دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٢٥ - ابن ضابط
ابن ضابط
نویسنده (ها) :
مریم صادقی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ ضابِط، ابوعمرو عثمان بن ابی بکر بن حَمّود صدفی سَفاقُسی (٣٨٥- ح ٤٤٠ق / ٩٩٥-١٠٤٨م)، محدث مالکی، ادیب و شاعر. او در سفاقس (تونس) به دنیا آمد (ابن بشکوال، ٢ / ٤٠٨). نخستین آگاهی ما دربارۀ آموزش وی مربوط به سالهای پس از ٤٢٠ق / ١٠٢٩م است که در عراق و سپس ایران، نزد افرادی مانند ابوعبدالله محمد فسوی، مبارک بن علی هراس، طاهر بن عبدالله طبری، عبدالملک بن سیاوش کازرونی و کریمه بنت احمد سرخسیه به استماع حدیث پرداخت. در رأس شیوخ وی از ابونُعَیم اصفهانی نام برده میشود که ابن ضابط در اصفهان به ملازمت او درآمده بود و خود این استاد را در علم و عمل بیمانند خوانده است (حمیدی، ٢ / ٤٨١؛ ضبی، ٤١٠؛ ابن بشکوال، همانجا). وی پیش از ٤٣٦ق / ١٠٤٤م، سفرهایی نیز به شام و حجاز و مصر داشته است (همو، ٢ / ٤٠٩). در ٤٣٦ق به قرطبه سفر کرد و در آنجا به نقل حدیث پرداخت. مدتی نیز در دیگر شهرهای اندلس، از جمله طلیطله گذراند و بار دیگر به قرطبه بازگشت. بسیاری از عالمان اندلس از او حدیث شنیدهاند (حمیدی، همانجا؛ ابن بشکوال، ٢ / ٤٠٨-٤٠٩) که از جملۀ آنان، حمیدی، ابومحمد شعیب بن سعید عبدری و عبدالله بن حیان اروشی را میتوان نام برد (حمیدی، همانجا؛ شکیب ارسلان، ٣ / ٢٧، ٨٨). به گواهی حمیدی (٢ / ٤٨١) ابن ضابط دربارۀ تاریخ و شرح حال دانشمندان سرزمینهایی که از آنها دیدار کرده نیز اطلاعات بسیاری فراهم آورده بود. وی به علوم ادبی نیز علاقه داشت و در این عرصه چندان تبحر یافته بود که به عنوان عالم به لغت و اعراب شهرت یافت (ابن بشکوال، ٢ / ٤٠٩؛ ابن فرحون، ٢ / ٨٥). وی بخش بزرگی از ادبیات سرزمینهای شرقی اسلام را به مغرب اسلامی برد که از آن جمله اشعاری از ابن معتز و ابوعبدالله مفجع را میتوان یاد کرد (حمیدی، ٢ / ٤٨٢؛ قس: ابن فرحون، همانجا، که ابیات نقل شده از ابن معتز را به ابن ضابط نسبت داده است). ابن ضابط شعر نیز میسروده، و اگر چه بجز ابیاتی چند (نک: حمیدی، همانجا؛ ابن بشکوال، ٢ / ٤٨١) از وی برجای نمانده است، اما همین اندک بیانگر آن است که در این زمینه نیز چندان بیبهره نبوده است. ابوعلی صدفی به نقل از خود او میگوید که ابن ضابط در طول اقامتش در قیروان با شعرای بنام آن دیار، همچون ابن رشیق قیروانی، ابن شرف، ابن حجاج و دیگران دربارۀ اشعارش مکاتباتی داشته و آنان طی ابیاتی سراسر آکنده از مدح و ستایش، شعر او را یادآور ادب مشرق زمین خواندهاند (نک: ابن بشکوال، ٢ / ٤٠٩-٤١٠) و شاید همین امر است که موجب شگفتی تجانی و سراج گشته که چرا ابن رشیق نام وی را در الانموذج ذکر نکرده است (نک: تجانی، ٧٨؛ سراج، ١(٢) / ٣٣٥).
ابن ضابط پس از سفر دومش به قرطبه به قیروان رفته است. ظاهراً تا حدود ٤٤٠ق ابوعمرو بن حذاء به وسیلۀ مکاتبه با وی در ارتباط بوده (نک: ابن بشکوال، ٢ / ٤٠٩)، لکن پس از آن اطلاع دیگری در دست نیست، جز آنکه میدانیم چندی بعد میان سالهای ٤٤٠-٤٤٤ق در طی یک مأموریت سیاسی که از جانب معز بن بادیس صَنهاجی به منطقۀ قسطنطنیه داشته، در درگیریهای آن سامان کشته شده است (ابن بشکوال، حمیدی، همانجاها).
از آثار وی، خبری در دست نیست، اما ابن خیر (ص ٤٣٥) به فهرسهای منصوب به وی به روایت ابومحمدبن عتاب که ظاهراً از بزرگترین راویان و شاگردان ابن ضابط بوده، اشاره میکند. همچنین سراج (١(٢) / ٣٣٦) جزئی را در حدیث بدو نسبت میدهد (نیز نک: زرکلی، ٤ / ٢٠٤).
مآخذ
ابن بشکوال، خلف بن عبدالملک، الصلة، قاهره، ١٩٦٦م؛
ابن خیر، محمد، الفهرسة، به کوشش فرانسیسکو کودرا، بغداد، ١٩٦٣م؛
ابن فرحون، ابراهیم بن علی، الدیباج المذهب، به کوشش محمد احمدی ابوالنور، قاهره، ١٣٩٤ق / ١٩٧٤م؛
تجانی، عبدلله بن محمد، رحلة، به کوشش حسن حسی عبدالوهاب، تونس، ١٩٥٨م؛
حمیدی، محمدبن ابی نصر، جذوة المقتبس، به کوشش ابراهیم ابیاری، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
زرکلی، اعلام؛
سراج، محمدبن محمد، الحلل السندسیة فی الاخبار التونسیة، به کوشش محمد حبیب هیله، تونس، ١٩٧٠م؛
شکیب ارسلان، امیر، الحلل السندسیة فی الاخبار و الآثار الاندلسیة، بیروت، دارمکتبة الحیاة؛
ضبی، احمدبن یحیی، بغیة الملتمس، قاهره، ١٩٦٧م.
مریم صادقی