دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٩١ - انس بن مالک
انس بن مالک
نویسنده (ها) :
عبدالامیر سلیم
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَنَسِ بْنِ مالِك، ابوحمزه (د ٩٣ ق/ ٧١٢ م)، صحابی پیامبر (ص). وی از انصار و از طایفۀ خزرجی بنی نجّار بود (كلبی، ٢/ ٤٩؛ ابنسعد، ٧/ ١٧). پس از مهاجرت رسول اكرم (ص) به مدینه، مادرش و به قولی شوهر مادرش ابوطلحه، او را به حضور پیامبر آورد و خواست كه آن حضرت وی را به خدمت بپذیرد (همو، ٧/ ١٩؛ ذهبی، سیر ... ، ٣/ ٣٩٨). وی از آنگاه تا پایان زندگی پیامبر(ص) در خدمت آن حضرت بود. به روایتی، او خود گفته است كه در جنگ بدر حاضر بود و به خدمت پیامبر (ص) اشتغال داشت (ابنعساكر، ٢/ ٢١٨؛ ذهبی، تاریخ ... ، ٢٩٢)؛ با اینهمه، نام او را در شمار شركت كنندگان در پیكار بدر نیاوردهاند (نیز نک : همو، سیر، ٣/ ٣٩٧- ٣٩٨؛ ابن حجر، ١/ ٧١). به روایت دیگری منقول از انس، مربوط به غزوات نخستین مسلمانان ــ كه ممكن است دالّ بر حضور او در آن جنگها تلقی شود ــ باید با كمال دقت و احتىاط نگریست، مانند سخن گفتن او دربارۀ جنگ احد (بلاذری، ١/ ٣٢٠؛ طبری، ٢/ ٥١٥)؛ اما در دیگر غزوات مانند حدیبیه، فتح مكه، حنین و خیبر، چنانکه خود گفته، همراه پیامبر(ص) بوده است (ابن حجر، همانجا).
پس از وفات حضرت رسول (ص)، ابوبكر، انس را با مشورت عمر، برای ستاندن صدقات به بحرین فرستاد (همو، ١/ ٧٢). چون عمر خلافت یافت، انس با او بیعت كرد (ابن سعد، ٧/ ٢١) و زمانی كه خلیفه ولایت بصره را به ابوموسى اشعری سپرد، انس و برادرش براء بن مالك را نیز همراه او بدانجا گسیل داشت (بلاذری، ١/ ٤٩١). در جنگ شوشتر، در حوادث مربوط به فتوحات كه منجر به تسلیم هرمزان فرمانده ایرانی شد، انس از فرماندهان سپاه مسلمانان بود (دینوری، ١٣٠) و همو هرمزان و همراهان او را با عدهای سوار به مدینه برد (همو، ١٣٢؛ نیز نک : طبری، ٤/ ٨٦). به هنگام شورش بر ضد عثمان در مدینه، انس در بصره از جمله كسانی بود كه مردم را به یاری عثمان فرا میخواند (همو، ٤/ ٣٥٢؛ نیز نک : ابن ابی الحدید، ٢/ ١٤١). از جزئیات زندگی او در دوران خلافت امیرالمؤمنین علی (ع) آگاهی چندانی در دست نیست، گرچه از مواضع او در برابر جنگ جمل میتوان حدس زد كه در این حوادث، از جانبداری خاصی پرهیز میكرده است (نک : همو، ٢٠/ ٢٠).
پس از این دوران، از رفتن او نزد معاویه در روایتی یاد شده است (ابن عساكر، ٢/ ٢٠٧). در خلافت یزید بن معاویه، هنگامی كه سر امام حسین (ع) را نزد ابنزیاد آوردند، او در مجلس حضور داشت (بخاری، ٤/ ٢١٦). در دوران چیرگی ابن زبیر بر بصره، مدتی امامت جماعت بر عهدۀ وی بود (طبری، ٥/ ٥٢٨). پس از قتل ابن زبیر، حجاج ابن یوسف ثقفی ــ والی مكه و مدینه ــ در مدینه بر دستهای گروهی از صحابه كه با ابن زبیر مخالفتی نکرده بودند، از آن جمله انس بن مالك، برای استخفاف ایشان مهر زد (یعقوبی، ٢/ ٢٧٢). همچنین بنابر مجموعۀ روایات مشهوری، میان انس و حجاج بعدها نیز اختلاف پیدا شد. به روایتی، این اختلاف پس از شورش ابن جارود در بصره و پس از كشته شدن عبدالله فرزند انس كه در سپاه ابن جارود بود، روی داد و بر اثر آن انس مغضوب، و اموالش ضبط شد (ابن اثیر، الكامل، ٤/ ٣٨٥-٣٨٦). اما بنابر روایات دیگری، ماجرای اختلاف میان انس و حجاج پس از شورش ابن اشعث روی داد كه حجاج، انس را به سبب همراهی با ابن زبیر، مختار و ابن اشعث سخت تحقیر كرد و دشنام داد و سپس هم بر دست یا به قولی برگردن او مهر زدند. در پی این ماجرا، انس به عبدالملك بن مروان از حجاج شكایت كرد. خلیفه به حجاج دستور داد تا جانب این صحابی پیامبر(ص) را نگه دارد و حجاج هم پیاده به خانۀ انس رفت و از او دلجویی كرد (نک : زبیر، ٣٢٨-٣٣١؛ بلاذری، ١/ ٢٤٩؛ طبری، ٦/ ١٩٥؛ دینوری، ٣٢٣-٣٢٤؛ ذهبی، سیر، ٣/ ٤٠٤).
دربارۀ تاریخ مرگ انس اختلاف هست: برخی آن را در ٩١ یا ٩٢ ق آوردهاند (ابن سعد، ٧/ ٢٥-٢٦؛ بلاذری، ١/ ٢٤٨؛ ابونعیم، ٢/ ٢٠٤-٢٠٥)، اما به گفتۀ ذهبی، ٩٣ق برای سال مرگ او درستتر است (همان، ٣/ ٤٠٦؛ برای دیگر اقوال در این باب، نک : ابن اثیر، اسدالغابة، ١/ ١٢٨- ١٢٩). انس به هنگام مرگ بیش از ١٠٠ سال داشت و واپسین صحابی پیامبر (ص) در بصره بود (ابن سعد، ٧/ ٢٦؛ ابنقتیبه، ٣٠٩). وی بسیار ثروتمند بود و خانوادهای بزرگ شامل شمار بسیاری فرزند پسر و دختر داشت و برخورداری از نعمتهایی چون ثروت، طول عمر و كثرت عائله را به سبب دعایی میدانست كه پیامبر(ص) در حق او فرموده بود (ابنسعد، ٧/ ١٩-٢٠؛ ذهبی، تاریخ، ٢٩١؛ ابن حجر، همانجا). به قول جاحظ (ص ٨٠) از میان فرزندان او، عدهای در فقه و زهد و خطابه به مقامی شامخ رسیدند.
انس یكی از صحابیانی است كه احادیث فراوانی از پیامبر(ص) نقل كرده است، چندانکه گفتهاند در كثرت نقل حدیث پس از ابوهریره و عبدالله بن عمر، جای دارد و شمار احادیث او را ٢٨٦‘٢ مورد آوردهاند (ابن حزم، ٢٧٥-٢٧٦). از این میان، ١٦٨ حدیث را بخاری و مسلم، و ٨٣ حدیث را تنها بخاری، و ٧١ حدیث را تنها مسلم نقل كردهاند (نووی، ١(١)/ ١٢٧). با اینهمه برخی گفتهاند، او احادیث اندكی از پیامبر (ص) نقل كرده، و ظاهراً احادیث دیگر را به واسطۀ دیگر صحابه نقل میكرده اسـت (نک : حاكم، ٣/ ٥٧٤). انس از صحابیان دیگری همچون ابوبكر، عمر، عثمان، معاذ بن جبل، ابوهریره و جز آنان حدیث نقل میكرد (ابن سعد، ٧/ ٢٦) و گروه بسیاری از تابعین همچون ابن سیرین، شعبی، مكحول، قتاده و دیگران از او حدیث شنیدند. شمار راویان از انس را تا ٢٠٠ تن برشمردهاند (ذهبی، سیر، ٣/ ٣٩٧؛ نیز نک : مزی، ٣/ ٣٥٣ بب ). گفتنی است كه بر پایۀ برخی روایات، ابوحنفیه، انس و چند تن دیگر از صحابه مانند ابوهریره را «عادل» نمیشمرد (ابن ابی الحدید، ٤/ ٦٨).
در منابع امامیه، برخی چون شیخ طوسی (ص ٣)، تنها به ذكر اینکه او خادم پیامبر (ص) بوده است، بسنده كردهاند، ولی در دیگر منابع او را به طور كلی از منحرفان از امام علی (ع) شمردهاند. مشهورترین سبب شهرت او در انحراف از امام علی (ع) ــ گذشته از كنارهگیری او در آن دوران ــ روایت معروف به «مناشده» است كه او حدیثی را در مناقب امام (ع) به بهانۀ پیری و فراموشی كتمان كرد و امام علی (ع) او را به همین سبب نفرین فرمود (كشّی، ٤٥؛ ابنبابویه، امالی، ١٠؛ نیز نک : ابنقتیبه، ٥٨٠). همچنین بنابر روایتی منقول از حضرت صادق (ع)، انس یكی از ٣ تنی بود كه بر پیامبر (ص) دروغ میبستند (ابن بابویه، الخصال، ١٩٠).
مآخذ
ابن ابی الحدید، عبدالحمید، شرح نهجالبلاغة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٧٨ ق/ ١٩٥٩ م؛
ابن اثیر، علی، اسدالغابة، قاهره، ١٢٨٠ق؛
همو، الكامل؛
ابن بابویه، محمد، امالی، بیروت، ١٤٠٠ ق/ ١٩٨٠ م؛
همو، الخصال، به كوشش علی اكبر غفاری، قم، ١٤٠٣ ق/ ١٣٦٢ ش؛
ابن حجر عسقلانی، احمد، الاصابة، قاهره، ١٣٢٨ ق؛
ابن حزم، علی، جوامع السیرة، به كوشش احسان عباس و ناصرالدین اسد، قاهره، دارالمعارف؛
ابن سعد، محمد، الطبقات الكبرى، بیروت، دار صادر؛
ابن عساكر، علی، تاریخ مدینة دمشق، نسخۀ خطی كتابخانۀ احمد ثالث، شم ٢٨٨٧؛
ابن قتیبه، عبدالله، المعارف، به كوشش ثروت عكاشه، قاهره، ١٩٦٠ م؛
ابونعیم اصفهانی، احمد، معرفة الصحابة، به كوشش محمد راضی حاج عثمان، ریاض، ١٤٠٨ ق؛
بخاری، محمد، صحیح، بولاق، ١٣٨٥ ق؛
بلاذری، احمد، انساب الاشراف، به كوشش محمد حمیدالله، قاهره، ١٩٥٩ م؛
جاحظ، عمرو، البرصان و العرجان، به كوشش محمد مرسی خولی، قاهره، ١٩٧٢ م؛
حاكم نیشابوری، محمد، المستدرك، بیروت، ١٣٩٨ ق/ ١٩٧٨ م؛
دینوری، احمد، الاخبار الطوال، به كوشش عبدالمنعم عامر، قاهره، ١٩٦٠م؛
ذهبی، محمد، تاریخ الاسلام (حوادث و وفیات ٨١-١٠٠ ق)، به كوشش عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، ١٤٠٩ ق/ ١٩٨٩ م؛
همو، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
زبیر بن بكار، الاخبار الموفقیات، به كوشش سامی مكی عانی، بغداد، ١٩٧٢ م؛
شیخ طوسی، محمد، رجال، نجف، ١٣٨٠ ق؛
طبری، تاریخ؛
كشی، محمد، معرفة الرجال، اختیار شیخ طوسی، به كوشش حسن مصطفوی، مشهد، ١٣٤٨ش؛
كلبی، هشام، نسب معد و الیمن الكبیر، به كوشش محمود فردوس عظم، دمشق، دارالیقظة العربیه؛
مزی، یوسف، تهذیب الكمال، به كوشش بشار عواد معروف، بیروت، ١٤١٢ ق/ ١٩٩١ م؛
نووی، یحیى، تهذیب الاسماء و اللغات، بیروت، دارالكتب العلمیه؛
یعقوبی، احمد، تاریخ، بیروت، ١٣٧٩ ق/ ١٩٦٠ م.
عبدالامیر سلیم