دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٤٩ - ابن خشاب، ابوالحسن
ابن خشاب، ابوالحسن
نویسنده (ها) :
علی اکبر ضیائی
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٢٨ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِخَشّاب، ابوالحسن محمد بن يحيی، قاضی حلب در روزگار ايلغازی بن ارتق. از زندگی وی چيزی دانسته نيست. شهرت او در آباد ساختن مساجد و تبديل چهار كليسای مهم حلب به مسجد بود كه هريك از اين مساجد در زمينۀ نشر علوم و معارف اسلامی نقش مهمی را تا به امروز ايفا نموده است.
غزی (٢/ ٢١٦) گويد كه وقتی صليبيها شهر حلب را در ٥١٨ ق/ ١١٢٤ م محاصره كردند و ايلغازی بن ارتق از آن ديار گريخت، قاضی بن خشاب به رسيدگی به امور مردم همت گماشت. صليببيان چون از جانب غربی و شرقی به شهر حمله كردند و برای دست يافتن به زر و سيم به نبش قبور و مشاهد و قتل عام مردم بیگناه پرداختند، قاضی بن خشاب در چنين شرايط سختی با موافقت بزرگان حلب تصميم گرفت محراب كليساهای بزرگ و مهم مسيحيان را خراب و به جای آن محراب اسلامی برپا كند (ابنعديم، ٢/ ٢١٤- ٢١٥ و ذيل آن). به دنبال اين تصميم بود كه وی با ايجاد تغييراتی در محراب و درهای بزرگترين كليسای آنان كه هيلانه، مادر قسطنطين، ساخته و نزد مسيحيان از منزلت والايی برخوردار بود، مسجدالسراجين را برپا كرد. وقتی زمام امور به دست نورالدين محمود زنگی افتاد، ايوان و چندين حجره به آن افزود و آن را به مدرسهای به نام حلاويّه يا حلاويين برای تدريس مذهب حنفی تبديل كرد كه بنای آن در ٥٤٤ ق/ ١١٤٩ م به اتمام رسيد (غزی، ٢/ ٢١٧؛ محمد راغب، ١/ ٤٥٠-٤٥١). اين مدرسه تا زمان ابنعديم (د ٦٦٠ ق/ ١٢٦٢ م) مركزی برای ترويج مذهب حنفی بود. محراب ايوان اين مدرسه تا به امروز نيز همچنان برپاست (فارس، ٤ و ٥/ ١٣١)، كليسای حدادين نيز از جمله چهار كليسايی است كه به دستور ابنخشاب به مسجد تبديل شد. اين مسجد بعد از مدتی به دستور حسامالدين محمد بن عمر بن لاچين، خواهرزادۀ صلاحالدين، خراب و به صورت مدرسه درآمد (ابنعديم، ٢/ ٢١٥؛ ابنشحنه، ١١٧). دانشمندان حلب هر يك برای مدتی رياست اين مدرسه را بر عهده داشتند، تا اينكه نوبت به ابنشحنه (د ٨٩٠ ق/ ١٤٨٥ م) و فرزندانش رسيد. ابنشحنه (همانجا) گويد كه خود وی مدتی متولی مدرسه بوده و آن را به فرزندانش محول كرده است و گويا از آن پس مدرسه تعطيل شد. غزی (د ١٣٥٢ ق/ ١٩٣٣ م) اين مدرسۀ متروكه را در دربالحدادين واقع در محلۀ سفاحيۀ حلب مشاهده كرده است (٢/ ١١٠).
نام مسجد ديگری كه وسيلۀ ابنخشاب در محل كليسا برپا شد بر ما معلوم نيست. اين مسجد به وسيلۀ عزالدين عبدالملك مقدم در ٥٦٤ ق/ ١١٦٩ م تجديد بنا و به مدرسۀ مقدميه تبديل شد (ابنشحنه، ١١٨). اين مدرسه در زمان غزی (٢/ ٧٠) به مدرسۀ خان التتن معروف بود. ابنخشاب همچنين آرامگاهی به نام التربة الخشابية در نزديكی مسجد ابی دَرَجين بنا كرد كه دو قبر در رواق شرقی آن وجود داشت. يكی از بزرگان قادريه كه از مشايخ هلاليه بود در ١٣١٧ ق/ ١٨٩٩ م با كمك مردم اين آرامگاه را تعمير كرد و آن را محل تدريس و برگزاری نماز جمعه و عيدين قرار داد (همو، ٢/ ٨ -٦٧). از ديگر خدمات ابنخشاب به تمدن اسلامی در حلب ايجاد مسجد جامع الاصفر است. غزی (همانجا) گويد كه اين بنا محل برپايی نمازهای يوميه و جمعه است و قبلاً به جامع الجرن الاصفر نيز معروف بوده است.
مآخذ
ابن شحنه، محمد، الدُّر المنتخب فی تاريخ مملكة حلب، به كوشش يوسف اليان سركيس، بيروت، ١٣٢٧ ق/ ١٩٠٩ م؛
ابنعديم، عمر بن احمد، زُبدة الحلب، به كوشش سامی الدهان، دمشق، ١٣٧٠ ق/ ١٩٥١ م؛
غزی، كامل بن حسین، نهر الذهب فی تاريخ حلب، حلب، ١٣٤٣- ١٣٤٥ ق؛
فارس، محمد كامل، «محاريب حلب: طرزها الفنيّة و المعمارية»، عاديات حلب، حلب، ١٩٧٨- ١٩٧٩م؛
محمد راغب، طباخ حلبی، اعلام النبلاء، حلب، ١٣٤٢ ق/ ١٩٢٣ م.
علیاكبر ضيائی