دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٧٨ - احمد بن موسی بن جعفر
احمد بن موسی بن جعفر
نویسنده (ها) :
یدالله غلامی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَحْمَدِ بْنِ موسَی بْنِ جَعْفَر (د ح ٢٠٣ق/ ٨١٨م)، از فرزندان امام موسى کاظم(ع)، معروف به «سید السادات» و «شاه چراغ». آگاهیها دربارۀ زندگی احمد بن موسى(ع) بسیار اندک است و در منابع جز به چند مقطع از زندگی او پرداخته نشده است. دربارۀ رابطۀ احمد با پدر بزرگوارش این اندازه آوردهاند که امام کاظم(ع) او را گرامی میداشت و ملکی از خود موسوم به «یسیره» (؟) را بدو بخشید (نک : مفید، ٣٠٣؛ بیهقی، گ ٨٧ الف). او را به بخشندگی، دلیری و پارسایی ستودهاند (همانجاها).
دربارۀ نقش او در انتقال دانش اهل بیت، بیهقی آوردهکه احمد احادیث بسیاری را، ازجمله از پدرش روایت میکرده است (همانجا)، اما از این «احادیثِ فراوان» نمیتوان چیزی در کتب امامیه یافت؛ تنها یک روایت از طریق شخصی به نام احمد بن موسى از علی بن جعفر نامی از محمد بن مسلم در کافی کلینی (٤/ ٤٠٦) و به نقل از او در تهذیب طوسی (٥/ ١٠٢) آمده که به احمد بن موسى کاظم(ع) نسبت داده شده است (نک : اردبیلی، ١/ ٧٢-٧٣؛ نیز قس: روایت کلینی، ٦/ ٢٨٣، با یک واسطه از «احمد بن موسى» نامی). ازاینرو دربارۀ جایگاه رجالی وی در کتب اصلی رجالشناسی امامیه، سخنی نیامده است و تنها برخی از متأخرین بر پایۀ مدح نقل شده از سوی شیخ مفید (نک : سطور پیشین)، حدیث وی را «حسن» شمردهاند (مجلسی، ١٤٥؛ نیز نک : حر عاملی، ٢٠/ ١٣٣) و حتی بر توثیق وی تصریح داشتهاند (مثلاً نک : مامقانی، ١/ ٩٧؛ نیز برای تضعیف وی، نک : نستری، ١/ ٦٦١).
آوردهاند که پس از شهادت امام کاظم(ع)، علی بن موسى الرضا (ع) که پدر جانشینی او را تصریح کرده بود، ودایع امامت را از ام احمد همسر امام کاظم (ع) مطالبه کرد و مادر احمد آنها را تسلیم وی داشت. سپس احمد در حضور مردمی که او را پیشوا میپنداشتند، امامت برادر را تصدیق و با وی بیعت کرد (ابنبابویه، محمد، ١/ ٢٠ به بعد؛ نیز نک : ملک الکتاب، ١٤٤-١٤٥). گفتهاند که پس از امام کاظم(ع) شماری از پیروان، امامت را از آنِ احمد دانستهاند (نک : کشی، ٤٧٢؛ اشعری، ٢٩-٣٠). کشی (همانجا) از میان این کسان، ابراهیم و اسماعیل پسران ابوسمال را یاد کرده، گونهای از «وقف» را به آنان نسبت میدهد و در توضیح میافزاید هنگامی که شنیدند احمد در قیام ابوالسرایا (ه م) با وی همراهی کرده است، به کار خود درماندند و از او بازگشتند و بر امامت موسى بن جعفر(ع) توقف کردند. به هر روی تأیید همراهی احمد با ابوالسرایا در گزارشهای تاریخی طبری و ابوالفرج اصفهانی دربارۀ جریان این قیام دیده نمیشود.

در برخی از منابع نیز از گرایش گروهی به امامت احمد بن موسى پس از امام رضا(ع) سخن به میان آمده است. منابع فرقهشناختی امامی، از فرقهای یاد میکنند که پس از امام رضا(ع)، قائل به امامت احمد شدند. به گفتۀ آنان احمدیه امامت جواد(ع) را به سبب خردسالی نپذیرفته، آن را مستلزم تکلیف بر فرد نامکلف میدانستند و همچون گروهی از قحطیه، انتقال امامت به برادر را صحیح میشمردند (نک : نوبختی، ٧٢، ٧٤، ٩٣-٩٤؛ اشعری قمی، ٩٣؛سیدمرتضى، ١/ ٩٥-٩٦؛ نیز نک : خوارزمی، ٣٢؛ شهرستانی، ١/ ١٦٩؛ برای نفی انتقال امامت به برادر جز در مورد حسنین(ع)، نک : ابن بابویه، علی، ١٨٧-١٨٩). استفاده از لفظ«امام» را در کتاب زرکوب (د ٧٨٩ق) و دیوان شاه داعی شیرازی (سدۀ ٩ق)، شاید بتوان از بقایای چنین باوری تصور کرد (نک : زرکوب، ١٩٧؛ شاه داعی، ٢/ ٨٥-٨٦).
بعضی از نسبشناسان برآنند که از احمد بن موسى(ع) فرزندی باقی نماند (نک : عمری، ١٠٧؛ فخرالدین رازی، ٧٧)، اما برخی دیگر برای او اعقابی برشمردهاند (مثلاً نک : بیهقی، گ ٨٨ الف).
دربارۀ آمدن احمد بن موسى(ع) به ایران و انگیزۀ آن، حکایات گوناگونی وجود دارد. بر پایۀ حکایت علی بن زید بیهقی، احمد در بغداد ساکن بود و آنگاه که خبر درگذشت ناگهانی امام رضا(ع) به او رسید، با همراهانی بسیار، به خونخواهی برادر و انتقام از مأمون خروج کرد و روی به ایران نهاد. بر پایۀ این حکایت او در قم و ری با سپاهیان مأمون جنگید و سرانجام به خراسانی آمد و در جایی نزدیک اسفراین طی جنگ با لشکریان مأمون کشته شد و مدفن او در همانجا زیارتگاه گردید (نک : گ ٨٧ ب).
در حکایاتی دیگر آمده است که احمد مدتی پیش از درگذشت امام رضا (ع) و مقارن با ولایتعهدی او همراه جماعتی قصد ایران کرده بود تا به برادر ملحق شود. البته در این حکایات که خبر آنها قدیمتر از سدۀ ٨ق نیست، سبب و مسیر حرکت احمد به طرف فارس، به صورتهایی گوناگون عنوان شده است (نک : جنید، شد الازار، ٢٨٩؛ سپهر، عباسقلی، ٧/ ٢٣٢؛ روضاتی، ٧٨-٨٠؛ بحرالعلوم، ٣٠٨). آوردهاند که عامل مأمون در نزدیکی شیراز با او جنگید و هنگامی که یاران احمد شنیدند امام رضا(ع) وفات یافته است، متفرق شدند. احمد چون نتوانست بازگردد، به سوی شیراز رفت و سرانجام در همانجا وفات یافت (نک : حمدالله، تاریخ...، ٢٠٤؛ جنید. همانجا؛ فرصت، ٤٤٥؛ قس: سپهر، عباسقلی، ٧/ ٢٣٣). با آنکه بعضی گفتهاند افراد احمد با عساکر قتلغ نامی جنگیدند (نک : بحرالعلوم، همانجا)، اما این نام با رجال دورۀ اتابکان فارس (حک ٥٤٣-٦٨٥ق) که ترکنژاد بودهاند، سازگارتر است و ممکن است به کار رفتن آن دربارۀ دشمنان احمد بن موسى(ع) ناشی از نوعی خلط بوده باشد، چنانکه اتابک ابوبکر سعد بن زنگی که گفتهاند پیکر احمد در زمان او پیدا شد، ملقب به قتلغ بود (نک : وصاف، ١٥٥، ١٩٠ به بعد؛ زرکوب، ١٩٨).
جایگاه واقعی قبر احمد بن موسى(ع) نیز محل تأمل است و در این مورد سخن از اسفراین و مکانهای دیگر رفته است (نک : بیهقی، همانجا؛ اعتمادالسلطنه، مرآة...، ٤/ ٢٢٩٧؛ روضاتی، ٧٧-٨٠). دفن احمد را در مقبرۀ پدر، بهرغم قولی که در اینباره آمده است، مردود شمردهاند (نک : مامقانی، ١/ ٩٧؛ آل یاسین، ٢٠٠-٢٠٢). عُمَری و ابن عنبه به محل قبر اشاره نکردهاند و بیهقی اساس واقع بودن ان را در شیراز صرفاً اشتهاری غلط نزد عامه میپندارد (بیهقی، همانجا). سخن بیهقی به صراحت نشان میدهد که در سدۀ ٦ق، شیراز به عنوان مدفن احمد شهرت داشته است، در حالیکه بر پایۀ اقوال زرکوب (همانجا) و جنید شیرازی (همان، ٢٨٩-٢٩٠)، عموماً تصور بر آن است که زمان کشف این مدفن در شیراز، سدۀ ٧ق است (نک : بحرالعلوم، ٣٠٨-٣٠٩؛ روضاتی، ٨٠).
برخی از منابع متأخر، اکتشاف قبر را به زمان عضدالدولۀ دیلمی نسبت دادهاند (نک : مجدالاشراف، ١٠ به بعد). این نسبت را از آن جهت میتوان مورد تأمل قرار داد که اگر فردی از بزرگان اهل بیت در شیراز وفات یافته بود، شاید عضدالدولۀ دیلمیِ شیعی بدان عنایتی خاص مبذول میداشت و باتوجه به علاقهای که به ساختن ابنیه و عمارات داشته (نک : مقدسی، ٣٢٩، ٣٣٩، ٣٤١؛ ابنجوزی، ١٤/ ٢٨٩)، مقبرهای برای او میساخت. بعضی با فرض صحت داستان عضدالدوله، پنداشتهاند که حوادث زمان بالمآل منجر به اکتشاف مجدد قبر در دورۀ اتابکی شده است (نک : تشید، ١٧١). در این زمان جسد شخصی را یافتند که بر خاتم او نقش «العزة لله احمد بن موسى» دیده میشد (نک : زرکوب، جنید، همانجاها). به گفتۀ جنید شیرازی، بر مدفن احمد «گنبد بساختند و بعد از آن اتابک ابوبکر بلندتر از آن کرد و در چند صباح نور از آن میتافت، چنانکه بسیار کس میدیدند» (تذکره...، ٣٣٥). عنوان «شاه چراغ» برای احمد، ظاهراً برگرفته از یک داستان، حاکی از ساطع شدن نوری از محل جسد در زمان عضدالدوله بوده است (نک : تشید، ١٧٠-١٧١).
در ایران بقاع دیگری منتسب به احمد بن موسى(ع) وجود دارد که بعضی خود به «شاه چراغ» معروف هستند (نک : نراقی، ١٧٠-١٧٤؛ ایزدپناه، ٢/ ١٦-١٨، ٧٣؛ پاپلی، ٦١٩، ٦٣٢).
بقعۀ احمد بن موسى
بقعۀ احمد بن موسى از قدیم در زمرۀ مزارات مشهور بوده است (نک : حمدالله، نزهة...، ١١٥-١١٦؛ ابنبطوطه، ١/ ٢٢٢). در پی کشف مدفن، به دستور اتابک ابوبکر بن سعد بن زنگی بقعهای برآن ساخته شد که بهتدریج رونق یافت. در ٧٤٤ق/ ١٣٤٣م ناشی (طاش) خاتون مادر ابواسحاق اینجو (ه م) برای آن قبهای مرتفع و هم پیوسته به بقعه مدرسهای ساخت که بعدها از بین رفت (زرکوب، ١٩٧-١٩٨؛ جنید، شدالازار، ٢٨٩-٢٩٢؛ فرصت، ٤٤٥). از قرآنهایی برای مقبره وقف کرد و در حدود سال ٧٥٠ق قبر خود را در جوار آن تدارک دید (جنید، همان، ٢٩٢؛ کریمی، ٨١-٨٣). ابنبطوطه در همین دوره از قرائت و ختم قرآن در آنجا یاد میکند و دربارۀ سرایی برای اطعام مسافران و مدرسهای که تاشی خاتون ساخته بود، سخن میگوید. به گفتۀ همو تاشی خاتون هفتهای یک شب به زیارت مقبره میرفت و قضات و فقها و سادات شیراز هم جمع میشدند و کسی برای حاضران وعظ میکرد و در پایان طبل و شیپور میزدند (١/ ٢٢٣).
بهگفتۀ تاورنیه (نیمۀ سدۀ ١١ق) بنای اجری شاه چراغ به سبب توجه مردم، بهتر از دیگر اماکن مذهبی شیراز حفظ شده است (II/ ٤٠١) و تداول عنوان «شاه چراغ» دستکم به این دوره میرسد (نک : همانجا).
تعمیرات
ساختمان شاه چراغ چندبار، اغلب به علت زلزله، آسیبدیده، و در سدههای متأخر تعمیرات قابل ملاحظهای در آن صورت گرفته است. بنابر متن یک وقفنامه، در ٩١٢ق/ ١٥٠٦م حبیبالله شریفی متولی مقبره، آن را بازسازی و در ساختمان و تزیینات آن دگرگونیهایی ایجاد کرد. تعمیراتی دیگر در پی خرابی ناشی از زلزله در ٩٩٧ق، به پشتوانۀ موقوفات، و سپس تعمیراتی در سالهای ١١٤٢ و ١١٤٦ق انجام گرفت. نادرشاه افشار پس از تعمیر بنا، امر به ساختن قندیلی از طلا داد که تا زلزلۀ ١٢٣٩ق برجا بود. در این زمان که حکمرانی فارس با حسینعلی میرزا فرمانفرما بود، با فروش آن و نیز با درآمد موقوفات میمند به بازسازی کلی بنا و ساختن گنبد پرداختند. رواج بیتی در میان مردم شیراز پیش از ویرانی آن گنبد، نشان از ترکدار بودن آن دارد. ضریح نقرهای نیز در١٢٤٣ق برای مزار ساخته شد (نک : استرابادی، ١١٤؛ نواب، ٦٩، ٧٥٣؛ فسایی، ١/ ٥١٢-٥١٤، ٢/ ١١٨٦-١١٨٧؛ هدایت، ١٠/ ١٠٦؛ فرصت، ٤٤٦؛ مجدالاشراف، ٨٦-٨٧؛ کریمی، ٨٤-٨٥؛ مصطفوی، ٦٤؛ سامی، ٥٧٩). در ١٢٥٨ یا ١٢٥٩ق فرهاد میرزا حکمران شیراز ساختمان را آیینهکاری کرد (هدایت، ١٠/ ٢٧٦؛ فسایی، ١/ ٧٨٢). گنبد که دیگر بار بر اثر زلزلۀ ١٢٦٩ق شکسته شده بود، بهدستور ظهیرالدوله تعمیر شد. افزونبر آن در ١٢٧٣ق مؤیدالدوله تعمیراتی در حجرهها و صحن صورت داد (اعتمادالسلطنه، مرآة، ٢/ ١٢٧٥، المآثر...، ٦٦؛ فسایی، ٢/ ١١٨٧). درهای سیمین رواق در ١٢٨٩ و ١٣٠٩ق توسط ظلالسلطان مسعود میرزا و حاجی نصیرالملک، و ضریح نقرهای بار دوم در ١٣٠٦ق ساخته شد (فرصت، ٤٤٦-٤٤٧؛ هدایت، ١٠/ ١٠٦؛ بهروزی، بناهای...، ١٦٥). طرحهایی از آغاز سدۀ ١٣ق در دست است که گنبد را از نوع شلغمی و پوشیده از کاشیهایی با طرح بازوبندی نشان میدهد (دیولافوآ، ٤٤٣؛ فرصت، تصویر ٥٠). ویرانی بنای شاه چراغ بر اثر زلزلۀ سالهای ١٣٣٩ و ١٣٤٠ق نیز منجر به اقدام برای تجدید عمارت و دگرگونی طرح آن گردید (نواب، ٧٣٨، ٧٤٣، ٧٥٣؛ سپهر، عبدالحسین، ١٣٨).
در سالهای ١٣٣٦-١٣٤٢ش گنبد بازسازی، و تغییراتی در بقعه داده شد. نقاشیهای روی گچ مربوط به دورۀ صفویه را که با گچ و آیینه پوشانده شده بود، بیرون آوردند («ساختمان...»، ١٢؛ مصطفوی، همانجا؛ مهراز، ٤٧٨-٤٧٩). در ١٣٤٥ش درِ نقرۀ طلا و میناکاری کنونیکه ساختۀ دست هنرمندان اصفهان است، به جای در نقرهای ظلالسلطانی نصب و در قدیم به موزه منتقل شد. در دهۀ ١٣٥٠ش اجرای طرح توسعه و نوسازی مجموعۀ شاه چراغ و بناهای اطراف آن آغاز گردید (نک : سامی، ٥٨١؛ طرح توسعه، جم ).
مقبرۀ احمد بن موسى(ع) اکنون در ضلع غربی صحنی نوساز واقع است که بقعۀ محمد بن موسى(ع) را نیز در بر دارد. این صحن جدید دارای رواقهایی در پیرامون و دو ورودی اصلی و دو خروجی به سوی جامع عتیق و بازار است. قبور بعضی دانشمندان، ادیبان و عارفان در حیاط و بقعۀ شاه چراغ قرار داشته است، ازجمله میرزا ابوالقاسم سکوت (د ١٢٣٨ق)، وصال شیرازی (د ١٢٦٢ق)، فرزندان وصال، جلالالدین مجدالاشراف (د ١٣٣١ق) و دیگران (فرصت، ٤٤٧؛ بهروزی، همان، ١٦٣).
بنای کنونی
در مرقد کنونی هیچ نشانی از بنای سدۀ ٧ق دیده نمیشود (ویلبر، ١٠٥). صرفنظر از ایوان ١٠ ستونی جدید، برمبنای تصاویر موجود، بنا بیشتر به وضع سدۀ ١٣ق آن مشابهت دارد (نک : دیولافوآ، همانجا). با این حال بیشترین بخش آن نوسازی و به شیوۀ سنتی تزیین شده است (بررسی محلی). تزیینات ستونها و طاق ایوان از چوب است. در دو گوشۀ این ایوان از قدیم تاکنون دو گلدستۀ کاشیکاری وجود دارد. گنبد که در فاصلۀ سالهای ١٣٣٦ تا ١٣٤٢ش بازسازی شده، به شکل شلغمی با شکمی فرورفتهتر از گنبد قدیم و با پوششی از کاشی معرق با طرح اسلیمی است. این گنبد تا حدودی شکل «سَرْوَک» را که گنبد متداول در شیراز بوده، حفظ کرده است (سامی، همانجا؛ پیرنیا، ١٢٨). داخل حرم را با آیینهکاری ساده و رنگین بر بدنهها، مقرنسها و کاربندیها تزیین کردهاند. بر گریو گنبد کتیبهای به قلم ثث حاوی سورۀ فتح به تاریخ ١٢٤٦ق بهصورت آیینهکاری وجود دارد. بر بخشهایی از دیوار حرم (بهویژه بر گیلوییها) کتیبههایی به قلم خوش ثلث و نستعلیق و بیشتر بر زمینۀ لاجوردی نوشته شده که اشعار و کتابت برخی، از وقار و فرهنگ و یزدانی (فرزندان وصال) است. از گچبری بر زمینۀ رنگی و نیز نقاشی برای تزیین بدنهها استفاده شده که بیشتر بازمانده از سدههای گذشته است (فرصت، ٤٤٦؛ سامی، ٥٨٠؛ روحانی، ٤٧٥؛ بررسی محلی). ضریح نقرهای کنونی که تاریخ ١٣٤٢ش و ١٣٨٣ق بر آن دیده میشود، بهدست هنرمندان شیرازی ساخته شده، و دارای ٣ کتیبه به قلمهای ثلث و نستعلیق شامل آیاتی از سورههای نور و انسان و نیز قصیدهای به فارسی است. مزار و ضریح چنانکه در دیگر بقاع شیراز هم دیده میشود. در زیر گنبد قرار ندارد (سامی، ٥٨٣؛ مصطفوی، ٦٤؛ بررسی محلی). بقعه در ١٣١٨ش به شمارۀ ٣٦٣ به ثبت تاریخی رسیده است.
موقوفات
شاه چراغ از قدیم موقوفاتی داشت که میمند و توابعش (ملک تاشی خاتون) و بعضی دهات، املاک، گرمابهها، دکانها و... از آن جمله بوده است. تاشی خاتون مدرسه و زاویهای برای مقبره ساخت و مصحفی مذهَب در ٣٠ جزء به خط پیریحیی جمالی صوفی و به تاریخ کتابت ٧٤٦ق وقف آن کرد که اکنون در موزۀ پارس نگاهداری میشود (نک : امداد، ١٤٣؛ کریمی، ٨١، ٨٣). در زمان شاه اسماعیل صفوی بر املاک موقوفۀ میمند افزوده شد (نواب، ٦٩؛ فسایی، ٢/ ١٥٦٥؛ کریمی، ٨٤؛ دانشپژوه، ٥/ ٢٣٤، ٢٣٦-٢٣٧). اسنادی وجود دارد که چگونگی امور املاک موقوفه و مخارج بقعه را در دورۀ قاجار نمایان میسازد (نک : همو، ٥/ ٢٣٣ بهبعد). در سالهای ١٣٠٤-١٣٠٧ق ظاهراً از مازاد درآمد موقوفات شاه چراغ، در نزدیکی آن کاروانسرایی ساخته شد (فسایی، ٢/ ١٢٢٥-١٢٢٦؛ فرصت، ٥٠٤). از حدود ٥٠ سال قبل به اینسو تصرفاتی در املاک موقوفۀ میمند پدید آمده است (نک : سامی، ٥٠٢).
مؤسسات فرهنگی
کتابخانهای که به دنبال وقف قرآنها و احتمالاً کتب دیر برای بقعه، توسط تاشی خاتون، بهتدریج فراهم شد، از حوادث مصون نماند. در آغاز سدۀ ١٠ق کتابخانۀ بازسازی و دایر شد (کریمی، همانجا). کتابخانۀ فعلی حاصل احیای کتابخانۀ از دست رفتۀ قدیم است و عمدتاً از کتب اهدایی خطی و چاپی تشکیل شده، و فهرست کتابهای خطی آن انتشار یافته است (نک : بهروزی، فهرست...، ١/ «الف ـ ب»).
موزه
بقعهداری موزۀ کوچکی است از آثار پیش از اسلام و دورۀ اسلامی ایران شامل قرآنهای خطی، کاشیهای دورههای مختلف، درهای نقره و جز آن (سامی، ٥٨١؛ بررسی محلی).
مآخذ
آل یاسین، محمدحسن، تاریخ حرم کاظمین، ترجمۀ غلامرضا اکبری، کنگرۀ جهانی حضرت رضا(ع)، ١٣٧١ش؛
ابن بابویه، علی، الامامة و التبصرة من الحیرة، به کوشش محمدرضا حسینی، بیروت، ١٤٠٧ق؛
ابنبابویه، محمد، عیون اخبار الرضا، به کوشش مهدی حسینی لاجوردی، قم، ١٣٧٧ق؛
ابنبطوطه، رحلة، به کوشش محمد عبدالمنعم عریان، بیروت، ١٤٠٧ق/ ١٩٨٧م؛
ابنجوزی، عبدالرحمان، المنتظم، به کوشش محمد عبدالقادر عطا و دیگران، بیروت، ١٤١٢ق؛
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، به کوشش احمد صقر، قاهره، ١٣٦٨ق؛
اردبیلی، محمد، جامع الرواة، بیروت، ١٤٠٣ق؛
استرابادی، محمدمهدی، جهانگشای نادری، به کوشش عبدالله انوار، تهران، ١٣٤١ش؛
اشعری، علی، مقالات الاسلامیین، به کوشش هلموت ریتر، بیروت، ١٤٠٠ق؛
اشعری قمی، سعد، المقالات و الفرق، به کوشش محمدجواد مشکور، تهران، ١٩٦٣م؛
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، المآثر و الآثار، تهران، ١٣٠٦ق؛
همو، مرآةالبلدان، به کوشش عبدالحسین نوایی و هاشم محدث، تهران، ١٣٦٧ش؛
امداد، حسن، شیراز در گذشته و حال، شیراز، ١٣٣٩ش؛
ایزدپناه، حمید، آثار باستانی و تاریخی لرستان، تهران، ١٣٦٣ش؛
بحرالعلوم، جعفر، «تحفةالعالم»، همراه ج ٤٨ بحارالانوار مجلسی، بیروت، ١٤٠٣ق؛
بهروزی، علینقی، بناهای تاریخی و آثار هنری جلگۀ شیراز، شیراز، ١٣٥٤ش؛
همو، فهرست کتب خطی، شیراز، ١٣٦٠ش؛
بیهقی، علی، لباب الانساب، نسخۀ خطی کتابخانۀ ملی ملک، شم ٣٦٥٦؛
پاپلی، محمدحسین، فرهنگ آبادیها و مکانهای مذهبی کشور، مشهد، ١٣٦٧ش؛
پیرنیا، محمدکریم، «گنبد در معماری ایران»، اثر، ١٣٧٠ش، شم ٢٠؛
تستری، محمدتقی، قاموس الرجال، قم، ١٤١٠ق؛
تشید، علیاکبر، قیام سادات علوی، تهران، ١٣٣١ش؛
جنید شیرازی، ابوالقاسم، تذکرۀ هزار مزار (ترجمۀ شدالازار)، ترجمۀ عیسی بن جنید شیرازی، به کوشش نورانی وصال، شیراز، ١٣٦٤ش؛
همو، شدالازار، به کوشش محمد قزوینی و عباس اقبال، تهران، ١٣٢٨ش؛
حر عاملی، محمد، وسائل الشیعه، به کوشش محمد رازی، بیروت، ١٣٨٩ق؛
حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٦٢ش؛
همو، نزهةالقلوب، به کوشش گ. لسترنج، تهران، ١٣٦٢ش؛
خوارزمی، محمد، مفاتیح العلوم، به کوشش فان فلوتن، لیدن، ١٣٤٩ق؛
دانشپژوه، محمدتقی، نسخههای خطی، تهران، ١٣٤٦ش؛
روحانی وصال، گلشن وصال، تهران، ١٣١٩ش؛
روضاتی، محمدعلی، جامع الانساب، اصفهان، ١٣٣٥ش؛
زرکوب شیرازی، احمد، شیرازنامه، به کوشش اسماعیل واعظ جوادی، تهران، ١٣٥٠ش؛
«ساختمان گنبد حضرت شاه چراغ»، هنر و مردم، تهران، ١٣٤١ش، س ١، شم ١؛
سامی. علی، شیراز شهر جاویدان، شیراز، ١٣٦٣ش؛
سپهر، عباسقلی، ناسخ التواریخ، به کوشش ابراهیم میانجی، تهران، ١٣٥٣ش؛
سپهر، عباسقلی، ناسخ التواریخ، به کوشش ابراهیم میانجی، تهران، ١٣٥٣ش؛
سپهر، عبدالحسین، یادداشتهای ملک المورخین، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٦٨ش؛
سیدمرتضى، علی، الفصول المختارة من العیون و المحاسن، نجف، ١٣٦٥ق؛
شاه داعی شیرازی، محمود، کلیات، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٤٨ش؛
شهرستانی، محمد، الملل و النحل، به کوشش عبدالعزیز محمد وکیل، قاهره، ١٣٨٧ق؛
طرح توسعه و نوسازی مجموعۀ دینی شاه چراغ، مهندسین مشاور داخلی، ١٣٥١ش؛
طوسی، محمد، تهذیب الاحکام، به کوشش حسن موسوی خرسان، تهران، ١٣٩٠ق؛
عمری، علی، المجدی فی انساب الطالبیین، به کوشش احمد مهدوی دامغانی، تهران، ١٤٠٩ق؛
فخرالدین رازی، الشجرة المبارکة، به کوشش مهدی رجایی، قم، ١٤٠٩ق؛
فرصت، محمد نصیر، آثار العجم، به کوشش علی دهباشی، تهران، ١٣٦٢ش؛
فسایی، حسن، فارسنامۀ ناصری، به کوشش منصور رستگار فسایی، تهران، ١٣٦٧ش؛
کریمی، بهمن، راهنمای آثار تاریخی شیراز، تهران، ١٣٤٤ش؛
کشی، محمد، معرفة الرجال، اختیار طوسی، به کوشش حسن مصطفوی، مشهد، ١٣٤٨ش؛
کلینی، محمد، الاصول من الکافی، به کوشش علیاکبر غفاری، تهران، ١٣٨٨ق؛
مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال، نجف، ١٣٤٩ق؛
مجدالاشراف، محمدرضا، آثارالاحمد، ١٣٢٣ق؛
مجلسی، محمدباقر، الوجیزة، تهران، ١٣١٢ق؛
مصطفوی، محمدتقی، اقلیم پارس، تهران، ١٣٤٣ش؛
مفید، محمد، الارشاد، قم، مکتبة بصیرتی؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به کوشش محمد مخزوم، بیروت، ١٤٠٨ق؛
ملک الکتاب شیرازی، ریاض الانساب و مجمع الاعقاب (بحرالانساب)، بمبئی، ١٣٠٢ق؛
مهراز، رحمتالله، بزرگان شیراز، تهران، ١٣٤٨ش؛
نراقی، حسن، آثار تاریخی شهرستانهای کاشان و نطنز، تهران، ١٣٤٨ش؛
نواب شیرازی، علیاکبر، تذکرۀ دلگشا، به کوشش منصور رستگار فسایی، شیراز، ١٣٧١ش؛
نوبختی، حسن، فرق الشیعة، به کوشش هلموت ریتر، استانبول، ١٩٣١م؛
وصاف، تاریخ، بمبئی، ١٢٩٩ق؛
هدایت، رضاقلی، ملحقات تاریخ روضةالصفای ناصری، تهران، ١٣٣٩ش؛
بررسی محلی مؤلف؛
نیز:
Dieulafoy, Jane, La Perse, Tehran, ١٩٨٩;
Tavernier, Jean-Baptiste, Suite des voyages, Arouen, ١٧١٣;
Wilber, Donald N., The Architecture of Islamic Iran, the Ilkhānid Period, Princeton, ١٩٥٥.
یدالله غلامی