دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٤ - حارث همدانی
حارث همدانی
نویسنده (ها) :
سعید طاووسی مسرور
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٤ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حارِثِ هَمْدانی، ابوزهیر حارث بن عبدالله کوفی (د ٦٥ ق / ٦٨٥ م)، تابعی و از اصحاب امیرالمؤمنین علی(ع). از آنجا که یک چشم او نابینا بود، او را اعور میگفتند (ابن قتیبه، ٥٨٦-٥٨٧؛ ابن رسته، ٢٢٤) و به این لقب مشهور بود (سمعانی، ١ / ١٩٢). در برخی منابع، نام پدر وی عبید نیز ضبط شده است (ابن ابی حاتم، ٣ / ٧٨). نسب وی به شاخۀ بنیحوث قبیلۀ همدان میرسد (کلبی، ٢ / ٢٥١؛ ابن سعد، ٦ / ١٦٨)، اما برخی او را از شاخۀ خارفی از همین قبیله دانستهاند (سمعانی، ٢ / ٣٠٥).
او از امام علی(ع)، عبدالله بن مسعود، زید بن ثابت و دیگران روایت نموده، اما غالب روایاتش از امام علی(ع) است (برای نمونه، نک : ابن ماجه، ٢ / ١١٥٨؛ مفید، الارشاد، ١ / ٤٠، ٢٣٠-٢٣١؛ برای فهرستی از روایات حارث از امام علی(ع)، نک : مدرسی، I / ٤٦-٥٧). ابواسحاق سبیعی همدانی، عامر شعبی، عطاء بن ابیرباح و سعید بن عمرو (برادرزادۀ حارث) از کسانی هستند که از او حدیث نقل کردهاند (مزی، ٥ / ٢٤٥؛ ابن حجر، ٢ / ١٢٦). از دیگر راویان وی، اصبغ بن نباته را میتوان نام برد که پرسشهای امیرالمؤمنین(ع) از امام حسن(ع) را از حارث نقلکرده است (نک : ابن بابویه، معانی ... ، ٢٤٤، ٢٤٥، ٢٤٧، جم ) و نیز ابان بن قاسم که دعایی از پیامبر(ص) به نقل از علی(ع) را از حارث شنیده است (ابوبشر، ٢؛ طبرانی، ٤٢٨).
مهمترین انتقالدهندۀ دانش حارث، ابواسحاق سبیعی است که افزون بر برخی روایات مستقیم و انگشتشمار (ابن عدی، ٢ / ١٨٥؛ قس: ابنحبان، ١ / ٢٢٢)، با واسطۀ عبدالله بن مره و عاصم ابن ضمره (شافعی، ٧ / ١٩٩؛ ابن بابویه، همان، ٢٣٠-٢٣١) و نیز دستنوشتههای وی از حارث روایت کرده است. در واقع ابواسحاق پس از درگذشت حارث با بیوۀ او ازدواج کرد و به این ترتیب به نوشتههای حدیثی وی دست یافت (ذهبی، سیر، ٥ / ٣٩٨؛ عجلی، ٢ / ١٧٩؛ ابن بابویه، الامالی، ٥٠٥، التوحید، ١٨٤).
حارث اعور از اصحاب خاص امام علی(ع) بود («الرجال»، ٤؛ ابن طاووس، ١٧٤) و نامهای از امیرالمؤمنین(ع) خطاب به وی در نهجالبلاغه (کتاب ٦٩) آمده که حاوی نصایح آن حضرت است. نقل شده است که امام علی(ع) هنگام فراخواندن لشکریانش از حارث میخواست که آنان را گرد آورد (نصر بن مزاحم، ١٢١، ١٤٣؛ ابراهیم ثقفی، ٢ / ٤٧٩). علاوه بر این، از حارث به عنوان پرچمدار امام علی(ع) نیز یاد شده (ابن مردویه، ١٤٨؛ خوارزمی، ٨٩)، از این رو، ابن قتیبه نام حارث را در صدر اسامی شیعیان آورده (ص٦٢٤)، و ابنحبان او را از شیعیان تندرو معرفی کرده است (همانجا).
به رغم توثیق حارث توسط برخی از رجالیان اهل سنت (یحیی بن معین، روایت دوری، ١ / ٢٦٥؛ عجلی، ١ / ٢٧٨؛ ابن شاهین، ٧١-٧٢؛ سهمی، ٥٥٩-٥٦٠؛ قس: یحیی بن معین، روایت دارمی، ٩٠-٩١؛ ابن حبان، همانجا)، غالب رجالشناسان سنی، وی را تضعیف نمودهاند (برای نمونه، نک : نسایی، ٢٩؛ دارقطنی، ١٠٤؛ ابن جوزی، ١ / ١٨١، ١٨٢)، چنان که نووی بر باور اهل تسنن به ضعف حارث، ادعای اجماع نموده است (٣ / ٢٧٦، ٣٠٩).
مهمترین عامل جرح حارث، کلام منقول از عامر شعبی است. بـا اینکه وی از حـارث روایت کـرده (بـرای نمـونه، نک : بیهقی، ١ / ١٦٦، ٦ / ٤٣؛ ابن عساکر، ١٤ / ١٣١)، تأکید نموده که وی کذاب است (برای نمونه، نک : عقیلی، ١ / ٢٠٨- ٢٠٩؛ ابنحبان، ابنعدی، همانجاها). بخاری و مسلم نیز، به دلیل طعن شعبی بر حارث، روایات او را نیاوردهاند (مثلاً نک : مسلم، ١ / ١٤)، اما احادیث وی در ٤ کتاب دیگر از صحاح سته آمده است (ابن حجر، همانجا).
ابنعبدالبر (٢ / ٣٧٨) تصریح کرده که از حارث دروغی گزارش نشده، اما وی به سبب محبت شدیدش به علی(ع) و تفضیل او، مورد ملامت بوده، و از همین رو، شعبی معتقد به تفضیل ابوبکر بوده، و او را تکذیب کرده است (نک : کشی، ٨٩؛ مفید، الفصول ... ، ٢١٦-٢١٧). افزون بر این، علت اصلی طعن شعبی را میتوان در مخالفت حارث با عثمان و حضور در وقایع منتهی به قتل خلیفۀ سوم دانست (نک : ابن اعثم، ٢ / ٣٨٦؛ مفید، الجمل، ٥٢).
موضوع نقد رجالی حارث مورد توجه بسیاری کسان قرار گرفته (حوثی، ١ / ١٠٢-١٠٤)، و آثاری نیز در این باره تألیف گشته، که از آن جمله است: الباحث عن علل الطعن فی الحارث (قاهره، ١٤٢٦ق) و بیان نکث الناکث المتعدی بتضعیف الحارث (قاهره، ١٤٢٧ق) از عبدالعزیز بن محمد حسینی غماری، از علمای معاصر مراکش.
در منابع اهل تسنن آمده است که حسنین(ع) از حارث اعور دربارۀ احادیث پدرشان سؤال میکردند (برای نمونه، نک : ابن سعد، ٦ / ١٦٨؛ ابن ابی حاتم،٣ / ٧٨)، که مؤلف الایضاح (ص ٤٦٨-٤٧٠) به نقد این گزارش پرداخته است؛ این در حالی است که حارث خود از اصحاب حسنین(ع) بوده است (فرات، ٥٦٣؛ طوسی، رجال، ٩١، ٩٤).
بر خلاف غالب اهل تسنن، امامیه حارث اعور را ممدوح میدانند (نک : ابن داوود، ٦٨؛ بروجردی، ٢ / ٧٧- ٧٨؛ قس: علامۀ حلی، ١٢٢-١٢٣، که در وثاقت حارث تردید نموده است) و برخی روایات وی در الکافی (کلینی، ١ / ١٤١-١٤٢، ٢ / ٣١٦، جم )، تهذیب الاحکام (طوسی، ٧ / ٤٠٤، ٩ / ٣٢٦) و الاستبصار (همو، ٤ / ١٧٠-١٧١) آمده است. استناد امامان زیدیه به روایات حارث (برای نمونه، نک : المؤید بالله، ١(١) / ٧٩، ٨١، ١٥٩، ١٦١؛ المتوکل علی الله، ١ / ١٦١، ٢٨٦) نیز گواهی بر وثاقت وی نزد زیدیمذهبان است (نیز نک : علوی، ٦٨-٧١).
حارث در علم حساب و فرایض متبحر بوده (طبری، ١٤٦-١٤٧؛ مزی، ٥ / ٢٥٢)، و ابن سیرین او را یکی از ٥ عالم سرشناس کوفه و بهترین فرد در میان اصحاب ابن مسعود معرفی کرده است (نک : ابن عدی، ٢ / ١٨٦؛ ذهبی، میزان ... ، ١ / ٤٣٧). یعقوبی وی را در شمار حاملان علم علی(ع) و فقهای دوران خلافت معاویه ذکر کرده (٢ / ٢١٣-٢١٤)، و ذهبی نیز او را یکی از بزرگان علما در میان تابعان دانسته و علم فراوان او را ستوده است (همان، ١ / ٤٣٥، ٤٣٧).
حارث همدانی احادیث و خطبههای امام علی(ع) را مکتوب میکرده (برای نمونه، نک : ابن سعد، همانجا؛ ابنبابویه، التوحید، ٣١-٣٤) و در منابع از کتاب یا صحیفۀ او یاد شده است (احمد بن حنبل، ٣ / ٤٣٥؛ ابن ابی حاتم، همانجا).
کتاب المسائل التی اخبر بها امیرالمؤمنین(ع) الیهودی نیز به حارث منسوب است. به نوشتۀ طوسی ( الفهرست، ١٨١)، عمرو بن ابی المقدام مطالب این کتاب را به واسطۀ ابواسحاق سبیعی از حارث از امام علی(ع) نقل کرده، اما از متن این کتاب که ابن بابویه در الخصال (٢ / ٣٦٤-٣٨٢) آورده، چنین برمیآید که حارث این ماجرا را از زبان محمد حنفیه شنیده است. حارث اعور در ٦٥ ق، در دوران عبدالله بن زبیر، در کوفه درگذشت. بنا به وصیت او، عبدالله بن یزید خطمی انصاری (عامل ابن زبیر در کوفه) بر پیکر وی نماز گزارد (ابن سعد، ٦ / ١٦٩؛ طبری، ١٤٧).
مآخذ
ابراهیم ثقفی، الغارات، به کوشش جلالالدین محدث ارموی، تهران، ١٣٥٤-١٣٥٥ش؛
ابن ابی حاتم، عبدالرحمان، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دکن، ١٣٧١-١٣٧٣ق؛
ابن اعثم کوفی، احمد، الفتوح، به کوشش علی شیری، بیروت، ١٤١١ق؛
ابن بابویه، محمد، الامالی، تهران، ١٣٦٣ش؛
همو، التوحید، به کوشش هاشم حسینی تهرانی، قم، جماعة المدرسین؛
همو، الخصال، به کوشش علی اکبر غفاری، قم، ١٤٠٣ق؛
همو، معانی الاخبار، به کوشش علی اکبر غفاری، قم، ١٣٧٩ق؛
ابن جوزی، عبدالرحمان، کتاب الضعفاء و المتروکین، به کوشش عبدالله قاضی، بیروت، ١٤٠٦ق؛
ابن حبان، محمد، کتاب المجروحین، به کوشش محمود ابراهیم زاید، مکه، دار الباز؛
ابن حجر عسقلانی، احمد، تهذیب التهذیب، بیروت، ١٤٠٤ق؛
ابن داوودحلی، حسن، الرجال، به کوشش محمد صادق آل بحر العلوم، نجف، ١٣٩٢ق؛
ابن رسته، احمد، الاعلاق النفیسة، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٩٢م؛
ابن سعد، محمد، الطبقات الکبرى، به کوشش احسان عباس، بیروت، دارصادر؛
ابن شاهین، عمر، تاریخ اسماء الثقات، به کوشش صبحی سامرایی، کویت، ١٤٠٤ق؛
ابن طاووس، علی، کشف المحجة، نجف، ١٣٧٠ق؛
ابن عبدالبر، یوسف، جامع بیان العلم و فضله، بیروت، ١٤١٨ق؛
ابن عدی، عبدالله، الکامل، به کوشش سهیل زکار و یحیى مختار غزاوی، بیروت، ١٤٠٩ق؛
ابن عساکر، علی، تاریخ مدینة دمشق، به کوشش علی شیری، بیروت، ١٤١٥ق؛
ابن قتیبه، عبدالله، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، دارالمعارف؛
ابن مـاجه، محمد، سنن، بـه کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت، دارالفکر؛
ابن مردویه، احمد، مناقب علی بن ابی طالب(ع)، به کوشش عبدالرزاق محمد حسین حرزالدین، قم، ١٤٢٤ق؛
ابوبشر دولابی، محمد، الکنى و الاسماء، به کوشش ابوقتیبه نظر محمد فاریابی، بیروت، ١٤٢١ق / ٢٠٠٠م؛
احمد بن حنبل، العلل و معرفة الرجال، به کوشش وصیالله عباس، ریاض، ١٤٠٨ق؛
الایضاح، منسوب به فضل بن شاذان، به کوشش جلالالدین محدث ارموی، تهران، ١٣٦٣ش؛
بروجردی، علی، طرائف المقال، به کوشش مهدی رجایی و محمود مرعشی، قم، ١٤١٠ق؛
بیهقی، احمد، السنن الکبرى، حیدرآباد دکن، ١٣٥٥ق؛
حوثی، بدرالدین، تحریر الافکار، به کوشش جعفر حسینی، قم، ١٤١٧ق؛
خوارزمی، موفق، المناقب، به کوشش مالک محمودی، قم، ١٤١١ق؛
دارقطنی، علی، کتاب الضعفاء و المتروکین، به کوشش صبحی بدری سامرایی، بیروت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
ذهبی، سیر؛
همو، میزان الاعتدال، به کوشش علیمحمد بجاوی، بیروت، ١٣٨٢ق؛
«الرجال»، منسوب به احمد برقی، همراه الرجال ابن داوود حلی، به کوشش جلالالدین محدث ارموی، تهران، ١٣٤٢ش؛
سمعانی، عبدالکریم، الانساب، به کوشش عبدالله عمر بارودی، بیروت، ١٤٠٨ق؛
سهمی، حمزه، تاریخ جرجان، بیروت، ١٤٠٧ق؛
شافعی، محمد، الام، بیروت، ١٤٠٣ق؛
طبرانی، سلیمان، کتاب الدعاء، به کوشش مصطفى عبدالقادر عطا، بیروت، ١٤١٣ق؛
طبری، المنتخب من ذیل المذیل، بیروت، مؤسسة الاعلمی؛
طوسی، محمد، الاستبصار، به کوشش حسن موسوی خرسان، تهران، ١٣٦٥ش؛
همو، تهذیب الاحکام، به کوشش حسن موسوی خرسان، تهران، ١٣٦٥ش؛
همو، رجال، به کوشش جواد قیومی اصفهانی، قم، ١٤١٥ق؛
همو، الفهرست، به کوشش جواد قیومی اصفهانی، قم، ١٤١٧ق؛
عجلی، احمد، معرفة الثقات، به کوشش عبدالعظیم بستوی، مدینه، ١٤٠٥ق؛
عقیلی، محمد، کتاب الضعفاءالکبیر، به کوشش عبدالمعطی امین قلعجی، بیروت، ١٤١٨ق؛
علامۀ حلی، حسن، خلاصة الاقوال فی معرفة الرجال، به کوشش جواد قیومی اصفهانی، قم، ١٤١٧ق؛
علوی حسینی، محمد، التذکرة بمعرفة رجال الکتب العشرة، به کوشش رفعت فوزی عبدالمطلب، قاهره، مکتبة خانجی؛
فرات کوفی، تفسیر، به کوشش محمدکاظم محمودی، تهران، ١٤١٠ق؛
کشی، محمد، معرفة الرجال، اختیار طوسی، به کوشش حسن مصطفوی، مشهد، ١٣٤٨ش؛
کلبی، هشام، نسب معد و الیمن الکبیر، به کوشش محمود فردوس العظم، دمشق، ١٤٠٨ق؛
کلینی، محمد، الکافی، به کوشش علی اکبر غفاری، تهران، ١٣٦٥ش؛
المتوکل علی الله، احمد، اصول الاحکام فی الحلال و الحرام، به کوشش عبدالله بن حمود عزی، عمان، ١٤٢٤ق؛
مزی، یوسف، تهذیب الکمال، به کوشش بشار عواد معروف و شعیب ارنؤوط، بیروت، ١٤١٣ق؛
مسلم بن حجاج، الصحیح، بیروت، دارالفکر؛
مفید، محمد، الارشاد، بیروت، ١٤١٤ق؛
همو، الجمل، قم، مکتبة الداوری؛
همو، الفصول المختارة، انتخاب سید مرتضى، به کوشش نورالدین جعفریان اصفهانی و دیگران، بیروت، ١٤١٤ق؛
المؤید باللٰه، احمد، شرح التجرید فی فقه الزیدیة، به کوشش یوسف مؤید حسنی، صنعا، ١٤٠٥ق؛
نسایی، احمد، الضعفاء و المتروکون، به کوشش محمود ابراهیم زائد، حلب، ١٣٦٩ق؛
نصر بن مزاحم، وقعة صفین، به کوشش محمد عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٨٢ق؛
نووی، یحیى، المجموع، بیروت، دارالفکر؛
نهج البلاغة؛
یحیی بن معین، التاریخ، روایت عثمان بن سعید دارمی، به کوشش احمد محمد نورسیف، دمشق، دارالمأمون للتراث؛
همان، روایت عباس دوری، به کوشش عبدالله احمد حسن، بیروت، دارالقلم؛
یعقوبی، احمد، تاریخ، بیروت، دارصادر؛
نیز:
Modarressi Tabātabā'i, H., Tradition and Survival: A Bibliographical Survey of Early Shi’ite Literature, Oxford, ٢٠٠٣.
سعید طاووسی مسرور