دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٧١ - ابن راهویه
ابن راهویه
نویسنده (ها) :
علی رفیعی علامرودشتی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ راهویه، ابویعقوب اسحاق بن ابراهیم بن مَخْلَد بن ابراهیم تمیمی حنظلی (ح ١٦١- ٢٣٨ ق/ ٧٧٨-٨٥٢ م)، فقیه، محدّث و مفسر مروزی خراسانی. راهْوَیْه (ابن خلكان، ١/ ٢٠٠) یا راهویه (صفدی، ٨/ ٣٨٦) مركب از دو كلمۀ راه (همان راه فارسی) و اویه (پسوند فارسی، برای تصغیر و تحبیب) لقبی است كه مروزیها به مناسبت تولد ابراهیم پدر اسحاق در راه مكه (ابنخلكان، همانجا) به او دادند. از این رو فرزندش اسحاق را، به تصریح خود او ابن راهویه نامیدند (خطیب، ٦/ ٣٤٨) و چون نسبت او به حنظلة بن مالك بن زید مناة بن تمیم میرسد، او را تمیمی حنظلی گفتهاند (ابنعبدالبر، ١٠٨). تولد وی را به اختلاف ١٦١ یا ١٦٦ ق (خطیب، ٦/ ٣٤٧) و به روایتی ١٦٣ ق (ابنخلكان، همانجا) و یا ١٧٣ ق (ابن عساكر، ١/ ١١٤٩) نوشتهاند و درگذشت او را نیز به اختلاف، ٢٣٨ ق (بخاری، التاریخ الصغیر، ٢/ ٣٣٨) و در روایتی از ابوداوود، ٢٣٧ ق (خطیب، ٦/ ٣٥٥) و یا ٢٤٣ ق (ابن ابی یعلی، ١/ ١٠٩) ضبط كردهاند. بخاری (همانجا) نوشته است كه وی هنگام مرگ ٧٥ ساله بوده است، درحالیكه به تصریح همو در التاریخ الكبیر ٧٧ سال داشته است (١(١)/ ٣٨٠).
ابن راهویه در نوجوانی، در حدود ١٧٠ ق/ ٧٨٦ م (سبكی، ٢/ ٨٣) در خراسان نزد عبدالله بن مبارك و جمعی دیگر از عالمان آن دیار استماع حدیث كرد (ابن عساكر، ١/ ١١٤٨). اما خطیب روایاتی را كه وی در این دوره از ابن مبارك شنیده است، به علت حداثت سن او متروك دانسته و اضافه كرده است كه وی در ١٨٤ ق/ ٨٠٠ م در ٢٣ سالگی برای كسب دانش و استماع حدیث خراسان را ترك گفت و به عراق و حجاز و شام و یمن سفر كرد و بارها به بغداد رفت و براساس روایت محمد بن یحیی ذهلی در ١٩٩ ق/ ٨١٤ م در بغداد در اجتماع محدثان نامداری مانند احمد بن حنبل و یحیی بن معین و جمعی دیگر در الرصّافه شركت میكرد و حتی بهعنوان خطیب در صدر مجلس قرار میگرفت (٦/ ٣٤٦، ٣٤٧، ٣٥١). در دمشق و شام نیز از بقیة بن ولید، در كوفه از یحیی بن آدم، در بصره از معتمر بن سلیمان، در مكه از سفیان بن عُیَیْنه و در یمن از اباقرّة موسی بن طارق و جماعتی دیگر از محدثان و علماء حدیث شنید (ابن عساكر، همانجا). به مصر نیز سفر كرد و در آنجا از محمد بن ادریس شافعی، امام شافعیه، حدیث شنید و فقه آموخت (ابن عبدالبر، ١٠٩). خطیب او را از اقران احمد بن حنبل دانسته (٦/ ٣٤٦) و از قول وی نوشته است كه ابنراهویه در مكه یا شافعی مناظرههایی داشته و در مناظرهای در مورد خانههای مكه و فروش آنها بر شافعی پیروز شده است (٦/ ٣٥١). در صورتی كه چنین مناظرهای میان آن دو روی داده باشد، بعید به نظر میآید كه وی از شافعی فقه آموخته و حدیث شنیده باشد. در تأیید این نظر میتوان به سبكی (٢/ ٨٩) استشهاد كرد. وی از قول ابن راهویه چنین آورده است: هنگامی كه در مكه بودیم احمد بن حنبل نیز آنجا بود، روزی از من خواست كه در مجلس شافعی حاضر شوم، ولی من در جواب گفتم با او چه كنم، در حالی كه سن او به سن من نزدیك است، از این سخن معلوم میشود كه ابن راهویه خود را همطراز شافعی میدانسته است.
بیهقی وی را از اصحاب شافعی (ابنخلكان، ١/ ٢٠٠) و به تعبیر ابونعیم (٩/ ٢٣٤) یار و مصاحب و دوست شافعی شمرده است. شیخ طوسی (ص ٣٦٧) او را از اصحاب امام علی بن موسی الرضا (ع) دانسته است. ابن بابویه (٢/ ١٣٤) نوشته است كه هنگام عبور امام (ع) از نیشابور جمعی از دانشمندان و محدثان نیشابور به نزد امام آمدند و از او خواستند كه از احادیثی كه از پدر خود شنیده است برای آنها نقل كند و امام حدیث مشهور سلسلة الذهب را برای آنها نقل كرد كه اسحاق بن راهویه نیز یكی از آن محدثان بود. خطیب (٦/ ٣٤٥-٣٤٦) و مزی (٢/ ٣٧٣-٣٧٦) اسامی شیوخ و كسانی را كه ابن راهویه از آنها حدیث شنیده و روایت كرده است مشروحاً آوردهاند. وی پس از مسافرتهای خود به شهرهای مهم علمی اسلامی آن روزگار سرانجام به خراسان بازگشت و در نیشابور ساكن شد. در همین دوره بود كه صیت علم و دانش وی نزد خراسانیان منتشر شد (خطیب، ٦/ ٣٤٦). نسائی او را ثقه و امین دانسته است.
ابن راهویه از حافظهای قوی برخوردار بوده و از قول خود وی آوردهاند كه ٧٠ هزار حدیث حفظ داشته است (ابن خلكان، ١/ ٢٠٠؛ مزی، ٢/ ٣٨٥). وی همچون احمد بن حنبل متمایل به معانی حدیث و پیرو سلف بود (ابن عبدالبر، ١٠٨) و طبعاً با اصحاب رأی مخالف بود. ابن قتیبه (صص ٦٥-٦٧) برخی از سخنان او را در این باره نقل كرده است. از جملۀ آراء او كه مخالف دیگر مذاهب فقهی است، این است كه اگر كافری را كه هنوز به اسلام اقرار نكرده است، در حال خواندن نماز ببینند حكم به ایمان او میشود (سبكی، ٢/ ٩٢-٩٣)، ابونعیم (٩/ ٢٣٥- ٢٣٨) چند حدیث از احادیث غریب او را نقل كرده و بلقینی (ص ٥٨٤) نوشته است كه گروهی از پیروان او را اسحاقیه مینامیدند. ابن خلكان (همانجا) میگوید كه چون آوازۀ شهرت وی در مصر بلند شد، كتب او را منسوخ دانسته، جمعآوری كردند.
ابن راهویه شاگردان بسیاری تربیت كرد و عدّه زیادی از وی حدیث شنیده و روایت كردهاند كه اسامی آنان را ابن عساكر (١/ ١١٤٨) و مزی (٢/ ٣٧٦-٣٧٧) مشروحاً آوردهاند، اما مشاهیر و كسانی كه از وی حدیث شنیده و در كتب خود نقل كردهاند، عبارتند از: احمد بن حنبل در مسند (١/ ١٠٣)، بخاری در صحیح (١/ ٤٣)، مسلم ابن حجاج قشیری در صحیح (٥(٢)/ ١١٦٧) و نسائی در سنن (١/ ٢٠ به بعد). خطیب (٦/ ٣٥٥) نقل كرده است كه ابوداوود (خفاف) گوید: ابن راهویه پنج ماه پیش از مرگ تغییر حال داد (گویا مقصود اختلال دماغ باشد)؛ در این ایام از او روایاتی شنیدم كه آنها را ترك كردم. ابنقیسرانی (١/ ٢٩) نوشته است كه وی در نیشابور درگذشت و گور وی در آنجا مشهور و زیارتگاه شد.
آثـار
ابن ندیم كتابهای السنن فی الفقه و مسند و تفسیر را به وی نسبت داده است (ص ٢٨٦). كتاب مسند وی شش جلد بوده است (كتانی، ٤٩). اما تنها اثری كه اكنون از او موجود است، جلد چهارم كتاب مسند اوست كه آغاز آن «مایروی عن ابی قلابة و زرارة» و پایان آن «مایروی عن عكرمة عن ابن عباس عن النبی (ص)» است ( تذكرة النوادر، ٣٦-٣٧). نسخههای خطی آن در خدیویه (خدیویه، ١/ ٤١٩) و دارالكتب قاهره، و ظاهریۀ دمشق موجود است (GAS, I/ ١١٠).
مآخذ
ابن ابی یعلی، محمد، طبقات الحنابلة، به كوشش محمد حامد الفقی، قاهره، ١٣٧١ ق/ ١٩٥١ م؛
ابن بابویه، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا، به كوشش مهدی حسینی لاجوردی، قم، ١٣٧٩ ق؛
ابن حنبل، احمد، مسند، قاهره، ١٣١٣ ق/ ١٨٩٥ م؛
ابن خلكان، وفیات؛
ابن عبدالبر، یوسف، الانتقاء، بیروت، دارالكتب العلمیة؛
ابن عساكر، علی بن الحسین، تاریخ مدینة دمشق، نسخۀ عكسی احمد ثالث، شم ٢٨٨٧؛
ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، تأویل مختلف الحدیث، به كوشش اسماعیل الخطیب السلفی، قاهره، ١٣٢٦ ق/ ١٩٠٨ م؛
ابن قیسرانی، محمد بن طاهر، الجمع بین رجال الصحیحین، بیروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
ابن ندیم، الفهرست؛
ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، حلیة الاولیاء، قاهره، ١٩٣٢- ١٩٣٨ م؛
بخاری، محمد بن اسماعیل، التاریخ الصغیر، به كوشش محمود ابراهیم زاید و یوسف مرعشلی، بیروت، ١٤٠٦ ق/ ١٩٨٦ م؛
همو، التاریخ الكبیر، حیدرآباد دكن، ١٣٦٢ ق/ ١٩٤٣ م؛
همو، صحیح، استانبول، ١٤٠١ ق/ ١٩٨١ م؛
بلقینی، عمر، «محاسن الاصطلاح»، مقدمۀ ابن الصّلاح و محاسن الاصطلاح، به كوشش عائشه عبدالرحمن بنت الشاطی، قاهره، ١٩٧٤ م؛
تذكرة النوادر، حیدرآباد دكن، ١٣٥٠ ق/ ١٩٣١ م؛
خدیویه، فهرست؛
خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ ق/ ١٩٣١ م؛
سبكی، عبدالوهاب بن علی، طبقات الشافعیة، به كوشش عبدالفتاح محمد الحلو و محمود محمد الطناحی، قاهره، ١٣٨٣ ق/ ١٩٦٣ م؛
صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، به كوشش محمد یوسف نجم، بیروت، ١٣٩١ ق/ ١٩٧١ م؛
طوسی، محمد بن حسن، رجال، نجف، ١٣٨٠ ق/ ١٩٦٠ م؛
كتانی، محمد، الرسالة المستطرفة، بیروت، ١٣٣٢ ق/ ١٩١٤ م؛
مزی، یوسف، تهذیب الكمال، به كوشش بشّار عواد معروف، بیروت، ١٤٠٤ ق/ ١٩٨٤ م؛
مسلم بن الحجاج، صحیح، استانبول، ١٤٠١ ق/ ١٩٨١ م؛
نسائی، احمد بن شعب، سنن، به شرح جلالالدین سیوطی و حاشیۀ الامام السندی، بیروت، دارالكتب العلمیة؛
نیز:
GAS.
علی رفیعی