دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٧٧ - ابن رستم طبری
ابن رستم طبری
نویسنده (ها) :
احمد پاکتچی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ رُستم طَبَری، ابوجعفر محمد بن جریر بن رستم آملی، متكلم امامی سدۀ ٣ ق/ ٩ م. در مورد جزئیات زندگی او اطلاع چندانی در دست نیست. با در نظر گرفتن اینكه تنها راوی شناخته شدۀ او حسن ابن حمزۀ طبری در ٣٥٨ ق/ ٩٦٩ م وفات یافته است (نک : نجاشی، ٦٤)، حیات او را باید در نیمۀ دوم قرن ٣ ق و شاید اوایل قرن ٤ ق دانست. قراین مختلف این تصور را به وجود میآورد كه وی در طبرستان اقامت داشته و در این صورت در زمان حكومت علویان زیدی طبرستان (٢٥٠-٣١٦ ق) میزیسته است. منتجبالدین در تاریخ ری از یك سفر او به ری اطلاع داده (ابن حجر، ٥/ ١٠٣) و شاید ابن رستم در این سفر با برخی متكلمان آن شهر چون محمد بن عبدالرحمن بن قبۀ امامی (د قبل از ٣١٩ ق) تماس داشته است. تنها اثر موجود ابن رستم المسترشد فی الامامة نام دارد كه در نجف بدون تاریخ به چاپ رسیده است. نجاشی (ص ٣٧٦) این كتاب را با همین عنوان به ابن رستم نسبت داده و آن را با دو واسطه از مؤلف روایت كرده است. در فهرست طوسی (ص ١٥٨) نیز از كتابی با این نام از وی یاد شده است، ولی ابن ندیم (ص ٢٩٢) بدون اینكه از ابن رستم نامی ببرد المسترشد را به طبری مورخ نسبت داده است.
در سدههای بعد این كتاب مورد استفادۀ ابن شهر آشوب (د ٥٥٨ ق) در مناقب (٢/ ٢٩٤، جم ) و ابن ابی الحدید (د ٦٥٦ ق) در شرح نهج البلاغه (٢/ ٣٦) قرار گرفته است. نسخۀ چاپ شدۀ المسترشد تنها حاوی مباحث مربوط به امام علی (ع) بوده و به امامان دیگر نپرداخته است، ولی از منقولات ابن شهر آشوب از ابن رستم در مناقب (٤/ ١٣٤، ٢٦٢، ٣٥١) در مباحث مربوط به امامان سجاد، صادق و رضا (ع) كه در یك مورد به اخذ آن از المسترشد نیز تصریح شده، چنین برمیآید كه بخشی از المسترشد به مباحث مربوط به دیگر امامان اثناعشر اختصاص داشته كه اكنون مفقود است. این كتاب را از نظر روش باید در زمرۀ آن دسته از آثار كلامی امامیه قرار داد كه برای اثبات حقانیت مذهب از روایات مخالفان بهره گرفتهاند. با مقایسه بین المسترشد و كتاب الایضاح منسوب به فضل بن شاذان نیشابوری (د ٢٦٠ ق) روشن میگردد كه این دو كتاب وجوه اشتراك بسیاری دارد و المسترشد مباحث ایضاح را در مواردی با بسط و تكمیل وارد كرده است (برای توضیح بیشتر در این مورد نک : ابنشاذان، فضل، ه د). در مورد استفادۀ احتمالی آثار بعدی از المسترشد، باید گفت كه به عنوان نمونه الشافی سید مرتضی اشتراكات زیادی با آن دارد، ولی نزدیكی بیشتر لفظ الشافی به الایضاح نسبت به المسترشد احتمال استفادۀ سید مرتضی از آن را كاهش میدهد (بهعنوان نمونه میان المسترشد، ٣٩-٤٠ و الشافی، ٢٤٢ و الایضاح، ١٣٥- ١٣٩ مقایسه شود). گذشته از جنبۀ كلامی، المسترشد از جهت منابع تاریخی با ارزشی كه مؤلف از آن نقل كرده و امروزه از منابع مفقود به شمار میروند، كتابی پرمایه است. از جمله میتوان از روایات زیادی كه ابن رستم (جم ) از واقدی نقل كرده، یاد كرد. ابنرستم بجز المسترشد آثار دیگری نیز داشته كه نجاشی و طوسی از آنها نامی نبردهاند (نک : نجاشی، ٣٧٦؛ طوسی، فهرست، ١٥٩)، ولی ابن شهرآشوب ( معالم، ١٠٦) اثری با عنوان الفاضح و ذهبی (٣/ ٤٩٩) كتابی به نام الرواة عن اهل البیت به او نسبت دادهاند. قاضی نورالله شوشتری (١/ ٩٨، ٤٩١) نیز كتابی با عنوان الایضاح در امامت به او نسبت داده كه محتوا و رابطۀ احتمالی آن با الایضاح منسوب به ابن شاذان دانسته نیست. اندك بودن اطلاعات، شباهت نامها و در مواردی هم عصر بودن موجب شده تا شخصیت صاحب المسترشد با چند تن دیگر خلط شود، از جمله برخی چون ابن حجر عسقلانی (٥/ ١٠٣) او را با ابوجعفر احمد بن محمد بن یزدیار بن رستم طبری نحوی و مقری ساكن بغداد (د بعد ٣٠٤ ق)، صاحب تألیفاتی در علوم قرآن و ادب خلط كردهاند (نک : ه د، ابن رستم).
ابن حجر (همانجا) همچنین با مستندی نامعلوم ابن رستم را از متكلمین معتزله شمرده و نیز احتمال داده آنچه در مورد كفایت مسح پا در وضو به طبری فقیه و مورخ نسبت داده شده مربوط به ابن رستم طبری بوده باشد، ولی تصریح طبری در تفسیر (٦/ ٨٣) به این حكم، بیاساس بودن احتمال ابن حجر را نشان میدهد. از طرفی دیگر ابن ابی الحدید (٢/ ٣٦) تصور كرده یك دو بیتی معروف كه در منابع دیگر (مانند یاقوت، ١/ ٦٨) به ابوبكر محمد بن عباس خوارزمی نسبت داده شده و گفته شده كه دربارۀ طبری مورخ سروده شده، مربوط به صاحب المسترشد باشد. در این دو بیتی اطلاعاتی راجع به وطن و مذهب طبری موردنظر سراینده داده شده است. مهمترین خلط در مورد ابن رستم نسبت كتاب دلائل الامامة كه در ١٣٨٣ ق/ ١٩٦٢ م در نجف به چاپ رسیده، به اوست. نخستین بار ابن شهر آشوب در قرن ٦ ق در معالم (ص ١٠٦) این اثر را به وی نسبت داده است. در قرن ٧ ق رضیالدین ابن طاووس به طور مكرر از دلائل استفاده كرده و مؤلف آن را محمد بن جریر بن رستم طبری ( الاقبال، ٦)، محمد بن رستم بن جریر ( الامان، ٥٢، فرج المهموم، ١٠٢، كشف المحجة، ٣٥) یا محمد بن جریر ( اللهوف، ٢٦، الیقین، ٥٠-٥١) نامیده است. تطابق بین اسلوب منقولات ابن طاووس با دلائل الامامۀ چاپ شده، و نیز یافت شدن مطالب منقول در الامان (صص ٥٢-٦٠) و اللهوف (همانجا) عیناً در دلائل (٧٤، ١٠٤- ١٠٩) نشان میدهد كه دلائل مورد نظر ابن طاووس همین كتاب بوده، با این تفاوت كه برخلاف نسخۀ چاپ شده، مبحث مربوط به امام علی (ع) و حتی احتمالاً پیامبر (ص) را نیز دربرداشته است. از سخن ابن طاووس در اللهوف (همانجا) چنین برمیآید كه او عبارت «قال ابوجعفر محمد بن جریر طبری» را كه بارها در دلائل الامامة تكرار شده (مثلاً صص ٦٣، ٢١٠)، بیان كنندۀ نام مؤلف كتاب دانسته، در حالی كه مشایخ این محمد بن جریر طبری ابداً با دیگر مشایخی كه در طول كتاب دلائل الامامة از ایشان نقل قول شده از نظر طبقه تطبیق نمیكند. بنابراین میتوان نتیجه گرفت كه مستند ابنطاووس در انتساب كتاب چندان محكم نبوده است. به هر حال باید توجه داشت كه اسناد كتاب دلائل با همۀ آشفتگیها و ابهاماتی كه دارد نشان میدهد تألیف كتاب دستكم بیشتر از یك قرن بعد از زمان صاحب المسترشد بوده است. نیز وجود لفظ «رحمه الله» پس از نام حسین بن عبیدالله غضائری (د ٤١١ ق) در (ص ٣٠٠) به همراه ذكر سال ٣٩٥ ق در طبقۀ مشایخ برادر مؤلف در (ص ٩٢) ظاهراً دلالت بر آن دارد كه تألیف كتاب مدتی پس از ٤١١ ق/ ١٠٢٠ م صورت گرفته است. با توجه به آنچه گفته شد سخن برخی از متأخران چون مجلسی (١/ ٢٠) كه دلائل الامامة را نام دیگر المسترشد دانسته، یا المسترشد را جزء اول و دلائل را جزء دوم از اثری واحد شمردهاند (نک : مقدمۀ دلائل، «د») بدون تردید خطاست (در مورد آثار دیگری كه به ابن رستم طبری نسبت داده شده و از نظر سند و اسلوب، وضعی شبیه دلائل الامامة دارند، نک : آقابزرگ، ٢١/ ٢٧- ٢٨، ٢٢/ ٣٣٢، ٢٤/ ٣٤٩؛ حرّ عاملی، ١/ ٢٨، ٤٠٠). در اینجا ذكر این نكته لازم است كه طوسی در فهرست (ص ١٥٨) برای ابن رستم صفت «الكبیر» را آورده كه احتمال دارد برای تمییز او از ابن رستم دیگری باشد، ولی در رجال او (ص ٥١٤) این قید دیده نمیشود.
مآخذ
آقابزرگ، الذریعة؛
ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبةالله، شرح نهج البلاغة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٧٨ ق/ ١٩٥٩ م؛
ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، لسان المیزان، حیدرآباد دكن، ١٣٢٩-١٣٣١ ق؛
ابن رستم طبری، محمد بن جریر، المسترشد، نجف، كتابخانۀ حیدریه؛
ابن شاذان، فضل، الایضاح، به كوشش جلالالدین محدث، تهران، ١٣٥١ ش؛
ابن شهرآشوب، محمد بن، معالم العلماء، نجف، ١٣٨٠ ق/ ١٩٦١ م؛
همو، المناقب، قم، چاپخانۀ علمیه؛
ابن طاووس، علی ابن موسی، الاقبال، ١٣٢٠ ق؛
همو، الامان من اخطار الاسفار و الازمان، نجف، ١٣٧٠ ق؛
همو، فرج المهموم، نجف، ١٣٦٨ ق؛
همو، كشف المحجة، نجف، ١٣٧٠ ق/ ١٩٥٠ م؛
همو، اللهوف، نجف، ١٣٦٩ ق/ ١٩٥٠ م؛
همو، الیقین، نجف، ١٣٦٩ ق/ ١٩٥٠ م؛
ابن ندیم، الفهرست؛
حر عاملی، محمد بن حسن، اثبات الهداة، قم، چاپخانۀ علمیه؛
دلائل الامامة، نجف، ١٣٨٣ ق/ ١٩٦٢ م؛
ذهبی، محمد بن احمد، میزان الاعتدال، به كوشش علی محمد البجاوی، قاهره، ١٣٨٢ ق/ ١٩٦٣ م؛
سید مرتضی، علی بن حسین، الشافی، تهران، ١٣٠١ ق؛
شوشتری، قاضی نورالله، مجالس المؤمنین، تهران، ١٣٥٤ ش؛
طبری، تفسیر؛
طوسی، محمد بن حسن، الرجال، به كوشش محمدصادق بحرالعلوم، نجف، ١٣٨١ ق/ ١٩٦١ م؛
همو، الفهرست، به كوشش محمدصادق بحرالعلوم، نجف، كتابخانۀ مرتضویه؛
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
نجاشی، احمد بن علی، الرجال، به كوشش موسی شبیری، قم، ١٤٠٧ ق؛
یاقوت، بلدان.
احمد پاكتچی