دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٨٤ - ابان بن سعید
ابان بن سعید
نویسنده (ها) :
معصومه سالک
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ١٤ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبانِ بْنِ سَعید (د ١٣ ق / ٦٣٤ م)، از اصحاب پیامبر اسلام (ص). نسبنامۀ کامل او بدینگونه است: ابانبن سعیدبن امیة بن عبد شمس بن عبد مناف. چون جد پنجم وی عبد مناف است، میتوان او را هم نسب پیامبر دانست. مادرش صفیّه یا هند، دختر مغیرةبن عبداللـهبن عمربن مخزوم است (خلیفة بن خیاط، ١ / ٢٥؛ ابن حبان، ٣ / ١٣؛ ابن اثیر، اسد الغابة، ١ / ٣٥). وی در آغاز از دشمنان سرسخت پیامبر (ص) بود و هنگامیکه دو برادر دیگرش عاص و عبیده در جنگ بدر به دست علی (ع) و زبیر کشته شدند، به قصد بازرگانی، از مکه عازم شام شد. منابع موجود داستان مفصلی از برخورد او با راهبی نصرانی آوردهاند و اشاره میکنند که این ملاقات در روح او تأثیری بسزا داشت و شاید به همین دلیل بود که وقتی عثمان از جانب پیامبر برای دعوت قریش به اسلام، به مکه آمد، ابان از وی به نیکی استقبال کرد. او را بر اسب خود نشاند و به داخل شهر برد و عثمان در پناه او رسالت خود را به خوبی انجام داد و نزد پیامبر بازگشت. ابان پیش از فتح مکه در فاصلۀ دو غزوۀ حدیبیّه (٦ ق / ٦٢٧ م) و خیبر (٧ ق / ٦٢٨ م) اسلام آورد و از جانب پیامبر از شهر مدینه مأمور سریّهای شد و با غنایمی که از این سریّه به دست آورد، پس از جنگ خیبر همراه یارانش به حضور پیامبر رسید و پس از آن مأمور سریّۀ نجد شد (ابن حجر، ١ / ١٣-١٤؛ ابن عبدالبر، ١ / ٦٢؛ ابن عساکر، ٢ / ١٢٧؛ ابناثیر، اسد الغابة، ١ / ٣٦). در ٩ ق / ٦٣٠ م که پیامبر علاءبن حَضرمی را از عاملیت بحرین برکنار کرد، این مأموریت را به ابان واگذاشت. وی در مورد چگونگی دریافت صدقات (زکات) و جزیه و سهمی از سود تجارت خواستار دریافت فرمان شد. پیامبر دستورالعملی به او داد که از هر زن و مرد بالغ یهودی، نصرانی و مجوسی، یک دینار بگیرد و نیز پیامبر نوشت: اسلام را بر مجوسان عرضه کند و در صورت نپذیرفتن، از آنان جزیه بخواهد (ابن عساکر، ٢ / ١٢٧- ١٢٨). فرمان پیامبر دربارۀ گرفتن جزیه از مجوسان بحرین که اهل کتاب نبودند، باعث اعتراض گروهی از عربها شد که بلاذری ایشان را منافقان عرب میخواند. ابان پیوسته بر شغل خود باقی بود تا پس از رحلت پیامبر، عدهای از عربهای بحرین (از آن جمله اهل هجر) عصیان کردند و از پذیرش اسلام سرباز زدند. ابان که وضع را چنین دید، عزم بازگشت کرد و با ٠٠٠‘١٠٠ درهم وارد مدینه شد و در مقابل اعتراض ابوبکر، صراحتاً اعلام کرد که بعد از پیامبر عامل هیچ کس نخواهد بود (ابن عساکر، ٢ / ١٢٩). وی در ابتدا از بیعت با ابوبکر خودداری کرد، ولی پس از بیعت علی ابن ابیطالب، او نیز بیعت کرد (ابن اثیر، اسد الغابة، ١ / ٣٦؛ مامقانی، ١ / ٥؛ خویی، ١ / ١٥٤). با توجه به این رویداد، اینکه ابوبکر او را به یمن فرستاده باشد، محل تردید است (ابن حجر، ١ / ١٤؛ ابن عساکر، ٢ / ١٢٥).
برحسب روایتی نه چندان روشن که بلاذری آورده، او یکی از ١٧ نفر قرشی بوده که «به هنگام ورود اسلام» نوشتن میدانستهاند (ص ٢٢٥). همچنین نام وی در زمرۀ اولین کاتبان پیامبر آمده است (طبری، ٤ / ١٧٨٢؛ بلاذری، ٢٢٦؛ ابن اثیر، الکامل، ٢ / ٣١٣). املای قرآن بر زیدبن علی ثابت را که به فرمان عثمان انجام گرفت، گاه به وی نسبت میدهند که این امر بعید مینماید، زیرا بنابر اقوال متعدد، ابان در زمان ابوبکر و یا عمر کشته شد (ابناثیر، اسد الغابة، ١ / ٣٧). دربارۀ شهادت وی تاریخهای متعدد یاد کردهاند: یوم اجنادین (١٣ق / ٦٣٤م)، مرج الصفر (١٤ ق / ٦٣٥م) و یوم الیرموک (١٥ ق / ٦٣٦ م)، ولی برخی را عقیده بر این است که او کشته نشده، بلکه در ٢٧ ق / ٦٤٨ م در خلافت عثمان به مرگ طبیعی درگذشته است.
مآخذ
آذرنوش، آذرتاش، راههای نفوذ فارسی در فرهنگ و زبان تازی، تهران، ١٣٥٤ ش؛
ابن اثیر، علی بن محمد، اسد الغابة، تهران، المکتبة الاسلامیة؛
همو، الکامل، بیروت، ١٣٩٩ ق / ٢ / ٢٠٣؛
ابن حبان بستی، محمدبن احمد، الثقات، حیدرآباد دکن، ١٩٧٣ م؛
ابنحجر عسقلانی، احمدبن علی، الاصابة، بیروت، ١٣٢٨ ق؛
ابنعبدالبر، محمد، الاستیعاب، به کوشش علی محمد بجاوی، مصر، مکتبة النهضة، ١ / ٦٥؛
ابن عساکر، علی ابن حسن، التاریخ الکبیر، به کوشش عبدالقادر افندی، ١٣٣٠ ق؛
بلاذری، احمدبن یحیی، فتوح البلدان، ترجمۀ آذرتاش آذرنوش، تهران، ١٣٦٤ ش؛
خلیفةبن خیاط، الطبقات، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ١٩٦٦ م، ١ / ٢٤؛
خویی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، بیروت، ١٤٠٣ ق، ١ / ١٥٥؛
طبری، تاریخ، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٧٩-١٨٨١ م، ٣ / ١٥٤٢، ١٥٤٣، ٤ / ٢١٠١، ٥ / ٢٣٤٩؛
مامقانی، محمدحسین، تنقیح المقال، نجف، ١٣٥٠ ق؛
مقریزی، احمدبن علی، امتاع الاسماع، به کوشش محمود محمد شاکر، قاهره، ١٩٤٨ م، ص ٣٨٩.
معصومه سالک