دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٣١ - برقانی
برقانی
نویسنده (ها) :
فرامرز حاج منوچهری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَرْقانی، ابوبکر احمد بن محمد بن غالب خوارزمی (٣٣٦-رجب ٤٢٥ق/٩٤٧- ژوئن ١٠٣٤م)، محدث و فقیه شافعی، و صاحب یکی از برجستهترین «مستخرج»ها بر صحیحین.
وی منتسب به برقان، قریهای در خوارزم است (ﻧﻜ : سمعانی، ١/٣٢٣؛ نیز ﻧﻜ : یاقوت، ١/٥٧٠). نخستین و مهمترین اثر در میان منابع شرح زندگی برقانی، تاریخ بغداد خطیب است که منابع دیگر، در بیشتر موارد به نقل از این اثر پرداختهاند. ابوبکر در برقان رشد کرد و بر اساس سخنی از ذهبی، وی از حدود سال ٣٥٠ق در دیار خود به دانش اندوزی روی آورد (١٧/٤٦٤). او در خوارزم نزد مشایخ زمان خود ابوالعباس احمد بن حمدان نیشابوری، محمد بن علی حَسّانی و احمد بن ابراهیم بن حَباب به فراگیری حدیث پرداخت (خطیب، تاریخ...، ٤/٣٧٣؛ سمعانی، همانجا؛ ابنعساکر، ٥/١٩٦). پس از آن برقانی سفری طولانی به شهرهایی چون مرو، هرات، نیشابور، اسفراین، جرجان، بغداد و دمشق و مصر را آغاز کرد و نزد بزرگان زمان خود همچون ابوالحسن دارقطنی، محمد بن جعفر بُندار، ابوعلی ابن صَوّاف و ابوبکر بن مالک قطیعی در بغداد، ابوبکر اسماعیلی در جرجان، بشر بن احمد حیری در نیشابور، ابوالفضل ابن خمیرویه و ابومنصور ازهری در هرات، عبدالله بن عمر ابن علیک و ابصغر سعدی در مرو حدیث شنید (ﻧﻜ : خطیب، همان، ٤/٣٧٣-٣٧٤، ابن عساکر، ٥/١٩٧؛ سمعانی، ١/٣٢٣؛ ابننقطه، ١/١٨٦؛ ذهبی، ١٧/٤٦٤-٤٦٥). برقانی در حدیث و فقه شافعی مهارتی تمام یافت و نویسندگان طبقات شافعیه همچون سبکی و ابواسحاق شیرازی نام او را در شمار فقیهان یاد کردهاند (ﻧﻜ : ابواسحاق، ١٢٧؛ سبکی، ٤/٤٧).
سرانجام، برقانی در بغداد ساکن شد و افزون بر فراگیری علوم، به تدریس نیز پرداخت. از مهمترین شاگردان و راویان او در این دیار، باید به خطیب بغدادی اشاره کرد که ستایش و تمجید بسیار این شاگرد، از استاد خود (همان، ٣/٣٧٤)، نشاندهندۀ بهرهوری فراوان از اوست. از شمار شاگردان و راویان پرشمار او، افزونبر خطیب، میتوان از بزرگانی چون حمزۀ سهمی مؤلف تاریخ جرجان، و نیز ابوبکر بیهقی، ابواسحاق شیرازی، ابوالمعالی ثابت بن بندار بقال، ابوالفضل محمد بن عبدالسلام، ابوعبدالله صوری، ابوالفضل عیسی بن احمد همدانی و ابویعلى محمد بن احمد عبدی بصری یاد کرد (ﻧﻜ : خطیب، سمعانی، همانجاها؛ ذهبی، ١٧/٤٦٥؛ ابنعساکر، ٥/١٩٦؛ ابن ناصرالدین، ١/٤٥٨). در این میان، روایت برقانی از شاگردش، خطیب بغدادی، خود موضوعی درخور توجه است و این مطلب در برخی بررسیهای علم حدیث در موضوع روایت «اکابر از اصاغر» نمونهای مناسب به شمار میرود (مثلاً ﻧﻜ : ابنصلاح، مقدمة، ٥٢١). بر همین پایه خطیب و ذهبی، این مطلب را دارای ارزش یافته، مرویاتش از خطیب را در زمان خود وی، نشان از همت و مرتبۀ عالی وی دانستهاند (ﻧﻜ : خطیب، همانجا؛ ذهبی، ١٧/٤٦٧).
برقانی چنانکه خود نیز در شعری بیان کرده، گرایش شدیدی به آموزش حدیث داشته، و گردآوری آن را تا زمان مرگ خود دنبال میکرده است (خطیب، همان، ٤/٣٧٥-٣٧٦). وی در مجلس درس ابوبکر اسماعیلی، جزو کوشاترین شاگردان بهشمار میرفته است و سهمی میگوید که برقانی در محضر استاد، با سرعت سخنان وی را مینوشته، و یادداشت بر میداشته است؛ در حالی که گویا دیگران، از روی نسخۀ برقانی استنساخ میکردهاند (ﻧﻜ : ص ١١٠-١١١؛ منصور، ١-١٥٤).
ستایشهایی که از برقانی دربارۀ تواناییهایش در حدیث، فقه، ادبیات عرب و دیگر علوم شده (مثلاً ﻧﻜ : خطیب، همان، ٤/٣٧٤)، بهویژه در زمینههای گوناگون علوم حدیث قابل بررسی است. خطیب بغدادی در الکفایة (ص ٦٧، ١١٠، ﺟﻤ)، به عنوان اثری در علم حدیث و ابن صلاح در مقدمۀ خود (ص ١٩٧، ٤١٥، ﺟﻤ)، از آراء، روایات و حکایات برقانی بهرهها بردهاند. او در مقام فردی آگاه در این زمینه، مرجع بوده، و به پرسشهای دانش پژوهان پاسخ میگفته است؛ برای نمونه خطیب بغدادی به پرسشی که دربارۀ تفاوت میان اجازه به معنی عام آن و اجازه به صورت مکاتبه، از وی شده بود، اشاره کرده است (همان، ٣٣٤). توضیحات برقانی دربارۀ تفاوت اصطلاحاتی در نحوۀ تحمل حدیث همچون «اخبرنا»، «حدثنا» و «سمعت»، و نیز کیفیت روایت از شیخ، بدون «عرض»، نمونههایی از نظریات وی در این امور است (ﻧﻜ : همان، ٢٣٩؛ ابن صلاح، همان، ٣١٧-٣١٨).
با بررسی برخی آراء برقانی در علم حدیث باید گفت که وی در جایگاه شاگرد ابوبکر اسماعیلی، در بیشتر موارد بدون آنکه از تلاش برای آموزش چگونگی روایت صحیح عدل کند، از روشهای آسانگیرانۀ استاد استفاده میکرده، و آن را مذهب و شیوۀ خود قرار میداده است. از این دست است شیوۀ او در مبحث عدم عرضۀ مکتوب راوی بر «اصل» استاد که در این مقام، وی روایت را مجاز ــ دانسته است، شروط بر آنکه به هنگام روایت، راوی به این عدم عرضه اشاره کند (ﻧﻜ : خطیب، همانجا؛ ابنصلاح، همان، ٣٧٧-٣٧٨).
برقانی انبوهی از روایات و احادیث را از بزرگان، به ویژه اصحاب حدیث از جمله سفیان ثوری، شعبة بن حجاج، عبدالله بن عمرو و عبدالملک بن عمیر، بیان بن بشر و مطر وراق و بسیاری دیگر از مشایخ گردآوری بوده است (خطیب، تاریخ، ٤/٣٧٤). او در فقه نیز بسیار توانا بود و او را فقیه محدث دانستهاند و ابوبکر اسماعیلی او را در فقه اصحاب حدیث ستوده است (ابنصلاح، طبقات...، ٣٦٤؛ ذهبی، ١٧/٤٦٧).
از مهمترین وجوه اشتها برقانی، چنانکه گفته شد، تصنیف و تخریج او از صحیحی است. جایگاهی که صحیح بخاری و مسلم خیلی زود بدان رسیدند، دیگر محدثان را به تألیف آثاری از این دست واداشت (ﻧﻜ : کتانی، ٢٠ﺑﺒ). انبوهی از مستخرجات از صحیحین، همچون روایت برقانی از المستخرج على صحیح البخاری اثر استادش، ابوبکر اسماعیلی (ﻧﻜ : ذهبی، همانجا)، از آن زمان در دست است. در این میان، یکی از مهمترین آثار در این زمینه تخریج ابوبکر برقانی بر صحیحین با عنوان المسند است که به ویژه در شرق سرزمینهای اسلامی دارای جایگاه ارزشمندی است. این اثر را ابناثیر در جامعالاصول خود، بهعنوان یکی از اساسیترین آثار دربارۀ صحیحین یاد کرده است (١/١٩). از این کتاب نسخههایی در برخی از کتابخانههای جهان همچون چستربیتی (آربری، ﺷﻤ ٣٨٩٠؛ نیز ﻧﻜ : GAS, S, I/٢٥٩) یافت میشود. گفتنی است که دهلوی صاحب حجةالله البالغة به نقد ارزش این اثر پرداخته است (ﻧﻜ : ٢٨٢؛ نیز ﻧﻜ : طباطبایی، ١٥٣).
برقانی در علم رجال نیز دست داشته، و ضمن مجموعهای با عنوان سؤالات ابیبکر البرقانی و جوابات الدار قطنی، پرسشهایی را دربارۀ محدثان مختلف مطرح کرده، و پاسخ آن را آورده است (GAS, I/٢٢٩). این اثر را عبدالرحیم محمد احمد قشقری در پاکستان (١٤٠٤ق) به چاپ رسانده است. افزون بر اینها کتابی در تاریخ با نام التبیان فی اخبار بغداد (بغدادی، ١/٧٤) به او نسبت داده شده، و ابن صلاح نیز از کتابی با عنوان اللقط از وی در مقدمة بهره برده است (ص ٤٠٧). در انتها روایات فراوان خطیب بغدادی در الکفایة از او (ص ٦٧، ١١٠، ﺟﻤ)، و نیز روایات کتاب المعجم ابوبکر اسماعیلی، و العلل ابویحیى زکریا ساجی توسط او، شایستۀ یادکردن است (ﻧﻜ : اسماعیلی، ١/٣٠٥-٣٠٧؛ کتانی، ١٤٨).
مآخذ
ابناثیر، مبارک، جامع الاصول، به کوشش محمد حامد فقی، بیروت، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛
ابن صلاح، عثمان، طبقات الفقهاء الشافعیة، به کوشش محییالدین علی نجیب، بیروت، ١٤١٣ق/١٩٩٢م؛
همو، مقدمة، به کوشش عایشه عبدالرحمان بنت شاطئ، قاهره، ١٤٠٩ق/١٩٨٩م؛
ابن عساکر، علی، تاریخ مدینة دمشق، به کوشش علی شیری، بیروت، ١٤١٥ق/١٩٩٥م؛
ابن ناصر الدین، محمد، توضیح المشتبه، به کوشش محمد نعیم عرقسوسی، بیروت، ١٤١٤ق/١٩٩٣م؛
ابن نقطه، محمد، التقیید، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٦م؛
ابواسحاق شیرازی، ابراهیم، طبقات الفقهاء، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٤٠١ق/١٩٨١م؛
اسماعیلی، احمد، المعجم، به کوشش زیاد محمد منصور، مدینه، ١٤١٠ق/١٩٩٠م؛
بغدادی، هدیة؛
خطیب بغدادی، احمد، تاریخ بغداد، بیروت، دارالکتبالعربی؛
همو، الکفایة، حیدرآباد دکن، ١٣٥٧ق؛
دهلوی، ولی الله، حجةالله البالغة، به کوشش سید سابق، قاهره، دارالکتب الحدیثة؛
ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛
سبکی، عبدالوهاب، طبقات الشافعیة الکبرى، به کوشش عبدالفتاح محمد حلو و محمد محمود طناحی، قاهره، داراحیاء الکتب العربیه؛
سمعانی، عبدالکریم، الانساب، به کوشش عبدالله عمر بارودی، بیروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛
سهمی، حمزه، تاریخ جرجان، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛
طباطبایی، کاظم، مسندنویسی در تاریخ حدیث، قم، ١٤١٢ق؛
کتانی، محمد، الرسالة المستطرفة، بیروت، ١٣٣٢ق؛
منصور، زیاد محمد، مقدمه بر المعجم (ﻧﻜ : ﻫﻤ، اسماعیلی)؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
Arberry;
GAL, S;
GAS.
فرامرز حاجمنوچهری