دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٠٠ - ابن جماز
ابن جماز
نویسنده (ها) :
بخش فقه، علوم قرآنی و حدیث
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ١٨ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ جَمّاز، ابوالربيع سليمان بن مسلم زُهْری مَدَنی، يكی از دو راوی قرائت ابوجعفر يزيد بن قعقاع از قراء عشر در سدۀ ٢ ق/ ٨ م.
او از موالی بنی زهره بود و نسبت زهری او به اين جهت است. در مورد زندگی وی چيزی دانسته نيست، جز اينكه ابن جزری (تحبير، ١٧، غاية، ١/ ٣١٥) وفات او را اندكی پس از ١٧٠ ق/ ٧٨٦ م در مدينه حدس زده است. او قرائت را از دو تن از قاريان متقدم مدينه به نامهای ابوجعفر يزيد بن قَعْقاع (د ١٣٠ ق) از قراء عشر و شيبة بن نصاح (د ١٣٠ ق) و سپس از نافع بن عبدالرحمن (د ١٦٩ ق) از قراء سبع به طريق عرض فرا گرفت (اندرابی، ٤٧؛ ابن جزری، غاية، همانجا). راوی اصلی ابنجماز، ابواسحاق اسماعيل بن جعفر مدنی است كه روايت او را از طريق دوری و هاشمی به خلف بزاز منتقل كرده است (نک : همو، النشر، ١/ ١٧٦- ١٧٨). اسماعيل بن جعفر و نيز قتيبة بن مهران كه روايت او از ابنجماز رواج نيافت قرائت را به طريق عرض از ابن جماز فرا گرفتهاند (همو، غاية، همانجا). گفته شده است كه وليد بن مسلم مقری شام، ابوهمام صلت بن محمد خاركی نيز از ابن جماز روايت كردهاند (ابن ابی حاتم، ٢(١)/ ١٤٢؛ ابن ماكولا، ٢/ ٥٥٠). طبق گفتۀ هذلی، روايت هاشمی از ابنجماز مستقيم نبوده است. (ابنجزری، غاية، ١/ ٣١٣).
در آثار شناخته شدهای كه در مورد قرائت ابوجعفر تا نيمۀ اول سدۀ ٥ ق نوشته شده، اثری از روايت ابنجماز نيست. از نيمۀ دوم آن قرن هذلی در الكامل، ابن سوار (د ٤٩٦ ق) در المستنير، ابن خيرون (د ٥٣٩ ق) در الموضح و المفتاح و ابوالكرم (د ٥٥٠ ق) در المصباح روايت ابن جماز را تدوين نمودند. به هر تقدير روايت او تحت الشعاع همتايش ابنوردان، راوی ديگر ابوجعفر قرار گرفته، چنانكه ابن جزری ( النشر، ١/ ١٧٤- ١٧٨) روايت وی را از ١٢ طريق ثبت كرده، در حالی كه روايت ابن وردان را از ٤٠ طريق گرد آورده است. قلت موارد اختلاف بين روايت ابن جماز و ابن وردان را میتوان تا حدودی مربوط به دقت آن دو در ضبط داشت. از وجوه افتراق روايت ابن جماز و ابن وردان میتوان گرايش ابن جماز را به اشباع كسرۀ هاء «ضمير» و «سكت» (به عنوان نمونه: محيسن، ٢/ ٧٧، ٩٢). گزينش تاء در مورد اختلاف بين تاء و ياء مضارع (همو، ٢/ ٣٠؛ ابن جزری، النشر، ٢/ ٣٢٢)، ابدال همزه به واو در موردی مانند «يُوَّيَّدُ» (محيسن، ١/ ٩٦) ذكر كرد. در طريق هذلی از هاشمی نيز كه قديمترين طريق مدون شناخته شده از روايت ابن جماز است، وجوه افتراقی با طرق ديگر وجود دارد. به عنوان نمونه ابنجزری ( النشر، ٢/ ٢٧٠) القای حركت همزه بر واو و ساكن خواندن واو را در نظائر «أوَ أمِنَ» (اعراف / ٧/ ٩٨)، كه پس از همزۀ استفهام واو عطف آمده از اصول اين طريق شمرده است. ابن جماز در برابر ابوجعفر همواره يك راوی صرف برای قرائت او نبوده، بلكه در مواردی انفرادات صحابه را از وی آموخته (بهعنوان نمونه نک : ذهبی، ١/ ٦٠) و گاه به استخراج و بيان قواعد كلی در قرائت پرداخته است (مانند قاعدۀ وی در فتح يا ئات اضافه: ابن مهران، ٢٩٩). او به موارد اختلاف قرائت اهل مدينه و مصاحف رايج ميان ايشان با مصحف عثمان نيز پرداخته است (نک : ابن ابی داوود، ٤٦-٥١). ابن جماز يكی از راويان قرائت نافع نيز بوده (ابنجزری، غاية، ٢/ ٣٣١) و ابنخالويه (١٢٨، ١٦٢، جم ) برخی تفردات او را در روايت از نافع نقل كرده است. اقراء ابن جماز در مجالس خود به قرائت نافع بيشتر از ابوجعفر بوده است (نک : ابن مهران، ١١)، مع ذلك روايت او از نافع هرگز در رديف روايات قالون، وَرش و حتی اسماعيل بن جعفر قرار نگرفت، به طوری كه در آثار شناخته شدۀ قرائت، اعم از موجود و مفقود، طريقی منتهی به ابن جماز از نافع ديده نمیشود.
مآخذ
ابن ابی حاتم، عبدالرحمن بن محمد، الجرح و التعديل، حيدرآباد دكن، ١٣٧٢ ق/ ١٩٥٢ م؛
ابن ابی داوود، عبدالله، المصاحف، بيروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
ابن جزری، محمد بن محمد، تحبير التيسير، بيروت، دارالكتب العلمية؛
همو، غاية النهاية، به كوشش گ. برگشترسر، قاهره، ١٣٥١ ق/ ١٩٣٢ م؛
همو، النشر، به كوشش علی محمد الضباع، قاهره، مطبعة مصطفی محمد؛
ابن خالويه، حسين بن احمد، مختصر فی شواذ القرآن، به كوشش گ. برگشترسر، قاهره، ١٩٣٤ م؛
ابن ماكولا، علی بن هبةالله، الاكمال، حيدرآباد دكن، ١٣٩٢ ق/ ١٩٧٢ م؛
ابن مهران، احمد بن حسین، المبسوط، به كوشش سبيع حمزة حاكمی، دمشق، ١٤٠٧ ق/ ١٩٨٦ م؛
اندرابی، احمد بن ابی عمر، قراءات القراء المعروفين، به كوشش احمد نصيف الجنابی، بيروت، ١٤٠٧ ق/ ١٩٨٦ م؛
ذهبی، محمد بن احمد، معرفة القراء الكبار، به كوشش محمد سيد جادالحق، قاهره، ١٣٨٧ ق/ ١٩٦٧ م؛
محيسن، محمد سالم، التذكرة فی القراءات الثلاث المتواترة، قاهره، ١٣٩٨ ق/ ١٩٧٨ م.
بخش علوم قرآنی و حديث