیر، ٤ / ٣٥٨-٣٥٩؛ قس: مدرس، ٢ / ٤٢٧).
آثـار
١. کتاب الاربعین فی مناقب امیر المؤمنین، به زبان عربی، که مؤلف آن را به اشاره و خواست ظهیرالدین شاه عبدالباقی، والی صوفی هرات پس از ٩١٨ق / ١٥١٢م، نوشته است (نک : ص ٢٦-٣١). در این کتاب افزون بر احادیث فضایل، ملحقاتی دربارۀ اولاد امیرالمؤمنین (ع) وجود دارد.
٢. روضة الاحباب فی سیر النبی و الآل و الاصحاب، به زبان فارسی، که در ٩٠٠ق / ١٤٩٥م به خواست امیر علیشیر نوایی نگاشته شده است (نک : ١ / ٣؛ استوری، I / ١٨٩). وجود نسخههای بسیار از این کتاب در کتابخانهها و مجموعههای مختلف، نشان از رواج گستردۀ این اثر در حلقههای علمی دارد. جمالالدین به تصریح خود، در تألیف این کتاب از کتابهای تفسیر، حدیث، سیر و موالید و تاریخ، آنچه را دربارۀ موضوع نگارشش مفید یافته، گردآورده است (١ / ٤).
روضة الاحباب در ٣ مقصد، و هر مقصد در چندین باب است. جمالالدین در این اثر مهمترین علوم حدیث را علم سیر پیامبر(ص) و احوال اهل بیت(ع)، صحابه و تابعین عنوان کرده است (١ / ٣). به گفتۀ شوشتری، روش جمالالدین در تألیف این کتاب به روش معینالدین جوینی (د ٩٥٤ق / ١٥٤٧م) در تألیف معارج النبوة نزدیک است (٥ / ١٩٣)، جز اینکه اثر جوینی رنگی از تصوف هم دارد. روضة الاحباب در ١٢٩٧ق در لکهنو چاپ سنگی شده است (برای فهرست مفصلی از نسخههای خطی این اثر، نک : منزوی، خطی، ٦ / ٤٤٦٧-٤٤٧٢، نیز برای منتخب و ترجمههای ترکی آن، نک : خطی مشترک، ١٠ / ٢٢٨؛ استوری، I / ١٩١). دیار بکری در تألیف تاریخ الخمیس (ص ٣، جم ) و احمد بن تاجالدین استرابادی در نگارش آثار احمدی (ص ٢٩، ٣٤٦) از روضة الاحباب بسیار بهره بردهاند.
٣. تحفة الاَحِباء فی مناقب آل العباء، در فضایل پیامبر (ص) و اهل بیت(ع). به گفتۀ شوشتری، جمالالدین در این اثر، به وضوح، اعتقادات شیعی خود را بیان کرده است و هم از این رو بود که مخدوم الملک (مق ١٠٠٦ق / ١٥٩٧م)، از علما و عرفای هند در عهد اکبرشاه، حکم سوزاندن همۀ نسخههای آن را صادر کرد. جمالالدین این اثر را به نام خواجه مظفر نیکجی استرابادی، وزیر شاه اسماعیل اول (سل ٩٠٧-٩٣٠ق / ١٥٠١-١٥٢٤م)، نگاشت (شوشتری، ١ / ٥٢٨).
٤. حاشیه بر شرح طوالع الانوار از قاضی بیضاوی در منطق. در این حاشیه نویسنده فقط به بیان مطالب مهم تر پرداخته است (آقـابـزرگ، ٦ / ١٢٤؛ برای نسخههای خطی آن، نک : قره بلوط، ٢ / ١٣٣٦).
مآخذ
آقابزرگ، الذریعة؛
استرابادی، احمد، آثار احمدی، به کوشش هاشم محدث، تهران، ١٣٧٤ش؛
افندی، عبدالله، ریاض العلماء، به کوشش محمود مرعشی و احمد حسینی، قم، ١٤٠١ق / ١٩٨١م؛
امین، محسن، اعیان الشیعة، به کوشش حسن امین، بیروت، ١٤٠٠ق / ١٩٨٠م؛
جمال حسینی، عطاءالله، روضة الاحباب، لکهنو، ١٢٩٧ق؛
همو، کتاب الاربعین، به کوشش محمد حسن زُبری قائنی، مشهد، ١٣٨٤ش؛
حسون، فارس، الروض النضیر، قم، ١٤١٩ق؛
حسینی جنابذی، میرزا بیگ، روضة الصفویه، به کوشش غلامرضا مجد طباطبایی، تهران، ١٣٧٨ش؛
خواندمیر، غیاثالدین، حبیب السیر، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٥٣ش؛
خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات، تهران، ١٣٩٠-١٣٩١ق؛
دیاربکری، حسین، تاریخ الخمیس، بیروت، ١٢٨٣ق؛
شوشتری، نورالله، مجالس المؤمنین، تهران، ١٣٧٥ق / ١٩٥٦م؛
فسایی، حسن، فارسنامۀ ناصری، به کوشش منصور رستگار فسایی، تهران، ١٣٦٧ش؛
قره بلوط، علیرضا و احمد طوران قره بلوط، معجم التاریخ التراث الاسلامی فی مکتبات العالم، قیصریه، ١٤٢٢ق / ٢٠٠١م؛
کنتوری، حامد حسین، عبقات الانوار، قم، ١٤١٦ق؛
مدرس، محمدعلی، ریحانة الادب، تهران، ١٣٢٧ش؛
مرعشی، شهاب الدین، شرح و ملحقات بر احقاق الحق نورالله شوشتری، قم، ١٣٧٧ق؛
منزوی، خطی؛
همو، خطی مشترک؛
میرخواند، محمد، روضة الصفا، تهران، ١٣٣٩ش؛
میلانی، علی، نفحات الازهار، بیروت، ١٤١٥ق / ١٩٩٥م؛
ناصری داوودی، عبدالمجید، تشیع در خراسان، مشهد، ١٣٧٨ش؛
نیز:
Bābur, Z. M., Bābur-Nāma, tr. A. S., Beveridge, New Delhi, ١٩٧٩;
Iranica ;
Storey, C. A., Persian Literature, London, ١٩٧٠.
سارا حاجی حسینی