دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٤٣ - احصان
احصان
نویسنده (ها) :
بخش فقه، علوم قرآنی و حدیث
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٦ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِحْصان، واژهای قرآنی كه در در دانش فقه كاربردهای اصطلاحی در مباحث حدود یافته است. معنی اصل این واژه در لغت عربی «حفظ كردن و نگاه داشتن» است و با واژۀ «حِصْن» به معنی قلعه و استحكامات و نیز با ریشۀ فعلی رایج در زبانهای سامی «ح ص ن» به معنی نیرومند بودن و جایی را استحكام بخشیدن، از یك خانواده است (نک : جفری، ١١٠؛ فرنكل، ٢٣٢, ٢٣٦).
احصان به مفهوم حفظ كردن در چندین آیه از قرآن مجید به كار رفته است (یوسف / ١٢ / ٤٨، انبیاء / ٢١ / ٨٠، ٩١، تحریم / ٦٦ / ١٢) و گاه بهسبب ارتباط میان معانی حفظ كردن و عفت پیشه كردن، «محصنه» برای زن عفیفه (مائده / ٥ / ٥؛ بنابر تفسیر اشهر، نک : طوسی، ٣ / ٤٤٥-٤٤٦) و «تحصُّن» به معنی «عفت پیشه كردن» (نور / ٢٤ / ٣٣) به كار رفته است (نیز نک : راغب، ١٢٠؛ نووی، ٢(١) / ٦٧).
احصان در برخی از آیات قرآنی، ایجاد حالت حفظ و حرز از سوی شوهر برای زن در پیوند ازدواج است؛ این مفهوم به روشنی در كاربرد اسم فاعل «محصِن» برای شوهر در برابر اسم مفعولِ «محصَنة» برای زن دیده میشود (نساء / ٤ / ٢٤، ٢٥؛ نیز نک : مائده / ٥ / ٥). از همین جاست که «محصنة» به معنی «زن شوهردار» کاربرد یافته (نساء / ٤ / ٢٤) و صیغۀ مجهول «اُحْصِنَّ» (نساء / ٤ / ٢٥؛ بنابر قرائت مشهور، نک : ابوعمرو دانی، ٩٥) به معنی «تَزَوَّجْنَ» (شوهر گزیدند) به كار رفته است (برای توضیحاتی در مورد اخیر، نک : طوسی، ٣ / ١٧١؛ نووی، ٢(١) / ٦٦).
علاوه بر كاربردهای متداول یاد شده، گاه در قرآن از احصانِ زن، حریت او اراده گردیده و مراد از زن محصَنه، زن آزاد است (نساء / ٤ / ٢٥؛ برای قول نامشهوری بر همین مبنا در مورد آیۀ ٥ از سورۀ مائده، نک : طوسی، ٣ / ٤٤٥-٤٤٦؛ نووی، همانجا؛ سیوطی، ٢ / ٢٦١). در نهایت باید از كاربرد احصان بهمعنی «اسلام آوردن» سخن به میان آورد كه استعمال قرآنی آن مورد اتفاق نبوده، و تنها در تفاسیر مأثور از برخی از صحابه و تابعین دربارۀ قرائت نامشهور لفظ «فاذا احصن» به فتح همزه و صاد، وارد شده است (دربـارۀ قـرائت، نک : ابوعمرو دانـی، همـانجـا؛ برای تفسیـر، نک : طوسی، ٣ / ١٧١؛ نووی، همانجا). گفتنی است كه كسایی از قاریان هفتگانه، بجز آیۀ ٢٤ سورۀ نساء كه در آن الزاماً «المحصنات» به معنی زنان «شوهردار» است، در باقی موارد كاربرد «محصنات» و «المحصنات» واژه را به كسر صاد قرائت نموده است كه معنای نخست آن زنان «عفت پیشه» است (نک : راغب، ابوعمرو دانی، همانجاها؛ ابن جزری، ٢ / ٢٤٩؛ نووی، ٢(١) / ٦٧).
در فقه، واژۀ احصان در دو مبحث زنا و قذف از مباحث حدود، با تفاوتی در مفهوم استعمال یافته است.
در مبحث زنا، احصان یكی از كیفیات تشدید كنندۀ كیفر است كه تحقق آن در شخص مجرم، موجب تشدید مجازات وی از صد ضربۀ تازیانه به «رجم» میگردد. از آنجا كه تشریع رجم در قرآن مجید مطرح نشده و از احكامی است كه از طریق سنت اثبات میشود، آشكار است كه احصان بدین مفهوم خاص نیز در قرآن به كار نرفته است؛ اینكه برخی از فقیهان، تركیب قرآنی «محصنین غیرمسافحین» (نساء / ٤ / ٢٤، مائده / ٥ / ٥) را نمونۀ كاربرد احصـان بدین مفهوم اصطلاحی قلمداد كردهاند (مثلاً نك : نووی، ٢(١) / ٦٥-٦٦)، گونهای تسامح باید شمرد، در توضیح این تسامح باید یادآور شد كه اصطلاح فقهی «احصان» در مبحث زنا، ریشه در كاربرد قرآنی «احصان» به معنی «ایجاد حالت حفظ و حرز از سوی شوهر برای زن» داشته است (قس: همو، ٢(١) / ٦٥) و نزد فقیهان حالتی است حاصل از اجتماع شرایطی چند در فرد زانی كه او را مستوجب كیفر رجم میسازد و عمدهترین این شرایط همانا داشتن همسر است.
هر چند با وجود اختلافات ظریف در میان فقیهان و مذاهب، ارائۀ یك تعریف جامع و مشترك از مجموعۀ این شرایط امكانپذیر نیست، اما با چشمپوشی از ظرایف فنی، میتوان گفت كه احصان نزد قاطبۀ فقیهان، عبارت از اجتماع صفات حریت، بلوغ، عقل و داشتن همسر در شخص، اعم از مرد یا زن است (شرط اسلام تنها نزد ابوحنیفه معتبر است، نك : ابن هبیره، ٢ / ٤٠٣). گفتنی است كه داشتن همسر، تنها با شرایطی چون امكان دسترسی به همسر و نیز پیشینۀ داشتن ارتباط زناشویی با وی میتواند موجب تحقق كیفیت احصان در شخص گردد (نك : همانجا؛ محقق حلی، ٤ / ١٥٠-١٥١). در میان موارد یاد شده، بلوغ و عقل شرایط عمومی تكلیف هستند و در اصل مفهوم احصان مدخلیت ویژهای ندارند. افزودن قید حریت نیز صرفاً از آنجاست كه عدم حریت، به ادلۀ خارجی از كیفیات تخفیف دهندۀ عقوبت در برخی از جرایم، به ویژه زناست؛ بنابراین آنچه بنیاد اصلی این اصطلاح فقهی را تشكیل میدهد، همانا مفهوم «همسرداری» است. از این رو قابل درك است كه در آثار بسیار كهن فقهی چون الموطأ مالك (١ / ٥٤١)، در مبحث احصان تنها همین شرط مورد توجه خاص قرار گرفته است. باید یادآور شد كه در فقه اسلامی، كیفیت احصان گاه در تشدید عقوبت برخی دیگر از جرمهای جنسی نیز مطرح گردیده است(نك : ابن هبیره، ٢ / ٤٠٦؛ علامۀ حلی، ٥ / ٢١٢-٢١٣).
مورد دیگر از استعمال اصطلاح «احصان» در فقه اسلامی، در مبحث قَذف (تهمت جنسی) است كه ریشه قرآنی دراد و در آیات ٤ و ٢٣ از سورۀ نور، دربارۀ كیفر دنیوی و اخروی كسانی گفتوگو شده است كه «زنان محصنه» را به ناروا متهم میسازند. بنیاد اصلی این اصطلاح فقهی، احصان به مفهوم «عفت پیشه كردن» بوده كه در فقه به كیفیتی حاصل از اجتماع شماری از شرایط اطلاق شده است؛ این شرایط عبارتند از عقل، بلوغ، حریت، اسلام و عفت و برپایۀ قوانین فقهی، آن كس كه این شرایط را دارا باشد، «محصن» یا «محصنه» شمرده میشود و در صورتی كه چنین شخصی مورد قذف قرار گیرد، حد شرعی بر قاذف واجب میگردد و در صورت فقدان برخی از این شرایط و حصول خلل در تحقق احصان، حد شرعی از قاذف ساقط میگردد (مثلاً نك : قدوری، ٣ / ١٩٥-١٩٦؛ محقق حلی، ٤ / ١٦٥؛ محلی، ٤ / ١٨٥).
مآخذ
ابن جزری، محمد، النشر، به كوشش علی محمد ضباع، قاهره، كتابخانۀ مصطفی محمد؛
ابن هبیره، یحیی، الافصاح، به كوشش محمد راغب طباخ، حلب، ١٣٦٦ ق / ١٩٤٧ م؛
ابوعمرو دانی، عثمان، التیسیر، به كوشش اوتوپرتسل، استانبول، ١٩٣٠ م؛
راغب اصفهانی، حسین، مفردات الفاظ القرآن، به كوشش ندیم مرعشلی، قاهره، ١٣٩٢ ق / ١٩٧٢ م؛
سیوطی، الدراالمنشور، قاهره، ١٣١٤ ق؛
طوسی، محمد، التبیان، به كوشش احمد حبیب قصیر عاملی، نجف، مكتبة الامین؛
علامۀ حلی، حسن، مختلف الشیعة، تهران، ١٣٢٣ ق؛
قدوری، احمد، «مختصر»، اللباب غنیمی، به كوشش محمد محییالدین عبدالحمید، قاهره، ١٣٨٣ ق / ١٩٦٣ م؛
قرآن مجید؛
مالك بن انس، الموطأ، به كوشش محمد فؤاد عبدالباقی، قاهره، ١٣٧٠ ق / ١٩٥١ م؛
محقق حلی، جعفر، شرائع الاسلام، به كوشش عبدالحسین محمدعلی، نجف، ١٣٨٩ ق / ١٩٦٩ م؛
محلی، جلالالدین، «شرح منهاج الطالبین»، در هامش حاشیة علی شرح منهاج الطالبین شهابالدین قلیویی، قاهره، مكتبة عیسی البابی الحلبی و شركاء؛
نووی، یحیی، تهذیب الاسماء و اللغات، قاهره، ١٩٢٧ م؛
نیز:
Fraenkel, S., Die aramäischen Fremdwörter in Arabischen, Leiden, ١٨٨٦, Jeffery, A., The Foreign Vocabulary of the Qur’ān, Baroda, ١٩٣٨.
بخش فقه، علوم قرآنی و حدیث