دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩١٤ - ابن حاجب، ابوحفص
ابن حاجب، ابوحفص
نویسنده (ها) :
حسن صفری نادری
آخرین بروز رسانی :
جمعه ١٩ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ حاجِب، ابوحفص عمر بن محمد بن منصور امينی ملقب به عزالدين (٥٩٣- ٢٨ شعبان ٦٣٠ ق/ ١١٩٧- ٩ ژوئن ١٢٣٣ م)، محدث و مورخ دمشقی. برخی از منابع كنيۀ او را «ابوالفتوح» نيز ذكر كردهاند (ابن مستوفی، ١/ ٤٠٩). وی در دمشق به دنيا آمد و احتمالاً به سبب آنكه جدش، منصور بن مَسْرور، حاجب و دربان امينالدوله حكمران بُصرى بوده (ابنمستوفی، همانجا؛ ذهبی، تذكره، ٤/ ١٤٥٦) به «ابن حاجب» شهرت يافته است. او برای بهره بردن از محدثين عصر خود مسافرتهای بسيار كرد و از اين رو به عنوان «رَحال» از او ياد شده است (ذهبی، العبر، ٣/ ٢٠٧). در شهرها و نقاط مختلف از مشايخ بسياری حديث شنيد و نام آنان را در مجموعههايی جمعآوری كرد. نخستين بار در دمشق، در ٦١٦ ق/ ١٢١٩ م از محضر هبةالله بن خضر بن طاووس استماع كرد. سپس در همانجا از موسی بن عبدالقادر، شيخ موفق، ابن ابی لقمه و ابن البُن حديث شنيد. در ٦٢٤ ق وارد اربل شد و در آنجا از شيخ ابوالمعالی صاعدبنعلی واعظ واسطی و ابومحمد بدل بن ابی معمر حافظ تبريزی استماع حديث كرد. آنگاه به بغداد رفت و نزد ابوالفرج فتح بن عبدالله بن عبدالسلام بغدادی و ديگران حديث شنيد (ابن مستوفی، همانجا؛ ذهبی، تذكره، ٤/ ١٤٥٥). درك محضر علمی فتح بن عبدالسلام برای ابنحاجب از اهميت ويژهای برخوردار بود، تا آنجا كه بنا به گفتۀ سيفالدين بن مجد هنگامی كه ابن حاجب به بغداد قدم نهاد، به شكرانۀ زنده بودن فتح بن عبدالسلام، اولين روز ورود خود را روزه گرفت (ذهبی، تاريخ الاسلام، طبقۀ ٦٣، ٣٧٤). همچنين در آنجا از شاگردان قاضی ابوالفضل ارموی و ابوالوقت سجزی، استماع حديث نمود. سپس دو نوبت به مصر رفت و از عبدالقوی بن جباب و ديگران حديث شنيد. در راه حجاز نيز از ابومحمد ابوبكر بن محمد هروی، معروف به «ابنعجمی» استماع كرد. علاوه بر آنچه ذكر شد، در اسكندريه، موصل، حلب و حرمين شريفين نيز استماع حديث نموده است (ابنمستوفی، ٢/ ٦٤٤؛ منذری، ٣/ ٣٤٦؛ ذهبی، همان، طبقۀ ٦٣، ٣٧٣؛ برزالی، ٢/ ٥٦٢). افراد مختلفی از ابن حاجب حديث شنيدهاند، كه زكیالدين برزالی، ابو موسی رعينی و جمالالدين بن صابونی از آن جملهاند. همچنين ابن مستوفی گويد كه از ابن حاجب حديث شنيده است (همانجا). نكتۀ مهم اين است كه ابن حاجب توانسته است به علت تبحر در حديث بر بسياری از مشايخ خود در اين رشته فائق آيد، چندانكه استاد وی ابواسحاق ابراهيم بن محمد صريفينی عراقی نيز از وی حديث شنيده است (ذهبی، تذكره، ٤/ ١٤٥٦). به سبب علاقۀ وافر ابن حاجب به حديث و جمعآوری آن بود كه وصيت نمود پس از مرگ كتابهايش را در دارالحديث جبل قاسيون، كه به ضياءالدين محمد بن عبدالواحد مقدسی منسوب بود، قرار دهند (منذری، ذهبی، همانجاها).
آثار
از ابن حاجب دو اثر دستنويس بر جای مانده كه در ظاهريه موجود است: عوالی حديث مالك بن انس در ١٨ برگ و مصافحات و موافقات و ابدال و احاديث عوال مشتمل بر ٤٠ حديث و بعضی اضافات ديگر در ١٥ برگ (ظاهريه، ٥٤٥، ٥٨٩). همچنين ٣ اثر ديگر به وی منسوب است كه عبارتند از ذيلی بر تاريخ دمشق ابن عساكر (منذری، همانجا)؛ معجم مكانهايی كه در آنها استماع حديث كرده است (ذهبی، تذكره، ٤/ ١٤٥٥)؛ معجم الشيوخ، كه در آن نام حدود ١١٨٠ تن از مشايخ حديث خود را ذكر كرده است (ذهبی، تاريخ الاسلام، همانجا).
مآخذ
ابن مستوفی، مبارك بن احمد، تاريخ اربل، به كوشش سامی خماس صقار، بغداد، دارالرشيد؛
برزالی، قاسم بن محمد، مشيخة قاضی القضاة ابن جماعة، به كوشش موفق عبدالقادر، بيروت، ١٤٠٨ ق/ ١٩٨٨ م؛
ذهبی، محمد بن احمد، تاريخ الاسلام، به كوشش بشار عواد معروف و ديگران، بيروت، ١٤٠٨ ق/ ١٩٨٨ م؛
همو، تذكرة الحفاظ، حيدرآباد دكن، ١٣٣٣-١٣٣٤ ق؛
همو، العبر، به كوشش محمد سعيد بن بسيونی زغلول، بيروت، ١٠٤٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
ظاهريه، خطی (مجاميع)؛
منذری، عبدالعظيم بن عبدالقوی، التكملة الوفيات النقلة، به كوشش بشار عواد معروف، بيروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٤ م.
حسن صفری نادری