دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٦٣ - ابن عبدالبر
ابن عبدالبر
نویسنده (ها) :
ناصر گذشته
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ عَبْدُالبَرّ، ابوعمر یوسف بن عبدالله بن محمدبن عبدالبر ابن عاصم نَمری (٢٥ ربیعالآخر ٣٦٨ ـ آخر ربیعالاول ٤٦٣ق / ٣٠ نوامبر ٩٧٨ ـ ٥ ژانویۀ ١٠٧١م) فقیه، محدث، تاریخ نگار و ادیب اندلسی. او را ازاین روی نمری خواندهاند که نسبش به نمر بن قاسط ابن افصی بن دعمی بن حَدیلة بن اسد بن ربیعة بن نزار میرسد (ابن حرم، ٣٠٠-٣٠٢). در قرطبه زاده شد و در همانجا رشد کرد. پدرش از فقیهان قرطبه بود و او در ١٨ سالگی پدر را از دست داد (قاضی عیاض، ٤ / ٥٥٦). در قرطبه به فراگیری دانشهای معمول آن زمان پرداخت (حمیدی، ٣٤٤). از استادانش میتوان به اینان اشاره کرد: ابوالولید ابن فَرَضی، ابوعمر طَلْمَنَکی، قاسم بن اصبغ بیّانی که نزد او حدیث خواند (همو، ١٠٦، ٢٣٨، ٣١٢)، ابوعمر ابن مکوی، سعید بن نصر (قاضی عیاض، ٤ / ٨٠٨)، احمد بن فتح تاجر، احمد بن قاسم تاهرتی بزاز که کتابهای محمد بن جریر طبری را به نامهای صریح السنة، التبصیر و فضائل الجهاد، نزد او خواند، قاضی ابن صفار و ابن جسور که ذیل المذیل را نزد او خواند (حمیدی، ٩٩، ١٣٢، ١٣٣، ٣٦٢).
ابن عبدالبر در آغاز ظاهری مذهب بود، سپس مالکی شد و گاه در پارهای از مسائل به فقه شافعی میگرایید (ذهبی، ١٨ / ١٥٦-١٥٧). او چندان به درس و پژوهش اهتمام ورزید که پس از چندی از دیگر پیشینیان اندلسی خود پیشی گرفت (قاضی عیاض، ٤ / ٨٠٩). حمیدی در ٤٤٨ق / ١٠٥٦م ضمن آنکه با او دیدار کرده است، از وی اجازهای برای روایت شنیدهها و گردآوردههایش گرفته است (صص ٣٤٥، ٣٤٦). دیگر شاگردانش: ابوالعباس دلایی، ابومحمد بن ابی قحافه، طاهر بن مفوز، ابوبحر سفیان بن عاصی، ابوعلی غسّانی که الموطأ را نزد او خواند و ابن بُربال حِجاری بودند و افزون بر اینان ابن حزم را نیز از شاگردان وی شمردهاند (ابن عطیه، ٧٨، ١٠٨، ١٢٨-١٣٣؛ قاضی عیاض، ٤ / ٨٠٨، ٨٠٩).
در روزگاری که ابن عبدالبر در قرطبه به سر میبرد، این شهر مرکز حکومت امویان در اندلس بود وهشام مؤید بن حکم (حک ٣٦٦-٣٩٩ق / ٩٧٧-١٠٠٩م) بر آن فرمانروایی داشت. در جمادیالآخر ٣٩٩ محمد بن هشام ملقب به مهدی بر مؤید شورید و او را کنار زد. در ٥ شوال ٣٩٩ هشام بن سلیمان بن ناصر به همراه بربریان بر او شورید. از طرف دیگر عموم مردم قرطبه به یاری محمد بن هشام برخاسته و بربریان را شکست دادند. آنان دوباره گرد آمده و سلیمان بن حکم بن سلیمان را به فرمانروایی برداشتند و با یاری مسیحیان جنگ خونینی آغاز کردند که هزاران نفر از مردم قرطبه از جمله ابن فرضی (حمیدی، ٢٣٨) استاد ابن عبدالبر، کشته شدند و مهدی شکست خورد. در ٤٠٠ق / ١٠١٠م مهدی دوباره لشکری فراهم آورد و در شوال همین سال بر قرطبه مسلط شد که پس از درگیری دیگری با بربریان و شکست از آنان در ذیحجۀ همین سال کشته شد و مؤید بن حکم دومین بار (٤٠٠-٤٠٧ق) به حکومت رسید (همو، ١٨، ١٩). ابن عبدالبر در این گیرودار جز دور شدن از این آشوبها و رفتن به محیطی آرام، فراروی خود راهی نمیدید. از این رو از قرطبه بیرون آمد، ولی هیچ گاه از اندلس بیرون نرفت (همو، ٣٤٤). او که به دنبال مکانی مناسب میگشت، تنها دانیه را که دورترین نقطۀ شرق اندلس بود، برگزید و به آنجا رهسپار شد. این شهر در نزدیکی بلنسیه و تحت حکومت ابوالحسن مجاهد عامری (حک ٤٠٨-٤٣٢ق) که به دانش دوستی شهره بود، قرار داشت. چند سال بعد پسرش ابومحمد که در اشبیلیه وزیر یکی از ملوک طوایف اندلس به نام معتضد بن عباد (حک ٤٣٤-٤٦١ق) بود، مورد خشم وی قرار گرفت و به سیاه چال افتاد.
ابن عبدالبر چون شنید که جان پسر در معرض خطر است، سراسیمه خود را به اشبیلیه رساند و از معتضد درخواست تا وی را ببخشاید. معتضد که از کمتر کسی درمیگذشت، وی را به جان امان داد. ابوعمر که با زیرکی پسر را نجات داده بود (ابن بسام، ٣(١) / ١٢٥، ١٢٦؛ ابن سعید، ٢ / ٤٠٧، ٤٠٨؛ ابن ابار، ٢٢٠، ٢٢١)، او را با خود به دانیه برد، اما دیری نپایید که در ٤٥٠ق پیش از پدر درگذشت (حمیدی، ٢٤٩). به هر حال مدت اقامت ابوعمر را در دانیه از با برکتترین و پرثمرترین دوران زندگی او شمردهاند، چه در همین جا بود که بیشتر کتابهای بزرگش را نوشت و در افق این شهر بود که دانش وی آشکار گردید (ابن سعید، ٢ / ٤٠٧، ٤٠٨). ابوعمر پس از مردن مجاهد و روی کار آمدن پسرش علی (مراکشی، ٧٤)، ظاهراً محیط دانیه را چندان مناسب ندید و به قصد یافتن مأوایی دیگر از شرق اندلس به غرب آمد. در این میان مظفر بن افطس (حک ٤٣٧-٤٦٠ق، نک : ه د، بنی افطس) که او را به عقل، ادب و شجاعت وصف کردهاند، در بطلیوس حکومت را به عهده گرفته بود (ابن عذاری، ٣ / ٢٣٦، ٢٣٧). ابن عبدالبر به نزد او رفت و از طرف وی در اشبونه و شنترین به منصب قضا گماشته شد (ابن خلکان، ٧ / ٦٧) و سرانجام در شاطبه درگذشت (قاضی عیاض، ٤ / ٨١٠).
آثـار
الف ـ چاپی
١. الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، کتابی است دربارۀ صحابه که از مهمترین منابع در این زمینه به شمار میرود. این کتاب بارها به چاپ رسیده است، از جمله در قاهره، ١٣٨٠ق / ١٩٦٠م؛ ٢. الاستذکار. این کتاب تحریر گونهای از اثر دیگر ابن عبدالبر با عنوان التمهید است که در شرح الموطأ مالک بن انس نوشته شده بود. مؤلف در این کتاب به بررسی و نقد آراء فقیهان پیشین نیز پرداخته است (قاهره، ١٩٧٣م)؛ ٣. الانباه علی قبائل الرواة، که در باب نسبشناسی است و تنها به قبیلههای مهمی که رجال آن از پیامبر اکرم (ص) حدیث نقل کردهاند، پرداخته است (قاهره، ١٣٥٠ق)؛ ٤. الانتقاء فی فضائل الثلاثة الائمة الفقهاء. این کتاب دربارۀ سه تن از امامان مذهبهای فقهی یعنی مالک، شافعی و ابوحنیفه است. این اثر در بیروت به چاپ رسیده است؛ ٥. الانصاف فیما فی بسم الله من الخلاف (قاهره، ١٣٤٣ق)؛ ٦. بَهجة المَجالس و اُنس المُجالِس (بیروت، ١٩٨١م). در این کتاب امثال سائر، ابیات نادر، گزارشهای ظریف، سخنان حکیمان پیشین، حکایتهای دلپذیر و مانند آن گردآوری شده است. مؤلف در این کتاب نه تنها مقدار قابل ملاحظهای از شعر شاعران اندلس را آورده که در منابع دیگری یافت نمیشود، بلکه در پارهای از موارد شعرهایی از شاعران شرقی آورده که در خود منابع شرق یافت نشده است. این کتاب از مهمترین منابع دربارۀ ادب اندلس در سدههای ٤ و ٥ق به شمار میآید (خولی. ٢٨-٣٠)؛ ٧. التمهید لما فی الموطأ من المعانی و الاسانید (رباط، ١٣٨٧-١٠٤١ق). ابن حزم دربارۀ این کتاب میگوید: من در فن حدیث مانند آن را ندیدم، چه رسد به بهتر از آن (مقری، ٣ / ١٥٦-١٦٩)؛ ٨. جامع بیان العلم و فضله. این کتابِ حدیثی دربارۀ معنای دانش و فضیلت جست و جوی آن، ستوده بودن کوشش در آن و عنایت به آن است. این کتاب در بیروت چاپ شده است؛ ٩. الدُّرَر فی اختصار المغازی و السیر (قاهره، ١٩٦٦م). این اثر در سیرۀ نبوی و خلاصهای است از سیرۀ ابن اسحاق. البته افزون بر کتاب ابن اسحاق روایتهایی از کتابهای موسی بن عقبه و ابن ابی خیثمه و نیز از روایتهای استادانش آورده است. ابن حزم دوست یا به تعبیری شاگرد ابن عبدالبر نیز در جوامع السیرة از این کتاب بهره جسته است (ضیف، ١٧)؛ ١٠. الزیادات التی تقع فی الموطأ عند یحیی بن یحیی عن مالک (قاهره، ١٣٥٠ق)؛ ١١. القصد و الاَمَم فی التعریف باصول العرب و العجم. این کتاب نیز همچون الانباه در نسبشناسی است، با این فرق که از آن کوچکتر است و دربارۀ ریشههای اصلی ملل گوناگون از عرب، بربر، حبشه و مصر گرفته تا یونان، ترک، چین و جز آن بحث کرده است. این اثر به همراه الانباه چاپ شده است؛ ١٢. الکافی فی فقه اهل المدینة المالکی (ریاض، ١٩٧٨م).
ب ـ خطی
١. تعریف فقهاء المالکیة (نک : سید، ٢(٢) / ٤٠)؛ ٢-٤. التمهید فی الانساب؛ رسالة فی آداب المجالسة و خوض اللسان؛ نزهة المستمعین و روضة الخائفین (نک : GAL, S, I / ٦٢٩؛ در مورد سه اثر خطی دیگر، نک : زرکلی، ٨ / ٢٤٠).
مآخذ
ابن ابار، محمد بن عبدالله، اعتاب الکتاب، به کوشش صالح اشتر، دمشق، ١٣٨٠ق / ١٩٦١م؛
ابن بسام، علی، الذخیرة، به کوشش احسان عباس، لیبی / تونس، ١٩٨١م؛
ابن حزم، علی بن احمد، جمهرة انساب العرب، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
ابن خطیب، محمد بن عبدالله، تاریخ اسبانیة الاسلامیة، به کوشش لوی پرووانسال، بیروت، ١٩٥٦م؛
ابن خلکان، وفیات؛
ابن سعید، علی بن موسی، المغرب، به کوشش شوقی ضیف، قاهره، ١٩٥٥؛
ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الأستذکار، به کوشش نجدی ناصف، قاهره، ١٩٧٣م؛
همو، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٣٨٠ق / ١٩٦٠م؛
همو، الانباه علی قبائل الرواة، به کوشش حسامالدین قدسی، قاهره، ١٣٥٠ق؛
همو، الانتقاء فی فضائل الثلاثة الائمة الفقهاء، بیروت، دارالکتب العلمیة؛
همو، بهجة المجالس و انس المجالس، به کوشش محمد مرسی خولی، بیروت، ١٩٨١م؛
همو، جامع بیان العلم و فضله، بیروت، دارالکتب العلمیة؛
همو، الدرر فی اختصار المغازی و السیر، به کوشش شوقی ضیف، قاهره، ١٩٦٦م؛
همو، «القصد و الامم»، همراه الانباه (نک : ابن عبدالبر در همین مآخذ)؛
ابن عذاری مراکشی، محمد بن محمد، البیان المغرب، به کوشش کولان و پرووانسال، بیروت، ١٩٢٩م؛
ابن عطیه، عبدالحق، فهرس، به کوشش محمد ابوالاجفان و محمد زاهی، بیروت، ١٩٨٣م؛
حمیدی، محمدبن فتوح، جذوة المقتبس، به کوشش محمد بن تاویت طنجی، قاهره، ١٣٧٢ق / ١٩٥٢م؛
خولی، محمد مرسی، مقدمه و حاشیه بر بهجة المجالس (نک : ابن عبدالبر در همین مآخذ)؛
ذهبی، محمدبن احمد، سیراعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط محمد نعیم عرقسوسی، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٤م؛
زرکلی، اعلام؛
سید، فؤاد، فهرس المخطوطات المصورة، قاهره، مطبعة السنة المحمدیة؛
ضیف، شوقی، مقدمه بر الدّرر (نک : ابن عبدالبر در همین مآخذ)؛
قاضی عیاض بن موسی، ترتیب المدارک، به کوشش احمد بکیر محمود، بیروت، ١٣٨٧ق / ١٩٦٧م؛
مراکشی، عبدالواحد بن علی، المعجب فی تلخیص اخبار المغرب، به کوشش محمد سعید عریان و محمد عربی علمی، قاهره، ١٣٨٦ق / ١٩٤٩م؛
مقری، احمدبن محمد، نفح الطیب، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٣٨٨ق / ١٩٦٨م؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
GAL, S.
ناصر گذشته