دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٥٥ - ابن خلاد رامهرمزی
ابن خلاد رامهرمزی
نویسنده (ها) :
محمد آصف فکرت
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ خَلاّدِ رامهُرْمُزی، ابومحمد حسن بن عبدالرحمان (د ٣٥٨ / ٩٦٩ )، قاضی، محدث و اديب ايرانی، كه او را خلاّدی نيز گفتهاند (ياقوت، ٩/ ٦). در رامهرمز خوزستان میزيسته است (سمعانی، ٦/ ٤٧)، او را محدّث عجم نيز خواندهاند (ذهبی، سير، ١٦/ ٧٣). عجاج خطيب در مقدمۀ المُحدَّث الفاصل (ص ١١) با توجه به روزگار زندگانی شيوخ ابن خَلاّد، تولد او را در حدود ٢٦٥ ق / ٨٧٩ م دانسته است. وی از پدر خويش و گروهی ديگر چون محمد حَضرمی، ابوحَصِين وادعی و محمد بن عثمان بن ابی شَيبه استماع كرد. برخی از مشايخ او را ذهبی ( تذكرة الحفاظ، ٣/ ٩٠٦، سير، ١٦/ ٧٣) نام برده، اما ذكر بيشتر آنان در كتابهای خود ابن خلاد ( امثالالحديث، المحدّثالفاصل، جم ) آمده است. ذهبی ( تذكرة الحفاظ، همانجا) اولين استماع ابن خلاد را در ٢٩٠ ق / ٩٠٣ م دانسته است، اما با توجه به آنچه در بالا ذكر شد، خيلی پيشتر از اين تاريخ استماع حديث كرده است. ابن خلاد پيش از ٢٩٠ ق آهنگ سفر كرد و از گروهی از محدثان شيراز حديث شنيد و نوشت (سمعانی، ٦/ ٤٧). وی در خوزستان منصب قضا يافت (همانجا) و با وزيران و رئيسان مراوده داشت؛ به خصوص با ابن عميد (ه م) رابطۀ نزديك داشت و با او مكاتبه میكرد. ثعالبی افزون بر آنكه در شرح زندگی ابنخلاد مقداری از اشعار او را میآورد (٣/ ٤٢٢)، ضمن گزارش احوال ابن عميد نيز به تفصيل از ارسال هدايای ابن خلاد به وی و مبادلۀ نامههای منظوم ميان آن دو ياد كرده و قطعاتی از آن منظومهها را آورده است (٣/ ١٦٦-١٧١). وجود چنين ارتباط نزديكی بين ابن خلاد و شخصيت عالی مقام و فاضلی چون ابن عميد و لحن احترام آميز ابن عميد در نامهها و اشعاری كه خطاب به ابن خلاد نوشته و سروده است، فضل و مقام والای ابن خلاد را میرساند. ابن عميد، ظاهراً هنگامی كه بيمار بوده در نامهای به ابن خلاد، همنشينی او را درمان و ديدار او را داروی درد خويش خوانده و وی را نزد خود دعوت كرده است. ابن خلاد نيز در نامهای كه از محضر ابن عميد به منزل خويش نوشته، او و مجلس او را ستوده است (ياقوت، ٩/ ١٠-١٢، ١٤-١٥).
ابن خلاد با حسن بن محمد مهلبی نيز رابطۀ نزديك داشت و چون مهلبی به وزارت معزالدولۀ ديلمی رسيد، در تهنيت او اشعاری نوشت. مهلبی در نامهای كه در پاسخ ابن خلاد نگاشته نثر و نظم او را ستوده است (ياقوت، ٩/ ٦-١٠). ابن خلاد از اقران قاضی ابوالقاسم علی بن محمد تنوخی بود و ابوشجاع عضدالدوله فنا خسرو را مدح گفت (ياقوت، ٩/ ٦). امين (٥/ ١٣٢) تأليف كتاب الريحانتين و ارتباط نزديك ابن خلاد با ابن عميد و مهلّبی و مدح عضدالدوله را از قرائن تشيع او میشمارد. تحرير كلمۀ عليهم السلام، پس از نام علی بن حسین بن علی(ع) در المحدث الفاصل (ص ١٦٢) را نيز میتوان بر اين قراين افزود.
ابن نديم (ص ١٧٢) خوبی و ملاحت تأليفات ابن خلاد را ستوده و او را از پيروان جاحظ شمرده است. كسانی مانند محمد صيّداوی، حسن بن ليث شيرازی، احمد بن مردويه، احمد بن اسحاق نهاوندی، ابوالقاسم عبدالله بن احمد بن علی بغدادی و نيز ابومحمد حسن شريف محمدی كه از مشايخ طوسی و نجاشی است، از ابن خلاد روايت كردهاند (ابن خلاد، امثال الحديث، ٥؛ ذهبی، تذكرة الحفاظ، ٣/ ٩٠٦؛ همو، سير، ١٦/ ٧٤؛ آقابزرگ، ٤/ ٨٨). ابوعبدالله محمد بن عبدالعزيز شيرازی حافظ در تاريخ فارس چنين آورده كه ابن خلاد تا حدود ٣٦٠ ق/ ٩٧١ م در رامهرمز میزيسته است (سمعانی، ٦/ ٤٧). اغلب منابع قديمی تاريخ مرگ او را ٣٦٠ ق يا حدود آن سال میدانند، (همانجا؛ قس: ابن شاكر، ١١/ ٢١٢). ثعالبی (٣/ ٤٢٤) مرثيهای را كه يكی از دوستان ابن خلاد در مرگ او سروده، نقل كرده است.
ابن نديم (ص ١٧٢) اين آثار را از ابن خلاد نام میبرد: ادب الموائد؛ ادب الناطق؛ امام التنزيل؛ امثال النبی (امثال الحديث)؛ ربيع المتيّم؛ الرثاء و التعازی؛ الريحانتين الحسن و الحسين؛ رسالة السفر؛ الشيب و الشباب؛ العلل فی مختار الاخبار؛ المناهل و الاعطان؛ النوادر و الشوارد. ياقوت (٩/ ٥) كتاب المحدث الفاصل بين الراعی و الواعی و مباسطة الوزراء را نيز بر اينها میافزايد: در بعضی منابع نوشتهای در باب اطعمه به او نسبت دادهاند. مصراع «كتابی المصنف فی الاطعمه» در قصيدهای كه ابن خلاد برای ابن عميد فرستاده (ثعالبی، ٣/ ١٧١) مؤيّد اين سخن است. از ميان آثار ياد شده، اكنون تنها اين دو كتاب در دست است.
١. امثال الحديث: اين كتاب حاوی ١٤٠ مثل است كه از پيامبر اسلام (ص) روايت شده است. مضامين اين امثال، موافق با امثال قرآن مجيد، و مشتمل بر موضوعاتی چون وعد و وعيد، حلال و حرام و ايمان و كفر است. ابن خلاد بعضی از كلمات اين امثال را شرح كرده و در برخی موارد برای بيان معانی آن شواهدی از قرآن كريم آورده و گاه به اشعار و امثال ديگر استناد نموده و به توضيح حديث و غايات و مقاصد آن پرداخته است. امثال الحديث بر ٧ جزء مرتب شده و ابوالقاسم عبدالله بن احمد بغدادی، در محرم ٣٣٣ ق/ اوت ٩٤٤ م آن را از ابن خلاد در رامهرمز شنيده است ( امثال الحديث، ٥). اين كتاب يك بار به كوشش امة الكريم القرشيه با مقدمهای به زبان آلمانی و فهارس متعدد و پانويسيها، در استانبول (مكتبة الاسلاميه، بدون تاريخ) و بار ديگر به كوشش عبدالعلی عبدالحميد اعظمی در بمبئی (دارالسلفية، ١٤٠٤ ق/ ١٩٨٣ م) چاپ شده است.
٢. المُحدَّث الفاصل بين الراوی و الواعی، در علم اصول الحديث. المُحدّث نخستين كتاب از مجموعهكتابهايی است كه در سدههای ٢ و٣ ق/ ٨ و ٩ م در قواعد مربوط به قبول يا ردّ احاديث منسوب به پيامبر (ص) نوشته شده و ابن حجر آن را اولين كتاب در علم حديث دانسته است (عجاج خطيب، مقدمۀ المحدث، ٢٧؛ قس: ابن حجر، ١). ابن صلاح كه از اين كتاب به كرات نقل میكند، در مواردی (علوم الحديث، ١٩٤-١٩٥، مقدمة، ٣١٣) اشاراتی انتقادآميز به روش علامت گذاری ابن خلاد در تخريج حديث دارد. كتاب مذكور به كوشش محمد عجاج خطيب با مقدمۀ مبسوط و فهارس متعدد در ١٣٩١ ق/ ١٩٧١ م در بيروت چاپ شده است.
مآخذ
آقابزرگ، الذريعة؛
ابن حجر، احمد بن علی، نخبة الفكر...، به كوشش و. ناسو ليس، كلكته، ١٨٦٢ م؛
ابن خلاد رامهرمزی، حسن بن عبدالرحمن، امثال الحديث، به كوشش امة الكريم القرشية، استانبول، مكتبة الاسلاميه؛
همو، المُحدّث الفاصل، به كوشش محمد عجاج خطيب، بيروت، ١٣٩١ ق/ ١٩٧١ م؛
ابن شاكر كتبی، محمد، عيون التواريخ، نسخۀ عكسی موجود در كتابخانۀ مركز؛
ابن صلاح، عثمان بن عبدالرحمن، علوم الحديث، به كوشش نورالدين عتر، دمشق، ١٤٠٤ ق/ ١٩٨٤ م؛
همو، مقدمة، به كوشش عايشه عبدالرحمن، قاهره، ١٩٧٤ م؛
ابننديم، الفهرست؛
به كوشش گوستاو فلوگل، هاله، ١٨٧٢ م؛
امين، محسن، اعيان الشيعة، به كوشش حسن امين، بيروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
ثعالبی، عبدالملك بن محمد، يتيمة الدهر، به كوشش محمد محيیالدين عبدالحميد، بيروت، دارالفكر؛
ذهبی، محمد بن احمد، تذكرة الحفاظ، حيدرآباد دكن، ١٣٣٣-١٣٣٤ ق؛
همو، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و اكرم بوشی، بيروت، ١٤٠٦ ق/ ١٩٨٦ م؛
سمعانی، عبدالكريم بن محمد، الانساب، به كوشش عبدالرحمن يحيی، حيدرآباد دكن، ١٣٨٦ ق/ ١٩٦٦ م؛
عجاج خطيب، محمد، مقدمه بر المحدث (نک : ابن خلاد در همين مآخذ)؛
ياقوت، ادبا.
محمدآصف فكرت